لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۲۱ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

نقش ايدئولوژي در انقلاب و رابطه آن با خشونت: مصاحبه با عبدالكريم لاهيجي و محسن سازگارا


(rm) صدا | [ 8:30 mins ]
انقلاب هاي اجتماعي در تاريخ گستره بشري تاريخي نسبتا مدرن محسوب مي شوند، پديده اي كه شايد بتوان گفت فقط در دو قرن اخير روي داده است. هر انقلاب ويژگي هاي خود را داشته، تا آنجا كه ارائه يك تعريف عام از انقلاب را بسيار مشكل كرده. با اين حال مي توان نقش عوامل مختلف در انقلاب ها و احتمالا پيامدهاي آن را بررسي كرد. مريم احمدي از راديو فردا در مصاحبه با عبدالكريم لاهيجي نايب رئيس فدراسيون جهاني جامعه هاي دفاع از حقوق بشر در پاريس و محسن سازگارا پژوهشگر سياسي در آمريكا بحث بر سر نقش ايدئولوژي در انقلاب و رابطه آن با خشونت و پيامد انقلاب را مورد بررسي قرار مي دهد. انقلاب هاي اجتماعي در تاريخ گستره بشري تاريخي نسبتا مدرن محسوب مي شوند، پديده اي كه شايد بتوان گفت فقط در دو قرن اخير روي داده است. هر انقلاب ويژگي هاي خود را داشته، تا آنجا كه ارائه يك تعريف عام از انقلاب را بسيار مشكل كرده. با اين حال مي توان نقش عوامل مختلف در انقلاب ها و احتمالا پيامدهاي آن را بررسي كرد. در مطلبي كه مي شنويم، بحث بر سر نقش ايدئولوژي در انقلاب و رابطه آن با خشونت و پيامد انقلاب است. مريم احمدي از راديو فردا مصاحبه اي دارد با عبدالكريم لاهيجي و محسن سازگارا در اين رابطه. مريم احمدي (راديو فردا): اگر بيشتر انقلاب هاي سه ربع اول قرن بيستم ماهيت ضداستعماري و ضدامپرياليستي داشت، ويژگي انقلاب هاي دو دهه آخر قرن بيستم و نخستين سال هاي قرن بيست و يكم، مطالبات دموكراتيك بوده. با اين حال همه اين انقلاب ها به دور از خشونت نبوده است. عبدالكريم لاهيجي نايب رئيس فدراسيون جهاني جامعه هاي دفاع از حقوق بشر در پاريس، در اين باره مي گويد: دكتر عبدالكريم لاهيجي: درست ده سال بعد از انقلاب ايران، ديوار برلين فرو مي ريزد و دنياي كمونيسم دچار يك ضربه لغزش و بالاخره يك زلزله تاريخي جغرافيايي مي شود. حكومت هاي كمونيستي چه در اروپاي شرقي، چه در اتحاد جماهير شوروي يكي بعد از ديگري سقوط مي كنند و اينجا ما مواجه هستيم با دو نوع تغيير و تحول. در برخي كشورها مي بينيم بدون خشونت، بدون اين كه از دماغ كسي خون جاري شود، اين تحول و تغيير صورت مي گيرد. يعني نظام هاي كمونيستي مي روند و دولت هايي با راي آزاد مردم انتخاب مي شوند، باز دور تصفيه حساب نيست، كسي را اگر هم دستگير مي كنند و محاكمه مي كنند، اعدام نمي كنند، خوني ريخته نمي شود. در يك كشوري مانند چكسلواكي هيچگونه تصفيه حساب سياسي به صورتي كه مثلا بخواهند كسي را اعدام كنند، شكنجه كنند صورت نمي گيرد و كار به جايي مي رسد كه با يك رفراندوم بدون جنگ داخلي، بدون زد و خورد حتي كشور تجزه مي شود. به اين نتيجه مي رسند اين دو قومي كه چكسلواكي را بوجود آورده بودند البته در دوراني كه در آنجا نظام توتاليته حكومت مي كرده، نمي خواهند ديگر با هم اين مجموعه را ادامه بدهند و بنابراين تبديل شد به دو حكومت چك و اوسلواكي. همين وضع كم و بيش در مجارستان هست، در لهستان است، ولي خب در روماني متاسفانه اين انقلاب ها خونين شد و با آن وضع بسيار وحشتناك و واقعا زشت روبرو شد. م . ا: به نظر شما آقاي لاهيجي علت چيست كه در برخي مواقع انقلاب ها به سمت خشونت مي روند و بعضي وقتها اينقدر ملايم انتقال قدرت صورت مي گيرد؟ دكتر عبدالكريم لاهيجي: البته گذشته هاي تاريخي را بايد در نظر داشت. كشوري كه دچار يك بليه اجتماعي مي شود، وقتي كه اين بليه رفع مي شود به هر صورتي، آن گذشته دموكراسي كه نهادهاي دموكراتيك آنجا وجود داشته، آن زمينه هاي فكري كه آنجا وجود داشته، باعث مي شود كه دومرتبه مانند يك نوزايي، رنسانس، آن نهادها بتوانند خودشان را تجزيه و توليد كنند و مثل بسياري از كشورهاي ديگر متاسفانه اين وضعيت نابهنجار مثلا ده ساله، 15 ساله،‌20 ساله تداوم پيدا نكند. اين در مورد چكسلواكي تا حدود زيادي مصداق دارد. دوم اين كه بايد ديد آن گروهي كه در انقلاب به حق يا ناحق رهبري را به دست مي گيرند، آن گروه زمينه هاي فكريشان چيست. پيشينه هاي اعتقاديشان چيست و چه پروژه و طرح سياسي اجتماعي براي اداره آن جامعه دارند. به طور كلي فجايعي كه در انقلاب ها و در تحولات بزرگ اجتماعي صورت مي گيرد، به عقيده من دو ريشه دارد. يكي ريشه اعتقادي، مذهبي است يعني ايدئولوژيك مذهبي است و يكي ريشه ناسيوناليستي است. يعني شما مي بينيد كه چرا كشور يوگسلاوي به آن صورتي كه در موردش عرض كردم، به طرف يك تجزيه يا يك نوع فدراليسمي نرفت و به طرف جنگ هاي داخلي و خون و خونريزي و برادركشي رفت، به خاطر همان وجود آن دو عامل در حد اكستريميسم و افراط گرايي است. يعني هم ملي گرايي و قوم گرايي افراطي و هم متاسفانه يك جنگ مذهبي، يعني به آن صورتي كه بخصوص بين صرب ها و مسلمانان ما ديديم. به خاطر همين هم متاسفانه كم و بيش اين وضعيت هم در انقلاب ايران بود. يعني يك گروه معدودي كه مي خواستند به هر قيمتي كه هست نظرات خودشان را تحميل كنند. م . ا: نقش ايدئولوژي در ايجاد جنبش هاي انقلابي و انقلاب و نيز در شكل دادن به تغييرات سياسي اجتماعي پس از انقلاب، يكي از مباحث علوم سياسي است و در مجموع مي توان گفت: نظر غالب اين است كه نقش ايدئولوژي به عنوان يك عامل تعيين كننده در وقوع انقلاب محدودتر از نقشي است كه در بازسازي جامعه پس از انقلاب دارد. محسن سازگارا پژوهشگر سياسي در آمريكا مي گويد: اگر منظور از ايدئولوژي مجموعه يك رشته بايدها و نبايدها باشد، نظام هاي ايدئولوژيك نهايتا نظام هاي اقتدارگرا خواهند شد. محسن سازگارا: نظام هايي كه مانند نظام جمهوري اسلامي، دنبال بناكردن يوتوپيا بودند، دنبال بنا كردن يك مدينه فاضله بودند، دنبال ساختن يك انسان ايده آل بودند، برآمده از آن مدينه فاضله و درواقع با يك نوع مهندسي اجتماعي مي خواستند كه به زور هم شده مردم را به بهشت ببرند يا جامعه را به شكلي كه خودشان فكر مي كنند مناسب است دربياورند، شكست خوردند. درواقع سرنوشت همه نظام هايي كه دنبال ساختن يوتوپيا و مدينه فاضله هستند و انسان هاي طراز نوين و ايده آل مي خواهند خلق كنند، به جاي بنا كردن آن جامعه ايده آل سر از توتاليتاريسم، و اقتدارگرايي در مي آورد. حكومت هاي اقتدارگرايي كه تماميت طلب هستند و به هيچ وجه اجازه مخالفت با خودشان را نمي دهند. م . ا: آقاي سازگارا مي شود اين برداشت را از حرف هاي شما كرد كه درواقع انقلاب هايي كه ايدئولوژي نقش پررنگي در آن دارد، خود به خود شكست مي خورد يا رنگ مي بازد؟ محسن سازگارا: آيا ايدئولوژي گرايي به معناي مجموعه بايدها و نبايدها كه حاصلش را ايدئولوژي ها شكل مي دهد، آيا اينها اگر نصب العين ساختن يك جامعه باشند، سر از اقتدارگرايي در مي آورد، به نظر من بله. ايدئولوژي ها چون بيشتر بر احساسات تكيه مي كنند، ايدئولوژي ها چون دشمن تراش و براساس دشمن ستيزي بنا مي شوند، ايدئولوژي ها چون با خطوط ساده اي مي خواهند براي همه چيز پاسخ داده باشند و ايدئولوژي ها در نهايت چون تكيه اصليشان بر اين است كه چه چيزي بايد و چه چيزي نبايد و در نتيجه آزادي انتخاب را مي گيرند، حاصل كارشان به سمت جوامع بسته و حكومت هاي اقتدارگرا مي رود و يك نوع توتاليتاريسم را شكل مي دهند، اگر مبناي تشكيل يك حكومت قرار بگيرند.
XS
SM
MD
LG