لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۵۰ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

بررسی چگونگی تحقق وعده های بنیانگذار در آستانه بیست و ششمین سالگرد تاسیس جمهوری اسلامی: وعده اصلاح رسانه ها و تعطیل زندان ها


(rm) صدا | [ 7:34 mins ]
بنیانگذار جمهوری اسلامی وعده داد رسانه ای را اصلاح و زندان ها را تعطیل می کند. دکتر محمد ملکي، رئيس پيشين دانشگاه تهران، عضو کميته استقبال از آيت الله خميني، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید از همان روز ورود وی، مسیر انقلاب منحرف شد. وی می افزاید وعده هائی که آیت الله خمینی در بهشت زهرا به مردم ایران داد، حرفهائی است که همه کس قبل از رسیدن به قدرت می زند، ولی بعد از رسیدن به قدرت دستور شکستن قلم ها را شکست کرد، که دستور وی، شامل قلم دست و پای صاحب قلمان هم می شد، و زندان هائی که وعده تعطیل آنها داده شده بود، از انبوه زندانیان انباشته است. تارا عاطفي (راديو فردا): در آستانه سالگرد انقلاب، رسانه ها از کساني که در روزهاي انقلاب شاهد جريان ها بودند مي خواهند خاطرات خود را از روزهاي منجر به 22 بهمن بيان کنند. دکتر محمد ملکي، رئيس پيشين دانشگاه تهران که عضو کميته استقبال از آيت الله خميني بود، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: از همان روز ورود آيت الله، جرياني بر روند انقلاب سايه افکند و آن را از مسيري که دست اندرکاران انقلاب و مردم ايران مي خواستند 180 درجه منحرف کرد. محمد ملکي (فعال ملی مذهبی، تهران): من عضو کميته اي بودم که براي استقبال از آقاي خميني تشکيل شده بود و در آن کميته، يک کميته فرعي بود به نام کميته تدارکات که ما برنامه ريزي مي کرديم براي چگونگي ورود ايشان به فرودگاه و آمدنشان در شهر و به کجا بروند و بهشت زهرا بروند و آن برنامه ريزي ها که بايد با دقت خاصي انجام مي شد. کميته تصويب کرد که با توجه به اين که آيت الله طالقاني آن زمان در ايران نقش بسيار مهم و اساسي داشتند، وقتي آقاي خميني مي آيند، ايشان بروند در هواپيما و از طرف مردم ايران و به خصوص مردم تهران به ايشان خوش آمد بگويند. بعد هم در آن ماشين بليزر مخصوصي که قرار بود ايشان سوار شوند، آيت الله طالقاني در کنار ايشان بنشينند. اين برنامه وقتي رفت بالا يک کميته و به اصطلاح يک عده اي بودند که در صدرش آقاي مطهري بود. اين برنامه را نپذيرفتند، وقتي آمدند به ما خبر دادند که اين برنامه پذيرفته نشده و به شدت آقاي مطهري با آن مخالفت کرده و ديگران، من از آنجا احساس کردم که يک جريان ديگري در ميان است. خب ما در حال به هر ترتيب تحمل کرديم ولي برنامه ريزي شده بود براي فرودگاه مهرآباد که ايشان وقتي از هواپيما پياده شدند، بيايند دور فرودگاه، دور فرودگاه بگردند، جاهاي مختلف، طبقات مختلف، کارگران، دهقانان، روحانيون، استادان، زنان، دانش آموزان، دانشجويان، برنامه ريزي شد که بيايند حرکت کنند و بعد که از همه ديدن کردند يا تشکر کردند، بروند در يک محل تريبوني و صحبت کنند. همه چيز آماده بود. وقتي ايشان وارد فرودگاه شدند، چون ما از نظر احترام اولين گروهي را که گذاشته بوديم دم دري که ايشان وارد مي شوند روحانيون بودند. وقتي ايشان وارد شدند روحانيون دور ايشان را گرفتند که من تشبيه کردم به يک گردابي و اصلا نگذاشتند ايشان جلوتر از آنجا بيايد و تمام برنامه ها به هم خورد. کاري شد که در يک پوستري بعدها منتشر شد که آيت الله طالقاني را نشان مي دهد که آن وسط نشسته زمين به عصا تکيه داده و در حال غم و اندوه است. حالا کاري نداريم برخي افرادي که گرداننده اين جريانات بودند و حالشون به هم خورد، از همانجا ما متوجه شديم که اصولا کار به دست ديگران است و يک گروهي آمدند و همه چيز را گرفتند. قرار بود بروند جلوي دانشگاه تهران، با برخي از خانواده هاي شهدا ملاقات کنند که آن هم به هم خورد و خلاصه کار از دست ما خارج شد. همانجا متوجه شدم که اصلا اين جريان آنچه که ما فکر مي کرديم ما مبارزمان براي آزادي مردم بود، براي استقلال مملکت بود، مبارزه با استبداد و ديکتاتوري و فاشيسم بود. با اين هدف انقلاب کرديم و برنامه ريزي کرديم. مي گفتيم شاه هم برود براي آن که آن نظام استبدادي است و يک نظامي بيايد که استقلال و آزادي و جمهوريت و آن اسلامي که ما فکر مي کرديم و ياد گرفته بوديم از آقاي طالقاني و شريعتي و غيره پياده شود. اين است که من از اول انقلاب نسبت به جرياناتي که پيش مي آمد نگران بودم و آنچه هم که آقاي خميني در بهشت زهرا گفتند يا آنچه را که قبلا در پاريس در مصاحبه با خبرنگاران مي فرمودند عملا ديديم که حرف هايي بود که هر کسي قبل از رسيدن به قدرت مي زند و ايشان وقتي به قدرت رسيدند، نه تنها آنها را عمل نکردند، بلکه درست 180 درجه در مسير ديگري افتادند و آن مسائل و شعارها و صحبت ها را همه خواندند و شنيدند و مي دانند. صداي آيت الله خميني: مطبوعات را اصلاح مي کنيم، راديو را اصلاح مي کنيم، تلويزيون را اصلاح مي کنيم، سينماها را اصلاح مي کنيم، تمام اينها به فرم اسلام بايد باشد. علي سجادي (راديو فردا): آقاي دکتر ملکي آيا امروز واقعا راديو تلويزيون، سينما و مطبوعات از يک حد آزادي مطلوبي يا آزادي حداقلي برخوردارند؟ دکتر محمد ملکي: بله، از ديدگاه آقايان بله. آقاياني که مي آيند يک دفعه فله اي 80 روزنامه را توقيف مي کنند و اين چند روزنامه اي هم که ماندند آنقدر از ترس اين که بسته نشوند چنان دچار خودسانسوري شدند که ما هم شاهد هستيم و مي بينيم که وقتي ما گاهي مقاله اي مي دهيم يا چيزي مي نويسيم، من در مورد مسائل فرهنگي مي نويسم، يه نقدهايي مي کنم بر فرض بر انقلاب فرهنگي، اينها حتي از چاپ حتي يک همچين چيزهاي خيلي معمولي خودداري مي کنند. بله ايشان فرمودند که ما به کمونيست ها هم اجازه مي دهيم که در مملکت فعاليت کنند، همه حرفهايشان را بزنند، همه گروه ها، همه احزاب، همه تشکل ها مي توانند کار کنند، ولي ديديم که هنوز چند سالي از انقلاب نگذشته بود که ايشان فرياد زدند بشکنيد اين قلم ها را و ديديم چگونه شکستند قلم ها را. هم قلم هايي را که با آن چيز مي نويسند و هم قلم دست و پاها را شکستند و امروز جامعه به اين وضع درآمده که ديگر هيچ کس جلودارش نيست، براي اين که وقتي که در جامعه جلوي اظهار عقيده را مي گيرند، جلوي اظهار نظر را مي گيرند، جامعه دچار انفعال و کناره گيري مي شود، دچار اين مي شود که هر کسي برود دنبال کار خودش و اصلا به مسائل مملکت کاري ندارد. وضعي که الان در دانشگاه هايمان متاسفانه مي بنيم که اکثريت قريب به اتفاق دانشجويان دنبال کار شخصي خودشان هستند و هر کسي گليم خودش را مي خواهد از آب بکشد بيرون. هميشه دانشجويان پيش قراول بودند، البته الان هم دانشجويان خوشبختانه درصدي پيش قراول هستند، ولي تعداد زيادي دچار انفعال شدند، به دليل همن مسائل و من نمي دانم اينها چگونه مساله را توجيه مي کنند، در حالي که خودشان را مسلمان مي دانند، ادعاي اسلاميت مي کنند، ادعاي پيروي از علي مي کنند، مگر ما آيه در قرآن نداريم که فبشرعبادالذين يستمعون القول و يتبعون الاحسنه، يعني بشارت داد به آنهايي که قول هاي مختلف، نظرهاي مختلف، انديشه هاي مختلف را مي شوند. اينها بايد نوشته باشد که بخوانند مردم، بشنوند و بهترينش را انتخاب کنند. اين مسائلي است که قبل از انقلاب مرتب سر منبرها براي ماها تبليغ مي کردند که اسلام اين است، اسلام اينطور عدالت دارد، اسلام اينطور آزادي مي دهد، علي با خوارج آن رفتار را کرد، در زمان ما اصلا زنداني وجود نخواهد داشت. ما اگر بياييم اوين را تبديل به موزه خواهيم کرد، از اين شعارها ولي ديديم که موقعي شد که خود من در اوين بودم، در اتاق هاي پنج در شش هفتاد، هشتاد نفر را کتابي بغل هم مي خواباندند و اين کارها را کردند.
XS
SM
MD
LG