لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۱۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

درقلمرو ادب: ویژه نوروز


(rm) صدا | [ 12:17 mins ]
گفتگو درباره نهاد میر نوروزی که در ادبیات ایران از ان سخن رفته است در مصاحبه با هوشنگ فتا حافظ پژوه شیرازی، شعر سیمین بهبهانی غزلسرای معاصر با صدای شاعر به مناسبت نوروز باستانی و معرفی کتاب پرخواننده هفته درآمریکا «زنی در انتظار» از آندرئی مکینه از جمله بخش های مختلف برنامه این هفته «در قلمرو ادب» را تشکیل می دهند. «زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی ازین باد ار مدد جوئی چراغ دل برافروزی» امیر آرمین (رادیو فردا): حافظ در غزلی با این مطلع می گوید: «سخن در پرده می گویم چوگل از غنچه بیرون آی که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی» این میر نوروزی کیست که حافظ عمر او را چون گل چند روزی بیش نمی داند؟ به پای گفتگوی هوشنگ فتا حافظ پژوه شیرازی می نشینیم که از میر نوروزی می گوید: هوشنگ فتا: حافظ این شعر را حدود 773 به بعد سروده برای نوروز برای وزیر اعظم شاه شجاع. این میر نوروزی در مراسم نوروز در قرون گذشته و حتی آنطور که به نظر من رسیده در خراسان در شهرهای جنوبی خراسان هنوز متداول است، در فارس هم متداول بوده، ولی اطلاعات جدیدی در این سال های اخیر ندارم. یکی این بوده در مراسم نوروز غیر از آن هفت سین و برنامه های معمول، فردی که وارد شهر می شده، در زمان سال تحویل، این را که ندانسته از دروازه ای وارد شهر می شده، می آمدند حکومت را برای چند روز به عهده او می گذاشتند، حرکتش می دادند، لباس پادشاه و امیر را بر او می پوشاندند، شخص البته بی نام و نشان بود و نام سلطان بر او می گذاشتند و به او می گفتند میر نوروزی. این امیر نوروزی مانند امیر دائمی فرمان می راند چند روز و احکامش را حتی عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره را اجرا می کردند. بعضی از این افراد هم که انسان های نااهلی بودند، کارهای خیلی شدیدی نسبت به روایا انجام می دادند و بعد از چند روز این فرد حکومتش تمام می شد. ا . آ: این ماموران پلیس حکومتی به فرمان او بودند یا مردم عادی؟ هوشنگ فتا: نه حتی پشت سر این فرد راه می افتادند و حتی در جنوب خراسان یک نوشته ای من دیدم که مربوط به حدود 150 سال پیش بوده شاید در شهر گناباد یا بیرجند، لباسی پوشیده بوده مانند امیر و بعد حتی حکومتی های شهر هم به دنبال ایشان راه می افتادند و این حکومت می کرد. البته در شعر حافظ می گوید فرصت را غنیمت بدان، این نوروز مانند میر نوروزی است که حکومتش چند روزی نیست و این بهار بالاخره پایان می پذیرد و در کتاب تاریخ جهانگشای جوینی که اوایل حکومت مغول ها نوشته شده، این را نام برده و علامه قزوینی هم از این مطلب نقل کرده در مجله یادگار. ا . آ: این میر نوروزی بعدا مصون بوده یا پس از خلع حکومت تنبیهش می کردند ماموران؟ هوشنگ فتا: نخیر، چون سرنوشت را می دانستند، قبل از این که دوره حکومتشان تمام شود، بعضی ها فرار می کردند، چون بعدا می آمدند در جبران آن احکام غلط حتی کتکشان می زدند و تحقیرشان می کردند. ا . م: رمان «زنی در انتظار» به قلم آندرئی مکینه از پر خواننده ترین کتابهای هفته درآمریکا بوده و نقدهای زیادی برآن نوشته شده است. مریم احمدی (رادیو فردا): راوی داستان جوانی 26 ساله است که در دهه 1970 به روستائی دورافتاده در روسیه رفته است تا باورهای مردمی ای را که در شرف نابودی است ثبت و ضبط کند. درآنجا زنان همگی بالای 80 سال دارند و بیشتر بیوه اند. همسرانشان در جنگ جهانی دوم کشته شده اند. در این میان اما زنی هست که خودرا بیوه نمی داند، چون در انتظار بوریس کاپتک است که 30 سال پیش ازان تاریخ در 19 سالگی به جبهه رفته اما پیش از آنکه دهکده را ترک کند به ورا دختر 16 ساله قول داده که در بازگشت از جنگ با او ازدواج کند. بوریس در واپسین روزهای جنگ تا برلین پیش می رود اما در عبور از رود اشپری کشته می شود، منتها ورا این را نمی پذیرد و همچنان تا زمانی که راوی به دهکده وارد می شود یعنی 30 سال یعد با وفاداری تمام به نخستین عشق خود در انتظار است که بوریس برگردد و با او عقد زناشوئی ببندد. راوی که جوانی است اهل لنینگراد سرانجام عاشق ورا می شود که با وجود گذشت سالها هنوز زیباست اما ورا همچنان پای بند به عشق بوریس است و در واقع عاشق و دلداده یک شبح. و داستان در واقع رقابتی است میان راوی با شبح ، شبحی که هرچه باشد میرا نیست و در ذهن ورا زنده و جاندار است. رمان، یادگار داستان های عشقی رمانتیک سده 19 است با این تفاوت که در اینجا یکی از دو پای عشق زنده است و ساکن روستای میرنو.ورا زندگی اش را در همین حد پذیرفته است و با عشق به شبح سرخوش است. به تصمیمی که 30 سال بدان پایبند بوده احترام می نهد، هرچند به عیان می بیند مردان پیرامونی اش چنان احترامی را برای عشق قائل نیستند. رمان شرح خوشبختی به زوال رفته یا گمشده است به دلیل پیش داوریها ، گذشت زمان و یا ترس. معشوق ورا، بوریس ازان نوع مردهاست که به باور وی ارزش انتظار کشیدن را دارد. زنی در انتظار، تضاد دو نسل است؛ نسل جنگ جهانی دوم یعنی بیوگانی که در دهکده زندگی می کنند با نسل راوی که به آن زنها احترام می گذارند، چون می گویند مردانشان به خاطر هدفی پر ارزش جان باخته اند. باور به عشق نه به خاطر درستی یا نادرستی آن بلکه به خاطر نیرویی که به زندگی معنی می دهد، محور اصلی داستان زنی در انتظار است با انتقادهائی از دیوان سالاری حاکم بر حزب کمونیست در سالهای پس از جنگ و اینکه زندگی در شکل واقعی اش سنخ یکدست ندارد و آمیزه ای از باورها و اندیشه ها و رویدادهای نو و کهنه است. ا . آ: سیمین بهبهانی شاعر غزلسرا شعری زیبا دارد به مناسبت فرا رسیدن نوروز باستانی و بهار. شعر را با صدای شاعر می شنویم: «سلامی زعقده عشقی پراز بیدمشک بهاری فرستم به سوی دیارت به سودای عقده گساری فرستم ولی نه بدان سان که کس در زمانه فرستد فرستم به رسم نیاکان به هنگام نامه نگاری برآرم زروکش مخمل قلمدان فوفل و صندل منقش به گلبن سرخی مصور براو دو قناری پس انگاه قصه دل رانویسم به نیل مذهّب براوراق چرمی آهو معطر به مشک تتاری نویسم به رمزی و رازی که در شعر دانم و دارم بخوانش به رمزی و رازی که در عشق دانی و داری نویسم اگر دل خودرا بخوانش کبوتر لرزان نویسم اگر تن خودرا بخوانش غزال حصاری اگر از دو پای نویسم بخوانش دو خسته شبرو اگر از دو چشم نویسم بخوانش دوچشمه جاری پس انگه رسم چو به امضابرم نامه را سوی لبها نشانی زعشق گذارم خوشا این نشانه گذاری رسد نامه ام چو به دستت به لبها سپارو چنان کن که امضای کهنه اورا به امضای تازه سپاری با غزل زیبای سیمین بهبهانی به پایان برنامه در قلمرو ادب می رسیم با یادی از استاد علی تجویدی هنرمند بزرگی که با کوچ بهاره اش جامعه هنری را سوگوار کرد». با ما به نشانی farda@radiofarda.com تماس بگیرید و پیشنهادها و نقدو نظر خود را به منظور بهتر کردن برنامه تان ارائه کنید.
XS
SM
MD
LG