لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۱۵ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

هفتمین سالگرد حمله پلیس جمهوری اسلامی به خوابگاه های دانشجویان: مصاحبه با پیمان عارف و علی افشاری


(rm) صدا | [ 14:19 mins ]
طرح قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم تازه مطرح شده بود و نمایندگان مشغول بررسی این طرح بودند که صبح روز سه شنبه 15 تیرماه تیتر اول روزنامه «سلام» همه را شگفت زده کرد: «طرح جدید قانون مطبوعات پیشنهاد سعید اسلامی، فرد شماره یک قتل های زنجیره ای بوده است». از صبح پنجشنبه هفده تیر روزنامه سلام دیگر هیچگاه منتشر نشد، اما در عین حال نشان داد که تیتر این روزنامه حقیقت داشته و منبع آن هم یک سند محرمانه دولتی بوده است. شامگاه پنجشنبه هفدهم تیرماه 1378 تعدادی از دانشجویانی که در کوی دانشگاه تهران سکونت داشتند، در تجمعی اعتراضی به توقیف روزنامه سلام خواهان عدم تصویب قانون جدید مطبوعات شدند. ساعت چهار و نیم صبح جمعه نیروی انتظامی همراه با لباس شخصی ها، میل گرد و باتوم به دست به کوی دانشگاه حمله می کنند. رادیو فردا در مصاحبه با پیمان عارف و علی افشاری از فعالان جنبش دانشجویی به مرور وقایع آن روزها می پردازد. تارا عاطفی( رادیو فردا): تیرماه سال 1378 : طرح قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم تازه مطرح شده بود و نمایندگان مشغول بررسی این طرح بودند که صبح روز سه شنبه 15 تیرماه تیتر اول روزنامه «سلام» همه را شگفت زده کرد: «طرح جدید قانون مطبوعات پیشنهاد سعید اسلامی، فرد شماره یک قتل های زنجیره ای بوده است». این تیتر کار نمایندگان مجلس پنجم را مشکل کرد. نخستین واکنش از سوی وزیر اطلاعات دولت خاتمی بود که از سیدمحمد خوئینی ها مدیرمسئول روحانی روزنامه به خاطر انتشار سند خیلی محرمانه دولتی شکایت، هرچند این شکایت باعث شد از صبح پنجشنبه هفده تیر روزنامه سلام دیگر هیچگاه منتشر نشود، اما در عین حال نشان داد که تیتر این روزنامه حقیقت داشته و منبع آن هم یک سند محرمانه دولتی بوده است. شامگاه پنجشنبه هفدهم تیرماه 1378: تعدادی از دانشجویانی که در کوی دانشگاه تهران سکونت داشتند، در تجمعی اعتراضی به توقیف روزنامه سلام خواهان عدم تصویب قانون جدید مطبوعات شدند. ادامه این تجمع به خیابان ها کشیده شد، نیروی انتظامی و لباس شخصی ها در محل حاضر شدند. دانشجویان به خوابگاه هایشان برگشتند، اما نیروی انتظامی و لباس شخصی ها ماندند. به نوشته روزنامه های آن زمان، درگیری های پراکنده ای بین دانشجویان و ماموران نیروی انتظامی تا نیمه شب ادامه داشت. محمدجواد حق شناس مدیرکل سیاسی وزارت کشور در مصاحبه ای گفت: مدیرکل سیاسی انتظامی استانداری تهران پنجشنبه شب به کوی می آید و از نیروی انتظامی می خواهد از محل بروند. نیروی انتظامی نمی رود و دستور کتبی برای ترک محل می خواهد. به گفته آقای حق شناس در گیر و دار مذاکره میان مسئولان استانداری و نیروی انتظامی، چند دانشجو با صورت های بسته یک سرباز را به گروگان می گیرند، کتک می زنند و کمی بعد رهایش می کنند و آرامش ظاهرا برقرار می شود. ساعت چهار و نیم صبح، کوی دانشگاه تهران، جمعه هجده تیر 1378: نیروی انتظامی همراه با لباس شخصی ها، میل گرد و باتوم به دست به کوی حمله می کنند، دانشجویان را کتک می زنند، بازداشت می کنند، وارد اتاق دانشجویان می شوند و درها و پنجره ها را می شکنند. دانشجویان را از اتاق هایشان بیرون می کشیدند و به درون تونل انسانی که درست کرده بودند می انداختند. در این تونل دانشجویان کتک می خوردند. روزنامه های شنبه صبح نوشتند لباس شخصی ها دانشجویان را از پنجره به بیرون پرت می کردند و می گفتند یا زهرا از ما بپذیر. خبر درگیری ها منتشر می شود و تا چند روز بعد خیابان امیرآباد شمالی محل درگیری دانشجویان با لباس شخصی ها و نیروی انتظامی بود. وقایع فردای روز هجدهم تیر را از علی افشاری می شنویم که در آن زمان یکی از نمایندگان شورای منتخب دانشجویان متحصن بود. علی افشاری: ساختمان کوی دانشگاه تخریب شد، عده زیادی بازداشت شدند که بخشی از آنها صبح جمعه آزاد شدند. تقریبا جمعیت همه آمده بود داخل کوی و یک جو بسیار تاسفبار و خشم و اعتراض وسیعی برقرار شده بود. مسئولینی که در آن روز آمدند، تعداد زیادی از اعضای دولت بودند، از جمله وزیر کشور آقای موسوی لاری، وزیر علوم دکتر معین و همچنین وزیر اطلاعات آقای یونسی. به دلیل این که دانشجویان به شدت عصبی بودند از آن اتفاقی که افتاده بود، عده ای از معترضین به طرف آقای موسوی لاری حمله کردند و عمامه ایشان هم افتاد که نهایتا محافظانش ایشان را از منطقه دور کردند. ت . ع: درگیری تا پنج روز بعد ادامه داشت. مقابل کوی دانشگاه تظاهرات شبانه روزی برقرار بود و گاه به خیابان های اطراف نیز کشیده می شد. نیروهای ضدشورش در خیابان ها مستقر شده بودند و لباس شخصی های بی سیم دار با موتور دائما در حال تردد بودند. روزنامه ها وقایع را مرتب دنبال می کردند. در دیگر شهرها نیز دانشجویان به حمایت از دانشجویان تهران برخواستند. یکشنبه 20 تیر 1378 تبریز: عصر جمعه با انتشار خبر وقایع حمله به خوابگاه دانشجویان در تهران، دانشجویان تبریز نیز واکنش نشان دادند. پیمان عارف دانشجوی رشته عمران دانشگاه تبریز در آن زمان می گوید: پیمان عارف: از عصر جمعه تب و تابی در دانشگاه تبریز شکل گرفت و روز شنبه که روزنامه ها درآمد، در خوابگاه تجمعی شکل گرفت و با بیانیه که از سوی کانون در دانشگاه و سپس در شهر منتشر شد. حدود ساعت ده صبح در دانشگاه جمعیت قابل توجهی جمع شده بود و تظاهرات شروع شد از حدود ساعت یازده و در خیابان همان زمان زد و خورد بین جمعیت و نیروی انتظامی شروع شد و جمعیت عقب نشینی کرد به داخل دانشگاه. بلافاصله دوباره جمعیت با شکستن درها وارد خیابان شد، ولی با نیروهای تا دندان مسلحی مواجه شد که با وجود این که مسلح و مجهز بودند، ولی اقدام به سنگ پرانی به سمت جمعیت می کردند. ولی در کنار اینها جمعیت شبه نظامی مستقر در پایگاه بسیج هم حمایت می شد که با چماق و سلاح سرد به جمعیت حمله کرد. ت . ع: استاندار و فرماندار وقت تبریز بین جمعیت حاضر می شوند، اما تاثیری ندارد و استاندار می رود. مردم عادی به سمت دانشگاه حرکت می کنند و در میانه راه با لباس شخصی ها درگیر می شوند. روزنامه ها درباره وقایع روز یکشنبه تبریز نوشتند: حوالی ساعت پنج بعد از ظهر حائلی بین گروه های فشار و دانشجویان بوجود آمد که با کنار کشیدن یگان ویژه، گروه های فشار جسارت بیشتری پیدا می کنند. به محوطه دانشگاه نزدیک شده و یکی از اعضای پایگاه مقاومت بسیج شهری با لباس روشن به تیراندازی پرداخت. به نوشته روزنامه ها دانشجویان فکر می کردند فشنگ ها مشقی است، اما با مجروح شدن چند دانشجو متوجه شدند فشنگ ها جنگی و واقعی است. پیمان عارف: لحظه به لحظه می دیدم تیر خوردن ها را و افتادن های پشت سر هم بچه ها را. از ساعت چهار به بعد تیراندازی مستقیم شروع شد به سمت جمعیت و تظاهرکنندگان که تا حوالی بانک ملی شعبه 29 بهمن توانسته بود خیابان را در دست بگیرد، با اولین شلیک ها به سمت دانشگاه عقب نشینی کرد و با وجودی که به داخل دانشگاه آمد و درهای دانشگاه را هم به روی خودش بست، ولی هنوز پیشروی نیروهای شبه نظامی ادامه داشت و شاید آن شب بیش از هزار مجروح ما داشتیم در بیمارستان و حتی تیرخوردگان از بیمارستان به بازداشتگاه ها منتقل شدند. ت . ع: لباس شخصی ها وارد دانشگاه می شوند، خبرها حاکی از کشته شدن تعدادی در درگیری ها بود، اما مقامات رسمی تنها از فردی به نام محمدجواد فرهنگی طلبه بسیجی بیست ساله نام بردند که برادر سردار فرهنگی فرمانده نیروی مقاومت بسیج بوده است. پیمان عارف: مژگان توکلی و بسیاری دیگر از سینه تیر خوردند. مژگان توکلی کشته شد در آن روز که هیچگاه هم متاسفانه اسمش در نیامد. دانشجوی کرد دانشگاه تبریز که کشته شد و خانواده اش حتی چنان تهدید شده بودند که هیچگاه حاضر به اعلام کشته شدن فرزندشان نشدند و اعلام کردند فرزندشان پیش از آن ماجرا بر اثر مرگ طبیعی مرده، در صورتی که آن روز صدها و هزاران نفر مژگان را دیدند، تر خوردنش را دیدند. ت . ع: هیات رئیسه دانشگاه تبریز روز بعد تعرض به ساحت دانشگاه را محکوم کرد و از مسئولان خواست مسببان و عاملان این حادثه را به مردم ایران معرفی کنند. اما در تهران جهت وقایع تغییر کرد. لباس شخصی ها کنترل اوضاع را دست گرفتند و گروهی مشکوک به خیابان ها ریختند. علی افشاری: دیگر از روز سه شنبه که شورش های خیابانی گسترش پیدا کرد و حاکمیت توانست توسط عواملش کنترل خیابان ها را در دست بگیرد و حتی به هدایت برخی حرکت های تخریبی مانند آتش زدن اتوبوس ها، حمله به ادارات دولتی را در دست گیرد و مسلط شد، دیگر ورق کاملا برگشت و ما شاهد وقایعی بودیم که حاکمیت برخورد سنگینی را انجام داد، بازداشت های وسیعی صورت گرفت، بالای هزار نفر بازداشت شدند و فضا کاملا در شهر تهران به صورت نیمه پلیسی درآمد. ت . ع: در روزهای بعدی شورای منتخب متحصنین تشکیل شد که کار آن پیگیری شکایت های دانشجویان بود. در اطلاعیه شماره هفت شورا که یک ماه پس از واقعه هجده تیر منتشر شد، آمده بود از مجموع158 بازداشتی و مفقود کوی، 88 نفر آزاد شده، 40 تن در بازداشت هستند و سه نفر مفقود هستند. روزهای نخست خبر از کشته شدن پنج دانشجو در کوی آمده بود که بعدها خبر تکذیب شد و از عزت ابراهیم نژاد جوان 24 ساله ای که در شب هجده تیر به عنوان میهمان در خوابگاه بوده، به عنوان تنها مقتول این حوادث ذکر شد و قاتلش نیز هیچگاه معرفی و مجازات نشد. حادثه کوی دانشگاه قربانیان دیگری نیز داشت از جمله محسن جمالی که چشم او را تخلیه کردند و دیگرانی که هرگز معرفی نشدند. احمد باطبی دانشجوی 22 ساله رشته فیلم سازی به خاطر چاپ عکسش روی مجله اکونومیست ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس با تخفیف به 15 سال حبس. برادران محمدی؛ اکبر و منوچهر نیز هر دو ابتدا به اعدام محکوم شدند و سپس با تخفیف به 15 سال حبس. در دادگاه کوی دانشگاه فرهاد نظری سرکرده نیروهای انتظامی حاضر در کوی تبرئه شد. دانشجویان به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. یک سرباز به جرم دزدیدن ریش تراش دانشجویان محکوم و پرونده بسته شد.
XS
SM
MD
LG