لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۱۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش روزانه اينترنت: مسعود بهنود، در باره بخش انفرادي زندان اوين، از وب لاگ «بهنود ديگر»


بهنام ناطقي (نيويورك)

بهنام ناطقي (راديوآزادي): امروز در گزارش اينترنت، خاطرات آقاي مسعود بهنود، روزنامه نگار کهنه کار از روز هاي بازداشت در زندان اوين آقاي مسعود بهنود، که يکي دوماه است با وب لاگ بهنود ديگر به جمع فزاينده نويسندگان يادداشت روزانه يا وب لاگ به روي اينترنت پيوسته است، سکوت خود را در باره خاطرات زندان سرانجام شکست و در يک يادداشت طولاني به توصيف دردمندانه سلولي در زندان اوين پرداخت که مدتي از عمر خود را دو سال پيش در آن به سر آورد. آقاي مسعود بهنود در يادداشتي که به مناسبت روز جهاني نويسندگان دربند در وب لاگ خود گذاشت، به خاطرات روزهائي پرداخت که همراه با چند نويسنده و مطبوعاتي سرشناس ديگر، از جمله آقاي ماشا الله شمس الواعظين، آقاي ابراهميم نبوي و آقاي احمد زيدآبادي در بند انفرادي زندان اوين گرفتار آمده بود. آقاي مسعود بهنود در وب لاگ بهنود ديگر که از طريق آدرس www.behnudonline.com مي توان به آن دسترسي پيدا کرد،در يادداشتي تحت عنوان «آنجا کجاست» ابتدا به دلايل شکستن سکوت خود مي پردازد: «نمي نويسم تا راز پنهاني را آشکار کرده باشم و قصدم دشمني با کسي و گروهي نيست. انتقام هم واژه اي است که به ساليان از آن بيزاري جسته ام و هنوز هم از تصور آن بر خود مي لرزم. پس چيست که وادارم مي کند به ثبت اين روايت درد که از يادآوري آن نيز جز درد نمي زايد. روايتي که تاکنون نه نوشته ام و نه حتي بازش گفته ام به کسي. فقط به اين اميد مي نويسم که شايد کمکي کرده باشم به توقف اين قطار که به درازاي تاريخ در حرکت است و چه بسيار جوامعي که از کارش انداخته اند و ما هنوز بر آن سواريم چرا. مي نويسم تا قدرت را به ياد آورده باشم و دعوتي کرده باشم به برائت از آن. و به نسل ها و آدم هائي که خيال سياست ورزي در سر دارند.» آقاي مسعود بهنود در ادامه اين يادداشت به تشريح اطاقک تاريک و نمور و کوچکي مي پردازد که در زندان اوين بدان گرفتار آمده بود و مي افزايد که دهها نويسنده اينک در اطاقکهائي شبيه به آن در زندان هاي جمهوري اسلامي نشسته اند به اين خيال که کسي در جهان به فکر آنها نيست. آقاي بهنود مي نويسد: «اين جا جائي است آشنا براي بيش از بيست نويسنده اي که در پنج سال گذشته در همين سلول ها بوده اند و يکي از آن ها من که دو سال پيش در همين روزها در همان جا بودم به جرم نوشتن چند مقاله. بي باورم که همه آن ها که به حبس انفرادي کسي فرمان مي دهند از عمق ظلمي که مي کنند بي خبرند. شايد تلنگري زده باشم به چيني نازکي که هر انساني را در دل است.» آقاي مسعود بهنود مي افزايد: «اين جا جائي است آشنا براي بيش از بيست نويسنده اي که در پنج سال گذشته در همين سلول ها بوده اند و يکي از آن ها من که دو سال پيش در همين روزها در همان جا بودم به جرم نوشتن چند مقاله. بي باورم که همه آن ها که به حبس انفرادي کسي فرمان مي دهند، از عمق ظلمي که مي کنند بي خبرند. شايد تلنگري زده باشم به چيني نازکي که هر انساني را در دل است.» آقاي مسعود بهنود، در بخش ديگري از يادداشت طولاني خود در وب لاگ بهنودي ديگر در باره شرايط حبس خود در زندان اوين، مي افزايد: «وقتي ما را از جا هاي مختلف اوين به زير زمين همين بخش بردند تا مدتي نمي دانستيم که شش نفريم پراکنده در دو سوي يک راهرو: اکبر گنجي، عماد الدين باقي، ماشاالله شمس الواعظين، احمد زيدآبادي، ابراهيم نبوي و من. که اگر مي دانستم شايد درد و رنج و وهمم کمتر بود.» مناسبت نوشته آقاي مسعود بهنود در باره خاطرات خود از زندان انفرادي، گزارش اخير جبهه مشارکت ايران اسلامي است در باره سه زنداني جديد اين سلول ها، آقايان عباس عبدي، بهروزگرانپايه و حسين قاضيان، که در ارتباط با پرونده نظرسنجي در باره رابطه با آمريکا به زندان افتاده اند. آقاي مسعود بهنود مي نويسد: «مي توانم تجسم کنم عبدي و گرانپايه و قاضيان را که نشسته اند در گوشه شرقي سلول هاي انفرادي و بي خبر از هم، تکيه داده اند به ديوار و ديوار روبرو مانند هيولائي نزديک نفس به نفس و چهره در چهره شان و خيره شده اند به جاي مشت هاي بر ديوار.» آقاي مسعود بهنود مي افزايد: «عباس عبدي هفت سال پيش يازده ماهي را در سلول انفرادي جائي ديگر گذرانده است و به هر حال آشناي آن فضاست ولي بهروز گرانپايه که چندان از نظر جسمي هم قوي نيست مي توانم تجسم کنم که سخت گذرانده است و مي گذراند در آن سکوت بي انتها و بازجوئي و تکرار و تلقين مدام اين احساس که کسي در بيرون به فکر تو نيست.» آقای بهنود می افزاید: «. فضا چنان سنگين است و وهمناک که گاه به انساني خود شک مي کني و زمان مي برد تا به خود بگوئي که انساني و انسان شايسته اين وهن نيست. و چون از تبار قدرت و سياست نباشي اين درد، غير انساني تر و سخت تر است.» آقاي مسعود بهنود در پايان يادداشت «آنجا کجاست» مي نويسد: «بيش از اينش شرح نمي توانم که ياد آوردن از آن لحظه ها نيز دلازار است و چندان که کار اين ملک به سامان رسد به باورم اول عهد بايد اين باشد که عهد و رسم دچار کردن انسان به اين سرنوشت را بايد برانداخت. در يک کلام بگويم که آن جا چنان است که وقتي يادي عزيز و نازنين در سينه آدمي جا مي گيرد، آن عزيز را به تلخي و تندي مي راني که اين جا جاي تو نيست. حيف از تو خفته باشي در کنج اين خرابات.» پايان نقل قول از نوشته آقاي مسعود بهنود در وب لاگ بهنود ديگر، www.behnudonline.com

آقاي مسعود بهنود، ستون نويس سابق نشريات اصلاح طلب، که يکي دوماه است با وب لاگ «بهنود ديگر» www.behnudonline.com به جمع فزاينده نويسندگان يادداشت روزانه يا وب لاگ به روي اينترنت پيوسته است، سکوت خود را در باره خاطرات زندان سرانجام شکست و در يک يادداشت طولاني به توصيف دردمندانه سلولي در زندان اوين پرداخت که مدتي از عمر خود را دو سال پيش در آن به سر آورد. آقاي مسعود بهنود در يادداشتي که به مناسبت روز جهاني نويسندگان دربند در وب لاگ خود گذاشت، به خاطرات روزهائي پرداخت که همراه با چند نويسنده و مطبوعاتي سرشناس ديگر، از جمله آقاي ماشا الله شمس الواعظين، آقاي ابراهميم نبوي و آقاي احمد زيدآبادي در بند انفرادي زندان اوين گرفتار آمده بود.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG