لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۲۰ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

رابطه داشتن پول و احساس خوشبتخی


(rm) صدا | [ 5:35 mins ]
از قديم در فرهنگ هاي مختلف گفته اند خوشبختي، چيزي نيست که بتوان براي آن ارزشي مادي متصور شد چرا که دلخوشي با پول قابل معاوضه نيست. اما به تازگي اقتصاددانان براساس مطالعات و تحقيقات پژوهشگران در زمينه احساس کاميابي؛ نتيجه گرفته اند رابطه مستقيمي ميان پولي که شما داريد و ميزان دلخوشي تان وجود دارد. اندرو اسوالد استاد اقتصاد می گوید: ارزش کاميابي بر حسب دلار براي داشتن يک ازدواج بادوام، 100 هزار دلار آمريکا در سال است. نتيجه تحقيقات کارول گراهام اقتصاددان، نشان مي دهد افراد مزدوج در همه جاي جهان به طور کلي خوشبخت تر از مجردها هستند و يا دستکم به چنين حسي معترف هستند؛ به استثناي روسيه. ریچارد ایسترلین، استاد اقتصاد در دانشگاه کاليفرنياي جنوبي، مي گويد مردم تمايل دارند از بقيه بالاتر باشند تا احساس کاميابي و خوشبختي کنند؛ مردم مي توانند پولدارتر شوند اما اگر در قياس با اطرافيان خود پول کمتري داشته باشند باز هم احساس خوشبختي نمي کنند. پول؟ يا خوشبختي ؟! از قديم در فرهنگ هاي مختلف گفته اند خوشبختي، چيزي نيست که بتوان براي آن ارزشي مادي متصور شد چرا که دلخوشي با پول قابل معاوضه نيست. اما به تازگي اقتصاددانان براساس مطالعات و تحقيقات پژوهشگران در زمينه احساس کاميابي؛ نتيجه گرفته اند رابطه مستقيمي ميان پولي که شما داريد و ميزان دلخوشي تان وجود دارد. همين اقتصاددانان مي گويند نتيجه مطالعات شان در کشورهاي غربي بيشتر صدق مي کند. نيما تمدن (رادیو فردا): برخي پژوهشگران معتقدند در جوامع غربي مي توان ارزش هرچيزي را براساس دلار سنجيد، حتي احساسات. بر اين اساس مي توان پرسيد براي مثال ارزش يک ازدواج موفق و کامياب چقدر است؟ يا به عبارت ديگر، شما براي آنکه تاوان يک ازدواج ناکام را بپردازيد به چه ميزان پول نياز داريد؟ «ارزش کاميابي بر حسب دلار براي داشتن يک ازدواج بادوام، 100 هزار دلار آمريکا در سال است.» اين نظر Andrew Oswald استاد اقتصاد در دانشگاه Warwick انگليس است. آقاي اسوالد و تيم همکارانش براي زير نظر گرفتن رابطه ميان پول و خوشبختي، معيار و دستگاه سنجشي درست کرده اند که مي گويند اين سيستم نه تنها در جامعه آمريکا درست کار مي کند، بلکه براي ديگر جوامعي نيز که از نظر اقتصادي در وضع خوبي هستند، نتايج درستي نشان مي دهد؛ جوامعي مثل بريتانيا. با اين حال همين پژوهشگران معتقدند جايي مثل روسيه به هيچ عنوان در دستگاه و معيار آنها درست عمل نمي کند و به درستي نمي توان در روسيه، رابطه اي بين خوشبختي و پول درنظر گرفت. Carol Graham اقتصادداني است که در مطالعات مربوط به احساس خوشبختي و شادکامي تخصص دارد و در موسسه تحقيقاتي بروکينگز واشينگتن کار مي کند. نتيجه تحقيقات خانم گراهام نشان مي دهد که افراد مزدوج در همه جاي جهان به طور کلي خوشبخت تر از مجردها هستند و يا دستکم به چنين حسي معترف هستند؛ به استثناي روسيه. اما به گفته اين محقق اين به آن معنا نيست که مردم روسيه به ويژه زوج هاي آنجا خواهان طلاق باشند: کارول گراهام: آنچه ما در تحقيقات مان فهميديم اين بود که طلاق گرفتن در همه جاي جهان افراد را ناکام و ناراحت مي کند و در روسيه هم به همين صورت است. اما در روسيه فهميديم چون در کل حس خوشبختي و شادکامي درقياس با ديگر کشورها کمتر است پديده ازدواج، نقشي در به وجود آوردن اين حس ندارد. برخلاف ديگر نقاطي که ما تحقيق کرديم و ديديم ازدواج کردن، نقش مهمي در به وجود آمدن حس خوشبختي دارد در روسيه اين طور نبود. ن . ت: اما خانم گراهام تاکيد دارد که در همه جاي دنيا مهمترين عوامل تعيين کننده در احساس خوشبختي و کاميابي عبارت اند از؛ سلامت، اشتغال، ميزان درآمد و استانداردهاي زندگي. تقريبا در همه جاي دنيا افرادي که ازدواج کرده اند و از سلامت برخوردارند، بيش از همتايان مجرد و بيمار خود احساس خوشبختي مي کنند. بر اساس همين مطالعات افراد پولدارتر، بيشتر به خوشبختي خود اعتراف کرده اند. با اين همه لزوما درآمد بالاتر، راز خوشبختي نيست؛ شما بايد دستکم به اندازه همسايه و يا دوست تان درآمد داشته باشيد تا احساس خوشبختي کنيد. Richard Easterlin استاد اقتصاد در دانشگاه کاليفرنياي جنوبي با مطالعاتي که داشته مي گويد مردم تمايل دارند از بقيه بالاتر باشند تا احساس کاميابي و خوشبختي کنند. به گفته اين استاد دانشگاه مردم مي توانند پولدارتر شوند اما اگر در قياس با اطرافيان خود پول کمتري داشته باشند باز هم احساس خوشبختي نمي کنند: رچارد ایسترلین: مشکل اينجاست که وقتي درآمد افراد بالا مي رود، سطح درآمد سايرين نيز افزايش مي يابد و اين اتفاق باعث مي شود که به وجود آمدن احساس خوشبختي خنثي شود. در نتيجه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده و تغييري روي نداده است. Carol Graham طنزي را به خاطر مي آورد درباره تنوع آرزوهاي مثلا يک شهروند اروپايي در رابطه با همسايه اش: کارول گراهام: يک بريتانيايي مي خواهد کلبه اي روستايي مثل دوستش داشته باشد، نه بيشتر. خيلي خوب. يه فرانسوي هم يه خانه تابستاني مي خواد که کمي از خونه دوستش بهتر باشد. اما يه نفر از روسيه مي خواد خوک همسايه را از بين ببرد. ن . ت: مطالعات مربوط به احساس خوشبختي نتيجه مي گيرند حتي اگر نخواهيم خوک يا ديگر اموال همسايه را از بين ببريم، دستکم تمايل داريم دو برابر هرچيزي که همسايه مان دارد را داشته باشيم.
XS
SM
MD
LG