لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۱۸ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي چشم انداز موفقيت رئيس جمهوري آمريکا براي در انزوا قراردادن حکومت‌هاي ايران و سوريه در سفر به اروپا


(rm) صدا | [ 3:40 mins ]
جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا يکي از عمده ترين هدف هاي خود در سفر به اروپا را در انزوا قرار دادن جمهوري اسلامي و سوريه به ياري اروپاييان قلمداد کرد. رضا گوهر زاد، روزنامه نگار مستقل در کاليفرنيا، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد آمريکا همواره در ديدگاه هاي خود در برابر جمهوري اسلامي از يک حرکت نوساني بهره گرفته که نتوانسته اعلام کند که به چه بخش از مساله ايران اعتراض دارد، اما اروپا نگاه خيلي مشخصي دارد درباره مساله ايران. وي مي افزايد فرصت تاريخي با ترور رفيق حريري، نخست وزير پيشين لبنان براي آمريکا پيش آمد که بتواند ايران و سوريه را به عنوان دو کشوري که از تروريسم حمايت مي کنند و در مساله جنوب لبنان و حزب الله لبنان بيشترين نفوذ را دارند در دستور کار قرار بدهد. به عقيده آقاي گوهرزاد مساله ايران هنوز در حد خواست جهاني نيست و فعلا آمريکا بيم آن را دارد که حمله به ايران مانند مساله عراق که آمريکا بدون موافقت اروپايي ها به آن جا حمله کرد، واشنگتن را در معرض شماتت قرار دهد. وي مي افزايد مواضع آمريکا و اروپا از نظر سياسي به هم نزديک شده، اما از نظر راهبرد و عملکرد هنوز به هم نزديک نيستند. ليلي صدر (راديوفردا): جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا يکي از عمده ترين هدف هايش در سفر به اروپا را در انزوا قرار دادن ايران و سوريه به ياري اروپاييان قلمداد کرده است. مريم احمدي از رضا گوهر زاد، روزنامه نگار مستقل در کاليفرنيا مي پرسد چشم انداز موفقيت آقاي بوش در اين زمينه تا چه اندازه روشن است ؟ رضا گوهر زاد (روزنامه نگار مستقل، کاليفرنيا): موضوع کار آقاي بوش و اين که مي خواهد اروپايي ها را متقاعد کند که ايران را در تنگناي بيشتري قرار دهند و سوريه را نيز همين طور در تنگنا قرار دهند و منزوي کنند به چند مساله مربوط مي شود که در يک محور حرکت نمي کند. آمريکا در مورد مساله ايران همواره دو موضوع را در نظر گرفته و آن يکي مساله اتمي است و يکي مساله حمايت از تروريسم است و گاهي هم به ضرورت زمان گفته است به دليل اين که حکومت ايران منتخب مردم نيست و مردم خواست دموکراتيک دارند از مردم حمايت خواهد کرد. به اين ترتيب آمريکا همواره در ديدگاه هاي خودش از يک حرکت نوساني بهره گرفته که نتوانسته اعلام کند که به چه بخش از مساله ايران اعتراض دارد. اروپا نگاه خيلي مشخصي دارد درباره مساله ايران. اروپا همواره در اين چند سال گذشته مساله رابطه اقتصادي اش را با ايران داشته، فشار هايش را به ويژه در سال هاي اخير براي مساله متوقف کردن غني سازي اورانيوم و دستيابي ايران به سلاح هاي هسته اي همواره اعلام کرده و بيشتر از اين نرفته. الان در حال حاضر مساله عراق براي آمريکا مطرح است و در مساله عراق پس از انتخابات عراق و اين که آمريکا با اين تصور مي کرد که يک حکومت يک دست را در آن جا داشته باشد، با سرکردگي و هژموني که شيعه ها در عراق به دست آوردند در واقع آمريکا به خواست خود نرسيد و در واقع آمريکا اين هراس را دارد که ايران بتواند بيش از اين در مساله عراق بيش از اين دخالت کند. حال فرصت تاريخي ديگري براي آمريکا پيش آمده و با ترور رفيق حريري مساله سوريه را در پيش رو دارند و اين که چگونه بتوانند ايران و سوريه را به عنوان دو کشوري که از تروريسم حمايت مي کنند و در مساله جنوب لبنان و حزب الله لبنان بيشترين نفوذ را دارند در دستور کار قرار بدهند. چرا که مي بينيم که آمريکا در حال حاضر با ايران و سوريه بزرگترين مرز ها را دارد. اين همسايگي آمريکا به طور مشخص با ايران و سوريه آن منافع امنيتي ايران و آمريکا را به هم گره مي زند و آمريکا در مساله عراق خود را دچار مشکل ضربه خوردن از ايران مي تواند ببيند در مساله تروريسم. گويي اين که خودش هر لحظه توانايي اين را دارد که ايران را از نظر نظامي و هوايي در هم بکوبد. ولي چون اين مساله خواست جهاني نيست فعلا آمريکا عقب نشيني کرده و بيم آن را دارد که مانند مساله عراق که آمريکا بدون موافقت اروپايي ها به آن جا حمله کرد و مورد شماتت قرار گرفت و کسي نظرش را قبول نکرد. اين بار مي خواهد هر تصميمي را که در مورد ايران دارد به نوعي اين کالا را به اروپا بفروشد. اما در آن سو ما اروپا را داريم که ديدگاه خودش را دارد و اروپاي متحد در شکل نوينش نه از نظر نظامي که از نظر يک قدرت سياسي، اقتصادي، اجتماعي بزرگ در برابر آمريکا که خود را به عنوان سوپر پاور يا قدرت تک قطبي جهان نگاه مي کند مي بيند و در واقع خودش را در واقع برابر و هم طراز با آمريکا مي بيند. مريم احمدي (راديوفردا): آقاي گوهر زاد، به نظر مي رسد که اروپا و آمريکا در مورد برنامه هاي هسته اي ايران مواضع شان هم نزديک تر شده . فکر نمي کنيد که اين کمک بکند به نزديکي شان در موارد ديگر ؟ رضا گوهرزاد: از نظر سياسي مواضع آن ها به هم نزديک شده اما از نظر راهبرد و عملکرد به هم نزديک نشده. يعني نه تنها اروپا و آمريکا که همه جهان از اين که ايران يک کشور اتمي باشد بيم دارد براي اين که ايران يک کشور ايدئولوژيک است. ايدئولوژي مي تواند خطري را ايجاد بکند که کشور هايي را که در برابر آن ايبدئولوژي هستند از بين ببرد. اسرائيل براي آمريکا مطرح است. چرا که ايران با تمام اتمي شدنش نمي تواند ضربه اي به آمريکا در اين سوي جهان بزند. مگر به قدرت و پايگاه هاي آمريکا در خاورميانه و به ويژه کشور اسرائيل. ولي اروپا و آمريکا در يک چيز به هم مشترک هستند در مساله اتمي ايران و آن اين است که ايران نبايد به سلاح اتمي دست يابد. اما اين که چگونه بتوانند اين را متوقف کنند با هم در اين زمينه مشترک نيستند. اروپايي ها به ويژه اگر بخواهيم روسيه را به عنوان يکي از قدرت هاي کنار اروپا قرار بدهيم که در اتحاديه اروپا نيست ولي يک کشور اروپايي محسوب مي شود همين چند روز گذشته اعلام کرد که ما مطمئن شديم که ايران قصد دستيابي به سلاح اتمي را ندارد و مي خواهد همين غني سازي اورانيوم را براي کار هاي تکنولوژيک استفاده کند. اروپا راه حل هاي ديگري را نگاه مي کند. اروپا به عنوان يک شريک در مساله صادرات و واردات با ايران بيشترين سود را برده و به اين ترتيب اگر بخواهد اقتصادش بارور شود بسيار سخت خواهد بود که به ايران در مورد مسائل مختلف فشار بياورد و بخواهد رابطه اقتصادي اش را با ايران قطع بکند. وقتي به عملکرد و راهبرد برسند آمريکا راهبرد هاي خشن تري را پيش روي خودش دارد که اروپا به هيچ وجه حاضر نيست با آن همگامي بکند به خاطر نزديکي اش، مرز هاي نزديک تر او، خطر پذيري بيشتر آن از سوي ايران در صورت درگيري و مسائلي که به دنبال آن خواهد بود.
XS
SM
MD
LG