لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۳۸ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

انتقاد رئیس بنیاد صلح کارنگی از سیاست یک بام و دوهوای دولت آمریکا نسبت به ایران: براندازی یا خلع سلاح


(rm) صدا | [ 5:24 mins ]
جیسکا متیوز رئیس موسسه تحقیقاتی بنیاد بین المللی صلح کارنگی درمقاله‌ای در نیویورک تایمز می‌نویسد آمریکا تنها در صورتی می‌تواند قدرتهای بزرگ جهان را برای اتخاذ روشی واحد علیه برنامه سیاسی ایران با هم همراه سازد که خودش در سیاست خود نسبت به ایران تجدید نظر کند. وی می افزاید: واشنگتن قادر نیست بر سر الویت‌های خود در سیاست ایران تصمیم قاطع بگیرد و بین تغییر رژیم و خلع سلاح اتمی آن مردد است و به همین سبب دیگر قدرتهای بزرگ هم نمی‌توانند به تلاش‌ واشنگتن علیه برنامه اتمی ایران اعتماد کنند و آن را مورد حمایت قرار دهند. وی به دولت آمریکا توصیه می کند که با انتخاب هدف خلع سلاح اتمی ایران، از دستیابی ایران به بمب اتمی که می تواند اتمی شدن بسیاری از کشورهای منطقه را به همراه داشته باشد، جلوگیری کند. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): خانم جسیکا متیوز Jessica Mathews رئیس بنیاد صلح کارنگی در واشنگتن، در مقاله‌ای که روز سه‌شنبه در نیویورک تایمز منتشر کرده می‌نویسد حوادثی که سرانجام به جنگ عراق کشید، نشان می‌دهد که در قبال ایران که پرونده‌ اتمی آن به شورای امنیت رسیده است، چه باید کرد. وی یادآور می‌شود که صدام حسین ده سال موفق شد از قدرتهای بزرگ با بهره‌برداری از اختلاف‌نظر آنها، سرپیچی کند و دائما در بازی دیپلماتیک از طرف مقابل جلو بود زیرا از دو برتری برخوردار بود: یکی اینکه بازیگر منفرد بود و دیگر اینکه می‌دید آمریکا نمی‌تواند بین دو گزینه تغییر رژیم یا خلع سلاح، یکی را برگزیند، با این حال صدام حسین می‌دانست وقتی پنج عضو دائمی شورای امنیت بر سر چیزی به توافق برسند، مثل چند ماه قبل از جنگ که برسر بازرسی سرسختانه توافق شد، نمی‌تواند در برابر خواسته‌ آنها مقاومت کند. خانم متیوز، رئیس بنیاد صلح بین‌المللی کارنگی در واشنگتن در مقاله خود در نیویورک تایمز می‌افزاید: ایران هم اینک وضع مشابهی دارد. واشنگتن قادر نیست بر سرالویت‌های خود در سیاست ایران تصمیم قاطع بگیرد و بین تغییر رژیم و خلع سلاح اتمی آن مردد است و به همین سبب دیگر قدرتهای بزرگ هم نمی‌توانند به تلاش‌ واشنگتن علیه برنامه اتمی ایران اعتماد کنند و آن را مورد حمایت قرار دهند، و حکومت تهران هم از این فقدان اتحاد میان ابرقدرتها برای خنثی کردن تلاش‌ها علیه برنامه اتمی خود استفاده می‌کند، و از جمله موفق شده است که حمایت کشورهای عضو جنبش موسوم به غیرمتعهدها یا گروه 77 را نسبت به خود جلب کند. رئیس بنیاد صلح کارنگی می‌نویسد در واقع ایران به قدری در کار خود موفق بوده است که غرب شکست‌پذیر شده است، اما او می‌نویسد اینکه تصور کنیم برای جلوگیری از دسترسی ایران به بمب اتمی دیگر شده است از نظر فنی غلط است. اینکه بگوئیم کاری نمی‌توانیم بکنیم، نادیده گرفتن گزینه‌هائی است که پیش رو داریم از تحریم گرفته تا رفتن به جنگ، و اینکه بگوئیم باید یاد بگیریم با ایران صاحب بمب اتمی زندگی کنیم، نادیده گرفتن طبیعت چالشی است که پیش رو داریم. خانم متیوز معتقد است که بحران اتمی ایران به ایران مختص نیست بلکه در صورتی که ایران صاحب بمب اتمی شود، عربستان سعودی، مصر و ترکیه را نیز نمی‌توان از دستیابی به بمب اتمی بازداشت و سرانجام کار به جائی می‌رسد که بین 9 تا 30 کشور جدید به باشگاه کشورهای صاحب بمب اتمی اضافه خواهند شد. وی می‌نویسد مشکل در اینجاست که دولت بوش در قبال ایران سیاست مشخصی ندارد. از یک طرف ایران را به عنوان عضو محور شرارت تهدید می‌کند، از طرف دیگر نسبت به مذاکرات اروپائی‌ها حمایت نیم‌بندی ابراز می‌کند و باز از یک طرف دیگر، اختصاص بودجه برای حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی در ایران را اعلام می‌کند. تنها خاصیت ترکیب این سیاست‌ها، ناتوان کردن آمریکاست در پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران یا ساقط کردن حکومت کنونی. رئیس بنیاد صلح کارنگی راه حل را در بیرون آمدن آمریکا از حاشیه و وارد شدن آن به مذاکرات مستقیم با حکومت ایران می‌داند، و همچنین همکاری با روسیه برای به وجود آوردن سیستمی جهانی برای تامین نیازهای سوخت اتمی نیروگاه‌های برق. وی می‌افزاید آمریکا باید به چین و دیگر کشورها هم گوشزد که شورای امنیت علاوه بر تحریم‌های اقتصادی کارهای دیگری هم برای تحت فشار گذاشتن ایران می‌تواند انجام دهد، از جمله اجباری کردن بازرسی‌های سازمان انرژی اتمی. وی همچنین معتقد است که وزیر امورخارجه آمریکا و سایر قدرتهای بزرگ باید به برزیل و اندونزی و سایر کشورهای گروه 77 بروند و به آنها توضیح دهند برخلاف موضع ایران، پیمان منع گسترش به ایران «حق» دستیابی به تکنولوژی سوخت اتمی را نمی‌دهد و سوءاستفاده حکومت ایران از این پیمان، تعهدهای کشورهای دیگر را هم بی‌ارزش می‌سازد. رئیس بنیاد کارنگی می‌نویسد نمی‌شود که رئیس جمهوری و وزیر امورخارجه آمریکا بر لزوم توقف برنامه اتمی ایران از طریق دیپلماتیک تاکید کنند ولی مقامات دیگر آمریکا نظیر معاون رئیس جمهوری و نماینده آمریکا در سازمان ملل، از تغییر رژیم و گزینه نظامی سخن بگویند. قانونگذاران آمریکا هم باید یکپارچه تر از این عمل کنند. خانم جسیکا متیوز می‌افزاید هر کس که قبل از اقدامات دیپلماتیک دیگر و در حالیکه سیاست آمریکا در قبال ایران بین تغییر رژیم و خلع سلاح مردد است حرف از اقدام نظامی بزند، در واقع اشتباه عراق را دارد تکرار می‌کند. وی معتقد است که آمریکا تنها کشوری است که می‌تواند به ناتوانی جهان در قبال برنامه اتمی کشورهائی مثل ایران و کره شمالی پایان بخشد و هشدار می‌دهد که اگر آمریکا در این کار قصور کند، جهانی با سلاح‌های اتمی بیشتر میراث حکومت بوش خواهد بود.
XS
SM
MD
LG