لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۵۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

ترانه هائی عاطفی در باره جدائی، عشق و آرزوی رهائی: نخستین آلبوم Buddahead و ترانه سرا «رامان کیا»


(rm) صدا | [ 10:25 mins ]
رامان کیا، موسیقیدان 27 ساله، که نخستین آلبوم ترانه های راک عاطفی او را کمپانی Sanctuary در آمریکا منتشر کرد، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید ترانه های او در باره احساساتی نظیر جدائی از خانواده و وطن و از دست دادن عشق هائی هستند که در زندگی خود تجربه کرده است. اقای رامان کیا که در 10 سالگی از ایران انقلاب زده به انگلستان رفت، نوجوانی خود را در یک مدرسه شبانه روزی کاتولیک گذراند، ولی شرکت در گروه همسرایان کلیسا به او نشان دادکه می خواهد حرفه خوانندگی را برای خود برگزیند. آقای کیا می گوید ترانه های او در باره عشق هستند، ولی عشقی فراتر از رابطه زن و مرد، و به دوری از والدین، تنهائی در غربت و جدائی از دوست می پردازند. آقای کیا در وب سایت بوداهد www.Buddaheadmusic.com متن اشعار ترانه های خود و یادداشت هائی در باره زندگی خود را منتشر کرده است. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): آقای رامان کیا، ترانه‌سرا، نوازنده و خواننده 27 ساله ایرانی‌تبار مقیم نیویورک، که با نام Buddahead کار می‌کند، در نخستین آلبوم خود Crossing the Invisible Line یا «عبور از خط نامرئی» ترانه‌هائی عرضه می‌کند عاطفی، پر از درد دل‌های شخصی و دلنشین، در باره عشق، فقدان و جدائی، که به خاطر صداقت بیان، سازبندی غنی و حرفه‌ای و لایه‌های چندگانه از نغمه‌های به یادماندنی، با تحسین منتقدان موسیقی روبرو شد. آلبوم Crossing the Invisible Line از «بوداهد» با ترانه «وقت سقوط» شروع می‌شود، در باره دلتنگی برای معشوقی از دست رفته. When I Fall ب.ن.: آقای رامان کیا، ترانه‌سرا و خواننده گروه راک «بوداهد» در مصاحبه با رادیوفردا می‌گوید این ترانه، که ظاهری عاشقانه و تغزلی دارد، مانند خیلی دیگر از ترانه‌های او، در باره دلتنگی است و غم غربت، و آن را در باره جدائی از یک دوست نوشته است. رامان کیا (ترانه سرا و خواننده بوداهد، نیویورک): وقتی این آهنگ را نوشتم، یک جای بد زندگی ام بودم، depression کوچولوئی داشتم و کسی که بیبشتر از همه می خواستم، یک دوست بود که شانس بود که من در یک کشور دیگر بودم و او پیش من نبود. و این آهنگ را نوشتم که می گوید وقتی من می افتم، تنها چیزی که احتیاج دارم، دوستی تو است. ب.ن.: آقای رامان کیا، که کودکی خود را در ایران بعد از انقلاب گذراند، پیش از آنکه در ده سالگی به انگستان مهاجرت کند، می‌گوید ترانه هائی که این روزها می‌نویسد، از تجربه‌های تلخ کودکی در ایران الهام می‌گیرند، که در زندگی خانوادگی با پیامد طلاق والدین روبرو بود، و در بیرون خانه، با شرایط سخت زندگی در پیامد انقلاب و جنگ. رامان کیا: من آن موقع آن قدر بچه بودم یادم نیست کی اصلا کدام سمت بود، کی پاسدار بود کی سرباز بود. اصلا حالی ام نبود اما تنها چیزی که یادم است این است که یک سری آدم آمدند توی ساختمان ما، تفنگ و مسلسل داشتند و اینها به یک سری آدمهای دیگر یک جای دیگر تیر زدند و رفتند و من هم همه اش زیر تختم بودم. بچه به آن جوانی در ایران یک چیزهائی را می بینید، آن احساس ها را با خودم آوردم به موسیقی که الان درست می کنم. ب.ن.: آقای کیا، ترانه سرا و خواننده گروه Buddahead که طی دو ماه اخیر در سفری به دور آمریکا در بیش از بیست شهر مختلف کنسرت‌هائی برای معرفی ترانه‌های آلبوم اول خود Crossing the Invisible Line را اجرا کرد، این روزها خود را برای کنسرت‌هائی در توکیو و شهرهای دیگر ژاپن آماده می‌کند. ترانه‌هائی که آقای رامان کیا برای گروه خود Buddahead می‌نویسد، در طبقه‌بندی موسیقی پاپ – راک عاطفی Emo قرار می‌گیرد، با سازبندی و لحنی که یادآور بهترین کارهای گروه‌های برجسته وهنرمندی مثل Radiohead و Coldplay و Travis است. رامان کیا: ببینید، من ایران که بودم، باز به خاطر اینکه جمهوری اسلامی و اینها بود، موسیقی خیلی در زندگی روزمره من نبود. تلویزیون که موسیقی نمی زد. رادیو موسیقی نبود. اولین باری که موسیقی شنیدم، وقتی بود که داشتم می آمدم خارج. بابام سه چهارتا کاست به من داد از آلبوم هائی که خودش وقتی جوان تر بود دوست داشت و آنها اولین موسیقی هائی بودند که من شنیدم. یکی Beatltes بود، Cat Stevens، و Simon and Garfunkle و یک گروه آمریکائی به نام Bread و با اینکه زبان انگلیسی هنوز بلد نبودم، چیزی که از این آلبوم ها خیلی دوست داشتم و شانس آوردم که بابام این سه چهارتا بودکه به من داد، و چیز دیگری نبود، این بود که برای من حالت emotional یا عاطفی موسیقی آنها خیلی بیشتربود. و این چیزی بود که وقتی من مدرسه بودم و تنها بودم، خیلی دل من را گرم می کرد. بنا براین، به نظرم، وقتی چند سال بعد از آن احساس کردم حالا می خواهم آهنگ بنویسم، می خواستم یک چیزی بنویسم که آنهائی که گوش می دهند همان حالت را ار آن بگیرند که من وقتی این کاست هارا گوش می دادم از آنها می گرفتم. یعنی فرق نمی کند که شما می فهمید چی می گوید یانه، آن حالت عاطفی اش از همه مهم تر است. ب.ن.: مدرسه شبانه روزی کاتولیکی که آقای رامان کیا دوره دبیرستان خود را در انگلستان در آن گذراند، برای نوجوان ایرانی که انگلیسی نمی‌دانست و از خانواده به دور افتاده بود، جای سختی بود، اما در آنجا بود که با شرکت در گروه همسرایان کلیسا، آقای کیا برای اولین بار استعداد خود را به عنوان یک خواننده و مجری موسیقی کشف کرد. رامان کیا: من گم داشتم برای خودم در یکی از این راهروها راه می رفتم و یکی از معلم ها که یادم است آقای خیلی قدبلندی بود آمد یک چیزی به من گفت و رفت. که تو باید الان بروی کلیسا و با دسته کر چیز بخوانی. من گفتم من نمی دانم کلیسا چی است و دسته کر چی است ولی من را بردند و از این لباسها هم تن من کردند و گذاشتند من را آن گوشه و گفتند بخوان و چیزی هم یادم دادند و من خواندم. من اصلا انگلیسی بلد نبودم و نمی دانستم چی دارم می خوانم و نمی دانستم اصلا کلیسا چی است برای اینکه مسلمان به دنیا آمده بودم و کلیسا نمی دانستم چیست و یک مدتی هم شاید خیلی با آنها دعوا کردم چون با زور می گفتند باید بروی. خلاصه، خاصیتی که این داشت از لحاظ موسیقی این بود که دفعه اولی بود که جلوی جمعیتی باید می ایستادم و می خواندم. و از همان موقع از این خوشم آمد که احساسات خود را جلوی آدمهای دیگر بخواهم و ببینم جوری که آنها به من نگاه می کردند یک حالت خیلی خوبی بود و از همان جا شروع شدکه به فکرم رسید این کاری است که من دوست دارم یک روزی واقعا بکنم. ب.ن.: در ترانه Holding Me Back آقای رامان کیا در باره رهائی از بندهای نامرئی‌ روانی‌ای سخن می‌گوید که تجربه‌های گذشته به دست و پای انسان می‌بندند. رامان کیا: من بچه بودم، دو سالم بود که پدر ومادرم طلاق گرفتند و به خاطر جدائی آنها من چند وقت مادرم را ندیدم. خوب، این یک جدائی بود که الان در آهنگ هام در باره اش می نویسم. این یکی. من تمام مدت با پدرم زندگی می کردم از او جدا شدم. در کشورم زندگی می کردم از آن جدا شدم. تمام فامیلی که داشتم، دوستهائی که داشتم، از آنها جدا شدم. پس یعنی قبل از اینکه اصلا 10 سالم بشود، یک چیزهای خیلی مهم، یک عشق هائی خیلی بزرگی را در زندگی ازشان جدا شدم. و خیلی وقت که آهنگ می نویسم راجع به آن چیزها می نویسم. مثلا در آهنگ Holding Me Back بعضی وقت ها احساس می کنم که لغت هائی را راجع به مادرم نوشته ام، هرچند که الان رابطه ام با مادرم خیلی خوب است. ب.ن.: صدای آقای رامان کیا را می‌شنویم، ترانه‌سرای 27 ساله مقیم نیویورک، که که در نخستین آلبوم خود با نام Buddahead از درسهای می‌گوید که زندگی به عنوان یک کودک ایرانی مهاجر در غرب به او آموخت. آقای کیا که بعد از تحصیل در رشته های ادبیات انگلیسی و مدیریت در انگلستان، به آمریکا مهاجرت کرد، در ترانه «چه حسی دارد» از دلتنگی‌هائی می‌خواند که در مهاجرت مجدد و جدائی دوباره از خانواده و پدر تجربه کرد. رامان کیا: آهنگ How Does It Feel اصلا لغت هائی است که من وقتی که دوباره برای باردوم می خواستم از انگلیس بیایم آمریکا، یک شب بابام نشست و آن لغت ها را به من گفت. و اتفاقا توی هواپیما نشسته بودم که داشتم می آمدم اینجا که آن آهنگ را نوشتم . بنابراین همه اش در باره عشق است ولی عشق زن ومرد و پسر و دختر نیست، یک عشق یک کم بزرگتر است. ب.ن.: کمپانی صفحه پرکنی Sanctuary بعد از انتشار تک ترانه When I Fall با آقای کیا برای تهیه یک آلبوم قرار داد بست و او را تنها به لس آنجلس فرستاد. در آنجا آقای رامان کیا، که نام Buddahead را برای گروه خود برگزیده بود، نوازندگان گروه خود را پیدا کرد. رامان کیا: ضبط کردن این آلبوم خیلی برای من سخت بود. عین این بودکه زور خیلی زیادی همه دارند به من می آورند که این آلبوم را خیلی خیلی خوب باید درست بکنم. از یک طرف record company می گوید که آقا ما پول داده ایم این آلبوم باید خیلی خیلی خوب باشد. از طرف دیگر، راستش را بگویم، از خانواده ایرانی، همیشه یک شک در آنها هست. و این که من این آلبوم را داشتم درست می کردم، یعنی واقعا باید زیبا درست کنم، چون نه تنها کمپانی صفحه پرکنی باید گوش بدهد و بگوید به به، بابام هم باید گوش بدهد و پدربزرگم هم باید گوش بدهد و اینها همه باید خوششان بیاید و اگر من چیز بد درست بکنم، همه می گویند بهت گفتیم که، این کارها مال تو نیست که، برو دکتر شو! مهندس شو!
XS
SM
MD
LG