لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۳۵ - ۲ دسامبر ۲۰۱۶

«ورود رسمی حزب الله لبنان به جنگ داخلی سوريه»


شیخ نبیل قاووق، در جریان دیدار محمود احمدی نژاد از لبنان

شیخ نبیل قاووق، در جریان دیدار محمود احمدی نژاد از لبنان

در حالی که پيش از اين، شايعات قوی درباره حضور رزمندگان حزب الله لبنان در جنگ داخلی سوريه به نفع بشار اسد وجود داشت، يکی از مقامات ارشد حزب الله رسما از ورود اين حزب در جنگ در سوريه پرده برداشت. شيخ نبيل قاووق، نایب رييس کميته اجرايی اين حزب، در ويدیویی از او که در يوتيوپ منتشر شده، اعلام کرد: «حضور حزب الله در سرزمين های سوری به منظور حمايت از لبنانی های مقيم در روستاهای مرزی "وظيفه ملی و اخلاقی" است.»

بنا به اعلام خبرگزاری رسمی لبنان، وی اين اظهارات را در مراسم يادبود يکی از کشته شدگان حزب الله در خاک سوريه ايراد کرده است.



به شرحی که گفت شد، حزب الله پذيرفته است که «به طور محدود» و صرفاً به منظور حمايت از هموطنان خود در درگيری هايی در خاک سوريه ورود کرده است در حالی که تا پيش از اين و طی دو سالی که از جنگ داخلی سوريه می گذرد و شايعات زيادی که در مورد حضور حزب الله در سوريه وجود داشت، اين حزب هرگز حضور نظامی خود در سوريه را تاييد نمی کرد.

مراسم تشييع برخی از فرماندهان ارشد حزب الله که در سوريه کشته شده بودند، پرسش های احزاب مخالف حزب الله را همراه داشت که آيا حزب الله توان رزمی خود را در حمايت از اسد به سوريه منتقل کرده است؟

ابن درحالی است که «صبحی طفيلی» دبيرکل پيشين حزب الله لبنان در موضعگيری بسيار تند عليه دخالت اين حزب به درخواست جمهوری اسلامی در جنگ کنار اسد، کشته شدگان اين حزب در سوريه را «اهل جهنم» و نه «شهيد» توصيف کرد و گفت: «شيعيان در سوريه نياز به ياری هيچکس ندارند و در حقيقت ما بوديم که برای آنها مشکل آفريديم.»

گرچه نبيل قاووق حضور حزب الله در سرزمين های سوری را نه حمايت از بشار اسد که حمايت از لبنانی های مقيم در روستاهای مرزی سوريه اعلام کرده، نفس پذيرش اين ادعا که حزب الله اقدام به عمليات های «برون مرزی» نموده، به دلايل زير اقدام خطيری است:

۱- فلسفه وجودی حزب الله (که همواره بر آن تاکيد داشته) اين است که اين جريان سياسی در خدمت آزادسازی لبنان از اشغال سرزمين های فلسطينی توسط اسرائيل است. عمليات برون مرزی در حمايت از «اهداف ملی» در چارچوب فلسفه وجودی حزب الله نمی گنجد چرا که لبنان کشوری دارای ارتش و دولت مورد تاييد حزب الله است که قاعدتاً دفاع از منافع ملی برون مرزی بر عهده دولت و در صورت نياز بر عهده ارتش اين کشور است نه يک حزب.

۲- مسلح بودن يک حزب سياسی (آن هم در چنان سطح رزم آوری بالا که توانمندتر از ارتش لبنان است)، همواره مورد پرسش و اعتراض ديگر احزاب سياسی لبنان بوده است. اينک عمليات برون مرزی حزب الله حتی به منظور دفاع از هموطنان خود در خارج از مرزهای لبنان، فلسفه مسلح بودن اين حزب را که مدعی است توان رزمی خود را فقط در خدمت مقابله با اسرائيل قرار داده زير سوال می برد.

به عبارت ديگر اگر قرار باشد حزب الله به تشخيص خود و بدون هماهنگی با دولت اين کشور (دولتی که حزب الله در آن کرسی وزارت دارد) دست به عمليات برون مرزی بزند، باب اقدامات مشابه اين حزب در هر زمان ديگر گشوده می شود که عملا به معنی مداخله يک جريان سياسی در وظايف دولت و ارتش ملی است.

۳- حزب الله همواره در مظان اين سوء ظن قرار داشت که نه صرفا يک جريان مقاومت ملی بلکه اهرمی در دست جمهوری اسلامی است. حال با مواضع صريح و حمايت آشکار جمهوری اسلامی از جنايات بشار اسد، توجيه اينکه عمليات برون مرزی حزب الله صرفا در حمايت از هموطنان لبنانی خود است، محل ترديد جدی قرار می گيرد.

به عبارت ديگر چه تضمينی است که حزب الله عمليات برون مرزی خود را صرفا در حد دفاع از هموطنان لبنانی خود محدود نگه داشته وقتی ارتش آزاد سوريه، حزب الله را متهم به جنگيدن در کنار ارتش بشار اسد کرده است؟

مشروعيت مخدوش شده حزب الله

اعتراف ديرهنگام حزب الله بيش از همه، به دلايل زير خدشه به مشروعيت اين حزب است:

يکم؛ حزب الله به عنوان حزبی سياسی و در عين حال مسلح همواره مشروعيت خود را ناشی از «مقاومت در برابر اسرائيل» تفسير می کرد. اصرار بر مشروعيت حاصل از مقاومت تا آنجاست که اين حزب همواره از استقلال رأی خود از جمهوری اسلامی در اتخاذ تصميم هايش به نفع آزادسازی سرزمين های لبنانی از اشغال اسرائيل تاکيد داشته است.

جمهوری اسلامی نيز به رغم اعلان حمايت همه جانبه از حزب الله، همواره به گونه ای وانمود کرده که مواضع اين حزب مستقل از تهران اتخاذ می شود تا مشروعيت «لبنانی» بودن حزب الله ( نه کارگزار بودن برای جمهوری اسلامی) خدشه پيدا نکند.

اينک مشروعيت حزب الله لبنان در سايه حمايت تهران از رژيم اسد که راه مواصلاتی کمک رسانی تهران به حزب الله لبنان است، به شدت خدشه دار شده وقتی اين ادعا ثابت شود که حزب الله نه صرفاً يک حزب سياسی لبنانی بلکه امتداد توان نظامی جمهوری اسلامی در مرز با اسرائيل است که رهبر آن (علی خامنه ای) صراحتا تهديد کرده در صورت لزوم تل آويو و حيفا را با خاک يکسان خواهد کرد.

دوم؛ ادعای دفاع حزب الله از هموطنان لبنانی اش در خاک سوريه، زمانی مخدوش می شود که به ياد آوريم بشار اسد اخيراً در ديدار با ۵۴ تن از احزاب لبنانی طرفدار رژيم بعث سوريه اعلام کرد: «لبنان نمی تواند خود را از خشونت های داير در سوريه در امان بدارد.» – العربيه ۲۳ آوريل ۲۰۱۳

به عبارتی ديگر، اگر تا پيش از اين حسن نصر الله گفته بود که «صرفا برخی لبنانی های مقيم سوريه ولی طرفدار حزب الله، خود راسا (نه به دستور حزب الله) برای دفاع از خويشتن در سوريه با گروه های مسلح (نه ارتش آزاد) می جنگند»، و اينک حزب الله رسماً حضور نظامی خود را در سوريه تاييد کرده است، به سختی می تواند مدعی شود اين حزب يکی از سه ضلع مثلث تهران- دمشق- حزب الله برای سرکوب مخالفان بشار اسد نيست به ويژه اگر به ياد آوريم جورج صبرا، رييس ائتلاف ملی اپوزسيون سوريه، حضور نظامی حزب الله لبنان در استان حُمص را «اعلان جنگ» به مردم سوريه دانسته است.

خطر جنگ شيعه سنی

درست يا نادرست جمهوری اسلامی متهم است که دفاعش از اسد به خاطر تعلق او به خاندان «علويان» سوريه است. به عبارت ديگر تهران متهم است که در حمايت از علويان سوريه، به سرکوب سنی های اين کشور توسط بشار اسد کمک می کند. حمايت حزب الله به عنوان يک حزب شيعی از بشار اسد نيز به نوبه خود همان اتهام را متوجه حزب الله کرده که جنگ مذهبی شيعه و سنی را دامن زده است.

مصطفی تاج زاده، عضو ارشد حزب مشارکت، پيش از اين طی نامه ای از درون زندان خطاب به علی خامنه ای مورخ ۲۷ بهمن ۹۱ نوشته بود که «به علت حساسيت شرايط و "مخاطراتی" که راهبردهای "نادرست" متوجه «ايران و ايرانی کرده» پيش بينی کرده بود که «دفاع مطلق» جمهوری اسلامی از بشار اسد، به عنوان «بزرگترين خطای رهبر» می تواند اختلافات شيعه و سنی را در جهان اسلام دامن زند.

او نوشته بود که:«اين جنگ، آوردگاه شيعيان و سنی‌ها شده است...يقين دارم که پشتيبانی کامل و مستمر از رژيم دمشق، نقش مهمی در گسترش تخاصم شوم شيعی- سنی در آن سرزمين ايفا می کند.»

تاج زاده فراتر از اين رفته و پيش بينی کرد که جنگ شيعه و سنی به طور قطع شرايط شکننده ای را برای ايران به همراه خواهد داشت که از هم اکنون بايد برای آن تدبيری انديشيد.

خطر گسترش جنگ به ببرون از مرز های سوريه

رزمندگان ارتش آزاد سوريه با انتشار ويدیوهايی در يوتيوپ اعلان داشته اند که در پاسخ به جانبداری نظامی حزب الله به نفع بشار اسد، مناطقی از خاک لبنان را که تحت کنترل حزب الله است، بمباران کرده اند.

از آن سو، اظهارات ياد شده از بشار اسد که لبنان نمی تواند در قضيه سوريه بی طرف باشد، بيم اين را همراه دارد که جنگ داخلی سوريه به درون خاک لبنان (که اينک به دو دسته طرفداران رژيم سوريه و طرفداران اپوزسيون سوريه تقسيم شده)، گسترش يابد.

ترديدی نيست که گسترش جنگ به لبنان خطر ناامنی مرزهای لبنان و اسرائيل را همراه دارد که خود مستعد افروخته شدن جنگ ديگری است که در صورت پاسخ اسرائيل ناگزير حمايت جمهوری اسلامی از حزب الله را به همراه خواهد داشت. حسن نصر الله در نخستين سالگرد جنگ ۳۳ روزه اسرائيل – حزب الله (۲۰۰۶) اعلام کرده بود که در طول جنگ از مولايش (رهبر جمهوری اسلامی) راهنمايی و رهنمود دريافت می کرده است.

نتيجه گيری:

۱- اظهارات شيخ نبيل قاووق، اعترافی دير هنگام به شايعاتی مبنی بر حضور نظامی حزب الله در سوريه است.

۲- ادعای قاووق مبنی بر دخالت محدود در سوريه در دفاع از هم وطنان لبنانی شان (نه دفاع از بشار اسد)، اولا خلاف فلسفه وجودی اين حزب و ثانيا مغاير با ادعای ارتش سوريه است که حزب الله را متهم به حمايت نظامی از بشار اسد می کند.

۳- دخالت نظامی تهران و حزب الله در حمايت از حکومت علوی سوريه، بهانه کافی برای ادعای جنگ مذهبی شيعه و سنی به دست می دهد.

۴- واکنش نظامی ارتش آزاد سوريه به بمباران مناطق تحت تسلط حزب الله در لبنان، ظرفيت گسترش جنگ از سوريه به لبنان را دارد.

۵- در صورت گسترش جنگ به لبنان و دريافت کردن تهديدات امنيتی از سوی اسرائيل، امکان کشيده شدن پای تل آويو و متعاقب آن تهران به جنگ منطقه ای وجود دارد.

_______________________

مطالب منتشر شده در این نوشته الزاما بازتاب دیدگاه های رادیو فردا نیست.
XS
SM
MD
LG