لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۵۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

فيلم باران ساخته مجيد مجيدي، در آستانه نامزدي جايزه اسكار، از ديد كارگردان فيلم و يك منتقد


بهنام ناطقي (مجله نيويورك)

بهنام ناطقي (راديوآزادي): امروز در مجله نيويورك، نگاهي به فيلم باران، آخرين اثر كارگردان موفق سينماي ايران، آقاي مجيد مجيدي، كه به احتمال قوي تا چندروز آينده نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي سال 2001 خواهدبود، در گفتگويي با كارگردان فيلم، كه ماه گذشته در سفري به آمريكا، در جلسات نمايش اين فيلم براي مننتقدان، نويسندگان و نخبگان در شهرهاي مختلف آمريكا شركت كرد. همچنين، جمشيد اكرمي، پژوهشگر سينماي ايران در نيويورك، از بخت نامزدي و گرفتن جايزه اسكار فيلم باران سخن مي گويد و رمز موفقيت مردمي و گيشه اي فيلم هاي آقاي مجيدي را تشريح مي كند. سينماي تصويري وانسانگراي مجيد مجيدي، امروز در مجله نيويورك... آرم برنامه بهنام ناطقي: آقاي مجيد مجيدي، كارگردان 43 ساله فيلمهاي بچه هاي آسمان، رنگ خدا و باران، پرفروش ترين فيلمساز ايراني در خارج از مرز هاي ايران است. آخرين فيلم مجيدي، باران، كه براي احراز شرايط شركت در جوايز اسكار سال گذشته مسيحي مدت كوتاهي در چندشهر آمريكا به نمايش در آمد و قرار است از ماه مارچ، يعني در حدود يك ماه ديگر در سينماهاي سراسر آمريكا اكران شود، در سايه قدرت تصويري و داستان گويي سينماي مجيد مجيدي، نه تنها عشق و ايثار، سوژه هميشگي او، بلكه موضوع مهاجران افغاني در ايران و رنج و مشقت مردم محروم افغانستان را در معرض ديد جهانيان قرار مي دهد. صداي فيلم باران بهنام ناطقي: مجيد مجيدي در عرصه سينماي ايران فيلمسازي يگانه است. او نه تنها علاقمندان هنر سينما و منتقدان و داوران جشنواره ها را خيره ساخته است بلكه به خاطر زبان ساده و تصويري خود توانست در دل تماشاگران سينما در سراسر جهان جايي براي صحنه هاي ايراني وداستان هاي ايراني پيدا كند كه قبلا وجود نداشت. موسيقي فيلم باران آقاي جمشيد اكرمي، كارشناس سينماي ايران در نيويورك و استاد فيلمشناسي دانشگاه كلمبيا، كه مقالات متعددي در باره كار آقاي مجيدي نگاشته است، درمصاحبه با بخش فارسي راديواروپاي آزاد، راديوآزادي، به جنبه هاي مختلف يگانگي شخصيت و هنر مجيدي در ميان فيلمسازان ايراني مي پردازد. جمشيد اكرمي: همين اواخر فكر مي كردم به كارهايي كه آقاي مجيدي كرده و موقعيتي كه نه فقط در سينماي ايران بلكه در سينماي دنيا پيدا كرده و واقعا به اين نتيجه رسيدم كه از خيلي جهات موقعيتي يگانه و منحصربه فردي است و توجه كردم كه اين امر به اين صورت شناخته نشده و حتي در مطبوعات ايران هم به يگانه بودن كار او اشاره نشده. مثلا شما نگاه كنيد به 5 تا فيلمي كه ساخته، اين ها فيلمهايي هستند كه همه موفقيت هاي جشنواره اي داشتند يعني مي شود نتيجه گرفت كه برخلاف خيلي از فيلمسازهايي كه فيلم هاي خيلي موفق را مي سازند و در كنارش گاهي فيلم هاي ناموفق دارند، آقاي مجيدي خوشبختانه تا حالا مشكلي نداشته توي كارير فيلمسازي اش و همه فيلمهايش موفق بودند و بعد كارهايي كه اين فيلمها كرده اند كارهاي تقريبا يگانه اي بوده. مثلا آقاي مجيدي تنها فيلمسازي هست كه توانسته سه بار جايزه اول فجر را بگيرد، با سه فيلم پي در پي، و اين در تاريخ 20 ساله فستيوال فجر بي سابقه است و آقاي مجيدي توانسته در فستيوال مونترال هم كه يك فستيوال معتبر جهاني هست سه بار با همان سه تا فيلم جايزه اول آن فستيوال را بگيرد كه جايزه معتبري است به اسم جايزه بزرگ قاره آمريكا و باز اين منحصر به فرد است و من فيلمساز ديگري را سراغ ندارم كه در هيچ فستيوالي سه بار جايزه گرفته باشد پشت سر هم با سه فيلم آخرش. در عين حال ممكن است حالا كه ما تاكيد روي جشنواره ها مي كنيم، نتيجه بگيريم كه پس ايشان فيلمسازي است كه براي جشنواره كار مي كند كما اينكه خيلي ها در ايران متهم مي شوند به اين. ولي نگاه مي كنيم به اينكه فيلمهاي ايشان توفيق تجارتي هم داشته است و هم در ايران، با اينكه نوع فيلمهايي كه ايشان مي سازد فيلمهاي هنري قلمداد مي شود در ايران با اين حال به عنوان فيلم هنري خيلي موفق بودند و فروش هاي نزديك به فروش فيلم هاي تجاري داشتندو مهم تر از آن در خارج از ايران هم اين فيلمها در بعضي از كشورها مثل ژاپن و تايوان خيلي موفق بوده اند و حتي به آمريكا كه نگاه كنيد و عملكرد فيلمهاي ايراني در بازار آمريكا، ركورد فروش را آقاي مجيدي با فيلم بچه هاي آسمان در اختيار داشت با حدود يك ميليون دلار و بعد با فيلم رنگ خدا، خودشان توانستند ركورد خودشان را بشكنند با فروش يك ميليون و 800 هزار دلار كه باز اين هم يك موقعيت يگانه به ايشان و فيلمهاشان مي دهد. با اين حال ايشان تنها فيلمساز ايراني هم بوده كه نامزد دريافت جايزه اسكار شده و باز اين هم دستاورد كوچكي نيست و مايك سينمايي داريم كه بيشتر از 70 سال فيلمسازي اش قدمت دارد و شايد 700 الي 800 فيلمساز در ايران كار كرده اند وايشان تنها كسي بوده كه نامزد گرفتن جايزه اسكار شده و باز الان ما به موقعيتي نگاه مي كنيم كه ايشان اين شانس را دارد كه براي دومين بار نامزد دريافت جايزه اسكار بشود و يك موفقيت را تكرار بكند. همانطور كه اشاره كردم، ايشان توانستند دو بار موفقيت هاي فستيوالشان را سه باره تكرار كنند وحالا موقعيت اين هست كه موفقيت شان را سه باره تكرار كنند. بهنام ناطقي: صداي آقاي جمشيد اكرمي را مي شنويم، منتقد سينما و كارشناس سينماي ايران در نيويورك، كه در باره موفقيت خيره كننده آقاي مجيد مجيدي، كارگردان فيلم باران توضيح مي داد. فيلم باران مانند فيلم هاي ديگر آقاي مجيد مجيدي، داستاني ساده و شفاف دارد با ابعادي انساني كه محور آن، دگرگوني شخصيت اخلاقي كامل يك شخصيت است و رسيدن او از خود به بيخود. در فيلم باران، مجيدي شخصيت نوجوان شرور و خودمحور قهرمان فيلم را ابتدا در رقابت براي تنازع بقا نشان مي دهد بر سر شغلي ناچيز در پايين ترين رده كارهاي ساختماني. صداي فيلم بهنام ناطقي: اين شخصيت خودمحور، را -- شخصيتي بانام لطيف كه نقش او را حسين عابديني، يك بازيگر غير حرفه اي بازي مي كند -- وقتي با عشقي ناگهاني و صاعقه آسا متلاطم مي شود، عشق به دختر مهاجر افغاني كه با لباس مردانه در يك كارگاه ساختماني با او همكار شده است، ناگهان چشم باز مي كند به روي جهاني كه در برابر او گسترده بود ولي آن را نمي ديد. حالا او به خاطر اينكه ديگري را از مشقت برهاند، از همه چيز خود مي گذرد، و از خود به بيخود مي رسد و حتي با فروختن شناسنامه از هويت خود هم مي گذرد. قوميت، زبان، سنت ها، جنسيت و آداب اجتماعي، مليت، فقر و ده ها عامل ديگر، بين انسان هاي فيلم مجيدي ديوار كشيده اند -- ديوارهايي نظير آنچه كارگران ساختماني در اين كارگاه معظم بر پا مي كنند. نوجوان قهرمان فيلم در مرحله اي از انسانيت از همه اين ديوارها عبور مي كند و به ايثار و از خودرستگي و وارستگي عرفاني مي رسد. در پسزمينه اين داستان شاعرانه عشقي در باره ايثار، آقاي مجيد مجيدي به موضوع زندگي و مشقات مهاجران افغاني در ايران مي پردازد كه تا پيش از ساخته شدن اين فيلم قبلا در سينماي ايران و در ذهن خانواده هاي ايراني مطرح نبودند. صداي فيلم بهنام ناطقي: آقاي مجيد مجيدي، كارگردان فيلم باران در نخستين مصاحبه خود با بخش فارسي راديواروپاي آزاد، راديو آزادي مي گويد كه در ارائه قصه ايثار و عشق در فيلم باران، نيت اصلي او جلب توجه به وضع مهاجرين افغاني در ايران بود. مجيد مجيدي: ببينيد به هرحال نيت اصلي من در فيلم باران نگاهي بوده به مهاجرين افغاني و تصويري كه در فيلم از آنها دادم تصويري است كه اين مردم را مردمي شريف نشان مي دهد و بعد مظلوميت آنها را به تصوير كشيدم تحت عنوان يك داستان عشقي. و عشق هم در اين داستان به نوعي مكمل اين نگاه است و ما مي گوييم عشق است كه يك جوري فضاي بي مرزي به وجود مي آورد يعني به واسطه عشق است كه دنيا مي تواند به هم نزديك شود و انسانها مي توانند به هم نزديك شوند و در واقع اگر عشق حكومتن بكند، در سايه عشق است كه مي شود ما به يك عدالتي برسيم و به يك برابري برسيم و به يك جهان پر از صلح و صفا برسيم و به هرحال اين تم داستان هست. بهنام ناطقي: صداي آقاي مجيد مجيدي را مي شنويم كه در باره عشق و ايثار در فيلم هاي خود، از جمله در فيلم باران، توضيح مي داد. در فيلم هاي آقاي مجيدي، بجه هاي آسمان، رنگ خدا و اينك فيلم باران، حادثه، شخصيت اصلي را متحول مي كند و او را مانند شخصيت فيلم باران به عشق و ايثار مي رساند. آقاي مجيدي مي گويد كوشش او اين است كه از طريق داستان ايثار، كه در فيلم هاي او به نوعي تكرار مي شود، به فطرف انسان ها نزديك شود. مجيد مجيدي: مي خواهم به مسئله فطرت انسان ها نزديك بشويم و فطرت انسان ها جيزي نيست كه بگوييم مختص به الان است يا ده سال پيش و يا صدسال آينده است. جوهره انسان، چيزي كه خداوند در وجود همه ما تعبيه كرده يك شكل و يك جور هست و دروجه فطري اش همه انسان ها يك جور هستند وهمه انسان ها برابر هستند و واژه هايي مثل عشق و محبت و گذشت و فداكاري و تمام واژه هايي كه به هرحال واژه هاي زيبايي هستند در وجود همه انسان ها تعبيه شده است و من كاري كه مي كنم اين است كه سعي مي كنم يه جوري به اين فطرت نزديك بشوم به اين فطرت انساني و يك جوري هميشه سفري به درون انسان ها بكنم و اين وجدان هاي خفته را و اين احساس هاي خفته را يك تلنگري بزنم و در واقع يك جوري آن احساس ها را بيدار بكنم و آن حس هاي دروني آدم ها را بكشم بيرون. و همه سعي من اين است كه به آن وجه فطري اش نزديك شوم و بعضي وقت ها احساس مي شود كه چطور اين فيلم ها با همه قشري ارتباط برقرار مي كند مثلا فيلم بچه هاي آسمان فيلمي است كه جغرافيا ومحيطش و فضاش با غرب خيلي بيگانه است. بهنام ناطقي: در كار آقاي مجيدي، شاهد پيدايي و رشد يك زبان تصويري و عاطفي هستيم كه به او كمك مي كند از مرزهاي فرهنگي و جغرافيايي عبور كند و با تماشاگران سينما در تمام عالم ارتباط برقرار كند. خود آقاي مجيدي در گفتگو با راديوآزادي مي گويد به تدريج در كار خود كوشيده است اين زبان بصري را از طريق در آمخيتن فرم و محتوا، غني تر كند. مجيد مجيدي: من فكر مي كنم اينها پارالل كه جلو مي رود، يعني فرم ومحتوا باهم آميخته مي شود در اين آميختگي است كه مي شود به يك زبان جهاني رسيد و من خوب هميشه سعي كرده ام كه خيلي تلاش بكنم و هميشه از آن پيچيدگي ها عبور كنم كه به آن سادگي برسم يعني سادگي دليل براين نيست كه اين خيلي معمولي است آن پيچيدگي ها را گذر كرده و آن لايه هاي تو در تو را گذرانده است و به يك زبان ساده اي تبديل شده است كه بتواند با همه آدمها ارتباط برقرار كند. تلاش را اين كردم كه در تمام صحنه ها نشانه هايي را بكارم و تمثييل هايي را در فيلم بگذارم كه تماشاگر هي كشف بكند اين ها را و بگيرد و تاجايي كه امكان داشته است سعي كرده ام از ديالوگ پرهيز كنم كه به زبان تصويري نزديك تر بشوم و اين نشانه ها به گونه اي طراحي بشود كه يك جوري هم قدرت داستان گويي را زياد كند و هم قدرت تصويري را بالا ببرد و هم اين امكان را به تماشاگر بدهد كه كشف كند. من سعي مي كنم كه در واقع به يك زباني برسم كه اين نشانه ها را بگذارم. حالا ممكن است كسي در وهله اول 20 درصد آن را بگيرد اما باردوم بيشتر مي گيرد. بوده اند بسيار دوستاني كه فيلم را دوباره و سه باره و چهارباره كه ديده اند توانسته اند خيلي چيزهايي را در فيلم كشف كنند و بيرون بكشند و روي اين تاكيد دارم هميشه يعني فيلم به فيلم كه همينطور جلو مي روم احساس مي كنم كه بايد آن زبان تصويري را بهش پرداخت بهتري بكنم با آن وجه خود سينما يك آميختگي صورت بگيرد كه در عين اينكه جذاب باشد بتواند بر محتوا هم اضافه بكند و بتواند تاثير بيشتري روي مخاطب بگذارد و درگيرش بكند. بهنام ناطقي: آقاي جمشيد اكرمي، استاد فيلمشناسي دانشگاه كلمبيا و پژوهشگر فعال سينماي معاصر ايران، يكي از علل موفقيت فيلم هاي آقاي مجيدي، از جمله فيلم باران را در اهميت داستان گويي در كار او مي داند و همين زبان تصويري كه آقاي مجيدي براي داستان گويي به كار مي گيرد. آقاي جمشيد اكرمي در گفتگو با بخش فارسي راديواروپاي آزاد، راديوآزادي، مي گويد: جمشيد اكرمي: من فكر مي كنم مهم ترين ارزش كار آقاي مجيدي قدرتي است كه در داستان گويي دارند، در داستان گويي صرفا تصويري، حتي بدون استفاده زيادي از كلام. و اين اصلا داستان گويي به نظر مي رسد كه يك هنر فراموش شده است الان، به خصوص در سينماي ايران از موقعي كه سينماي ايران موفقيت هاي فستيوالي داشته ما از آن سينماي داستانگو فاصله گرفتيم در حاليكه آن نوع سينما است كه مي تواند با اقبال عمومي مواجه بشود و بتواند مردم را به گيشه هاي سينما جلب كند. اينكه آقاي مجيدي يكسره خودش را و استيل فيلمسازي اش را در اختيار داستانگويي مي گذارد، شايد تقريبا يك يگانگي به كار ايشان مي دهد براي اينكه به خصوص در سينماگران مولف كه نگاه مي كنيد، همه روي استيلشان تاكيد مي كنند. مثلا فيلمسازي مي گويد من كارم روي حركت دوربين است و يك فيلمساز ديگر مي گويد استيل من اين است كه دوربين را اصلا حركت نمي دهم و يك فيلمساز ديگر مي گويد من شات هاي طولاني مي گيرم ويكي ديگر مي گويد من همه اش كارم روي اديت است ولي شما اين را در فيلم هاي آقاي مجيدي تشخيص نمي دهيد. ايشان استيل اش بر اساس مقتضيات آن داستان است. مثلا توي فيلم باران كه نگاه كنيد، اوايل فيلم يك نماي كرين با استفاده از كرين crane داريم كه حدود يك دقيقه و 5 يا 6 ثانيه طول مي كشد در صحنه اي كه باران براي اولين دفعه معرفي مي شود و اين يك حركت خيلي زيباي دوربين است ولي در عين حال به اندازه ده دقيقه بعدش يك صحنه اي داريد كه باران يا به اسم رحمت در آن موقع، يك كيسه سيمان را خالي مي كند، يعني از دست اش مي افتد روي سر يكي از كارگرهاي ساختمان و اين صحنه تقريبا زير 20 ثانيه را آقاي مجيدي در بيشتر از 12 شات درآورده يعني استفاده خيلي شديد از اديتينگ. بنابراين مي بينيد كه فيلمساز نشسته فكركرده كه اين صحنه به خصوص را با چه استيلي بايد من پياده كنم كه بيشترين گيرايي را براي تماشاگر داشته باشد و فكر مي كنم اين بيان قوي تصويري كه درنتيجه فيلمهاي آقاي مجيدي دارد مهم ترين راز موفقيت فيلم هاي او است. صداي فيلم باران بهنام ناطقي: صداي صحنه اي بود از فيلم باران ساخته آقاي مجيد مجيدي، كه ماه گذشته در سفري به دور آمريكا، فيلم باران را براي منتقدان، نويسندگان و نخبگان اين كشور نمايش داد و در جلسه هاي پرسش و پاسخ متعددي در باره آن صحبت كرد. آقاي مجيدي در مصاحبه با راديوآزادي مي گويد هرچند اين فيلم در باره مهاجران افغاني در ايران ساخته شده است اما در آمريكا وسيله اي شد براي جلب توجه افكار عمومي به مردم افغانستان. مجيد مجيدي: خوب الان طبيعي است كه شرايطي كه در جهان به وجود آمده به واسطه جنگي كه شده توي افغانستان تيتر خبري همه مطبوعات هست و مردم مسائل افغانستان را دنبال مي كنند. منتهي در اين خبرها هيچوقت مردم افغانستان مطرح نمي شوند و هميشه بحث مسائل سياسي است. انگار كه در واقع اين جمعيت چندميليوني افغانستان فراموش شده اند. مسائلي كه الان توي افغانستان دارد مي گذرد و بسيار مسائل بغرنجي هست به لحاظ انساني، كودكان، زنها و پيرمرد هاو پيرزن هاي بسياري هستند كه در شرايط بسيار بدي دارند زندگي مي كنند و به نظر من مسئله روز افغانستان مسئله گرسنگي است و مسئله اينكه اينها يك سرپناهي داشته باشند كه بخواهند زندگي كنند و توي خبرها هيچوقت ما از اين چيزها نمي شنويم و تنها موضوعي كه روي آن بحث نمي شود مسئله انساني است و اين جمعيت چند ميليوني كه انگار وجود ندارند و چهره اي كه از مردم افغانستان نشان داده مي شود، يك چهره تروريستي است كه به واسطه اسامه بن لادن و گروه طالبان اين فضا را به وجود آورده اند به نوعي تعميم داده مي شود به ملت افغانستان در طول سه دهه اين مردم غير از آتش و خون و جنگ هيچ چيزي نديده اند وبه خصوص در طول حكومت طالبان اين مردم بسيار آسيب ديدند. خانه هاي بسياري را آتش زدند و قتل عام هاي بسياري كردند. بهنام ناطقي: صداي آقاي مجيد مجيدي را مي شنويم، كارگردان فيلم سينمايي باران، برنده جايزه اول جشنواره مونترال كه در باره جنبه انساني فيلم خود و توجهي صحبت مي كند كه اين فيلم توانسته است در ميان تماشاگران خود در ايران و آمريكا نسبت به جنبه هاي انساني مسئله افغانستان بر انگيزد و سازمان هاي خيريه را تشويق به مددكاري كند. توجه منتقدان و تماشاگران به موضوع افغانستان كه ربط چنداني به فيلم باران كه در باره عشق يك جوان ايراني به يك افغاني مهاجر است، ندارد، ازنظر آقاي مجيدي يك نيت ساختن اين فيلم بوده است. مجيد مجيدي: خوب، يكي از نيت ها و اهداف آدم توي ساخت يك اثر اين است كه به آن خواسته اي كه دارد برسد. من تمام نيت ام اين بود كه يك خدمتي بكنم به مهاجرين و بتوانم نگاه ها را يك كمي مهربان تر بكنم به اينها و مي بنيم كه موضوعي پيش آمده كه به واسطه اين فيلم مي توانم حرفهايم را خيلي راحت تر بزنم و مردم هم خيلي پذيراي اين حرفها هستند به واسطه خود فيلم، يعني خود فيلم يك بستري را به وجود مي آورد و يك زمينه اي را فراهم مي كند كه به راحتي مردم پذيراي اين گفته ها هستند. وقتي خود فيلم پخش مي شود و خود اثر را مي بينند و تاثير روحي و معنوي مي گذارد در مخاطب، آن وقت همه آماده شنيدن هستند، آماده پذيرش هستند و چه بسا كه توي خيلي از گفتگوهايي كه ما كرديم خيلي از سازمان هايي كه دارند به هرحال كارهاي بشردوستانه مي كنند آمادگي خود را رسما اعلام كردند وگفتند كه ما كميته ها و تشكيلاتي درست كرده ايم و مي خواهيم به مسئله افغانستان كمك بكنيم و مطبوعات هم بالاخره اين مسئله را مطرح كردند و ما با خيلي از مطبوعات آمريكا صحبت كرديم و مصاحبه هاي زيادي داشتم در ايالت هاي مختلف و به بهانه اين فيلم، طرح موضوع مسئله انساني را كرديم. بهنام ناطقي: ديدي كه هنرمندهاي آمريكايي، روشنفكران آمريكايي و منتقدان آمريكايي نسبت به كارتان داشتند، چطور بود؟ مجيد مجيدي: خوب، خوشبختانه در مجموع خيلي تاثيرات مثتبي داشت ما در ايالت هاي مختلف چه جاهايي كه خودما حضور داشتيم در نمايش ها و خيلي جاهايي كه حضور نداشتيم و خود منتقدين فيلم را ديدند، خيلي تاثير خوبي گذاشته بود در افكار عمومي و مطبوعات و قشرهاي روشنفكر جامعه كه آمده بودند فيلم را ديده بودند، خيلي تاثيرات خوبي را گذاشته بود و در خيلي از مواقع آنها هم يك جوري احساس همدردي مي كردند كه به هرحال اين فيلم خيلي كمك مي كند به اين نگاه كه بايد يك كاري كرد و يك حركتي را به وجود آورد به خصوص در آمريكا كه افكار عمومي نسبت به مسئله با توجه به قضييه 11 سپتامبر اين ضربه پذيري كه به وجود آمده خيلي تاثيرات منفي به جا گذاشته بود ولي به خاطر اين فيلم و آن بعد انساني آن، خيلي تاثيرات خوبي را گذاشته بود. بهنام ناطقي: آقاي جمشيد اكرمي، استاد فرهنگ تطبيقي دانشگاه ويليام پاترسون نيوجرسي و استاد فيلمشناسي دانشگاه كلمبياي نيويورك، كه تحقيقات گسترده اي به روي سينماي معاصر ايران انجام داده است و نقش بزرگي در شناساندن سينماي ايران به نخبگان و سينماروهاي آمريكايي ايفا كرده است، ماه گذشته همراه آقاي مجيد مجيدي بود درسفري كه آقاي مجيدي به دور آمريكا داشت و در جلسه هاي گفت و شنود در ايالات مختلف اين كشور با آقاي مجيدي همراه بود. آقاي اكرمي در باره برخورد نخبگان آمريكا با فيلم باران و آقاي مجيدي اينطور توضيح مي دهد. جمشيد اكرمي: پرس جانكت يا پرس تور Press Tour به يك فيلم و به يك سينما ارزش مي دهد اينكه يك كمپاني حاضر است كه سرمايه گذاري كند كه بتواند فيلمساز را به شهرهاي مهم و بازارهاي مهم آمريكا بفرستد كه در آنجا مهم ترين منتقد ها مي آيند و مي نشينند و با فيلمساز مصاحبه مي كنند و همينطور فيلمساز آن امكان را پيدا مي كند كه فيلمش را در آن شهر ها نشان بدهد و خودش بتواند با تماشاگراني كه انتخاب شده اند توسط پخش كننده مستقيما صحبت بكند، اين خيلي به لانسه كردن فيلم كمك مي كند و اين خيلي به اتفاقات خوبي افتاد مثلا آقاي راجر ايبرت Roger Ebert صحبت كرد با آقاي مجيدي و گفت كه چقدر شيفته تمام فيلمهاي ايشان است از زمان بچه هاي آسمان به بعد. يكي از برنامه هايي كه برگزارشد در طول اين سفر شركت آقاي مجيدي در مراسم اهداي جوايز مجمع ملي نقد فيلم بود National Board of Review كه من خودم اولين بار بود در آن جلسه شركت مي كردم و خيلي متعجب شدم از نظر كاليبر آدمهايي كه شركت كردند در آن برنامه و من خودم فكر مي كردم برنامه خيلي كوچكتري باشد ولي من كساني را آنجا ديدم كه حتي به مراسم اسكار هم نمي روند. يك عده از بهترين كارگردان هاي آمريكايي -- اسپيلبرگ آنجا بود، مايك نيكولز آنجا بود، ديويد لينچ آنجا بود و مارتين اسكورسيز بود. اتفاق خيلي جالبي هم افتاد تا جايي كه به آقاي مجيدي مربوط مي شود و آن اين بود كه آن شب بعد از خاتمه مراسم، آقاي اسپيلبرگ آمد طرف آقاي مجيدي و به خاطر ساختن باران به ايشان تبريك گفت و البته گفت كه شما نمي دانيد چقدر جنبه آموزشي براي ما دارد وقتي همچين فيلمهايي ساخته مي شود و مي آيد اينجا و به ما اين امكان را مي دهد كه بتوانيم از ديد خود شماها به مسائل آنطرف دنيا نگاه كنيم و از اين بابت تشكر كرد از آقاي مجيدي. موسيقي فاصله بهنام ناطقي: اگر مي شود يك خورده در باره اين مستندي كه داريد در باره افغانستان درست مي كنيد بعد از بمباران هاي آمريكا و رفتيد آنجا و فيلم گرفته ايد، صحبت كنيد كه ما يك حرف تازه اي داشته باشيم در باره كار بعدي تان. مجيد مجيدي: من درست بعد از 20 روز يا يك ماه بعد از بمباران هاي آمريكا رفتم توي منطق، دو تا از اين كمپ هايي كه ايران، يعني هلال احمر زده توي خاك افغانستان كه يكي توي منطقه ماككي كه دست نيروهاي طالبان بود و ديگري در منطقه حسين مير 46 كه آواره هاي زيادي به هرحال آمده بودند آنجا اسكان پيدا كرده بودند. آواره هاي بسياري كه از شهرهاي مختلف افغانستان آمده بودند وبعضا 20 روز يا 16 روز يا با پاي پياده يا با كاميون هاي قديمي از اين كاميون هاي جنگ زمان روس ها آمده بودند وبعضي وقت ها كه با اين كاميون ها مي آمدند، اصلا قيافه اينها قابل تشخيص نبود از بس در اين خاك ها بودند و بچه ها و پيرمرد ها و پيرزن ها و وضعيت بسيار اسفباري بود. بهنام ناطقي: چي شد كه خواستيد برويد اصلا؟ مجيد مجيدي: خوب ببينيد! من در ساخت باران و قبل از باران كه يك سال كار تحقيقاتي اش را كردم، خيلي ارتباط نزديك با افغاني ها پيدا كردم و يك جوري مسئله ام شده بود مسائل افغاني ها. چون وقتي كه شما روي يك چيزي فوكوس مي شويد و نزديك مي شويد به آن، يك احساس دوستي و رفاقتي به هرحال به شما دست مي دهد و يك احساس وظيفه و وقتي من مي ديدم اين مردمي كه به هرحال اينقدر مظلوم بودند در طول اين همه سال، حالا يك جنگ اينجوري هم به وجود آمده و شرايط بسيار شرايط سختي خواهد بود، احساس مي كردم كه يك جوري بايد بروم و حداقل كاري كه مي توانم بكنم اين است كه با دوربينم بروم و يك چيزهايي را ثبت بكنم. و اين تنها كاري كه مي توانم بكنم و حداقل كاري است كه مي توانم انجام بدهم. رفتم و يك سري فضا ديدم و وقتي رفتم آنجا وارد خاك افغانستان شدم آن قدر شرايط وحشتناك بود كه بلافاصله تماس گرفتم با تهران و سريع اكيپ را خواستم كه دو تا آمدند از اكيپ و شروع كرديم به ثبت لحظه ها و دوربين 360 درجه موضوع بود و سوژه بود و فضاي بسيار دردناكي بود و ما شروع كرديم به ثبت لحظه ها و بعد از آنكه طالبان سقوط كرد مابرگشتيم ايران و يك چند روز قبل ازاينكه طالبان سقوط كند مابرگشتيم به افغانستان و اين دفعه داخل خود شهر ها رفتيم، شهر زرنج در استان نيمروز كه باز خيلي تصاوير وحشتناكي بود و سايه اي كه مرگ انداخته بود روي كودكان و آدمهايي كه در اثر گرسنگي و سرما توي بيابان زمين را كنده بودند و براي اينكه بچه ها از طوفان شن درامان بمانند، و توي اين گودال ها كه به شكل گورهاي دسته جمعي ديده مي شد، اسكان پيدا مي كردند كه از طوفان شن در امان بمانند و همچنين شب ها يك مامني باشد براي اينكه بچه ها در يك گودالي باشند و ما شاهد آن بوديم كه پدر و مادرها به خصوص پدر ها كه مي رفتند هيزم و بوته جمع مي كردند توي بيابان و چهارگوشه اين گودال روشن مي كردند كه گرمايي بماند كه اين بچه ها تا صبح زنده بمانند و متاسفانه بعضي وقت ها شاهد بوديم كه بچه هاي كوچكتر كه توان بيشتري نداشتند، اينها از دنيا مي رفتند و فردا صبح به خاك مي سپردندشان و مريضي و خلاصه، شرايط وحشتناكي بود. ولي در كنار اين فضاي بسيار دهشتناك، اميد به زندگي حيرت انگيز بود و من بعد از چند روز كه آنجا ماندم و مثل آدم هاي گيج بودم كه نمي دانستم بايد اصلا فيلم بگيرم يا نگيرم و اصلا فيلم به چه دردي مي خورد و اينها الان نان مي خواهند و اگرمي توانم بروم 20 تا نان بگيرم بدهم به اين آدمها كه زنده بمانند. به هرحال، احساس كردم تنها كاري كه مي توانم بكنم يك جوري ثبت اين لحظه هاست كه بماند در تاريخ و شروع كردم توي اين لحظه ها ديدم كه جوانه هاي اميد و زندگي چقدر درد موج مي زند در اين آدمها و به خصوص در اين بچه ها خوب بجه است و فطرت اش و با دنيايي كه دارد، دوست دارد بازي كند و دوست دارد كه جنب و جوش داشته باشد و يك آنچنان شور زندگي در اين فضا شما مي ديد و اميد به زندگي. مثلا مي ديدي پيرمردي يك مقدار آب گير آورده و دارد موهاي خود را شانه مي كند يا ريش هايش زا شانه مي كند و اصلا نمي دانيد كه اصلا مو شانه كردن در اين فضا يعني چي و به چه اميدي دارد شانه مي زند موهايش را و احساس كردم كه اين اميد به زندگي چقدر زيباست توي انسان و اگر اين اميد نبود واقعا چه كار مي شود كرد، در لحظه اي كه اين قدر دردناك است. بعدشروع شد و يك تم زندگي گرفت و اسمش شد "رنگ اميد." ما اين فيلم را باهزينه شخصي رفتم و ساختم ولي واقعا با اين نيت بود كه برويم و لحظه ها را ثبت كنيم و وقتي كه خوب، ميراماس مطلع شد كه ما يك همچه فيلمي ساخته ايم خيلي علاقمند شد كه اين فيلم را بگيرد و ما رايت جهاني اش را داديم به ميراماكس و اميد داريم كه فيلم بلافاصله تدوين اش را شروع بكنم و تا دوماه ديگر انشاء الله آماده اش بكنم و با آن اميد كه چون سوژه روز هم هست به اين بهانه اين فيلم به دنيا عرضه بشود كه بتواند يك خدمتي به جامعه افغاني بكند. موسيقي فاصله بهنام ناطقي: فيلم باران از آقاي مجيد مجيدي، يكي از فيلم هايي است كه اين روزها در محافل سينمايي آمريكا، صحبت از نامزدي آن براي دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي مي رود. موسسه پخش فيلم ميراماكس، يك واحد مستقل از شركت معظم والت ديزني، تلاش بسياري براي شناساندن آن به راي دهندگان جايزه اسكار كه اعضاي آكادمي فيلم آمريكا را تشكيل مي دهند انجام داده است. نمايش اين فيلم در ماه هاي پاياني سال گذشته ميلادي در سينماهاي آمريكا، كه پيش از پخش سراسري آن در ماه مارچ -- يعني نزديك به شش هفته ديگر -- صورت گرفت به اين سبب بود كه اين فيلم بخت راه يافتن به رقابت برسر جايزه اسكار را پيدا كند. با اين حال، هم چهارسال پيش وقتي فيلم بچه هاي آسمان نامزد جايزه اسكار شد و هم امسال كه فيلم باران آقاي مجيدي بخت نامزدي براي جايزه اسكار را پيدا كرده است، فيلم هاي معتبري در ميان نامزدهاي دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي قرار دارند كه از بخت فيلم هاي مجيدي براي برنده شدن كاستند. در سال 1998 مجيدي با فيلم بسيار موفق زندگي زيباست از بنيني كارگردان وهنرپيشه ايتاليايي رقابت مي كرد و امثال با فيلم آملي از فرانسه. آقاي جمشيد اكرمي، استاد سينما در دانشگاه كلمبياي نيويورك، مراحل نامزد شدن يك فيلم براي جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي را پيچيده توصيف مي كند. جمشيد اكرمي: اسكار فيلم هاي خارجي يك پروسه پيچيده دارد، بر عكس بقيه بخش هاي اسكار كه خيلي سرراست است مثلا در قسمت هنرپيشه ها تمام هنرپيشه ها راي مي دهند كه كانديداها را انتخاب بكنند. در قسمت فيلمبردار ها، تمام فيلمبردار ها راي مي دهند. براي كارگرداني اعضاي سنديكاي كارگردان ها راي مي دهند ولي در مورد فيلم هاي خارجي چون به صورت صنفي نمي شود عمل كرد، اينها معمولا مي آيند و كميته هايي را انتخاب مي كنند كه فيلم ها را تماشا كنندو معمولا تعداد كميته ها بستگي به تعداد فيلم ها دارد. چون اونها مي دانند كه فرض كنيد امسال كه 51 فيلم هست، نمي توانند انتظار داشته باشند از اعضاي يك كميته كه بيايد هر 51 فيلم را ببينند بنابراين در امسال به خصوص آمده اند سه كميته تشكيل داده اند و در هركميته اي 17 فيلم ديده مي شود، 17 فيلم خارجي. اين خودش قضييه را پيچيده مي كند و بستگي دارد به اينكه چه فيلمهايي در چه كميته اي ديده مي شوند و مثلا اين 17 فيلمهايي كه در اين سه كميته هستند هركدام فيلمهاي همقدري هستند و از نظر ارزش ها برابر هستند. مثلا ميراماكس (پخش كننده فيلم باران در آمريكا) خيلي خوشحال بود وقتي اين سه تا كميته شروع شد كه در كميته اي كه فيلم باران را مي بيند فقط يك فيلم قوي ديگر هست و آن فيلم زمين بي طرف بود. چون سيستمي كه فيلمها انتخاب مي شوند براساس امتياز دادن است و اعضاي هركميته اي جداگانه به فيلمهايي كه ديده اند امتياز مي دهند، اينكه فيلمي در كميته اي با فيلم هاي ضعيف تر افتاده باشد شانس آن را بالاتر مي برد و به هرحال اين يك پيچيدگي ايجاد مي كند و يك روند تقريبا غيرعادي است. بهنام ناطقي: نامزدهاي امسال دريافت جايزه اسكار روز سه شنبه اين هفته، يعني تا سه روز ديگر معرفي خواهند شد. موسيقي شنبه آينده در مجله نيويورك، مصاحبه با دو مستند ساز ايراني كه فيلم آنها تحت عنوان "من خود را ايراني مي خوانم" I Call Myself Persian هفته آينده در چندين شهر آمريكا به طورهمزمان از ايستگاه هاي تلويزيوني وابسته به شبكه پي بي اس پخش مي شود، فيلمي در باره برخورد جامعه آمريكا با ايرانيان مقيم اين كشور، به خصوص در پيامد فاجعه تروريستي 11 سپتامبر. همچنين، شنبه آينده در مجله نيويورك، مصاحبه با خانم هما تاراجي، سفير نقاشي معاصر ايران، كه برنامه بزرگي را در آمريكا براي شناساندن و عرضه چهره هاي برجسته نقاشي معاصرايران با همكاري موزه هنرهاي معاصر تهران شروع كرده است. وعده ما، شنبه آينده در مجله نيويورك.

مجيد مجيدي، كارگردان فيلم سينمايي "باران" كه نمايش آن از ماه آينده در آمريكا شروع مي شود، در مصاحبه با راديوآزادي از سفر خود مي گويد به آمريكا در معرفي اين فيلم و از توجهي كه اين فيلم نسبت به مسئله مهاجران افغاني در ايران ومسئله افغانستان به طور كلي در ايران و جهان برانگيخته است. همچنين، جمشيد اكرمي، منتقد سينما و استاد دانشگاه كلمبيا، در مصاحبه با راديوآزادي، از يگانگي هاي مجيدي در سينماي ايران و از علل موفقيت مردمي فيلم هاي او مي گويد كه ركورد فروش فيلم هاي ايراني را در خارج از كشور شكسته است. براي مطالعه متن كامل اين گزارش، دگمه "متن فارسي" را "كليك" بزنيد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG