لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۲۶ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

هجدهمین سالگرد قتل عام هزاران زندانیان سیاسی به دستور آیت الله خمینی: بخش هشتم


(rm) صدا | [ 11:08 mins ]
این روزها مصادف است با هجدهمین سالگرد قتل عام هزاران زندانی سیاسی در ایران؛ زندانیانی که بنا بر قوانین خود حکومت اسلامی و در دادگاه های انقلاب اسلامی به چند سال زندان محکوم شده بودند و اکثر آنها مدت محکومیتشان تمام شده و اضافه در زندان نگاه داشته شده بودند و در انتظار آزادی بودند. این قتل عام هولناک در فاصله سه ماه از مرداد تا آبان سال 1367 در جریان یک پرسش و پاسخ چند دقیقه ای یا کمتر توسط هیات سه نفری منصوب از سوی آیت الله خمینی به اعدام محکوم و به طور جمعی به دار آویخته شده و در گورهای جمعی مدفون شدند. رادیو فردا در هشتمین بخش از ویژه برنامه ها در این باره، در مصاحبه با بانو صابری همسر یکی از قربانیان قتل عام و هادی قائمی از سازمان دیده بان حقوق بشر از تاثیر این فاجعه بر خانواده قربانیان و نامه دیدبان حقوق بشر در محکومیت آن می گوید. این روزها مصادف است با هجدهمین سالگرد اعدام هزاران زندانی سیاسی در ایران؛ زندانیانی که بنا بر قوانین خود حکومت اسلامی و در دادگاه های انقلاب اسلامی به چند سال زندان محکوم شده بودند و اکثر آنها مدت محکومیتشان تمام شده و اضافه در زندان نگاه داشته شده بودند و در انتظار آزادی بودند. این قتل عام هولناک در فاصله سه ماه از مرداد تا آبان سال 1367 در جریان یک پرسش و پاسخ چند دقیقه ای یا کمتر توسط هیات سه نفری منصوب از سوی آیت الله خمینی به اعدام محکوم و به طور جمعی به دار آویخته شده و در گورهای جمعی مدفون شدند. در رشته برنامه هایی که از رادیو فردا پخش می شود، مریم احمدی در مصاحبه با بازماندگان قربانیان اعدام های سال 1367، حقوقدانان و نیز فعالان حقوق بشر، جنبه های مختلف عملی را که همه دست اندرکاران حکومت اسلامی در آن دست داشتند و تا این زمان هم همگی در مخفی نگاه داشتن آن می کوشند و عاملان آن در رده های بسیار بالای حکومتی حضور دارند، بررسی می کند. مریم احمدی (رادیو فردا): اعدام هزاران زندانی سیاسی که پیشتر در دادگاه های نظام اسلامی محاکمه و محکوم به حبس شده بودند، حلق آویزان کردن آنها در گروه های پنج شش نفری و دفن آنها در گورهای دسته جمعی، با هر ملاک و معیاری یک فاجعه ملی است که تا سال ها بر وجدان و روح و روان بازماندگان سنگینی می کند و در بسیاری از جنبه های حیات اجتماعی بازتاب پیدا می کند. شاید یکی از زیباترین نمونه های این بازتاب را بتوان در داستان کوتاه ناهید کبیری در «مجموعه پیراهن آبی» دید. بسیاری از زنان تنها مانده، به خاطر فرزندانشان تلاش کردند استوار بمانند، زندگی کنند و زندگی کردن بیاموزند، اما همچنان به دنبال پاسخی برای چرا های سرنوشتشان هستند. بانو صابری: من باید بدانم چه شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ وقتی شما همه اینها را برای ما روشن کردید، آن وقت ما از شما نمی خواهیم که به ما بگویید فراموش نکنید. ما از شما خواهیم خواست راهی به ما نشان دهید که بتوانیم اینها را فراموش کنیم. چون این وقایع ضایعاتی را روی ما و بچه های ما گذاشته علاوه بر آن، دردی که به ما وارد شده، در خود جامعه ما را با یک مسائلی روبرو کرده. وقتی ستون یک خانواده را از پایه ویران کردند، با مشکلاتی درگیر هستی که بعدها پای بچه ها را می گیرد. دردهای اجتماعی تا گفته نشود، نمی شود راه حلی برایش پیدا کرد. وقتی گفته نشود، ما را به شکل انسان های منزوی در می آورد، همیشه به آن غمی که داشتیم فکر می کنیم و فکر می کنیم هیچ کس دیگری هم از آن اطلاع ندارد و نمی تواند آن را درک کند. ولی وقتی بحث شود، صحبت شود و اشخاص دیگری صحبت می کنند، ما هم راه حل های دیگری به نظرمان می رسد یا به هر حال تسکین است برایمان. م . ا: شاید تلاش همین خانواده ها و زندانیان جان به در برده بود که سرانجام سبب شد سال گذشته سازمان دیدبان حقوق بشر، بیانیه ای درباره مصطفی پورمحمدی وزیر کشور دولت محمود احمدی نژاد و یکی از سه عضو کمیسیون مرگ در زندان های اوین و گوهردشت در سال 67 صادر کند. هادی قائمی: پس از بر روی کار آمدن دولت جدید آقای احمدی نژاد و انتصاب مصطفی پورمحمدی به پست وزارت کشور، سازمان دیدبان حقوق بشر تحقیقاتی در زمینه نقش وی در این اعدام ها آغاز کرد و نتیجه این تحقیقات این بود که آقای پورمحمدی یکی از عاملین اصلی این قتل عام بود و شخصا در فرستادن زندانیان به جوخه اعدام نقش داشته. نقش آقای پورمحمدی در نامه ها و اسناد موثقی که توسط آیت الله منتظری ارائه شده و تایید شده از سوی او آشکار است و نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که آقای پورمحمدی و حکومت کنونی ایران، هیچ وقت این اتهام را انکار نکردند. چرا که احتمالا نمی خواهند پرونده اعدام های سال 67 اصلا مورد بحث قرار گیرد. دیدبان حقوق بشر همچنین پس از این تحقیقات با چندین زندانی سیاسی سابق که در آن زمان در زندان های ایران نگهداری می شدند، مصاحبه کرد. از جمله یکی از زندانیان سابق گزارش می دهد خود وی شخصا با آقای پورمحمدی در هیات مرگ روبرو شده است. م . ا: مصطفی پورمحمدی در سال 67 نماینده وزارت اطلاعات در کمیسیون مرگ بود. یعنی نماینده آقای محمد ری شهری وزیر وقت اطلاعات. علی فلاحیان نیز قائم مقام وقت وزارت اطلاعات بود. آقایان جعفر نیری رئیس و مرتضی اشراقی دادستان کمیسیون مرگ بودند. از دیگر اعضای کمیسیون مرگ می توان از ابراهیم رئیسی، معاون دادستان و آقای مبشری حاکم شرع زندان اوین نام برد. اسماعیل شوشتری که بعدها وزیر دادگستری دولت آقای رفسنجانی و خاتمی شد، رئیس وقت سازمان زندان ها بود. حسین مرتضوی رئیس زندان اوین بود. ریاست شورای عالی قضایی را هم آیت الله موسوی اردبیلی برعهده داشت. از هادی قائمی می پرسم آیا از زمستان 85 که این بیانیه منتشر شد، تاکنون اسناد و شواهد جدیدی به دست آمده است؟ هادی قائمی: تعدادی از زندانیان سابق که در آن زمان در زندان بودند و مخصوصا تعدادشان زنانی هستند که به گروه های چپ تعلق داشتند در آن زمان و شامل اعدام ها نشده بودند، با ما تماس گرفتند و مصاحبه کردند و اطلاعاتی را که من خدمتان عرض کردم، از طریق آنها ما اطلاعاتشان را به طور موثق ثبت کردیم. همچنین خانواده ها هم تا حدی تماس گرفتند. چون ما در داخل ایران حضور نداریم و از درون خود ایران نتوانستیم اظهارات موثقی را جمع کنیم، ولی روی هم رفته می دانیم که خانواده های زیادی هستند که هنوز تلاش دارند یک کمیته حقیقت یاب تشکیل شود و لااقل جزئیات این که فرزندانشان در کجا دفن شدند و چگونه می توانند به آنجا دسترسی داشته باشند، واضح شود. علاوه بر این بیانیه، در نامه ای به آقای پورمحمدی مستقیما این اظهارات و اتهامات را بیان کردیم و از او خواستیم واکنش خود را در قبال این اتهامات بگوید. ولی هیچ پاسخ یا واکنش رسمی از سوی حکومت ایران در این زمینه نشده و کلا مثل این که فکر می کنند با گذشت زمان این واقعه هولناک به فراموشی سپرده خواهد شد.
XS
SM
MD
LG