لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۲۷ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

مجله: تاثیر انقلاب فرهنگی بر دانشگاه از نظر دو کارشناس. واکنش ها به تخریب مجدد سنگ مزار احمد شاملو


(rm) صدا | [ 26:19 mins ]
26 سال پس از انقلاب فرهنگی که چند سال تعطیلی دانشگاه ها را به دنبال داشت، نه دانشجو آرام است، نه دانشگاه. هدف آن انقلاب فرهنگی چه بود و چه پیامدهایی داشت؟ تا چه حد به هدف های خود رسید. دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب و دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در مصاحبه با رادیو فردا به مقایسه محیط دانشگاه، پیش و پس از انقلاب و تاثیر انقلاب فرهنگی بر دانشگاه می پردازند. این هفته کانون نویسندگان ایران که قرار بود پس از چهار سال مجمع عمومی خود را به منظور انتخاب هیات دبیران برگزار کند، با برخورد مقامات قضایی روبرو شد که حکمی برای جلوگیری از تشکیل جلسه صادر کرد. کانون با انتشار بیانیه ای این اقدام را محکوم کرد و بیانیه دیگری درباره تخریب سنگ مزار احمد شاملو صادر کرد که با شعری از خود او آغاز می شود؛ «هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد». اخبار حقوق بشر فعالان حقوق بشر در ایران بار دیگر خواهان تلاش برای توقف حکم اعدام ولی الله فیض مهدوی شدند. حسین زارع زاده اردشیر پدر حسن، در رابطه با خروج پسرش از کشور، به وزارت اطلاعات احضار شد. حسین شهریاری عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست به 18 ماه حبس تعزیری محکوم شد. حکم ده ماه حبس تعزیری برای مجتبی سمیع نژاد در دادگاه تجدیدنظر تایید شد. بیش از بیست دانشجوی دانشگاه شریف به کمیته انضباطی احضار شدند. دفتر تحکیم وحدت صدور حکم دو سال حبس تعزیری برای مهدی امینی زاده را محکوم کرد. شهاب مومنی از اعضای دفتر تحکیم وحدت دانشگاه چمران اهواز و مهی الدین دشتی عضو انجمن اسلامی دانشگاه دزفول به اتهام تشویش اذهان عمومی به دادگاه احضار شدند. چند تن از دانشجویان دانشگاه یزد به دلیل تحریم انتخابات و تحصن های دانشجویی محاکمه خواهند شد. مدیران مسئول چهار نشریه دانشجویی دانشگاه یزد به کمیته ناظر بر نشریات فراخوانده شدند. وهاب محبوبی صاحب امتیاز یک نشریه دانشجویی دانشگاه علم و صنعت به اتهام توهین به مقدسات و مسئولان در کمیته انضباطی محکوم شد. مهدی پوررحیم و کمال رضوی سردبیر و مدیرمسئول پیشین نشریه دانشجویی دانشگاه علم و صنعت به کمیته انضباطی احضار شدند. تاثیر انقلاب فرهنگی بر دانشگاه مریم احمدی (رادیو فردا): 26 سال پس از انقلاب فرهنگی که چند سال تعطیلی دانشگاه ها را به دنبال داشت، نه دانشجو آرام است، نه دانشگاه. هدف آن انقلاب فرهنگی چه بود و چه پیامدهایی داشت؟ تا چه حد به هدف های خود رسید. این ها سئوالاتی است که با دکتر محمد ملکی و دکتر صادق زیباکلام در میان گذاشتیم. دکتر محمد ملکی: دانشگاه در گذشته نقش بسیار بسیار اساسی در تحولات مملکتی داشت و ما به هیچ وجه نمی توانیم منکر این واقعیت شویم که در تحولاتی که در جامعه ایران اتفاق افتاد از حتی قبل از مصدق و بعد از مصدق تا 22 بهمن 57، دانشجویان و دانشگاهیان نقش بسیار مهمی داشتند. یک مقایسه بسیار کوچکی می کنم. دکتر زیباکلام به خوبی به یاد دارد با آن هوش سرشاری که دارد، قبل از انقلاب در دانشگاه طوری بود که نه تنها دانشجو، بلکه استادان هم این جرات را به خودشان می دادند که در مواقع مقتضی اعتراض کنند، بایستند، تحصن کنند. من به خوبی یاد دارم که ما از سال 51 یک جامعه ای در دانشگاه درست کردیم، جامعه ای از استادان به نام جامعه دانشگاهیان که بیش از هزار عضو داشت. حتی یک مشکلی پیش آمده بود در دانشگاه از نظر صنفی، یک شب استادان تهدید کردند و گفتند ما امشب در باشگاه دانشگاه متحصن می شویم. زمان دکتر نهاوندی و نخست وزیری هویدا. چنان سر و صدا ایجاد کرد که نهاونی اصلا گیج شده بود و خبر از طریق ساواک به اطلاع شاه رسید و شاه نهاوندی را مامور کرد که بیاید خواهش کند از استادان. من به خوبی یادم هست که نهاوندی آمد در بین جمعیت و گفت من از طرف شاه مامورم از شما خواهش کنم امشب تحصن نکنید و من دستور دادم فردا صبح اول وقت هیات دولت تشکیل شود و خواست های شما را برآورده کند و همینطور هم شد. سپس آن تحصن 25 روزه و اینها که آقای دکتر زیباکلام خودشان در صحنه بودند و می دانند که استاد و دانشجو چه قدرتی داشت. چه در مسائل مملکتی و چه در مسائلی که در خود دانشگاه اتفاق می افتد. حالا ما بیاییم این را مقایسه کنیم با امروز. یک جریانی در دانشگاه شریف پیش آمد، آمدند یک عده ای از شهدا را که مورد احترام بنده هم هستند، مورد احترام ایشان هم هستند، مورد احترام ملت ایران هم هستند. این که جایشان آنجا است، مقبره برایشان در دانشگاه درست کنند درست است یا نه، بحث دیگری است. یک عده از دانشجویان اعتراض کردند که آقا اینجا جای این کارها نیست. ما امروز در روزنامه ها خواندیم بیست تن از رهبران دانشجویان را احضار کردند به کمیته انضباطی که حتما تهدیدشان کنند برای اخراج یا مسائل دیگر. وقتی این مسائل را مقایسه می کنیم با گذشته، می بینیم اصلا دانشگاه های فعلی با گذشته مقایسه کردنش مشکل است. دکتر صادق زیباکلام: در خصوص مطالبی که دکتر ملکی فرمودند، من فکر می کنم ایشان بیش از اندازه از عملکرد آقایان ناخشنود و آزرده خاطر شدند، و الا فکر نمی کنم هیچ طوری آزادی را که امروز در دانشگاه ها وجود دارد، با قبل از انقلاب مقایسه کرد. می شود گفت در یک مقاطعی در این 27 سال فضای دانشگاه مثلا آزادتر بوده، دانشجویان اختیار عمل بیشتری داشتند، ولی واقعا هیچ طوری نمی شود مقایسه کرد و گفت چه اساتید، چه دانشجویان، چه تشکل های دانشجویی امروزه از زمان شاه کمتر شده. من مطلقا این را نمی پذیرم. البته مشکلات زیادی است، از جمله همان مثالی که دکتر ملکی زدند. اصلا نفس این که حکومت می خواهد یک کاری کند و عده ای مخالفت می کنند، نشان می دهد فضای دموکراسی و آزادی در دانشگاه های ما دستکم خیلی بیشتر از زمان شاه است. من بیشتر مایلم بحث را حول محور اسلامی کردن دانشگاه ها و اسلامی کردن محتوای درسی دانشگاه ها بالاخص در حوزه علوم انسانی بکنم که در حقیقت یکی از اهداف اساسی و بنیادی انقلاب فرهنگی بود. اتحاد ما بر این بود در آن مقطع که علوم سیاسی، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، تاریخ و کل علوم انسانی غرب محور هستند و مبنای اینها فلسفه و نگاه غرب به جهان و انسان است و ما باید آنها را بگذاریم کنار و علوم انسانی اسلامی محور بیاوریم. م . ا: تا چه حد موفق شدید؟ دکتر صادق زیباکلام: در سال 1377 یک بزرگداشت روز شانزده آذر بود، من در آنجا یک جمله ای گفتم که قطعا آقای دکتر ملکی هم این جمله را شنیدند. من گفتم: «من توبه می کنم و امیدوارم خداوند از سر تقصیرات من در خصوص نقشی که در جریان انقلاب فرهنگی داشتم بگذرد و در این جمع هم اگر کسی هست که متضرر شده، هزینه و مشکلی نصیبش شده من را ببخشید» ولی من یک چیزی را می توانم بگویم و آن این که با همه وجود فکر می کردم کار درستی دارم انجام می دهم. علت این که بعدا خواستم مورد عفو قرار بگیرم، این بود که به تدریج متوجه شدم علوم انسانی اسلامی محور یا مسیحی محور یا یهودی محور یا مارکسیست محور یا سوسیالیست محور اساسا خراب و ایدوئولوژی است و همچین چیزی وجود ندارد. یعنی ما دنبال چیزی بودیم که اساسا وجود ندارد. باز مجددا علیرغم این که آن تجربه ناموفق را داشتیم، متاسفانه از زمانی که دولت آقای احمدی نژاد روی کار آمده، مجددا توسط وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد همان بحث ها و حرفها تکرار می شود که علوم انسانی را باید اسلامی کنیم و حوزه ها باید بیایند این علوم انسانی را که الان وجود دارد درست کنند و از غرب محور بودن خارج کنند. مهمترین سئوالی که اینجا مطرح می شود، این است که اگر این کار شدنی بود و چیزی به نام روابط بین الملل اسلامی وجود دارد و غیره، چرا از سال 59 که دو سه سال دانشگاه ها را بستیم، شکل نگرفت. دکتر محمد ملکی: من ابتدا یک توضیح بسیار مختصری درباره مقایسه بین دانشگاه قبل و بعد از انقلاب می دهم و این به هیچ وجه به این معنی نیست که در آن زمان آزادی بوده و بخواهم دفاع از آن نظام کنم. ایشان خودشان می دانند من یکی از افرادی بودم که تمام زندگیم را به خاطر مخالفت با آن نظام گذاشتم. یک مثال فقط می زنم. پس از جریاناتی که در خارج از دانشگاه و سازمان مجاهدین اتفاق افتاد، در دانشگاه قبلا یک کتابخانه فقط وجود داشت و بعد از این که اینها از هم جدا شدند و اختلاف ایجاد شد، در هر دانشکده ای یک کتابخانه به نام کتابخانه دانشجویی بود و یک کتابخانه به نام کتابخانه اسلامی. یعنی حکومت حتی یک کتابخانه را که حتی در اختیار کمونیست ها بود، تحمل می کرد. یا اتاق کوهنوردی مخصوص مذهبی ها و اتاق کوهنرودی مخصوص کمونیست ها. الان جو دانشگاه طوری است که حتی ده استاد از استادان روشنفکر و مدعی حاضر نشدند نامه بنویسند و اعتراض کنند که آقا فلان استادتان را چرا می خواهید اخراج کنید. این تفاوت ها است که اگر بخواهیم بحث کنیم مفصل است. اما درباره انقلاب فرهنگی من یک اختلاف بنیادی و ریشه ای با آقای دکتر در این باره دارم و آن این که منم اصولا هدف چیزی که به نام انقلاب فرهنگی نامیده شد یا اسلامی کردن دانشگاه را چیز دیگری می دانم. الان از هر کسی بپرسیم از خود آقای احمدی نژا یا خود رهبری که دانشگاه اسلامی یعنی چی؟ اگر توانستند برای شما توضیح دهند که این یعنی چه. هدف اینها از مطرح کردن انقلاب فرهنگی و اسلامی کردن دانشگاه این بود که پس از تشکیل دانشگاه ها و انتخاباتی انجام شد و اختیار دانشکده را دانشجویان و استادان و نماینده هایشان به عهده گرفتند، حکومت متوجه شد که دانشگاه زیر بار حاکمیت صد در صد نمی رود و به همین دلیل آمد و آن جریانات را پیش آورد که من باز نمی خواهم وارد بحثش شوم. من یک چیزی را خیلی عنی بگویم. نمی دانم آقای دکتر تا چه اندازه می پذیرند. اصولا هدف آقای خمینی از روزی که گفت باید وحدت بین حوزه و دانشگاه بوجود بیاید، این بود که حوزه باید در دانشگاه مسلط شود. چون در گذشته اصولا حوزه بود که همه کارهای فرهنگی را انجام می داد تا زمان رضاخان که دانشگاه بوجود آمد. هدف این بود و الان هم می بینیم باز داریم برمی گردیم از زمان آقای احمدی نژاد به همان صورت. شما وقتی می شنوید رئیس دانشگاه اصفهان می گوید من می خواهم مداح تربیت کنم، واقعا بدنتان به عنوان یک استاد می لرزد یا نمی لرزد که دانشگاه دارد به کجا می کشد. اینها اصولا برنامه شان این است که دانشگاهی به آن صورت در ایران وجود نداشته باشد، فقط حوزه باشد و اصولا اینها علم را فقط در حوزه می دانند. مگر خودشان را عالم نمی دانند. تا حالا یک بار آمدند بگویند این عالم محترم آقای دکتر زیباکلام؟ اگرچه ایشان ده تا دکترا داشته باشد. اما یک بچه حوزه ای که مقدمات را خوانده، جزو علما است. ما مشکل ریشه ای داریم با مساله حوزه و دانشگاه و این که دانشگاه اسلامی شود، انقلاب فرهنگی بوجود بیاید، یک سری مشکلات اساسی و ریشه ای است که تا اینها حل نشود، مسائل دانشگاه های ما حل نخواهد شد. مشکل انقلاب فرهنگی یک مشکل سیاسی بوده و اینها می خواستند دانشگاه ها را هم زیر سلطه خودشان ببرند. م . ا: آقای زیباکلام شما گفتید با حسن نیت سهمی را در انقلاب فرهنگی داشتید، ولی بعد از چند سال به این نتیجه رسیدید که نمی شود علوم انسانی اسلامی داشت. آقای ملکی درواقع ماحصل حرفشان این است که انقلاب فرهنگی یا اسلامی کردن دانشگاه ها درواقع عبارت دیگری بوده برای سلطه حوزه بر دانشگاه. شما به عنوان جمع بندی نظرات خودتان به این سئوال هم پاسخ دهید. دکتر صادق زیباکلام: من نمی توانم علیرغم احترام و ستایشی که واقعا برای دکتر ملکی دارم، با ایشان موافق باشم و بگویم انگیزه و هدف انقلاب فرهنگی در سال 59 این بوده که بخواهند دانشگاه ها را تسخیر کنند. این نبود که دانشگاه در مقابل حکومت انقلابی ایران مقاومت می کرد و دانشگاه تسخیر رژیم شود و یک دلیل دیگر انقلاب فرهنگی این بود که حوزه بیاید سوار دانشگاه شود. زیرا من خودم بودم در جریان انقلاب فرهنگی. ممکن است کسانی خارج از دانشگاه که در قدرت بودند، برخی روحانیون و غیره واقعا دلشان می خواستند با بسته شدن دانشگاه ها و انقلاب فرهنگی یک طوری عده ای از دانشجویان فداییان خلق یا غیره ساکت شوند. منکر این نمی شوم، اما واقعا بدنه کسانی که به دنبال انقلاب فرهنگی بودند، مانند دانشجویان خط امام، شماری از اساتید داخل خود دانشگاه. ما واقعا به دنبال اهداف سیاسی نبودیم و واقعا به دنبال این بودیم که انقلاب بنیادی در مسائل پژوهشی، آموزشی، دروس و غیره در دانشگاه بوجود بیاید. بعلاوه بدنه اصلی جنبش دانشجویی یعنی همان دانشجویان خط امام که اکثریت را در تمام دانشگاه ها داشتند، مرید حکومت بودند. بنابراین حکومت چه دلیلی داشت بخواهد دانشگاه ها را تسخیر کند. واقعا مطلب این است که حرکت یک حرکت اصیلی بود. در مورد حوزه و دانشگاه هم همینطور. باوری وجود داشت که در ژیم گذشته می خواسته تفکری بوجود بیاید مبنی بر این که حوزه و دانشگاه کاملا جدا هستند و بنابراین ما باید سعی کنیم بگوییم اسلام با علم تضاد و تقابلی ندارد. در این باره انگیزه سیاسی نبود، بلکه اعتقادی بود که دانشجویان و دانشگاهیان و طلبه ها با همدیگر یک جور وحدت داشته باشند. دکتر محمد ملکی: من خیلی دلم می خواست به یک نکته ای که آقای دکتر گفتند، اشاره ای کنم. ایشان فرمودند پس از انقلاب فرهنگی اکثریت دانشجویان طرفدار حاکمیت بودند که به نظر من خیلی در این باره بی انصافی فرمودند. در حالی که یک سوم دانشجویان را از دانشگاه ها اخراج کردند و ایشان می دانند که بهترین دانشجویان دانشگاه بودند و بعد شرایطی در دانشگاه بوجود آمد که کسی نمی توانست نفس بکشد، آن وقت دیگر مشخص است که همه طرفدار حکومت می شوند تا بتوانند در دانشگاه بمانند و ادامه کار بدهند. واکنش ها به تخریب مجدد سنگ مزار احمد شاملو م . ا: این هفته کانون نویسندگان ایران که قرار بود پس از چهار سال مجمع عمومی خود را به منظور انتخاب هیات دبیران برگزار کند، با برخورد مقامات قضایی روبرو شد که حکمی برای جلوگیری از تشکیل جلسه صادر کرده بودند. کانون نویسندگان با انتشار بیانیه ای این اقدام را محکوم کرد. کانون بیانیه دیگری نیز درباره تخریب سنگ مزار احمد شاملو منتشر کرد که با شعری از خود او شروع می شود؛ «هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد». کانون نویسندگان می افزاید: اعتبار و ارزش جاودانه و بلندجایگاه شاملو چونان همه شاعران بزرگ ایران و جهان از سنگ نوشته گورش برنمی خیزد. مسعود بهنود نیز در مقاله ای با نام «برای سنگ شکسته مزار شاملو» از جمله نوشت: «شینده ام که سنگ گورش را شکسته اید، دیر آمدید، این فقط نشانه ای از او است». رضا براهنی نیز در روایت سنگ قبر شاملو که در نشریه شهروند به چاپ رسیده از جمله نوشت: «خبر تخریب سنگ مزار شاملو، خبر ترسی است مخفی از صاحب مزار و خبر غبطه بردن زنده بر مرده». «نظرات و پیشنهادات خود را درباره این برنامه با آدرس الکترونیکی democracy@radiofarda.com یا با شماره فکس 2028287239 با ما در میان بگذارید».
XS
SM
MD
LG