لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۵۴ - ۲ دسامبر ۲۰۱۶

«نمی خواهم بمیرم»؛ یادی از فریدون مشیری


(rm) صدا | (wma) صدا [ 3:52 mins ]
امروز پنجشنبه سی ام شهریور 1385 خورشیدی است. شش سال پیش در چنین روزی شاعر مطرح معاصر فریدون مشیری درگذشت. فریدون مشیری سه سال پیش از درگذشتش قطعه شعری را با عنوان «نمی خواهم بمیرم» در دانشگاه کلن قرائت کرد و گفت: برخی شعرها درد عده ای خاص است، ولی برخی شعرها درد همه مردم است؛ وقتی با همه رنج ها و سختی ها زندگی شیرین و دوست داشتنی است و کسی نمی خواهد از این جهان برود، لاجرم نمی خواهم بمیرم می تواند احساس مشترک همه مردم باشد. شهرام میریان (رادیو فردا): امروز پنجشنبه سی ام شهریور 1385 خورشیدی است. شش سال پیش در چنین روزی شاعر مطرح معاصر فریدون مشیری درگذشت. فریدون مشیری سه سال پیش از درگذشتش قطعه شعری را با عنوان «نمی خواهم بمیرم» در دانشگاه کلن قرائت کرد و گفت: برخی شعرها درد عده ای خاص است، ولی برخی شعرها درد همه مردم است؛ وقتی با همه رنج ها و سختی ها زندگی شیرین و دوست داشتنی است و کسی نمی خواهد از این جهان برود، لاجرم نمی خواهم بمیرم می تواند احساس مشترک همه مردم باشد. نمی خواهم بمیرم, با که باید گفت؟ کجا باید صدا سر داد؟ در زیر کدامین آسمان, روی کدامین کوه؟ که در ذرات هستی ره برد توفان این اندوه که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد! کجا باید صدا سر داد؟ خدا کور است، زمین کر, آسمان کور است نمی خواهم بمیرم, با که باید گفت؟ اگر زشت و اگر زیبا اگر دون و اگر والا من این دنیای فانی را هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم. به دوشم گر چه بار غم توانفرساست وجودم گرچه گرد آلود سختی هاست نمی خواهم از اینجا دست بردارم! تنم در تار و پود عشق انسانهای خوب نازنین بسته ست. دلم با صد هزاران رشته, با این خلق با این مهر, با این ماه با این خاک, با این آب... پیوسته ست. مراد از زنده ماندن, امتدادخورد و خوابم نیست توان دیدن دنیای ره گم کرده در رنج و عذابم نیست هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست. جهان بیمار و رنجور است. دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست اگر دردی زجانش برندارم ناجوانمردی ست. نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیاموزم بمانم تا عدالت را برافرازم, بیفروزم خرد را, مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم به پیش پای فرداهای بهتر گل برافشانم چه فردائی, چه دنیایی! جهان سرشار از عشق و گل و موسیقی و نور است... نمی خواهم بمیرم, ای خدا! ای آسمان، ای شب نمی خواهم, نمی خواهم, نمی خواهم مگر زور است.
XS
SM
MD
LG