لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۰۲ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

در قلمرو ادب


(rm) صدا | [ 10:05 mins ]
در برنامه اين هفته ابتدا گفتگوبا عزت گوشه گير نويسنده و نمايشنامه نويس ايراني مقيم شيکاگو را داريم سپس کتاب پرخواننده هفته امريکا معرفي مي شود و بعد هم يک خبر از جهان ادب. امير ارمين (راديوفردا): نمايشنامه عروس اقاقيا با الهام از شعر فروغ فرخزاد توسط عزت گوشه گير، نويسنده ايراني مقيم شيکاگواز روز 25 ماه مه در اين شهر به روي صحنه مي رود. عزت گوشه گير در گفتگو با راديو فردا ازعلت تدوين نمايشنامه اش بر پايه شعر فروغ و جايگاه شاعر در شعر فارسي مي گويد: عزت گوشه گير: من با شعر فروغ بزرگ شدم. شعر فروغ هميشه برايم يک جنبه نجات دهندگي داشته، و روحم را نجات داده است. چيزهاي مهمي در شعر فروغ است که فکر مي کنم قابل انگشت گذاشتن است: يکي جهاني بودن کار او است. امروزي بودن و دوره اي بودن شعر او است که هم شعر و انديشه اش را براي من تازه و بديع مي کند. منظورم از جهاني بودن شعر فروغ توجه به انديشه هاي انساني غالبي است که در دوره هاي مختلف تاريخي در شعر فروغ با آن مواجه شدم. خيلي ها درباره زنانگي شعر فروغ صحبت کردند، اما فکر مي کنم با در نظر گرفتن مسائلي که امروز با آنها مواجه هستيم، وجوهي ديگر را در آثار فروغ مي بينم که شعر او را مرتبا براي من برجسته مي کند. مثلا اخيرا موضوع تندرستي محيط زيست. من فکر مي کنم که فروغ آدمي بوده که فعالين تندرست نگاه داشتن محيط زيست وي را مي شناسند. يا در مورد زبان معنويت شعرهاي زيادي دارد. در زمان جنگ طلبي و تبليغ تروريسم کنوني، انسان امنيت ندارد، نه جسما، نه روحا. موضوع ديگري که خيلي امروزي است در اشعار فروغ، اين است که در دنيايي که ما زندگي مي کنيم به نظر مي آيد که ارتباطات خيلي وسيع تر شده، آدم ها به هم نزديکتر شدند، اما در تمام اين وسعت تنهايي را مي بينيم و عدم ارتباط را. اين عدم ارتباط در دنياي ارتباطات جديد موضوعي است که من در شعرهاي فروغ با آن مواجه مي شوم و در هر موردي که آدم حس مي کند چقدر تنها است، چقدر زندگي را دارد با بيهودگي مي گذارند. اين همه جنگ ها و مسائل پيچيده اي که آدم در اطراف خود مي بيند، گاهي زندگي را بسيار بيهوده مي نمايد. در اينجا است که فروغ نجات دهنده است. مي بينم که مثلا در 50 سال پيش، 30 سال پيش فروغ چه صحبت هايي کرده بود و به آدم نيرو مي دهد. و هميشه از حرکت و جنبش و رفتن به جلو، تغيير جهان در شکل مثبت سخن مي گويد. در مساله محيط زيست، فروغ معتقد به باروري و تندرستي زمين است و باروري و تندرستي انگشتان دست خود را در ارتباط با محيط زيست چقدر زيبا تصوير مي کند وقتي که مي گويد دست هايم را در باغچه مي کارم، سبز خواهد شد، مي دانم، مي دانم، مي دانم. تاکيد روي واژه هاي مي دانم واقعا اميد مي دهد به آدم، نيروي حرکت مي دهد. وقتي انسان به طبيعت عشق بورزد، طبيعت نيز به انسان عشق مي ورزد. اينکه آدم مي بيند چگونه نسل جديد حريصانه و با عشق شعر فروغ را مي خوانند و اين شعر تغيير در زندگي آدم مي دهد و احساسات را غني مي کند، خوب به آدم کلي نيرو و اميد مي دهد. ا.آ.: از برداشت هاي شما از فروغ به صورت نمايشنامه چگونه استقبال شد؟ عزت گوشه گير: يک نمايشنامه در سال 1997 نوشتم به اسم عروس اقاقيا. اين را دو بار روخواني کردم. روخواني صحنه اي شده در شيکاگو و يک بار در سمپوزيومي بود درباره فروغ در 1997 و بعد هم تابستان سال گذشته بود که آن را به صورت روخواني صحنه اي به روي صحنه بردم. امسال در 25 ماه مي تا 11 ماه جون براي سه هفته به زبان انگليسي به روي صحنه مي آيد در تئاتر شوپن شيکاگو و کارگردان و بازيگر آن نيز آمريکايي است. ا.آ.: رمان پوچستان به قلم گري شتينگارت تحسين نقد نويسان ادبي را برانگيخته است. مريم احمدي (راديوفردا): پوچستان يا absurdistan کشوري خيالي درآسياي ميانه و حاصل فروپاشي شوروي است. عنوان کتاب، واژه اي است که نويسنده با افزودن پسوند زيباي فارسي "ستان" که معادل واژه انگليسي land است، به واژه absurd به معني پوچ ساخته است. والبته يک نويسنده ديگر انگليسي زبان هم کتابي با عنوان absurdistan منتشر کرده است. رمان از زبان ميشا شهروند روسي نقل مي شود که 12 سالي درآمريکا بوده و در دانشگاه تحصيل مي کرده است وقتي مي شنود پدرش در روسيه يک بازرگان آمريکائي را کشته و سپس خودکشي کرده براي مراسم به روسيه مي رود اما به خاطرماجراي پدر، کنسولگري آمريکا در سن پترزبورگ از دادن رواديد برگشت به امريکا به او خودداري مي ورزد. بناچار دوست دخترش رونه آ سيلز سياهپوست ساکن نيويورک تنها به امريکا برمي گردد. ميشا براي گرفتن رواديد به جمهوري پوچستان مي رود که به خاطر درآمد بادآورده نفت سراسر فساد است و توطئه. درآنجا يک گذرنامه بلژيکي جعلي براي وي دست وپا مي شود. نويسنده در اينجا با اغتنام از فرصت به فساد در طبقه نوخاسته حاکم بر جمهوري پوچستان مي پردازد و همانندي آن با ميشا قهرمان داستان که آدمي فربه، پرخور و ثروتمند است که با بهره گيري از اوضاع نابسامان پس از فروپاشي به ثروتي کلان دست يافته است. پر است از نخوت که خودرا به شاهزاده ميشکين قهرمان رمان ابله داستايوفسکي شبيه مي داند و مي گويد ابلهي مقدس وبيگناه است در ميان توطئه چينان .چهره اي است پيچيده و ماليخوليائي.خودرا آمريکائي اي در کالبد روس مي داند.در جمهوري پوچستان همه جا روياي آمريکاي مرفه با چندگانگي فرهنگي و سرمايه داري به چشم مي خورد. هر کس مي خواهد فرهنگ وسبک زندگي آمريکائي را تقليد کند و اين در واقع شيوه حاکم بر جمهوريهاي نوپاي پس از فروپاشي شوروي شده است. طبقه حاکم پوچستان با هاليبرتون شرکت آمريکائي همکاري مي کند تا اين شرکت براي کشور زير بناي دموکراسي را بسازد و هاليبرتون از پول بادآورده نفت پوچستان براي راه انداختن جنگ داخلي بهره مي گيرد و به همراه ان هم انبوه زنان خود فروشي که از جلوه هاي جمهوري هاي نوپا شده اند ا.آ.: برنامه را با يک خبر ادبي به پايان مي بريم. نوشته ها ي دکتر پرويز ناتل خانلري استاد فقيد ادب فارسي بزودي منتشر مي شود.نشر توس در نظر دارد يادداشتها و دستنوشته هاي استاد خانلري در باره ادبيات و طنز را در قالب يک کتاب منتشر سازد. پيشتر و در پي درگذشت استاد خانلري ، ايرج افشار محقق ايراني همراه با پروفسور هانس رابرت زايمر يادنامه دکترخانلري را با عنوان سخنواره شامل 55 گفتار و سالشمار ندگي او منتشر کرده بود. با ما به نشاني farda@radiofarda.com تماس بگيريد با نقدها، نظرها و انتقادها به منظور هرچه بهتر کردن برنامه شاد و سربلند باشيد.
XS
SM
MD
LG