لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۵۹ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

با كتاب در ايران: گلچيني از دشت دلپذير نوروزي


كامران فاني (تهران)

آمد نوروز هم از بامداد، آمدنش فرخ و فرخنده باد / باز جهان خرم و خوب ايستاد، مرد زمستان و بهاران بزاد / ز ابر سيه روي سمن بوي راد، گيتي گرديد چو دارالقرار... مرغ نبيني كه چه خواند همي؟ ميغ نبيني كه چه راند همي؟ دشت نبيني كه به چه ماند همي؟ دوست نبيني چه ستاند همي. باغ بتان را بنشاند همي، بر سمن و نسترن و لاله زار. باز جهان خرم و خوش يافتيم، زي سمن و سوسن بشتافتيم / زلف پريرويان بر تافتيم، دل زغم هجران بشكافتيم / خوبتر از بوقلمون يافتيم، بوقلموني ها در بهار. ... با اين مسمط زيبا و دل انگيز، منوچهري برنامه اين هفته "باكتاب در ايران" را آغاز مي كنم و از پيش فرارسيدن سال نو و عيد نوروز را به شنوندگان عزيز تبريك مي گويم. گشت و گذار اين هفته ما در عالم كتاب نيز مختص به نوروز و بهار و عيد و جشن و شادي است. در اين ميان به معرفي كتاب هايي مي پردازم كه از اين عيد باستاني سخن مي گويند و از جلوه طربناك آن در دنياي شعر و ادب فارسي پرده بر مي كشند. و تفرجي دلپذير در اين بوستان دل انگيز فراهم مي آورند. آئين نوروز مانند پديدآمدن يك جوانه يا شكوفه، آرام و بي صدا و در نهايت سادگي، در جامعه روستاي ايران باستان، در دوردست تاريخ پديد آمد. نوروز در آن گذشته هاي دور سالگرد طبيعي چوپانان و دهقانان بود كه رفته رفته سرگذشت پيدايش آن رنگ افسانه به خود گرفت با آئين ها و شعاير ايراني در آميخت و در اساطير ايراني، تخصيص آن به پادشاهي اسطوره اي به جمشيد نسبت داده شد. نخستين كتابي كه در اين برنامه به معرفي آن مي پردازم، كتاب نوروز جمشيد است، نوشته دكتر جواد برومند سعيد از انتشارات طوس كه در 395 صفحه منتشر شده است. كتاب نوروز جمشيد پژوهشي نوين در باره پيدايي نوروز و سير انعكاس آن در ادب فارسي است. نوروز نگر باده گلرنگ زده، وز مستي، جام لاله بر سنگ زده / قمري همه با پرده عنقا شده راست، مرغان همه در دامن گل چنگ زده. در اساطير ايراني جمشيد بنيانگذار بسياري از آئين ها و مراسم است كه آئين نوروزي در آن ميان جايگاهي والا دارد. بر پايي جشن نوروز به مناسبت پيروزي جمشيد بر ديوان است. جمشيد سالها با آنها جنگيد تا سرانجام بر آنها پيروز شد آنگاه آئين داد و برابري را در ميان مردمان بر پا ساخت و برتخت نشست و آن روز را نخستين روز فروردين ماه قرار داد و نوروز ناميد. جهان انجمن شد بر تخت او، بر آن بر شده فره بخت او / به جمشيد بر گوهر افشاندند، مر آن روز را روز نو خواندند / سر سال نو، هرمز فرودين، بر آسوده از رنج تن، دل زكين / به نوروز نو شاه گيتي فروز، بر آن تخت بنشست فيروز روز. بزرگان به شادي بياراستند، مي و رود و رامشگران خواستند. كتاب نوروز جمشيد در چهار بخش مفصل فراهم آمده است. بخش اول از ويژگي هاي ماه فروردين و اينكه چرا نخستين روز اين ماه نخستين روز سال شناخته شده سخن مي گويد. فروردين ماه فره ور هاست. فرشتگان نگهبان انسان و جهان در آيين زردتشتي. هر انساني فروهري دارد كه از آغاز خلقت پشتيبان و نگهبان او بوده است و چون در مي گذرد، در پايان هر سال اين فرشته به زمين مي رود و به خانه و كاشانه اش مي رود و به تيمار بازماندگان فرد درگذشته مي پردازد. افراد خانواده، هر سال بايد خانه و كاشانه خود را در پايان سال بيارايند و از اين فره ور ها پذيرايي كنند. نوروز جشن پذيرايي از اين فرشتگان آسماني است. بخش دوم كتاب به مراسم، آئين ها و عيدها و جشن هاي ماقبل جمشيد مي پردازد و از سابقه ديرينه و كهن اين جشنها پده بر مي دارد. بخش سوم جمشيد و نوروز به تفصيل از پادشاهي جمشيد و از بنيانگذاري نوروز و از برگزاري مراسم عيد نوروز در تخت جمشيد سخن مي گويد. در بخش چهارم انعكاص و جلوه نوروز در آئين ها و سنت هاي ملي و مردم ايران و در شعر و ادب فارسي آمده است. از جامه هاي رنگين نوروز، از حنابندان و آرايش و آذين گرفته تا هفت سين و نوروزخواني و نوروز كودكان. نوروز به واقع عيد كودكان است. به گفته طالب آملي، شاعر قرن دهم، بود زمان تو نوروز ما كه در معني، تو عيد اهل دلي، عيد كودكان نوروز. هيچكس از خاطرات دل انگيز و شادي آفرين روزهاي نوروزي دوران كودكي خود را از ياد نمي برد. امام محمد غزالي در كتاب كيمياي سعادت اين شادي كودكان را در روزهاي نوروز به علت تعطيل مكتب ها مي داند كه طفل را از رفتن به مكتب باز مي دارد. روزهاي رواج بازار و تفريح و سرگرمي آنهاست و مي افزايد: "صورت حيوانات فروشند براي كودكان درعيد و شمشير و سپر چوبين فروشند براي نوروز." و به دنبال آن مي آورد: "اما صورت حيوانات و آنگه براي نوروز فروشند، البته حرام است." قديمي ترين كتاب فارسي در باره نوروز كتاب نوروزنامه خيام است كه چاپ تازه اي از آن به كوشش علي حصوري به همت نشر چشمه منتشر شده است. خيام در آغاز اين رساله مي نويسد دوستي كه برمن حق صحبت داشت و در نيك عهدي يگانه بود از من التماس كرد كه سبب نهادن نوروز چه بوده است و كدام پادشاه آن را نهاده است. التماس او را مبذول داشتم و اين مختصر جمع كرده آمد. و مي افزايد: و از پس طهمورث، پادشاهي به برادرش جمشيد رسيد و او ديوان را مطيع خويشتن گردانيد و بفرمود تا گرمابه ساختند و ديبا ببافتند و جواهر از معادن بيرون آورد و سلاح ها و پيرايه ها همه او ساخت، و تخت و تاج و وطوق و انگشتري همه او كرد و مشك و عنبر و كافور و زعفران او بدست آورد. پس در اين روز كه ياد كرديم جشن ساخت و نوروزش ناميد و مردمان را فرمود كه هرسال چون فروردين نو شود، آن روز جشن كنند و آن روز نو دانند. خيام در باره مراسم نوروزي مي نويسد: "آئين ملوك عجم از گاه كيخسرو تا به روزگار يزدگرد شهريار كه آخر ملوك عجم بود، چنان بوده است كه روز نخست كس از مردمان بيگانه، موبد موبدان به پيش ملك آمدي با جام زرين پر مي، و انگشتري و درمي و ديناري خسرواني و يك دسته خويد سبز رسته و شمشير و تيرو كماني و دوات و قلم و استر و بازي و غلامي خوبروي، و ستايش نمودي و نيايش كردي او را به زبان پارسي." خيام در نوروزنامه از جشن و شادي مي گويد، همچنانكه در رباعيتش، اين نگاه شاد و تربناك جلوه گر است. ... بر چهره گل نسيم نوروز خوش است، بر طرف چمن روي دل افروز خوش است / از دي كه گذشت، هرچه گويي خوش نيست، خوش باش و ز دي مگو كه امروز خوش است ... سومين كتابي كه در اين برنامه نوروزي به معرفي آن مي پردازيم، كتاب آئين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز" است، نوشته محمود روح الاميني، نشر آگه، 211 صفحه. اين كتاب كه بخش اعظم آن به جشن نوروز مربوط است نگرش و پژوهشي مردم شناختي در باره جشن ها و عيدهاي ايراني است. برگذاري جشن و عيد از ويژگي هاي فرهنگي جامعه ايران باستان بود كه در آن ميان سه جشن نوروز و مهرگان و سده تا قرن ها بعد از اسلام نيز دوام داشت، ولي امروز تنها جشن نوروز است كه همچنان با شكوه گذشته برگذار مي شود. اين جشن سيزده روز ادامه دارد و روز آخر آن سيزده بدر است. دركتابهاي تاريخي و ادبي قريم ما كه از آئين جشن نوروزي ياد كرده اند، هيچ اشاره اي به سيزده بدر نمي بينيم. آيا سيزده بدر پديده اي جديد است كه به تازگي در جامعه ايراني مرسوم شده، يا سابقه ديرينه دارد؟ ترديدي نيست رسم و آئيني كه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در ميان تمام قشرهاي اجتماعي عموميت دارد نمي تواند عمري در حدود چند نسل داشته باشد. شايد علت عدم ذكر آن در كتاب هاي قديمي و در شعرشاعران ايراني اين باشد كه آنان رويداد ها و جشن هاي رسمي را كه در حضور پادشاهان و خاصان دستگاه هاي حكومتي برگزار مي شد بيان و توصيف مي كردند و سيزده بدر را كه رسمي عام و خانوادگي بود شايسته ثبت و ضبط نمي دانستند. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 درايران كهن سابقه اي ديرينه دارد. كاتارها، بازماندگان مانويان اروپا، كه بي ترديد سنتي ايراني دارند، روز عيد پاك كه معمولا نزديك به سيزده فروردين است، از خانه بيرون مي آيند و روز را در دامن دشت و صحرا كنار كشتزارها مي گذرانند. مراسم سيزده بدر معاني تمثيلي هم دارد كه با باورهاي ايران باستان همخوانند. به آب افكندن سبزه هاي تازه رسته، نشانه هديه به ايزد آب يا آناهيتا و گره زدن سبزه براي بازشدن بخت، تمثيلي از پيوند زن و مرد در اوستان و مسابقه ها يادآور كشمكش ايزد باران و ديو خشكسالي است. كوچ بسياري از عشاير نيز از روز بعد از سيزده فروردين آغاز مي شود. اين همه نشان دهنده قدمت اين مراسم كهن است. ... كتاب ديگري كه در باره نوروز نوشته شده، نوروز جشن نو شدگي سال و باززايي آفرينش" است نوشته علي بلوكباشي از انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي. آقاي بلوكباشي از صاحب نظران برجسته فرهنگ عامه و ادبيات عاميانه است و اين كتاب هفتمين اثر از مجموعه از ايران چه مي دانم است كه به روشني از فلسفه پيدايي نوروز و پيوستگي آن با جهان شناسي ايراني سخن مي گويد. پژوهشكده مردمشناسي و سازمان ميراث فرهنگي كشور نيز مجموعه مقالات همايش نوروز را در 351 صفحه منتشر كرده است كه مقالات متنوع و محققانه آن هركدام جنبه اي از آئين و جشن نوروزي را بيان مي كند. انجمن نابينايان ايران نيز كتاب "نوروز و فلسفه هفت سين" نوشته محمدعلي دادخواه را منتشر كرده است و محمد مهدي نوبان كتاب سيماي نوروز در ادب فارسي را به چاپ رسانده كه گشت و گذاري است دلپذير از انعكاس نوروز در شعرشاعران ايراني. تاليف كتاب هاي مختلف در باره نوروز و مراسم آن نشان دهنده دلبستگي جامعه ما به اين عيد باستاني است. عيدي كه طليعه بيداري طبيعت شكوفايي زمين و نو شدگي جهان و انسان است. سخن خود را با چند بيت از قصيده زيباي فرخي سيستاني به پايان مي برم. ماه فروردين از گنح گوهر يافت مگر، كه بياراست همه روي زمين را به گهر / ابر فروردين هر روز همي بارد در، وان همي گردد گوهر به دل خاك اندر / باغ چون مجلس كسري شده پر حور و پري، راغ چون نامه ماني شده پر نقش و صور / روز نوروز است امروز و چو امروز گذشت، كس بيدن در نرسد تا نرسد سال دگر / روز نوروز است وامروز و سر سال عجم، بزم نو ساز و طرب كن زنو و شكر خور / فرخت باد سر سال و چنين است هر سال، بزم تو با بت و با جام مي و رامشگر.

در آخرين روز سال و در آستانه بهار، كامران فاني، كتاب شناس برجسته مقيم تهران، كتاب هاي مربوط به نوروز را در تفرجي روح بخش ورق مي زند، از جمله كتاب نوروزنامه از عمر خيام. براي مطالعه متن كامل مقاله اين هفته كامران فاني دگمه "متن فارسي" را "كليك" بزنيد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG