لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۳۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

موسيقي راك بروس اسپرينگستين در باره قربانيان حادثه 11 سپتامبر


بهنام ناطقى (مجله نيويورک)

بهنام ناطفي (راديوآزادي - مجله نيويورك): امروز در مجله نيويورک، نگاهي به آخرين آلبوم خواننده برجسته موسيقي راک آمريکا، آقاي بروس اسپرينگستين، نخستين اثر کامل يک هنرمند آمريکائي در واکنش به فاجعه تروريستي 11 سپتامبر، که منتقدان آن را از موارد نادر کمال در يک اثر هنري يافتند. در اشعار اين 13 آهنگ آقاي بروس اسپرينگستين فاجعه را از ديدگاه شخصي جانباختگان حادثه و همچنين از ديدگاه کساني مطرح مي کند که عزيزي را در جهنم خروشان آن روز از دست دادند. يادي هنرمندانه از قربانيان يک فاجعه باورنکردني، امروز در مجله نيويورک. صبح سه شنبه اين هفته، ميليونها آمريکائي بر سر ميز صبحانه هديه اي استثنائي از برنامه تلويزيوني صبحگاهي شبکه ان بي سي دريافت کردند، کنسرتي زنده از آقاي بروس اسپرينکستين Bruce Springsteen ، يکي از بزرگترين هنرمندان موسيقي راک مردمي، که در آن چهار ترانه از آخرين البوم خود را که همان روز، در تمام آمريکا منتشر شد را اجرا مي کرد. در اين ترانه ها، که در تالاري اجراي شد در ساحل دريا، نزديک شهر کوچک کارگري زادگاه آقاي اسپرينگستين در نيوجرسي، شهر اسبري پارک، آقاي اسپرينگستين، نخستين اثر هنري يک هنرمند آمريکائي در واکنش به فاجعه تروريستي 11 سپتامبر را عرضه مي کند. همراه بند اي استريت E Street Band که بعد از بيست سال بارديگر در کنار او قرار گرفته بودند، در اين اجرا هاي زنده آقاي اسپرينگستين را همراهي مي کردند و از جمله دوتن از برجسته ترين گيتاريست هاي آمريکا، آقايان استيوون زنت Steven Van Zandt و نيلز لافگرن Nils Lofgren. اين چهارترانه، بخشي از آلبوم جديدي آقاي بروس اسپرينگستين بودند که تمام ترانه هاي آن به همدلي با بازماندگان قربانيان فاجعه اختصاص دارد. آلبومي به نام رايزينگ، يا صعود، که در آن آقاي اسپرينگستين از زبان مردگان مي خواند: برخيز براي صعود، برخيز و دست در دست من بگذار. ترانه Rising از بروس اسپرينگستين آقاي اسپرينگستين از زبان يک قرباني حادثه، احتمالا يکي از ماموران آتش نشاني نيويورک که براي نجات ديگران به داخل دود و آتش رفت و برنگشت، مي خواند: چشمم چيزي را در جلو نمي بيد. پشت سر هم چيزي پيدا نيست. توي تاريکي جلو مي رفتم و جيزي حس نمي کنم مگر اين زنجير که مرا بسته است. نمي دانم چقدر جلو رفته ام يا چقدر بالا آمده ام... بيا بالا براي صعود، بيا بالا و دست در دست من بگذار بيا بالا براي صعود، براي صعود امشب. راوي اين ترانه، که مانند بهترين ترانه هاي آقاي اسپرينگستين داستاني است، تعريف مي کند که چگونه صبح در ميان صداي آژير و همهمه خود را به ميان دودو آتش رساند. او از زبان مامور آتش نشاني جان باخته لحظه هاي مرگ را مي خواند: بالاسر و پائين ارواح هستند با چهره هاي سياه شده و چشمهائي که در حدقه مي سوزند، خدايا، حالا که در برابر شب آتشين تو ايستاده ام، بگذار خون عزيز آنها مرا اسير کند. در ادامه ترانه، آتش نشان به همسرش مي گويد: مريم، تو را در باغ مي بينم در باغ هزاران آه، عکس هاي مقدس بچه هاي ما آنجاست که در شب پر از نور مي رقصند، بگذار آغوش تو را در اطرافم احساس کنم بگذار احساس کنم خون تو با خون من در مي آميزد، رويايي از حيات به چشمم مي رسد، مثل ماهي اي گرفتار در قلاب. ترانه و با گروه همسرايان ادامه مي دهد: آسمان سياهي و غم، آسمان عشق، آسمان اشک، آسمان شکوه و دلتنگي، آسمان شفقت و ترس، آسمان خاطره و سايه، باد سوزان تو آغوش مرا پر مي کند امشب، آسمان تمنا و خلا، آسمان انباشتگي آسمان زندگي کامل. بيابالا براي صعود، بيا بالا براي صعود امشب. ميليونها آمريکائي صبح سه شنبه با اين صدا از خانه هاي بيرون رفتند و تمام روز راديوها و تلويزيون ها از اين کنسرت مي گفتند، از بازگشت بروس اسپرينگستين به صحنه، از سفر هنري او به دور آمريکا براي اجراي برنامه در چهل شهر و از هنرمند 52 ساله اي که مي کوشد زبان جامعه خود باشد. همان روز عکس آقاي اسپرينگستين روي جلد مجله تايم بود و مقاله مفصلي در باره اين ترانه ها که در آنها، آقاي بروس اسپرينگستين، با همکاري تهيه کننده برجسته، آقاي برندان ابراين، مي کوشد لحظه هاي فاجعه را با موسيقي بازآفريني کند: طوفاني از فرياد گيتارها، طبل ها، سيمبالز، ويلون ها، ويلن سل ها و گيتاربيس که در صداي گروه همسرايان مي پيچد تا يادآور لحظه برخورد دو جهان، انهدام و مرگ ناگهاني باشد. بند اي استريت، که در دهه 1980 همراه با آقاي اسپرينگستين کنسرت مي داد، بارديگر در کنار او قرار گرفته است اما در اين البوم اين نوازندگان غرش تازه اي دارند، با شور و شدت و هيجاني با صدائي متفاوت، که حاصل کار تهيه کننده کهنه کار آقاي براندن ابراين است که آلبوم هاي بندهاي راک مثل Pearl Jam و Rage Against the Machine را تهيه کرده است. موسيقي اما از صداي متفاوت اين آلبوم که تغيير جهتي در کار آقاي اسپرينگستين است که بگذريم، اشعار ترانه ها، بهترين کار هاي او را در سالهاي 1980 به خاطر مي آورند، دوراني که آقاي اسپرينگستين به صداي ميليون ها کارگر آمريکائي صنايعي تبديل شد که در اثر تحولات اقتصادي و فني که در جهان اطرافشان اتفاق مي افتاد، کار خود را از دست مي دادند. اشعار ساده و بي پيرايه آلبوم جديد Rising ، يا صعود، فقط در باره جان باختگان و بازماندگان آنها نيست بلکه گاهي از زبان جان باختگان است و گاهي خطاب به آنها و گاه از آنها خطاب به يکديگر، که يا با نزديک شدن مرگ به هم هشدار فرياد مي کنند يا بعد از مرگ با هم پچ پچ مي کنند. در يکي از ترانه ها، به نام درون آتش Into the Fire اززبان همسر يک مددکار يا آتش نشان جان باخته مي خواند که چگونه شوهرش از ميان دود وآتش در پلکان ساختمان 110 طبقه گم مي شود. آهنگ Into the Fire از آلبوم اسپرينگستين آقاي بروس اسپرينگستين در ترانه Into the Fire داخل آتش، از زبان همسر يک مامور آتش نشاني، مي خواند: آسمان فرو مي افتاد واز خون راه راه بود، شنيدم که مرا صدا زدي وبعد گم شدي در غبار، بالاي پله ها، داخل آتش... من بوسه تو را مي طلبم ولي عشق و وظيفه تو را به جائي بالا تر فرامي خواند، جائي بالاي پله ها داخل آتش. بگذار از قدرت تو قدرت، از ايمان تو ايمان از اميد تو اميد و از عشق تو عشق بگيريم. ادامه ترانه ب.ن.: بخشي از ترانه داخل آتش را مي شنيديم از آلبوم جديد ترانه سرا، خواننده و آهنگساز موسيقي راک. آمريکائي، آقاي بروس اسپرينگستين. ويلن خانم سوزي تارل از همکارا ن قديمي آقاي اسپرينگستين به اين ترانه حالت آهنگ هاي بلوز نيواورلينز را داده است. يکي از جنبه هاي اين آلبوم که منتقدان را به تحسين واداشته، تنوع آهنگ هاي آن و تنوع احساساتي است که آقاي اسپرينگستين براي بازگو کردن جنبه هاي مختلف عاطفي و انساني تراژدي 11 سپتامبر به آنها دست مي يازد. در يکي از ترانه هاي ساده و دلپذير اين آلبوم به نام بهشت، يا پارادايز، که از بهترين کارهاي اين آلبوم است از فرياد گيتارها و کوبش طبل ها خبري نيست و شعرترانه تصاويري ساده از لحظه هايي کوچکي هستند مثل نوازش يک گونه يا بوسه اي کوتاه که بعد ازمرگ . در اين ترانه که با گيتار آکوستيک و صداي ملايمي از سينتي سايزر نواخته مي شود، زني شوهر باخته در جستجوي بهشت است و آن را همچون چشمان خالي همسرش خالي مي يابد. ترانه Paradise در صفحه جديد خود رايزينگ، چنانکه منتقدهاي آمريکائي نوشته اند، آقاي بروس اسپرينگستين بار ديگر جايگاه خود را باز مي تابد. در لحظه اي که هنوز بعد از 11 ماه زخم هاي اين حادثه همچنان تازه است، و ملتي بزرگ تعريفي تازه از جهان جستجو مي کند، انگار بروس اسپرينگستين نقش گذشته خود را به عنوان صداي توده ها باز مي يابد و در کنار آن، صداي موسيقي راک را که ده سالي بود کنار گذاشته بود مجددا پيدا مي کند صدائي پرا زعواطف برهنه و بي پرده ولي صميمي و با صراحت. نظير اين ترانه، Lonesome Days روزها تنها. ترانه Lonesome Days از بروس اسپرينگستين

روز سه شنبه از بروس اسپرينگستين، Bruce Springsteen خواننده راك مردمي صفحه جديدي در آمريكا منتشر شد به نام صعود، در باره قربانيان فاجعه تروريستي 11 سپتامبر درنيويورك كه در آن او بعد از ده سال به موسيقي راك و بعد از 20 سال به همكاري با گروه قديمي اش «اي استريت بند» باز مي گردد و از زبان قربانيان حادثه و بازماندگان آنها، لحظه هاي عاطفي جان باختن و باختن عزيزان سخن مي گويد.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG