لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۲۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

یادداشت هایی از تهران: واکنش ایرانیان به استراتژي نوين کاخ سفيد براي گسترش مردم سالاري در جهان


(rm) صدا | [ 6:57 mins ]
مقاله این هفته یادداشت هایی از تهران نوشته آرش ایرانی است: ایرانیان سرخورده و خسته از تلاش برای دستیابی به آزادی های مدنی نسبت به حمله احتمالی آمریکا به ایران واکنش های گوناگونی نشان می دهند. مريم احمدي (رادیو فردا): ايراني ها کنجکاوتر از هميشه کوچکترين تصميمات کاخ سفيد را تعقيب مي کنند، چرا که آقاي بوش 20 ژانويه در پنجاه و پنجمين مراسم تحليف رياست جمهوري تاريخ آمريکا سوگند ياد کرد تا براي بسط دموکراسي در سراسر جهان تلاش کند و طبيعي است که ايرانيان خسته و سرخورده از تلاش هاي هرباره براي دستيابي به گوهر آزادي در برابر چنين اظهاراتي بي تفاوت نباشند. خصوصا که عملکرد چهار سال گذشته آقاي بوش در سرنگوني رژيم هاي خودکامه همسايه ايران بر حساسيت هرچه بيشتر موضوع مي افزايد. البته با تمام اين تفاسير يک نکته را هيچگاه نبايد از نظر دور داشت و آن اين که واکنش تمام ايرانيان در برابر استراتژي نوين کاخ سفيد براي گسترش مردم سالاري در سراسر جهان يکسان و هماهنگ نيست. از اين رو به عقيده تحليلگران با شروع دور دوم رياست جمهوري آقاي بوش ايراني ها را مي توان به چهار دسته که موافق يا مخالف با برنامه هاي او هستند تقسيم کرد. گروه اول ايرانياني را شامل مي شود که بدون هيچ تعارفي براي حمله همه جانبه آمريکا به ايران ثانيه شماري مي کنند که به باور آنان حرکت ايالات متحده در سرنگوني رژيم هاي استبدادي منطقه بهترين الگويي است که در مورد جمهوري اسلامي نيز بايد تکرار شود. درواقع مهمترين مساله اي که اين طيف از ايرانيان را به سمت چنين جهت گيري سوق داده، شرايط دشوار سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاکم بر ايران است که تحمل بسياري از شهروندان را به سر آورده است. اين گروه معتقد است که با توجه به ميزان قدرت پليسي رژيم در سرکوب مردم، هيچگاه ايرانيان توان ايجاد تغييرات عمده سياسي را نخواهند داشت و تنها با کمک خارجي است که مي توان به بروز دگرگوني اميدوار بود. براي نمونه محمدرضا 48 ساله ليسانس حقوق و کارمند يکي از اداره هاي دولتي در تهران مي گويد: محمدرضا: حقيقا هيچ کس راضي به اشغال کشورش نيست، اما ظلم و جور اين حکومت به حدي رسيده است که به نظر من تنها راه نجات اين ملت مداخله خارجي است. همه مي دانند که اگر آمريکا به عراق و افغانستان حمله نمي کرد، مردم اين دو کشور همانند ما ايرانيان هيچگاه توان براندازي آن رژيم ها را نداشتند. م . ا : اما گروه دوم که نظراتشان 180 درجه مخالف طيف نخست مي باشد، نيروهاي درون يا وابسته به نظام هستند که در مقابل هرگونه تغييري از خود واکنش نشان مي دهند. اين گروه که حتي اصلاحات اداري خاتمي را نيز تاب نمي آوردند و براي ناکام گذاردن حرکت مسالمت جويانه مردم لحظه اي کوتاه نيامدند، بيشترين صدمه را از مداخله نظامي خارجي خواهند ديد. بر اين اساس اين طيف تمام توان خود را صرف وخيم نشان دادن شرايط عراق و افغانستان پس از سرنگوني رژيم هايشان مي کند تا شايد ايرانيان طرفدار مداخله خارجي را از اميد بستن به تغييرات احتمالي منصرف کند. علي 24 ساله که عضو بسيج دانشجويي است مي گويد: علي: مگر آمريکا در عراق و افغانستان چه کرده که حالا مي خواهد براي ايران بکند. اينها اگر راست مي گويند همان جاها را درست کنند، ايران پيشکش. م . ا : ناظران مسائل ايران مي گويند در صورت برگزاري موفقيت آميز انتخابات عراق در سي ام ژانويه و روي کار آمدن يک دولت دموکراتيک در آن کشور، عملا معادله به نفع طرفداران مداخله خارجي در ايران تغيير خواهد کرد. طيف سوم شامل کساني مي شود که معتقد به ايجاد يک دولت دموکراتيک، اما بدون مداخله خارجي هستند. اين گروه بر اين باور است که تنها راه نجات ايران از شرايط کنوني، بروز تغييرات فرهنگي گسترده وبه تبع آن ايجاد خواست حداکثري براي تاسيس يک دولت مردم گرا است. به عقيده اين گروه تا زماني که يک ملت خود خواهان دگرگوني نباشد، هر تلاش خارجي براي ميل به اين مقصود بي نتيجه خواهد ماند. بيداري بايد نهادينه شود، هرچند زمان بر و طولاني باشد. حميد 57 ساله فوق ليسانس مديريت مي گويد: حميد: شما شرايط عراق را با اوکراين مقايسه کنيد. در يک جا به زور مي خواهند دموکراسي را به مردم تزريق مي کنند، اما در نقطه اي ديگر وقتي عده اي قصد تقلب در انتخابات را دارند، مردم در سرماي زمستان به خيابان ها مي ريزند و تا وقتي احقاق حق نشود، به خانه هايشان باز نمي گردند. بنابراين مردم خود بايد به اين نتيجه برسند که در تعيين سرنوشتشان مشارکت داشته باشند. اين مسائل زوري نيست. م . ا : اما گروه چهارم ايرانيان با اين که تا حدودي با طيف سوم بر سر لزوم بيداري مردم استبدادزده هم عقيده اند، اما در عين حال کمک گيري از نيروهاي خارجي براي ايجاد تغييرات بنيادين سياسي را نيز امري مضموم نمي شمارند. به عقيده آنان در شرايط کنوني ايران و تلاش هاي گسترده حاکميت براي سرکوب کوچکترين حرکت هاي آزادي خواهانه بهره گيري از کمک خارجي نه تنها مضر نيست که بسيار هم مفيد خواهد بود. چه اگر هراس نظام از فشارهاي بين المللي نبود، بسيار بي مهاباتر از امروز با مخالفان برخورد مي شد. از اين رو است که به باور آنان حتي حمله هاي نظامي نيروهاي خارجي به برخي از نقاط حساس و استراتژيک نظير نيروگاه هاي اتمي از آنجا که به شکست ابهت حکومت در داخل کشور مي انجامد، مي تواند به سود جنبش هاي آزادي خواهانه و فعالان حقوق مدني تمام شود. درواقع با وقوع چنين رويدادي عجز نظام در مواجهه با تهديدهاي خارجي براي عموم ايرانيان آشکار خواهد شد و قطعا نتيجه آن چيزي جز تحقير دستگاه ديکتاتوري در برابر ملت نخواهد بود. کما اين که تا وقتي مردم عراق و افغانستان، ناتواني نظاميان سرکوبگر کشورشان را در مقابل نيروهاي ائتلاف به چشم نديده بودند، سرنگوني ديکتاتورها به ذهنشان هم خطور نمي کرد. اکنون نيز اگر اثبات چنين حقيقتي با کمترين هزينه ها صورت پذيرد، به عزم ملي براي ايجاد نظام مردم سالاري منجر خواهد شد. کيارش که دانش آموخته رشته علوم سياسي است، مي گويد: کيارش: بايد واقعيت ها را بپذيريم. ما براي ايجاد تغييرات به کمک هاي خارجي نيازمنديم. بهتر است شرايط رويايي و آرماني را کنار بگذاريم. هر کس خودش را بهتر از ديگران مي شناسد. ما بايد درک درستي از جامعه ايراني داشته باشيم. از اين رو بدون کمک بيرون احتمال تغييرات بسيار بعيد است. به نظر من اگر فشار کشورهاي غربي به اتحاد شوروي نبود و آن امپراتوري مضمحل نميشد، هيچگاه مردم اروپاي شرقي يا نمونه اخيرش اوکراين قدرت به دست گيري سرنوشتشان را نمي يافتند. مگر در زمان اوکراين کمونيست ها مردم جرات ابراز عقايدشان را در همان کيف داشتند؟ بنابراين منطق امروز جهان حکم مي کند که ما هم در محاسباتمان کمک هاي خارجي را در نظر بگيريم.
XS
SM
MD
LG