لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۵۷ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

بررسی دیدگاه های میشل فوکو توسط دو تاریخ نگار ایرانشناس: «فوکو، جنسيت و انقلابِ ايران: فريبندگیِ اسلامگرايی»


(rm) صدا | [ 4:32 mins ]
«فوکو، جنسيت و انقلابِ ايران: فريبندگیِ اسلامگرايی» نوشته Janet Afary و Kevin B. Anderson دو تاريخ نگارِ تاريخ معاصر ايران، کتابی است در نقد ديدگاههای ميشل فوکو، فيلسوف پرآوازه فرانسوی درباره انقلاب سال پنجاه و هفت ايران. اين کتاب که انتشارت دانشگاهِ شيکاگو تيرماهِ سال آينده به بازار روانه خواهد کرد، زمينه های خوشبينی ميشل فوکو به برقراری حکومتی عادلانه به دست روحانيانِ شيعه در ايرانِِ پس از انقلاب را بررسی می کند و تضاد آن را با ديدگاههای فوکو در زمينه سياست و مطالعه قدرت نشان می دهد. مهدی خلجی (رادیو فردا): فوکو، جنسيت و انقلابِ ايران: فريبندگیِ اسلامگرايی Foucault, Gender and the Iranian Revolution: The Seductions of Islamism عنوانِ کتابی است از Janet Afary و Kevin B. Anderson دو تاريخ نگارِ تاريخ معاصر ايران که چند ماه ديگر انتشارات دانشگاه شيکاگو University of Chicago Press آن را منتشر خواهد کرد. ميشل فوکو، فيلسوف نامبردارِ فرانسوی که به ويژه با نظريهاش درباب نظمِ گفتار، گفتارِ قدرت و نيز تاريخِ جنسيت آوازه و اعتباری جهانی يافت، در دوران انقلاب ايران به تحولات جاری در اين کشور علاقه نشان داد. وی جدا از چند سفر به ايران و نيز ديدار با آيت الله خمينی در نوفل لوشاتوی فرانسه، مقالاتی در روزنامه ايتاليايی Corriere della sera، روزنامه فرانسوی Le monde و نيز مجله چپگرای Nouvelle observateur نوشت و فريفته انقلابيون و انقلاب ايران شد. فوکو که از فيلسوفان پست مدرن و ناقد تجدد غربی به شمار می امد در انقلاب ايران، شورشی عليه نظم تجدد و راهی به سوی آزادی می ديد و آن را در چارچوب پديدهای که «سياست معنوی» توصيف می کرد، انقلابی بی نظير و متفاوت از انقلابهای مدرن می يافت. بر همين پايه بود که ايران انقلابی را «روحِ جهانی بیروح» ناميد. در ايران سالهای اخير، تبيينهای فوکو از انقلاب و حکومتِ روحانيان، با استقبالِ شماری از هوادارانِ ولايتِ فقيه رويارو شده است. با اين همه ميشل فوکو در سالهای پايانی عمرش، پارهای از تحليلهای خود از انقلاب ايران را خطا دانست و به ويژه جمهوری اسلامی را به نقض حقوق زنان و نيز اقليتهايی چون هم جنسگرايان، متهم کرد. نوشتههای متأخر و ناقدانه فوکو هنوز در ايران مجال انتشار نيافته است. ژانت آفاری و کِوين اندرسون، در کتابِ جامعِ خود هم گزارشی از نوشته های فوکو درباره ايران به دست می دهند و هم نقدهايی را که بر نگرش وی در زبان انگليسی و فرانسه نوشته شده، بررسی می کنند و سرانجام خود نيز در پی تحليلِ دلايلِ لغرشِ ميشل فوکو در درک و دريافت اسلام سياسی و به ويژه اسلامِ روحانيانِ انقلابی برمی آيند. مهمترين بخش کتابِ فريبندگی اسلامگرايی، نشان دادن ناسازگاری ديدگاههای فوکو با تأملاتِ خود وی درباره گفتار و ساختارِ قدرت است. در شانزده آبانِ سال پنجاه و هفت، چند ماه پيش از پيروزی انقلاب، يک ايرانی با نام مستعارِ آتوسا، در مجله نوول ابسرواتور، مقاله ای عليه فوکو و ديدگاهش درباره اسلام نوشت و ادعا کرد بازگشت به اسلام هيچ معنايی جز اجرای شريعت و قوانين ضدزنِ آن ندارد. فوکو در پاسخ نوشت نبايد مفهوم اسلام را به يکی از وجوه و تفاسير آن فروکاست و آن را در مقام اسلامی نامداراگر تحقير کرد. ميشل فوکو تأکيد کرد اسلام در مقام نيرويی سياسی، مشکلی بنيادی برای دوران ما و سالهای آينده است، اما رويکرد به اسلام را نبايد با نفرت از آن آغاز کرد. با اين همه نويسندگانِ کتابِ فريبندگی اسلامگرايی می نويسند پيش بينی فوکو يکسره درست بود، اما وی نکوشيد در نقد اسلامِ سياسی با کسانی چون آتوسا مشارکت کند. در اين کتاب از جيمز ميلر James Miller يکی از ناقدانِ فوکو نقل شده که فوکو شيفته روحيه شهادت طلبی و آموزه مرگ ستايی در فرهنگِ شيعه بود؛ چون خود او نيز مرگ انديش و شيدای مرگ بود. برای آفاری و اندرسون، پرسش از خطاهای فيلسوف نامداری چون فوکو، بازگشت به رويدادی در تاريخ نيست، بلکه کلنجار رفتن با پرسشی است که به ويژه پس از يازده سپتامبر، دوباره خود را از نو در برابر ذهنِ پژوهشگران و سياست پيشگان طرح کرده است: چرا اسلام و به ويژه رويکرد سياسی آن در جهان امروز نتوانسته به درستی تحليل شود؟
XS
SM
MD
LG