لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۰۳ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

مشکلات بنياد پروفسور محمود حسابي از دید فرزند او


(rm) صدا | [ 3:58 mins ]
بنياد پروفسور محمود حسابي که بعد از فوت او با هدف تداوم فعاليت هاي علمي و پژوهشي او تاسيس شده اين روزها با مشکلات جدي در زمينه حمايت هاي مادي و معنوي نهادهاي علمي و فرهنگي کشور روبرو است. مهندس ايرج حسابي فرزند پروفسور حسابي که مدريت اين بنياد را بر عهده دارد در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: مسئولان علاقه اي به استفاده از اختراعات و پژوهش هاي پروفسور حسابي ندارند و حاصل تحقيقات ايشان بدون استفاده مانده است. مريم منظوري (راديو فردا): بنياد پروفسور محمود حسابي که بعد از فوت او با هدف تداوم فعاليت هاي علمي و پژوهشي او تاسيس شده اين روزها با مشکلات جدي در زمينه حمايت هاي مادي و معنوي نهادهاي علمي و فرهنگي کشور روبرو است. البرز مالکي (روزنامه نگار، تهران): پروفسور حسابي که تنها شاگرد ايراني آلبرت اینشتين بوده، پس از بازگشت به ايران دانشکده هاي فني و علوم دانشگاه تهران و بسياري از مراکز علمي و آموزشي را بنيانگذاري کرد. بنياد پروفسور حسابي در کوچه باغ هاي محله قديمي مقصودبيک تجريش و خانه پدري ايشان قرار دارد. مهندس ايرج حسابي فرزند پروفسور حسابي که مدريت اين بنياد را بر عهده دارد در گفتگو با راديو فردا از دشواري هاي روزهاي اول بازگشت پروفسور حسابي به ايران سخن مي گويد: مهندس ايرج حسابي: وقتي ايشان از فرنگ برمي گردند، اولين کسي که کرسي اینشتين را با هزارجور امکانات در بهترين دانشگاه رها مي کند مي آيد براي کشورش خدمت کند، ولي هيچ جا راهش نمي دهند. بالاخره پنج تا الاغ به ايشان مي دهند با سه تا تفنگچي که بروند نقشه سراسري راه بوشهر به بندرلنگه را تهيه کند. آب که مي خواستند بخورند در جورابشان مي ريختند که کرم درون آب را نخورند. با يک چيزي مانند چوب کبريت محلي ها يادشان داده بودند از تنشان کرم بيرون مي کشيدند. با اين وضع آدم بيايد راه مهندسي بوشهر بندر لنگه را انجام دهد، بعد از دو سال برگردد تهران و وزير راه و معاون وزير راه و کساني که بايد تخصص داشته باشند، مي گويند چرا رفتي کاغذ خط خطي کردي، نمي فهميدند نقشه يعني چه. آن وقت اين آدم بيايد اولين مدرسه مهندسي وزارت راه را درست کند، کساني که در وزارت راه هستند اقلا به اصول مهندسي در شغلي که به آنها داده شده آشنا باشند. براي اين که به بچه ها بتوانند درس بدهند دانه دانه تجهيزات را خودشان مي رفتند در چمدان مي گذاشتند مي آوردند اينجا که بتوانند يک آزمايشگاه و کارگاه تدريس فني درست کنند. آن وقت اين فکر باعث مي شود که آقاي دکتر به ديدن مرحوم اعتمادالدوله قره قزلو وزير فرهنگ بروند براي تقاضا براي تاسيس دانشگاه تهران. گفتند که وقتي رفتيم پيش ايشان به عنوان وزير فرهنگ، گفت شنيدم دکتري، گفتم بله. گفتم من يه اتاق مي دهم بيا مريض ها را معالجه کن. گفتم آخر من دکتر طب نيستم، من دکتر فيزيک هستم. گفتند، به من گفت فيزيک چي هست، گفتم که من حالا چه بگويم که به وزير برنخورد، گفتم فيزيک همان شيمي است. گفتند ايشان کمي فکر کرد و گفت يعني مي خواهي بگويي داروسازي؟ گفتم بله. خوشحال شدم فهميد من چه خواندم، آن وقت بالاي دارالفنون به آقاي دکتر دو اتاق مي دهد که تاسيس دارالمعلمين عالي مي شود، يک اتاقش کلاس مي شود و يک اتاقش آزمايشگاه مي شود. ا . م : آقاي ايرج حسابي مي گويد: مسئولان علاقه اي به استفاده از اختراعات و پژوهش هاي پروفسور حسابي ندارند و حاصل تحقيقات ايشان بدون استفاده مانده است. مهندس ايرج حسابي: مي گفتند راه نگاه داشتن مملکت اين است که ما نانمان را خودمان در بياوريم و براي هيچ چيز دستمان را جلوي خارجي دراز نباشد. مسلما يک ميليارد سال نفتمان را در نياوريم بفروشيم پژو بياوريم. مي گفتند اينها آهن پاره گوشه بيابان است. رفتند خانه شان را گرو گذاشتند، 200 ميليون تومان از بانک ها پول گرفتند، تجهيزات، ماشين آلات و لوازم آزمايشگاه گرفتند و هر روز بيش از 120 دکتر، مهندس، استاد دانشگاه در منزل دکتر حسابي کار مي کنند، 50 مورد نوآوري در مکانيک، هيدروديناميک و الکترونيک و اپتي فيزيک، کار آقاي دکتر حسابي 80 تا 90 سال است کنار خانه شان است. الحمدالله هر وقت يک تحقيقاتي بيرون مي آيد، يک صنعتي بيرون مي آيد، تمام زور مملکت ما براي خريد خارجي است. نفت بفروشيم جيبهايمان را پر کنيم، دکتر حسابي اختراع کرده به جهنم. ا . م : از ديگر فعاليت هاي پروفسور حسابي واژه گزيني علمي براي لغات و اصطلاحات علمي خارجي بوده است.
XS
SM
MD
LG