لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۲۴ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

مستندي در باره يك ايراني سرگردان در فرودگاه پاريس


بهنام ناطقي، مصاحبه با حميد رحمانيان (نيويورك)

بهنام ناطقى (راديوآزادى): فيلم آقاى رحمانيان، برخلاف همه گزارش هاى تصويرى ديگرى که ازاين ايرانى سرگردان درست شده است، نه يک فيلم مستند است و نه يک فيلم خبرى، بلکه ديدى شخصى است، به سبک فيلم هاى خانگى يا هوم ويديو Home Video، از تجربه ديدار آقاى رحمانيان و همکار هنرمند او خانم مليسا هابارد Melissa Hibbard با اين شخصيت، که خود را "سر آلفرد Sir Alfred" مى خواند. صداى صحنه اى از فيلم "سر آلفرد" ب. ن.: صداى صحنه اى را مى شنيديم از فيلم "سرآلفرد فرودگاه شارل دوگل" ساخته آقاى حميد رحمانيان و خانم مليسا هبارد. آقاى رحمانيان که اين فيلم را از مدت يک ماه کوشش خود براى مکالمه با اين ايرانى سرگردان ساخته است، در مصاحبه با راديوآزادى مى گويد که اين فيلم سرانجام به تفکرى تبديل شد در باره هويت، در باره شخصى که در مرز بين دو فرهنگ و دو سرزمين گير کرده است. حميد رحمانيان: اسمش هست مهران کريمى ناصرى ولى اسمش را عوض کرده و به خودش مى گويد سر آلفرد. اسم فيلم هست Sir Alfred of Charles de Gaulle Airport يا آقاى آلفرد فرودگاه شارل دوگل. ايرانى اى هست که نزديک به ١٣ سال است در فرودگاه شارل دوگل هست و اينجور که روزنامه ها و رسانه ها جلوه دادند، اين آقا قربانى مسائل بوروکراتيک هست و نمى تواند از آنجا برود و آنجا حبس شده است و مشکل ويزا دارد. ولى وقتى من رفتم آنجا مى خواستم ببنيم او را چون يک عالم در باره اش خوانده بودم. يک عالم در باره اش شنيده بودم. براى من جالب بود که اين آدم را ببينم. و وقتى رسيدم آنجا ديدم که اصلا مشکل اين آدم مشکل بوروکراتيک نيست. بلکه او مشکل هويت دارد آنجا. داستان فيلم بيشتر داستانى است که اين آدم را نگاه مى کند که مى خواهد آدم ديگرى باشد. اين آدم بين مرز دو تا فرهنگ در فرودگاه گير کرده است و توى ترک بين دو فرهنگ حبس شده وداستانش اين بود. ب.ن.: آقاى رحمانيان مى گويد برخلاف مستند هاى ديگرى که به موضوع اين ايرانى سرگردان در فرودگاه پرداخته اند، به جاى شرح و بسط ١٣ سال تقلاى بوروکراتيک اين شخصيت با دولت هاى فرانسه و بلژيک و انگلستان، کوشش کرده است در اين فيلم مشکل اين شخصيت را با مسئله هويت نشان بدهد. حميد رحمانيان: فيلم بررسى مى کند مشکل هويت اين آدم را. بررسى نمى کند که بله، اين آدم اينجورى زندگى مى کند و مثلا اين جا غذا مى خورد و اينجورى به او پول مى رسد و اينجا دارد دوش مى گيرد. اينها اول فيلم به صورت يک سرى گزيده در فيلم هست از روزنامه ها، ولى فيلم در واقع با داستان اسم او شروع مى شود. با اسم او شروع مى شود که خود را "سر آلفرد" معرفى مى کند و مى گويد اگر اينجورى بگوئيم، اسم قشنگ تر است. دائما هر سئوالى که از او مى کنيم در باره گذشته اش، آن را نفى مى کند. مثلا پدر و مادر، معلوم نيست کى است. خواهر و برادر دارى¿ معلوم نيست. دائما در حال رد گذشته خودش است و يک جور ساختن حال، که به خصوص با کمک رسانه ها و مطبوعات، دنيائى براى خودش ساخته است که آن را باور دارد و دنياى کوچکى دارد که در آن گوشه نشسته است و هنوز هم هست. ب.ن.: کارش هم درست شد. حميد رحمانيان: کارش هميشه درست بوده. اين از سال ١٩٨٢ اين مهاجرت داشته است و تمام مسئله اش اين است که بايد يک ورقه اى به من بدهند که محل تولد در آن نبايد ايران باشد. ب. ن.: آقاى حميد رحمانيان مى گويد به اين علت به ساختن فيلمى در باره اين شخصيت علاقمند شد که مشکل او را مشکلى عمومى تر از يافت و به نوعى مشکل خود را به عنوان يک مهاجر در آمريکا در اين داستان پيدا کرد. و ديد اين به نوعى مشکلى است که نه تنها همه مهاجرانى که در جائى غير از سرزمين خود زندگى مى کنند آن را لمس کرده اند، بلکه مشکلى است که گريبانگير تمام کسانى است که فرهنگ آنها تحت الشعاع فرهنگ غرب قرار گرفته است. حميد رحمانيان: اين مشکل را من هم دارم ولى توى اين آدم اين قضييه اغراق شده و اغراق شده موردى است که نه تنها همه آدمهائى که مهاجر هستند، بلکه توى خود ايران هم هستند اين مشکل را دارند. من خودم وقتى بزرگ مى شدم، حرفهائى که مى شنيدم از آدمهاى دور وبرم هميشه اين بود که ايران خيلى مزخرف است و اى کاش ما جاى ديگرى به دنيا آمده بوديم. موسيقى ايرانى چى است¿ موسيقى خارجى خوب است. غذاى ايرانى و... هميشه يک فرهنگ برتر هست که آن فرهنگ ضعيف تر هميشه به آن نگاه مى کند به عنوان يک سوپرمن که ما بايد به آن برسيم و آنچه خودمان داريم بد است. مشکل هويت است که وقتى آدم مهاجرت مى کند اين قضييه بيشتر تبلور دارد تا موقعى که در خود ايران هست. ب.ن.: صداى آقاى حميد رحمانيان را مى شنويم. کارگردان مجموعه اى از مستند هاى شخصى در باره برخورد فرهنگ ها و مسئله هويت که در باره فيلمى توضيح مى داد که در باره يک ايرانى سرگردان در فرودگاه شارل دوگل پاريس ساخته است. آقاى رحمانيان در مصاحبه با راديوآزادى در باره انگيزه ساختن اين فيلم توضيح مى دهد. حميد رحمانيان: به خاطر اينکه خود من هم فکر مى کنم يک مقدار از اين مشکلات دارم. براى همين فکر کردم يک آدمى که اين مشکل در او اغراق شده باشد، جالب باشد که من خودم را يک جورى در اين آدم پيدا کنم. ب.ن.: و خودت هم توى فيلم گذاشته اى. حميد رحمانيان: اصلا داستان اين فيلم از اينجا شروع مى شود که اين آدم با من صحبت نمى کند. اول که رفتيم مليسا، همسرم، زنگ زد و با او توى تلفن صحبت کرد. شما الان مى توانيد به فرودگاه شارل دوگل زنگ بزنيد و بگوئيد مى خواهم با سر آلفرد صحبت کنم و پيدايش مى کنند و مى آورندش. وقتى رسيديم آنجا من گفتم بروم سلام و عليکى با اين آقا بکنم و بگويم که آمده ايم با تو حرف بزنيم. تا رفتم جلو گفتم سلام آقاى مهران خان. حالتان چطور است. يک هو برگشت وفرياد زد سرمن که من ايرانى نيستم. با من حرف نزن. برو. بعد يک هو مليسا پريد اين وسط و گفت ما از لس آنجلس آمده ايم و قبلا با تو در اين باره حرف زده ايم و يک هو آرام گرفت و شروع کرد با مليسا صحبت کردن به انگليسى و من اصلا نيامدم جلو و تا مدت زيادى، يعنى يک ماه ما با او وقت گذرانديم، شايد دو تا مصاحبه آخربود که اگر من هم دور وبر بودم حرف مى زد. وگرنه من بايد مى رفتم يک جاى ديگر تا اين حرف بزنذ. ب.ن.: با ايرانى حاضر نيست حرف بزند¿ حميد رحمانيان: اصلا. فارسى اصلا صحبت حاضر نيست بکند و با ايرانى حرف نمى زند و مى گويد من ايرانى نيستم و هيچ ربطى ندارم به ايران و هر چى در رابطه با گذشته اش است رد مى کند و يک مقدار مشکل روانى پيدا کرده است صر اين قضييه ويکى از علت هاى آن فکر مى کنم روزنامه ها و خبرگزارى ها هستند که تقريبا يک جورى وادارش کرده اند که مشکل خود را قبول کند. ب.ن.: فيلم "آقاى آلفرد فرودگاه شارل دوگل" از آقاى حميد رحمانيان هفته آينده در آرشيو فيلم معتبر "انتولوژى" نيويورک بارديگر به نمايش در مى آيد و از جمله در جشنواره فيلم "داکلندز Doclands" ايرلند و جشنواره فيلم هاى تبعيديان در سوئد به نمايش در آمده است.

يك ايراني كه 15 سال است در فرودگاه شارل دوگل پاريس سرگردان است، موضوع يك فيلم مستند شخصي است از حميد رحمانيان، گرافيست و كارگردان سينما مقيم نيويورك، كه در مصاحبه با راديوآزادي در باره اثر خود، "سر آلفرد فرودگاه شارل دوگل" توضيح مي دهد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG