لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۴۳ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

دستگيري و محاكمه سيامك پورزند، از ديد همسر حقوقدان او (گزارش لس آنجلس)


فهيمه براتي، مصاحبه با مهرانگيز كار، با همكاري اميرمصدق كاتوزيان

اميرمصدق كاتوزيان (راديوآزادي): دكتر مهرانگيز كار، حقوقدان، كه چندي است براي درمان سرطان به آمريكا رفته است، اخيرا به منظور شركت در مراسمي با هدف جمع آوري كمك مالي براي دائره المعارف انگليسي زبان ايرانيكا به لس آنجلس رفت. در آنجا بود كه خبر آغاز محاكمه همسرش را شنيد و تصميم گرفت در اين باره با راديو آزادي گفتگويي ويژه داشته باشد. دكتر مهرانگيز كار در آغاز گفتگوي ويژه خود با فهيمه براتي، گزارشگر راديوآزادي در لس آنجلس بر اين تاكيد مي كند كه همسر زنداني او، سيامك پورزند، قرباني تضاد دوجناح درون جمهوري اسلامي ايران و حمايت از جناح اصلاح گرا شده است. دكتر مهرانگيزكار: من فكر مي كنم قصه تلخ زندگى سيامک را در اين ماه هاى اخير بايد در وضعيت سياسى ايران جستجو کرد و تحولاتى که در ايران واقع مى شود به علت برخوردى که برخى از جناح هاى درون حاکميت با همديگر دارند و مقاومت هايى که در برابر اصلاحات بوده و هست. بدون شک سيامک يکى از مخلص ترين و صريح ترين طرفداران اصلاحات در ايران بود و با اينکه سيامک را به عنوان يک شخصيت يا شخص فرهنگى پرسروصداى قبل از انقلاب مى شناختند، يک روزنامه نويس جنجالى. مهرانگيز کار: اما سيامک از دوم خرداد ???? مخلصانه در خدمت مطبوعات اصلاح طلب قرارگرفت و اين خدمت نه جهت پولى داشت، نه براى خودش و نه براى ديگران. او خدمتش را رايگان در اختيار اين مطبوعات مى گذاشت. بدون اينکه مقاله اى بنويسد. کوشش مى کرد فضاسازى فرهنگى بکند براى اهل مطبوعات اصلاح طلب. کوشش مى کرد استعدادها و تجارب گذشته خودش را در اختيار بگذارد براى گسترش فضاى فرهنگى براى مطبوعات. مهرانگيز كار: قصه اي كه براي او در حال حاضر ساز كرده اند -- و پيش بيني هم مي شد كه به همين سبب در بيايد، حقيقتا يك قصه اي است ه جز در ذهن كساني كه اساسا عقيده ندارند به اعتلاي ايران نمي تواند شكل گرفته باشد. مهرانگيز كار: از هنگامي كه براي ادامه معالجات خارج شدم از كشور و دخترم آزاده را مجبور شدم با خودم به خارج بياورم ولي قرار بود كه خودم برگردم به ايران ولي ناگهان ما باخبر شديم به طور غيرمنتظره اي كه سيامك ربوده شده. از آن لحظه با وجود عظمت فاجعه و اينكه اساسا هيچگونه شكل قانوني نداشته اين بازداشت و از آنجايي كه من خودم در جريان قتل هاي زنجيره اي بودم و اسم من جزو اسامي بوده كه در ليست قتل هاي زنجيره اي قرار مي گرفته، تصميم گرفتيم همه نيروي خود را صرف اين بكنيم كه از طريق نهادهاي داخل كشور اقدام بكنيم. مهرانگيز كار: من و دو دخترم، ليلي كه دانشجوي دانشگاه يورك هست در كانادا و آزاده كه دانش آموز دبيرستان است، هر سه به دفعات، كتبي يا شفاهي و تلفني با نهاد هاي مختلف كشور تماس گرفتيم و شايد ده بار من با كميسيون حقوق بشر اسلامي در ايران تماس گرفتم هم كتبي هم شفاهي، به دفتر حمايت از منابع ايران در واشنگتن به دفعات مراجعه كردم، مكاتباتي با هيات نمايندگي ايران در نيويورك داشتيم. من شخصا چند بار با دفتر آقاي كروبي، رييس مجلس صحبت كردم و همه اين تقاضاها كه در واقع تقاضاي اين بود كه سيامك را از دست آدمربايان، آدمرباياني كه به آدمربايي شكل قانوني و موجه مي دهند در بياورند، بي نتيجه بود. من حتي با وزارت اطلاعات تماس مكرر تلفني داشتم ولي به نتيجه نرسيد و متاسفم كه امروز مجبور شدم پرهيزي را كه داشتم از اينكه با مدياي خارج از كشور صحبت بكنم در باره شوهرم سيامك پورزند، شكستم به علت خبر شگفت انگيزي كه روز شنبه در روزنامه ايران كه ارگان دولت هست در صفحه حوادث در باره يك محاكمه شگفت انگيز كه به نظر من در تاريخ قضايي ايران -- اگر آدم بتواند اسم آن را قضايي بگذارد با اين شكلي كه پيدا كرده -- ماندگار خواهد شد و باعث تاسف خواهد بود كه ايران 24 سال بعد ازانقلاب يك چنين شكلي به احيانا بازداشت يا محاكمه يك فعال فرهنگي 71 ساله داده باشد. اين پيرمرد 71 ساله را تحت بدترين شرايط -- گفته شد به ما، ما هنوز نمي دانيم در اين چهارماه سيامك در كجا نگهداري شده -- به ما گفته شد كه در يك پادگان است. ما نمي دانيم يك فعال فرهنگي كه فقط كار فرهنگي كرده براي چي بايد در پادگان نگه داري شده باشد وبعد بدون اينكه به او اجازه داده باشند در فاصله -- حالا اگر بازهم اسمش را بشود گفت تحقيق و محاكمه -- نفسي تازه بكند، اعلام مي كنند كه دردادگاه علني محاكمه شده و اين اقاري را كرده و حالا لابد اين اقارير هم دنباله دار است و سناريويي است كه بايد ديد نقش آفريننان تخيلي چه كساني در اين سناريو هستند. مهرانگيز کار: اين آدم را ايزوله کردند. اين آدم را حتما مورد آزار و اذيت قرار دادند. کاملا اعتماد به نفس را از او گرفته اند و کاملا مغزشويى کرده اند او را به نحوى که احساس بکند تنهاست و هيچکس به دادش نمى رسد و تن داده است به آنچه از او خواسته شده در جهت تامين منافع کسانى که فعلا ما از اسامى آنها بى خبريم و فکر هم نمى کنم خيلى بتوانيم اميدوار باشيم که سرانجام به اين زودى اطلاع پيدا کنيم از اصل ماجرا. اميرمصدق كاتوزيان: در پاسخ به اين پرسش گزارشگر راديوآزادي در لس آنجلس كه تا آنجا كه او مي داند استدلال و استناد دادگاه براي بازداشت و محاكمه سيامك پورزند چيست، همسر او مهرانگيز كار مي گويد: مهرانگيز كار: اساسا دليلي را ضروري ندانسته اند كه اعلام بكنند. گويا شهرونداني از نوع سيامك پورزند كه خوب، آنها را در جرگه غيرخودي ها قرار مي دهند، اساسا فاقد حقوق شهروندي هستند. از يك ديدگاه غالب و خيلي مصمم در سياست گذاري ايران. متاسفانه در قوه قضاييه جريان هاي عجيب و غريبي وجود دارد كه متاسفانه اين جريان ها گاهي از عهده همديگر بر نمي آيند و خوب گاهي وقت ها بر سر مسائلي شايد با همديگر به توافقي برسند. در موضوع خاص سيامك كه ابتدا به شكل آدمربايي انجام شده، من مواجه با اين سئوال هستم با توجه به اينكه سيامك مخلصانه و صادقانه در اصلاح طلبي در ايران بعد از دوم خرداد 1376 حمايت مي كرد، بنابراين كسي كه از اصلاحات حكومتي در ايران عصر جمهوري اسلامي به آن شدت و با آن شوريدگي و شيفتگي حمايت كند، اين فرد نمي تواند عليه امنيت ملي قدمي برداشته باشد. خوب، به اين فكر مي كنم كه مبادا خداي ناكرده اساسا در موضوع خاص سيامك توافقي بين جناح ها انجام شده باشد به خصوص كه ما به لحاظ همزيستي با همديگركاملا واقف هستيم، من و فرزندان او، كه تمام حركات سيامك و تمام فعاليت هاي فرهنگي سيامك در مجموعه فرهنگي كه در آن كار مي كرد، همه كاملا كنترل شده بود و بر او نظارت مي شد و وزارت اطلاعات اشراف كامل داشت به اوضاع و آقاياني بودند كه كاملا مطلع بودند وحتي در بعضي از برنامه هايي كه در اين محموعه اجرا مي شد يا قبلا كه چندماهي در سازمان كيش كار مي كرد، و براي اساتيد هنر ايران يك برنامه هايي را تنظيم مي كرد، تجليل از هنرمندان قديمي، تجليل از موسيقيدانان، در تمام اينها بعضي وقت ها آقاياني از وزارت اطلاعات مي آمدند وشاهد بودند وناظر بودند بر ماجرا. مهرانگيز كار: به اين دليل است كه خوب، از يك نگاه مي شود گفت سيامك فرباني شده است. به عنوان سمبول پيرمرداني كه فعال بودند قبل از انقلاب و مي خواهند و خواسته اند بازهم فعال فرهنگي باشندبعد ازانقلاب. مملكتشان را دوست داشتند و دارند. در مملكت خود باقي مانده اند وادامه داده اند به فعاليت هاي فرهنگي شان وبه هيچ عنوان قصد اقدام عليه امنيت ملي هم نداشته اند. اين يك نگاه كه است كه بر پايه آن شايد بشود گفت مي خواهند نسق كشي بكنند و فضاي رعب آميزي درست كنند براي اين تيپ و طبقه، بدون اينكه اينها خطري داشته باشند براي آن نظام سياسي كه ما مي شناسيم در ايران. و از طرف ديگر هم مي شود تصور كرد كه يك انتقام جويي و انتقام كشي بيرحمانه از يك پيرمرد 71 ساله است به اين جرم و اين گناه كه از اصلاحات دوم خرداد 76 به بعد حمايت كرده توسط باندها و گنگ ها و افرادي كه با اين اصلاحات هيچگوقت سر سازش و موافقت نداشتند. من به اين بخش از سخنانم بيشتر پاي بند هستم و فكر مي كنم سيامك دارد انتقام حمايت خود را از اصلاحات پس مي دهد. امير مصدق كاتوزيان: مهرانگيز كار آنگاه در گفتگو با گزارشگر راديوآزادي در لس آنجلس از تغييري كه از اين پس در برخورد با بازداشت و محاكمه همسر خود سيامك پورزند خواهد داد مي گويد: مهرانگيز كار: ببينيد، روزنامه ايران، روزنامه دولت ايران، ما را در موقعيت جديدي قرار داد. تا به حال تمام توجه مان به نهادهاي درون كشور بود ولي كاملا ثابت شد كه نهادهاي درون كشور براي قانونمندي يا زوري ندارند كه آن را اعمال كنند يا حوصله و مجالي ندارند. چون وقتي كه جنگ قدرت در كشوري به سطوح شگفت انگيز و بحراني برسد، احتمالا براي حقوق شهرونداني از نوع سيامك ديگر جايي باقي نمي ماند و اين حقوق در جلسات خاص آنها اساسا مورد بحث هم قرار نمي گيرد. مهرانگيز كار: در حال حاضر ما جز اطلاع رساني كاري نخواهيم كرد. اطلاع رساني به اين معنا كه وضعيت سيامك پورزند را گزارش بدهيم به همه احاد مردم ايران درون كشور و خارج از كشور. من و بچه هاي سيامك پورزند اين خط مشي را از ديروز انتخاب كرديم و ادامه خواهيم داد. به خصوص، در صدد اين هستيم كه جمع آوري بكنيم آثاري را كه نشان دهنده خدمات سيامك پورزند قبل از انقلاب براي توسعه فضاي فرهنگي و هنري كشور بوده و بعد از انقلاب باز در همين سطح ادامه داشته و حتي اگر بشنويم كه سيامك پورزند مثلا به علت كبر سن فوت شده در اطلاع رساني و جمع آوري آثاري از خدمات سيامك كه از 18 سالگي با تاسيس سينه كلوپ در ايران آغاز شده و تا 71 سالگي در مجموعه فرهنگي هنري تهران ادامه پيدا كرده فروگذار نخواهيم كرد و كوشش خواهيم كرد يك چهره واقعي از سيامك پورزند را در تاريخ خدمات فرهنگي و سياسي ايران ثبت كنيم، عليرغم اراجيفي كه متاسفانه بخشي از مطبوعات كشور دارند انتشارمي دهند. اميرمصدق كاتوزيان: مهرانگيز كار، آنگاه به فهيمه براتي، گزارشگر راديوآزادي در لس آنجلس مي گويد وي در حمايت از همسر خود ترسي به دل راه نمي دهد از جمله به اين دليل كه بازداشت همسر او ممكن است به خاطر نوشته هاي انتقادي و كوشش هاي حقوقي خود وي انجام گرفته باشد. مهرانگيز كار: من ديگر اهميت نمي دهم به اقدامي كه براي جلوگيري از من در اين سمت و سو انجام بشود يا نشود. من فكر مي كنم اينجا ديگر ما رسالت داريم. تا حالا ما همه نيروي تحمل و بردباري خود را به كار برديم تا از خود نهادهاي كشور بخواهيم سيامك را از چنگال اين وضعيت بيرحمانه بيرون بكشند. ولي نه تنها نتوانستند يا نخواستند، بلكه آن را در بد ترين شرايط در محاكمه اي كه ما اصلا وكيل مدافع آن را هم نمي شناسيم، در وضعيت كاملا تحقير آميزي مثلا محاكمه كردند. اينها را ما به رسميت نمي شناسيم از نظر قانوني و به تدريج هر چه پيش برويم سعي مي كنيم اين وضعيت غيرقانوني را گزارشگر باشيم نه براي اينكه سيامك را نجات بدهيم چون سيامك سرنوشت تلخي پيدا كرد. سرانجام تلخي پيدا كرد. و شايد بخشي از مكافاتي را كه دارد متحمل مي شود، ناشي از داشتن همسري مانند من بوده كه در اين سالها انتقاد كرده از ساختار حقوقي كشور بر پايه تخصص خود. من به لحاظ اينكه 20 سال در جمهوري اسلامي وكالت كرده ام و شايد بيش از 35 سال است كه قلم مي زنم، هم در زمان شاه و هم در زمان جمهوري اسلامي، البته به خودم اجازه مي دهم كه از سيامك پورزند حمايت و دفاع گسترده اي داشته باشم. نه به عنوان همسرم بلكه به عنوان يك آدم كاملا مظلوم كه در چنگال بي عدالتي گرفتار شده. اميرمصدق كاتوزيان: در پاسخ به اين پرسش راديوآزادي كه براي پيدا كردن راه حلي براي پرونده سيامك پورزند آيا او با دفتر رياست جمهوري محمد خاتمي نيز تماس هايي گرفته است، مهر انگيز كار مي گويد: مهرانگيز كار: اولين كاري كه انجام شد از طرف ما نامه اي بود كه دختر من، آزاده پورزند، دختر 17 ساله اي كه تازه از ايران چندماهي است خارج شده، نوشت براي آقاي سيد محمد خاتمي. اين نامه نامه بسيار موثري بود حتي من را بسيار متاثر كردوقتي كه خواندم و ما خيلي اميدوار بوديم كه آقاي خاتمي بتوانند به يك راي اولي بدهند. ولي از قرار خوب، يا نخواستند يا نتوانستند، مثل خيلي از وقايع ديگري كه در ايران اتفاق افتاده و ايشان نتوانستند در آن نقش مناسبي ايفا كنند، ما نتيجه اي نگرفتيم. حتي تا امروز كه من دارم با شما صحبت مي كنم و نزديك به چهار ماه است كه سيامك مفقود شده و سه بار فقط آورده اند او را براي مدت 15 دقيقه در اداره اماكن از محل پادگاني كه بوده، من نمي دانم كجا، و خواهر او ديدار كرده با او و هر بار هم از نظر رواني بسيار مرعوب و ترسيده بوده. ما هنوز اطلاع نداريم كه اصلا در كجا نگه داري مي شده. آقاي خاتمي هم به ما پاسخ مستقيمي كه ندادند. پاسخ هاي غيرمستقيمي كه دريافت كرديم حاكي از اين بود كه آقاي خاتمي دستورات خيلي روشني داده اند براي رسيدگي به وضعيت سيامك. مهرانگيز كار: حداقل توقع ما اين بود كه براي اين نمايش قانوني اندكي مهارت بيشتري به خرج بدهندهمان بخش از قوه قضاييه كه در اختيار نيروهاي خاصي است. ولي حتي اين كار را هم نكردند و اقدام كردند به برپايي يك دادگاه بسيار ناشيانه كه متصل مي شود به دوران بسيار سخت نگهداري او در يك پادگان بدون اينكه فرصتي پيدا كرده باشد براي اينكه از وكيل تعييني توسط خانواده خود استفاده كند. ما حتي نمي دانيم وكيل ايشان كه بوده. ولي برداشته اند نوشته اند در روزنامه ها كه وكيل مدافع هم حضور داشته. يك بخش از گرفتاري ما متاسفانه فقط ناشي از حكومت نيست بلكه ناشي از خودمان هم هست. مثلا من به عنوان يك زني كه 30 سال سابقه روزنامه نويسي در ايران دارد، حداقل بايد دست مريزاد بگويم به خبرنگاران روزنامه "ايران" كه خبر مشكلات و دادگاه غيرقانوني يك پيرمرد 71 ساله فعال فرهنگي را در صفحه حوادث چاپ مي كند. در جايي كه حوادث مربوط به قتل، دزدي، كلاهبرداري، دختران فراري يا قاچاقچي ها را چاپ مي كنند. غير از اينكه دست مريزاد بايد بگوييم به يك چنين مهره هاي مطبوعاتي كه مثلا در مطبوعات مترقي ما هم فعال هستند، باز بايد دست مريزاد گفت به آن آقا يا خانم وكيل دادگستري كه به خودش اجازه داده است با اينكه با من همكار است و حتما مي داند كه همسر سيامك پورزند وكيل دادگستري است، برود و اين دادگاه فرمايشي را در آن نقش ايفا كند، بدون اينكه به همكار خود كه من هستم و عضو ديگري هستم از كانون وكلاي دادگستري، اطلاعي داده باشد يا تماسي با من برقرار كرده باشد. مي توانست بگويد خانم كار، مقرر شده است، مي توانست بگويد مقرر شده، چون من كه ساختار آنجا را مي شناسم و برمن حيرت انگيز نبود اگز اين وكيل به من زنگ مي زد و مي گفت خانم كار مقرر شده است كه من از شوهرت دفاع بكنم. بنده هم از او تشكر مي كردم و شايد اطلاعاتي در اختيار او مي گذاشتم. هر وكيل مدافعي تكليف دارد، آنهم در برابر متهمي كه مي فهمد در چه وضعيتي قرار گرفته كه اطلاعات را از افراد خانواده آن متهم بگيرد، اگر براي او امكان نيست كه از خود متهم بگيرد. ولي متاسفانه كسي با من تماس نگرفت و باز متاسفانه، كانون وكلاي دادگستري ايران كه خيلي هم سعي مي كند خودش را در شرايط كنوني فعال كند و بيش از گذشته در امور مربوط به حقوق مردم اعلام نظر كند، تاكنون كه حدود چهارماه از مفقودالاثر شدن يا بازداشت يا هر چيزي مي گذرد، هرگز وارد اين عرصه نشده و گمان هم نمي كنم باوجود اعلام خبر دادگاهي كه همه چيز آن نشان دهنده وجوه غيرقانوني موضوع هست، اعلام نظر بكند. مهرانگيز كار: به هر حال ما در ايران با مشكلات مختلفي براي احقاق حق روبرو هستيم و يكي از مهم ترين مشكلات اين است كه ما ناظراني را در ايران كه قدرتمند باشند و اساسا جرات كنند وحرفشان تعيين كننده باشد، نداريم. مثل مثلا كميسيون حقوق بشر اسلامي، خوب، يك حرف هايي را مي زند و يك كارهايي را مي كند ولي كجا نتيجه اي مي گيرد. اصلا كسي حتي پاسخ به نامه هاي اين كميسيون نمي دهد. و آخرين باري كه من با خانم طه در اين كميسيون صحبت كردم و قبل از آن كه با آقاي ضيايي فر در اين كمسيون صحبت كردم دائما به من گفته شده كه والله به خدا، ما خيلي زحمت مي كشيم و نامه مي نويسيم ولي دريغ از يك جواب و هنوز نمي دانيم شوهر شما را كجا نگهداري مي كنند. يا مثلا، وقتي كه مجلس شوراي اسلامي براي استيفاي حقوق خود اين قدر گرفتاري و مشكل دارد، خوب طبيعي است كه تقاضاي من از اين مجلس براي رسيدگي به وضعيت شوهرم بلاجواب بمانديا بي تاثير باشد. اميرمصدق كاتوزيان: فهيمه براتي، گزارشگر راديوآزادي در لس آنجلس آنگاه مي پرسد آيا با سازمان هاي بين المللي حقوق بشري در باره پرونده سيامك پورزند تماس گرفته شده است؟ پاسخ مهرانگيز كار: مهرانگيز كار: من تقاضاي كمك نكرده ام. ولي پاسخ سازمان هاي جهاني البته چون مي دانستند كه خانواده پورزند خارج از كشور هستند همواره با ما ارتباط برقرار كرده اند و سئوال كرده اند از وضعيت سيامك و ما در حدودي كه به ايران خبر مي رسيده به اين سازمان ها پاسخ گفتيم. من نمي دانم درجه فعاليت آنها چه حدي بوده ولي آنچه كه مسلم است آنها هم توان محدود خود را در اين موضوع به كار برده اند ولي همانطور كه مي دانيد، عيچكدام تاثير گذار نبوده. تصميم، تصميم فراقانوني، بر اين بوده و هست كه از سيامك يك چهره منفور و يك چهره حقير برسانند شايد براي اينكه اين حقارت را به من هم كه سالها قلم زده ام و مجموعه كارهايم مي تواند مجموعه تعيين كننده و تاثيرگذاري باشد، صدمه بزنند اما آنچه مسلم است توفيق اين كار را نخواهند داشت براي اينكه خيلي اين شيوه ها مستعمل است مخصوصا در ايران و فرسوده است و شايد بهتر بود كه اساسا از اين شيوه ها استفاده نمي كردند حتي نفع خودشان هم در اين بود كه اين شيوه را كنار مي گذاشتند و يك ديپلماسي جديدي پيدا مي كردند براي حفظ قدرت. اميرمصدق كاتوريان: پرسش ديگر راديوآزادي در گفتگوي اختصاص با مهرانگيز كار اين است ك با توجه با اطلاعاتي كه در پرونده همسر زنداني او سيامك پورزند و هم در باره فعاليت هاي او پيش از بازداشت دارد، چه اراده و منافعي در به زندان افتادن و محاكمه او سهيم هستند. مهرانگيز كار در پاسخ مي گويد: مهرانگيز كار: ببينيم اگر قائل باشيم كه يك دسته و گروه خاص هستند كه اينها بازوهاي هستند براي يك بخشي از جناح هاي قدرت. خوب، بايد قبول كنيم كه اينها منافع آني و كوتاه مدت خود را در نظر دارند. معمولان گروه هاي سياسي كه خيلي به منافع آني و كوتاه مدت نگاه مي كنند دست به چنين حركاتي مي زنند. يعني حركاتي كه به هيچ وجه جنبه قانوني ندارد و.لي وقتي يك گنگ و يك گروه كسي را بدزدند، ببرند، تحت فشار قرار دهند و از اقارير و اظهاراتي اخذ بكنند، اين اقارير ديگر مي شود مجوزي براي اينكه شكل قانوني هم به آن بدهند بعدا. پس در اينگونه پرونده ها يا سناريو ها به نظر من بايد دنبال برگ اول پرونده گشت و بايد ديد كه برگ اول پرونده را كدام عامل بر پايه چه بينشي دستور داده كه به وجود بيايد. خوب، حتي شايع است كه قبل ازاينكه سيامك را بربايند، كس ديگري را ربوده بودند. كه من اينجا نمي خواهم خيلي راجع به آن حرف بزنم. چون بنده هم شنيده ام اين مسائل را. خيلي روي آنها پافشاري ندارم. و آن كس را با تهديد و ارعاب وادار كرده بودند كه مطالبي را عليه سيامك روي كاغذ بياورد و بر پايه آن توانسته بودند سيامك را بربايند. اما بعد كه توانسته بودند از خود سيامك اقارير و اظهاراتي را كه مورد نظر خودشان بود بگيرند، براي آن شخص هم پيغام داده بودند كه ديگر اين مطالب كه تا حالا گفته اي جايي عنوان نكن و سر كار خود برو و ما اساسا ديگر نيازي به اظهارات تو نداريم. اينها چيز هايي است كه من شنيده ام ولي به سئوال مشخص شما بايد اينطور پاسخ بدهم كه اين قبيل كارها هيچوقت منافع دراز مدت نيروهاي سياسي را تامين نمي كند ولي ممكن است در يك مقطع بسيار كوتاه كه مثلا يك شرو شوري به پا شده و يك موضوعي در جامعه هيجان آفريني كرده، ممكن است در يك مقطع كوتاه ايجاد ارعاب كند و كساني را ساكت نگه دارد ولي اينها سكوت و اختناق موقتي خواهد بود. اميرمصدق كاتوريان: وسرانجام مهرانگيز كار در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به اينكه او يكي از متهمان پرونده كنفرانس برلن بوده است، تا چه حد ممكن است پرونده او موجب بازداشت و محاكمه همسرش سيامك پورزند شده باشد، مي گويد: مهرانگيز كار: من فكر مي كنم خيلي زياد، ولي صد در صد نه. براي اينكه به گمان من سيامك همانطور كه گفتم دارد انتقام حمايت از اصلاح طلبان مطبوعاتي را پس مي دهد و ممكن است كه من هم به عنوان يك عامل به اين قضايا اضافه شده باشم ولي به عقيده من عمده گرفتاري سيامك اينجا پيش آمده كه گروهها و دستجات مخالف با اصلاحات از اينكه سيامك در مطبوعات خارج از كشور بسيار حمايت مى کرد، و همان طور که گفتم به سبب طبع خاصى که دارد، پرشور اين حمايت ها را ادامه مى داد، خيلى با او درگير شده بودند و مرتب پرونده هايى را براى او احتمالا روى هم مى گذاشتند و با همه اينها نتوانسته بودند به طور قانونى با سيامک برخورد بکنند. خوب، کاري نداشت يک برگه احضاريه بود که آقا شما به اين دليل فلان ساعت فلان جا حاضر بشو و اگر هم حاضر نمى شد مثل همه موارد ديگر، برگ جلبى صادر مى شد و جلب مى شد، به شکل قانونى. مهرانگيز کار: چه ضرورتي داشت در تاريکى شب اين کار بشود. چه ضرورتى داشت در شرايطى اين کار انجام بشود که هيچکس شاهد نبوده. قيافه اين آقايان را حتى نديده. همه اين واقعيت ها به ما اجازه مى دهد که بگوييم کسانى در ايران دست به اين حرکات مى زنند که براى منافع آنى لازم مى دانند اين حرکات را و شايد بعدا اينها را پايه و مايه قرار مى دهند براى انجام برخي معاملات سياسى. فعلا ما از کنه مطلب بى خبر هستيم و آنچه را مطرح مى کنيم بر اساس شنيده ها و يافته هاى اين چهارماه اخير است.

مهرانگيز كار، حقوقدان و مدافع حقوق بشر، كه براي معالجه بيماري سرطان در آمريكا به سر مي برد، در واكنش به آغاز محاكمه همسر خود، سيامك پورزند در تهران، سكوت خود را مي شكند و در مصاحبه با راديوآزادي از دستگيري و بازجوئي و "اعترافات" همسر خود و از اهداف محاكمه او سخن مي گويد. براي مطالعه متن كامل اين مصاحبه، دگمه "متن فارسي" را "كليك" بزنيد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG