لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۵۹ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

در قلمرو ادب: مصاحبه با محبوبه میرقادری نویسنده رمان «ودیگران» و بررسی «قفس ستاره ها»


(rm) صدا | [ 11:29 mins ]
مصاحبه با محبوبه میرقدیری نویسنده مقیم اراک، که آخرین اثر او «و دیگران» در تهران انتشار یافت، و مروری بر رمان «قفس ستاره ها» به قلم ژاکلین میچارد از داستان های پرفروش در آمریکا از جمله بخش های مختلف برنامه این هفته «در قلمرو ادب» را تشکیل می دهند. رمان قفس ستاره ها تحول و تکامل یک دختر بچه و رسیدن او به بلوغ و پختگی زنانه را نشان می دهد و دگردیسی وی به دنبال جدال درونی خشم و عاطفه و پیروزی یکی بر دیگری. خانم میرقدیری در مصاحبه با رادیو فردا می گوید در اثر خود در باره هیچکدام از شخصیت های داستان به داوری نپرداخته است، زیرا به زعم او انسانها آمیزه ای از معایب و محاسن مختلف هستند. امیر آرمین (رادیو فردا): رمان «و دیگران» تازه ترین اثر محوبه میرقدریری نویسنده و دبیر دبیرستان های اراک توسط نشر روشنگران منتشر شد و با استقبال خوانندگان روبرو شد. محبوبه میرقدیری درباره یکی از شخصیت های داستان؛ معشوقه مردی که همسر نیز دارد در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: محبوبه میرقدیری: آدم های غایب همیشه به نظرم آدمهایی هستند مظلوم، یعنی دیگران همیشه حق به خودشان می دهند که درباره کسانی که حاضرند خوب و مثبت قضاوت کنند و همه بارهای منفی را بگذارند روی دوش کسی که غایب است. درباره این آدم ها مثلا همین زن دوم که به عنوان معشوقه من در کتابم آوردم، معمولا دیدها و نگرش هایی که هست، خیلی منفی است. از زن اول همیشه همه حمایت می کنند، بخصوص که مادر هم هست این مادر بودن یک قداست خاص و ایمنی برایش ایجاد می کند. مرد هم یک حالتی که ممکن است اغفال شده باشد و همچین چیزی. من خواستم نگاه تازه ای داشته باشم به این قضیه که خب حالا این زنی که آمده در زندگی اینها، آیا واقعا خودش فقط مقصر بوده یا نه شرایطی هم بوده که کمک کرده این وضعیت ایجاد شود. ا . آ: شما این معشوقه یا عاشق شوهر این زن را یک شخصیت مثبت ارزیابی کردید؟ محبوبه میرقدیری: من در کتابم اصلا نخواستم قضاوت کنم، درباره هیچ کدام. من آمدم این رابطه را نشان دادم، تصریح کردم، به شکل های مختلف آوردم و قضاوت با خود خواننده است. حتی پایان داستان هم من نگفتم صریح که چه می شود و آن را هم گذاشتم به عهده خواننده که خودش نتیجه گیری کند. انسان ها آمیزه ای هستند از معایب و محاسن مختلف. ا . آ: شما در اراک هستید. این زندگی در شهرستان و دوری از تهران چقدر در نوشته هایتان تاثیرگذاشته؟ محبوبه میرقدیری: من بیشتر جو عمومی را در نظر می گیرم. ولی خب در رمان اولم «پولک سرخ» دقایق بیشتر در اراک می گذرد، ولی خب قهرمان داستان مرتب تهران هم رفت و آمد دارد. ولی این آخری ماجراها همه در تهران می گذرد. محبوبه میر قدیری دبیر جامعه شناسی دبیرستانهای اراک است. از او علاوه بر رمان «ودیگران» رمانهای «پولک سرخ»، «خانه آرا» و مجموعه داستان های «شناس» و «روی لبهاشان خنده بود»، همگی توسط نشر روشنگران ومطالعات زنان منتشر شده است. محبوبه میر قدیری در نشریه ها ی آدینه، زنان، حقوق زنان، و نیکی نیز داستانهای کوتاه خودرا به چاپ رسانده است. ا . آ: رمان قفس ستاره ها به قلم ژاکلین میچارد از نشر وارنر از کتب داستان های پر فروش هفته های جاری درآمریکا بوده است. مریم احمدی و رمان قفس ستاره ها از ژاکلین میچارد: مریم احمدی (رادیو فردا): داستان با تلخی آغاز می شود. در یک خانواده پنج نفری پایبند به باورهای فرقه مورمونها در شهر سیدار واقع در ایالت یوتاه، ورونیکا سوان دختر 12ساله که در غیبت پدر ومادر مسئول مراقبت از دو خواهر کوچکتر از خودش در خانه است باآنها قایم باشک بازی می کند.وقتی در گوشه ای پنهان می شود و تا 100 می شمارد اما از خواهرها خبری نمی شود دچار دلهره می شود. دلهره ای که بی مورد نیست. در حیاط راکه باز می کند با جسد دوخواهرش رو به می شود و قاتل اسکات ارلی را می بیند که روی نیمکت کنار بچه ها نشسته و گریه می کند. اسکات ارلی بیمار روانی است دو شخصیتی است و دست به گریبان روان پریشی. او را چند سالی به بیمارستان روانی می برند و وقتی بر اثر دارو بهبود می یابد به زندگی عادی باز می گردد. ازدواج می کند و دارای فرزند می شود .پدر و مادر ورونیکا اسکات را می بخشند . ورونیکا اما نمی تواند قاتل دو خواهر کوچکش را ببخشد و نه تنها با پدر و مادر اختلاف عقیده پیدا می کند که ایمانش به بنیادهای اعتقادی مورمونها هم بکلی زایل می شود. قصد دارد هرطور شده انتقام خواهرانش را از قاتل بیرحم بگیرد به همین سبب رد او را دنبال می کند. اسکات و همسرش در سان دیه گو در ایالت کالیفرنیا مقیم می شوند. اسکات در یک مجتمع درامور آموزشی به کودکان کمک می کند. ورونیکاهم به آن شهر می رود تا در رشته پرستاری تحصیل کند. وقتی خانواده اسکات برای دختر کوچولویشان دنبال یک لله هستند او داوطلب می شود. اینجاست که در درون پرغوغای ورونیکا جدالی سخت در میگیرد میان عاطفه و خشم، میان بخشش و انتقام. و در همین جاست که خشم خودرا مهار می کند و داستان با پایان خوشی به انجام می رسد. ژاکلین میچارد در سراسر رمان پر کشش قفس ستاره ها درون آدمها را می کاود. تامل ژرف ورونیکا، درونکاویهای وی، فروریختن باورهای مورمونی که 12 سال باآنها بارآمده بود و تا آن زمان بخش بزرگ زندگی و هدف اورا تشکیل می داد با مشاهده جسد دو خواهرش، احساس گناه او که نتوانسته است آنها را نجات بدهد، همه و همه در داستان به شکلی پررنگنمایش داده شده است. ورونیکا تاآنجا به خواهرانش احساس تعلق می کند که وقتی همسایگان و دوستان به نشانه همدلی و همدردی شمع به دست در مقابل خانه شان اجتماع می کنند اعتراض می کند و می گوید مگر خواهرانش به کسی جز او هم تعلق داشته اند؟ و بدین وسیله عمق احساس وی رابه آنها نشان می دهد. رمان، تحول و تکامل یک دختر بچه و رسیدن او به بلوغ و پختگی زنانه را نشان می دهد و دگردیسی وی به دنبال جدال درونی خشم و عاطفه و پیروزی یکی بر دیگری. با ما به نشانی farda@radiofarda.com تماس بگیرید و با نقد و نظرهایتان در بهبود برنامه بکوشید.
XS
SM
MD
LG