لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۱۶ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

گاردين : ايران اتمي مشکلي به حساب نمي آيد


(rm) صدا | [ 3:32 mins ]
گاردين در مقاله ای در باره برنامه اتمی ایران می نویسد: آيا تهران که ميان پاکستان اتمي و اسرائيل اتمي و روسيه اتمي محصور شده و هر لحظه قدرت اتمي آمريکا بر فراز آسمان آن کشور مي تواند باشد، واقعا آنطور که جرج بوش مدعي است نقش تهديد خاموش را دارد؟ گاردین می افزاید: قدرت اتمي ايران در منطقه ايجاد توازن قدرت مي کند و تنها با قدرت هاي منطقه اي مي تواند رقابت مي کند. وی پیش بینی می کند: در مجموع ممانعت فعلي جامعه بين المللي از گسترش سلاح هاي اتمي چندان نخواهد پاييد. تارا عاطفي (راديو فردا): روزنامه گاردين در شماره روز دوشنبه خود تحت عنوان ايران اتمي مشکلي به حساب نمي آيد، به قلم پيتر پترسن، به بازبيني تئوري نابودي حتمي متقابل مي پردازد و مي نويسد: وينستن چرچيل، سياستمداري که سياست را با فصاحت آميخته بود 50 سال پيش گفته بود: بريتانيا بايد به اين وضعيت شادمان کننده برسد، روزي که امنيت زاده قدرتمند وحشت و بقا همزاد نابودي است. در آن زمان وينستن چرچيل به مقوله نابودي حتمي متقابل اشاره داشت. تئوري مبتني بر اين که در نيمه دوم قرن بيستم تهديد اتمي فراگير شده و براي نجات از نابودي ميلياردها دلار لازم است. اگر دشمن ما بمب دارد و ما نيز بمب داريم، پس هيچ کدام نمي توانيم از بمب خود استفاده کنيم، زيرا هر دو فورا خواهيم مرد. اين نتيجه گيري حداقل يک بار آزمايش خود را داده است، وقتي آمريکا با انداختن بمب بر روي هيروشيما و ناکازاکي به ژاپني که بمب نداشت پيام خود را رساند. روزنامه گاردين چاپ لندن در ادامه با بررسي وضعيت هند، پاکستان، روسيه و چين و روابط اين کشورها تئوري نابودي حتمي متقابل را درست برمي شمارد و مي افزايد: اما اکنون سکوتي عجيب حکمفرما است. پيتر پترسن با نگاهي ديگر به سخنراني سالانه اخير جرج بوش آن را عاري از ساز کوک کردن هاي قديمي هميشگي مي داند و در ادامه مي نويسد: در مجموع هيچگاه خلاف اين تئوري ثابت نشده است. اين تئوري حتي در مورد تقابل ديکتاتوري و دموکراسي ميان خروشچف و کندي کارساز بود و همينطور براي اسلام آباد و دهلي نو. پس چرا در مورد ايران اينطور نباشد؟ آيا تهران که ميان پاکستان اتمي و اسرائيل اتمي و روسيه اتمي محصور شده و هر لحظه قدرت اتمي آمريکا بر فراز آسمان آن کشور مي تواند باشد، واقعا آنطور که جرج بوش مدعي است نقش تهديد خاموش را دارد. گاردين با طرح اين نکته که قدرت اتمي ايران در منطقه ايجاد توازن قدرت مي کند و تنها با قدرت هاي منطقه اي مي تواند رقابت مي کند مي پرسد پس نگراني کجا است؟ آقاي پترسن معتقد است دانشمندان طمعکار، روحانيون عنان از کف داده و بقيه پاسخ اصلي هستند. اينجا بايد به نکته باريکي توجه شود و آنکه استفاده غيرنظامي و صلح آميز از انرژي اتمي رفته رفته رخت بربسته و جاي خود را تنها به استفاده غير صلح آميز از انرژي اتمي مي دهد. وی می نویسد: در مجموع ممانعت فعلي جامعه بين المللي از گسترش سلاح هاي اتمي چندان نخواهد پاييد. همانطور که نتوانسته اسلام آباد يا دهلي نو را متوقف سازد نخواهد توانست مانع جمهوري هاي تازه استقلال يافته آسياي ميانه، دمشق يا تهراني شود که دائمان در هراس از تهديد دائمي بمب اسرائيل هستند. بريتانيا مي تواند مانند آلمان، ژاپن، استراليا و يا آفريقاي جنوبي از داخل شدن به اين موضوع کناره گيرد، اما دولت بريتانيا چنين نمي خواهد. ما مي خواهيم که در باشگاه امنيت زاده قدرت نقش ايفا کنيم و اين ايفاي نقش به وضعيت ما ثبات و اطمينان مي بخشد. گاردين در پايان به طنز مي نويسد: ما نمي خواهيم امنيت و آسايش فعلي را به خاطر ورود به دنياي نامطمئن از دست بدهيم، اما در عين حال نيز نمي خواهيم دست از وضعيت کنوني برداريم.
XS
SM
MD
LG