لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۱۴ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

در قلمرو ادب


(rm) صدا | [ 11:21 mins ]
مصاحبه با محمود فلکی منتقد ادبی در آلمان درباره مقایسه صادق هدایت نویسنده ایرانی با فرانتس کافکا نویسنده چک و مروری بر رمان «آینده گرا» اثر جیمز آتمر از نشردابلدی از جمله بخش های مختلف برنامه این هفته «در قلمرو ادب» را تشکیل می دهد. آرتور میلر می گوید: "نویسنده باید درون اثر باشد. هرگز نمی تواند یک طرف آن باشد. باید ازناحیه آن در خطر بیفتد. گرایش های خود وی باید درآن به محک زده شود. بهترین اثری که کسی تا کنون نوشته ، به طور معمول، اثری است در راستای دست پاچه کردن او" امیر آرمین (رادیو فردا): محمود فلکی در باره شباهت های فرانتس کافکا با صادق هدایت دست اندر کار یک تحقیق پردامنه ادبی است. در مصاحبه با آقای فلکی از او می پرسم با توجه به اینکه هدایت در آسیا و کافکا در اروپا- دو محیط کاملا متفاوت، یکی سنتی و دیگری مدرن- بوده اند چقدر می توان به همانندی های این دو نویسنده تاکید کرد؟ محمود فلکی: من هم پیش از آن که پایان نامه دانشگاهیم را آغاز کنم، همین تصور را داشتم، یعنی فکر می کردم دو انسان در دو جهان متفاوت چقدر دو انسان به هم شباهت دارند و چرا؟ در عمل دیدم این شباهت بسیار ظاهری است. زیرا آن تنهایی شخصیت های هدایت و کافکا، غریبگی و بیگانگی آنها با پیرامون بیشتر باعث شده برخی فکر کنند یا من در گذشته تصور کنم اینها در گذشته بسیار به هم شبیه هستند. به ویژه آن بدبینی ظاهری هر دو به این توهم افزود و علاوه بر این ترجمه آثار کافکا توسط هدایت نیز بر این شبهه افزود. آنطوری که من دیدم از طریق آثار هر دو و بررسی کردم، چنین شباهتی اصلا نمی تواند وجود داشته باشد، به دلایل بسیار زیاد که من می کوشم برخی نکات مهمش را بگویم. هدایت در یک جامعه ای زندگی می کند که تازه اندکی از مدرنیته را دارد لمس می کند و هنوز سنت قوی تر از مدرنیته است. به همین خاطر است که (بر اساس بوف کور) این آدمی است مضطرب، انسانی که پشتوانه های گذشته خودش را از دست داده و حالا من خودش را هم به عنوان یک فرد مستقل هنوز پیدا نکرده به ویژه در یک جامعه استبدادی که امکانش تقریبا ناممکن است. در چنین شرایطی است که این انسان نه دیگر آن است و هنوز چیز دیگری هم جایگزین آن نشده. درواقع این بی پناهی و تنهایی، اضطراب، بیزاری، حتی بدبینی راوی بوف کور از این زاویه درک پذیر است. ا . آ: کافکا چطور؟ محمود فلکی: درباره کافکا ما می بینیم انسان، انسان مدرنی است که در آنجا انسان من خود را پیدا کرده، اما این من در نتیجه عقل باوری مطلق که از روشنگری آغاز می شود، من دوباره وابسته به چیزها و قدرت های دیگری می شود و آن هدف اصلی مدرنیته که رسیدن به فردیتیسم بود، به زیر پرسش می رود. درواقع شخصیت های داستان های کافکا اگرچه در هزارتوی آن مناسبات اجتماعی جامعه مدرن سرگردان است، ولی سرگردانی آنها به خاطر جستجوی آن موجودیت خودش است یا دست کم تلاشی است در سوی دستیابی به آن خود رها. آنها تلاش می کنند به آن رهایی خودشان که گمشده است مجددا دست یابند. ا . آ: رمان «آینده گرا» اثر جیمز آتمر از نشردابلدی خوانندگان فراوانی داشته است. مریم احمدی (رادیو فردا): جی پی ییتس در رمان آینده گراچهره ای است که ازآینده خبر می دهد و با پیش بینی او دولت ها و شرکت ها برنامه ریزی می کنند، اما زمانی می رسد که اونه تنها ازآینده خبر نمی دهد که از زمان حال و رویدادهای آن نیز بی خبر است خسته شده است از اینکه در نقش روابط عمومی عمل کند و فکری را بفروشد و تبلیغ کند که از پایه دروغ است، اما دیگران برای آن دروغ ها قیمتی بیش از مسائل درست و واقعی می پردازند. دیگر نمی خواهد آینده گرا وآینده بین باشد. در آستانه خودکشی است که با یک پیشنهاد، زندگیش زیر و رو می شود و کسب و کار پررونقی راه می اندازد. .ییتس در ژوهانسبورگ از ایجاد "ائتلاف بی نام و نشانها" سخن می گوید و خودرا بنیانگذار چنان ائتلافی معرفی می کند. در سخنرانی در ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی با عنوان "جهان آینده" به جای گفتگو از روزهای درخشانی که پیش روی جامعه اقتصادی ژوهانسبورگ است به اعترافهای یک مست – که خودش باشد- می پردازد و سخنرانی اش نوعی بدرود با زندگی به قول خودش بی هدف و بی نشان می شود. اما بر خلاف تصور، کارش می گیرد. ماموریت نان و آب دار تازه اش سفر به دور دنیا و پرسیدن از شهروندان این یا آن کشور است که چرا آمریکا مورد نفرت است. به کشور فرضی "باسار" در خاور میانه سفر می کند و متوجه می شود واقعیت های موجود را با گزارشهای رسانه ا ی نمی توان جایگزین کرد. رمان آینده گرا طنز تلخی دارد. نیشخندی است به کسانی که در هر گردهمایی سخنرانی می کنند و حرفهای متضاد را به خورد شنوندگان می دهند. ییتس می تواند در آن واحد در یک روز هم برای مزرعه داران تولید محصولات غذائی غیر ژنتیکی و هم برای صاحبان صنایع آفت کشی مزرعه ها سخنرانی کند و هردو گروه را هم با انکه دو هدف بکلی متضاد و مانعه الجمع راد نبال می کنند به تحسین وادارد و هردو گروه برایش کف های طولانی بزنند.آتمر حس محبت به ضد قهرمان رمانش را برمی انگیزاند. ییتس هم خودخواه است و هم از این صفت خود شرمنده. ضد قهرمان به رغم احساس گناه در گذشته،دارای قابلیت ابراز خشم حتا علیه خودرادارد.اینها و طنز حاکم بر رمان آنرا به اثری خواندنی در زمانه ا ی که همه نگران اینده اند تبدیل کرده است. با ما به نشانی farda@radiofarda.com تماس بگیرید.
XS
SM
MD
LG