لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۰۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

يکصد و پنجاهمين سالگرد تولد زيگموند فرويد، پدر علم روانکاوي


(rm) صدا | [ 5:38 mins ]
ششم ماه مه (16 ارديبهشت ماه) برابر است با يکصد و پنجاهمين سالروز تولد زيگموند فرويد، پدر علم روانکاوي. عقده اوديپ و خاطرات سرکوب شده، از جمله مفاهيمي هستند که در پي مطالعات و تحقيقات فرويد بر روي ذهن انسان به وجود آمدند. به مناسبت يکصد و پنجاهمين سالگرد تولد پدر علم روانکاوي، از چند هفته قبل برنامه هاي مختلفي در برخي شهرهاي اروپايي براي بزرگداشت زيگموند فرويد برپا شده است؛ از جمله در وين که سال ها محل زندگي فرويد بود و اکنون خانه او در اين شهر به موزه تبديل شده است. «ما حالا به طبقه بالا مي رويم. به آپارتمان زيگموند فرويد که بين سال هاي 1891 تا 1938 در آن زندگي مي کرد. و حالا وارد اتاق هاي شخصي او مي شويم.» نيما تمدن (راديوفردا): فرويد در يک خانواده يهودي و در شهري متولد شد که اکنون در خاک جمهوري چک است. اما اين وين بود که او در آن رشد کرد و سال ها تا نزديکي مرگش در آن زندگي کرد. دانيلا پتريتز يکي از مسوولان موزه فرويد ضمن توضيح بخش هاي مختلف خانه سابق پدر علم روانکاوي مي گويد: « او هر صبح تا پيش از رسيدن بيمارانش، فقط مي نوشت. بعد از رسيدگي به بيماران، ناهار مي خورد و دوباره مشغول کار مي شد. فرويد دقيقا نمونه فردي بود که امروزه مي توان به او گفت؛ معتاد به کار.» فرويد ابتدا حرفه پزشکي اش را از عصب شناسي آغاز کرد و به زودي در وين شروع کرد به کار بر روي افرادي که از اختلالات رواني رنج مي بردند. در همان آغاز، توجهش به پرونده يک زن بيمار جلب شد که هيچ توضيح و تفسير فيزيکي نمي توانست بيانگرعلائم بيماري او(مانند از کارافتادگي يکي از دستهايش) باشد. اما فرويد دريافت که با روشي ويژه مي توان بر مشکل زن غلبه کرد؛ هنگامي که زن آزادانه و بدون تعارف شروع مي کند به صحبت درباره احساساتش و تجربه تلخ مرگ پدرش. با بسط و پرورش اين تکنيک، فرويد همه بيمارانش را تشويق کرد که بدون واهمه هرچيزي در ذهن شان است بيان کنند. دانيلا پتريتز، از مسوولان موزه فرويد در وين: «وقتي مريض مي آمد فرويد او را روي تخت مي خواباند و خودش هم طوري در کنار او قرار مي گرفت که در نزديکي سر ِ بيمار باشد اما بيمار او را نبيند. بعد فرويد بدون آنکه موضوعي را به بيمار تحميل کند يا تاثيري بگذارد، فرد بيمار را به صحبت کردن درباره مشکلات خصوصي اش دعوت مي کرد. ابتدا تمرکز کار بر صحبت – درماني بود و به تدريج دانش روانکاوي به وجود آمد.» به اعتقاد فرويد ريشه تاثير گذاري بر بسياري از عصب ها را مي توان در افکار، رويدادها و خاطرات فراموش شده جستجو کرد. نکته کليدي به نظر او اين بود که بيماران بتوانند از طريق روانکاوي، نکات فراموش شده در ذهن شان را به خاطر بياورند و ناخودآگاهشان به ويژه درباره محرک هاي جنسي برانگيخته شود. خواب ها نيز يکي ديگر از مسايل جذاب براي فرويد بودند تاجايي که تحقيقات او بر اين موضوع به يکي از مهمترين تئوري هاي او درباره تعبير خواب بدل شد. عقده اوديپ ديگر يافته فرويد بود که توضيح مي داد يک پسر بچه چگونه به پدرش به عنوان يک رقيب مي نگرد؛ رقابتي بر سر تصاحب مادر خانواده. تئوري عقده اوديپ، به نظر فرويد يکي از مراحل رشد پسران در سنين بلوغ را شرح مي داد. همين تئوري هاي نامتعارف با جامعه علمي يک قرن پيش، به تدريج همه نگاه ها را متوجه زيگموند فرويد کرد. او اندکي پيش از مرگش در لندن، درباره آن روزها گفت: «براي اين مساله بايد بهاي گزافي مي پرداختم. مردم واقعياتي را که مطرح مي کردم باور نداشتند و تئوري هايم را ناپسند مي دانستند. مقاومت آنها نيرومند و سرسختانه بود.» به تدريج فرويد با تدوين نظرياتش به جنبش روانکاوي شکل داد و اين نظريات به نظر محققان ديگري همچون کارل يونگ نيز جالب آمد. در سال 1938 پس از قدرت گرفتن نازي ها، کتاب هاي فرويد سوزانده شد و او به بريتانيا مهاجرت کرد. در 7 دهه اي که از مرگ فرويد مي گذرد بسياري از نظريات جنجالي او از سوي منتقدان با عناويني چون غيرعلمي، غير قابل اثبات و يا ساده انگارانه به چالش کشيده شده اند. پيشرفت در تحقيقات مغز هم نشان مي دهد که برخي نظرات فرويد، قديمي و از رده خارج هستند و حتي برخي منتقدان مي پرسند دانش روانکاوي چگونه ممکن است به برخي بيماران کمک کرده باشد؟ با اين همه فرويد توانست با نظراتش تاثيري عميق و با دوام بر فرهنگ غربي بگذارد و هسته تئوري او که مي گويد رفتار انساني ناشي از تاثير ناخودآگاه است همچنان به عنوان يکي از پايه هاي دانش روانشناسي مدرن شناخته مي شود.
XS
SM
MD
LG