لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۲۴ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

نمايشگاه مرور بر آثار گرهارد ريشتر در موزه هنرمدرن


بهنام ناطقي (مجله نيويورك)

امروز در مجله نيويورك، ديداري از نمايشگاه بي سابقه موزه هنر مدرن نيويورك از چهل سال خلاقيت هنري گرهارد ريشتر، هنرمند پيشتاز آلماني، كه با تجربه در تمام سبك ها و شيوه هاي نقاشي، كوشش منتقدان و هنرشناسان را براي طبقه بندي آثار خود بي ثمر مي سازد. هنر به عنوان وسيله اي براي بيدار شدن از كابوس تاريخ، امروز در مجله نيويورك. ... براي علاقمندان هنر معاصر، نام گرهارد ريشتر، هنرمند آلماني با نقاشي معاصر غرب در نيمه دوم قرن بيستم مترادف است، اما قرار دادن او در يك طبقه بندي ذهني از شيوه هاي گوناگون نقاشي امكان پذير نيست، زيرا امضاي ريشتر را در طول دهه هاي 60 و 70 و 80 و 90 زير چنان آثار متفاوتي مشاهده مي كنيم كه خلق شدن همه آنها توسط يك هنرمند بعيد به نظر مي رسد، تا جايي كه ممكن است تصور كنيم اسم گرهارد ريشتر را چندين نقاش هم عصر و هم زمان مورد استفاده قرار مي داده اند. نمايشگاه مروري بر آثار گرهارد ريشتر، كه چهل سال خلاقيت توفنده او را در يك جا كنار هم مي گذارد، براي نخستين بار امكان چنين خيالي را در بيننده از ميان مي برد. با اين حال، توريستي كه اتفاقي به تالارهاي اين نمايشگاه بيسابقه قدم مي گذارد، اگر نداند كه به تماشاي مرور بر آثار ريشتر آمده است، ممكن است خود را در نمايشگاهي از نمونه هاي تمام سبك هاي نقاشان نيمه قرن اخير تصور كند. ... دست اندركاران هنر معاصر گرهارد ريشتر را نقاش دشواري مي پندارند كه با هنر خود به نوعي اظهار نظر فلسفي در باره نقاشي مي پردازد. نقاشي كه نه براي عموم، بلكه براي اظهارنظر در باره خود نقاشي كار مي كند. اما گشت وگذار در نمايشگاه مرور بر آثار او، كه در آن براي اولين بار در آمريكا، هنر ريشتر بررسي مي شود از اين نظر ارضاء كننده است كه ما را نه با هنرمندي دشوار، بلكه با هنرمندي روبرو مي كند كه گويي براي هر كسي حرفي دارد. اما در هر حال، پيامي كه اين نمايشگاه، كه با سليقه و هوشمندي، توسط خود گرهارد ريشتر چيده شده است، به بيننده مي دهد اين است كه ريشتر، نقاشي فلسفي است نه يك فيلسوف نقاشي. ريشتر از اوايل دهه شصت با آثار خود با مسائل فلسفي نقاشي معاصر دست و پنجه نرم كرده است و گاهي به نظر مي رسد كه در اين كار، به موضع نظريه پردازاني نزديك شده است كه معتقد هستند پيشرفت هاي تكنولوژي و همچنين پيشرفت در علم تجزيه و تحليل ساختاري يا deconstructive analysis هنر نقاشي را به عنوان يك وسيله بياني متروك و منسوخ ساخته است و وقتي به بعضي كار هاي ريشتر نگاه مي كنيم، مثلا كارهايي كه كپي رنگ و روغن عكس هاي پيش پا افتاده هستند يا نقاشي هاي آبستره او كه با حركات سريع يك اسفنج آغشته به رنگ رقيق به وجود آمده اند، ممكن است آنها را نوعي ضد نقاشي تلقي كنيم. اما به قول يكي از منتقدهاي مشهور نيويوركي، آقاي شايلدال، كوشش براي فكر كردن در اين نمايشگاه به اين مي ماند كه بخواهيم در حال مستي شطرنج سه بعدي بازي كنيم. كارها نوعي سكوت و ايستايي را القا مي كنند كه تماشاي آنها به طرز غيرقابل توضيحي لذت بخش است. سئوالي كه با ديدن اين همه سبك مختلف، از نقاشي ابستره گرفته تارنگ و روغن هاي مافوق واقعي به ذهن مي آيد اين است كه چرا گرهارد ريشتر اين همه بازي گوناگون را تجربه كرده است؟ يك جواب اين سئوال اين است كه ريشتر خواسته است از تن دادن به ستم قواعد يك بازي مشخص يا سبك مشخص طفره برود، حالا اين مي خواهد اين بازي محافظه كارانه باشد يا راديكال و ريشه گرايانه. براي ريشتر، كه نوجواني خود را در آلمان زمان جنگ گذرانده است و شاهد اسارت پدر خود به عنوان يك افسر آلمان نازي به دست نيروهاي متفقين و بازگشت توام با سرشكستگي پدر از اسارت بود، براي ريشتر كه بعد از جنگ مدتها در آلمان شرقي به كار تهيه پلاكاردهاي شعاري حزب كمونيست مشغول بود و سرانجام قبل از اينكه ديوار برلين بالا برود به آلمان غربي فرار كرد، براي ريشتر كه فجايع جنگ و مصيبت شكست نسل پدر و سرگشتگي نسل خود را تجربه كرده است، نقاشي به نوعي بيداري مي ماند از كابوس تاريخ، و اين نوعي طرز برخورد با هنر است كه در ديگر هنرمندان آلماني نسل او مي بينيم، در انسليم كيفر، در جوزف بويز و ديگران و اين رنگهاي خاكستري و تابلوهاي به ظاهر بدون رنگ كه گاه ريشتر را هنرمندي سرد و بي احساس به نظر مي آورد. تماشاي يك جاي دوره هاي مختلف و گوناگون او فكر سرد وبي حس بودن كارهاي او را در بيننده عوض مي كندو براي اولين بار مي بينيم كه كار ها او سرشار از درد و عاطفه است، هم دردها و عواطف شخصي و هم دردها وعواطف سياسي و از جمله خشم و اندوه نسبت به يك قرن تجربه نظام هاي عقيدتي مصيب بار. ريشتر هم نازيسم و ملي گرايي افراطي و فاشيسم را تجربه كرده است و هم كمونيسم خشن آلمان شرقي را. ريشتر كه در سال 1932 به دنيا آمد، در نوجواني به جوانهاي هيتلري پيوست و بعد از جنگ براي حزب كمونيست آلمان شرقي پوستر مي كشيد. وقتي سرانجام در سالهاي شصت خود را در آلمان غربي يافت به شدت تحت تاثير هنر پاپ آرت امريكايي و هنرمنداني نظير اندي وارهول قرار گرفت و بر اساس كار آنها سبك هنري را به وجود آورد كه آن را واقعي گرايي كاپيتاليستي نام دارد، در برابر واقع گرايي جامعه گرايانه كمونيست ها. در اوايل سال 63 بود كه به كشيدن تابلوهاي عظيم و معماگونه خود پرداخت و در تمام سبك هايي كه تجربه كرد، نوعي جستجو را مي بينيم براي پيدا كردن مفهوم خود نقاشي. با اين حال، هرگز به كشيدن تابلو براي خودنمايي و جلب نظر تماشاگر تن نداد حتي وقتي در پرتره هاي احساسي سال هاي 1980 از زن سوم و دخترش سعي مي كند به نوعي مانند ورمير نقاش هلندي به نور و بازي هاي آن بپردازد. تماشاي نمايشگاه خيره كننده چهل سال خلاقيت گرهارد ريشتر در موزه هنر مدرن نيويورك براي اولين بار بيننده را به جستجويي در مفاهيم سبك هاي گوناگون نقاشي مي برد از ديدگاه هنرمندي با خلاقيت توفنده و خستگي ناپذير كه در نقاشي هاي اپستره و انتزاعي، در نقاشي منظره و كپي برداري از عكس هاي قديمي، در نقاشي هاي تاريخي و در پرتره سازي مي كوشد تجربه يك نسل را با تامل و بدون خودنمايي تصوير كند.

موزه هنر مدرن نيويورك براي نخستين بار در آمريكا نمايشگاهي عظيم ترتيب داده است از چهل سال خلاقيت هنري هنرمند پيشتاز آلماني، گرهارد ريشتر Gerhard Richter. براي مطالعه متن كامل گزارش راديوآزادي از اين نمايشگاه، دگمه "متن فارسي" را "كليك" بزنيد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG