لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۲ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

ايران، آمريکا و پيکار جهاني با تروريسم (بخش پنجم): حمایت از گروه های برانداز و ترور مخالفان در خارج از کشور


(rm) صدا | [ 11:39 mins ]
جمهوری اسلامی پس از استقرار، ایران را پایتخت سیاسی جهان اسلام معرفی کرد، که ازجمله مسلمانان را در نبرد با قدرتهای حاکم در کشورهای اسلامی، که دست نشانده قدرت های بزرگ تصویر می شدند، رهبری می کند. غرب نیز که استکبار جهانی خوانده می شد، آماج بسیج مسلمانان شمرده شد. علیرضا نوری زاده، روزنامه نگار در لندن، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید در طول 25 سال گذشته جمهوري اسلامي به تناوب از بسياري از گروه هاي برانداز و مخالف دولت هاي حاکم بر جهان اسلام و عرب حمايت کرده و بعضي از اين حمايت ها همچنان ادامه دارد. وی از گروه های کویتی و مصری، از جمله گروه ایمن الظواهری، معاون سازمان القاعده نام می برد. نيما راشدان روزنامه نگار در زوریخ، مي گويد، حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای مسلمان در جنگ بوسنی هرزگوین همراه بود با تعلیم ساختار امنيتي اطلاعاتي جمهوري اسلامي و همکاري با مسلمانان براي تاسيس دستگاه اطلاعاتي بوسني، از جمله ترور مخالفان و نحوه خفه کردن خبرنگاران. صادق زيباکلام، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران مي گويد: در یک مقطع زمانی، جمهوري اسلامي بدون سیاست واحد، مخالفان، از جمله چهره های سلطنت طلب و هنرمندان را در خارج از کشور از میان برداشت. مهدي ابراهيم زاده که از ترور سران حزب دمکرات کردستان در رستوران میکونوس برلین جان به در برد، می گوید نتيجه ترور رستوران میکونوس به محاکمه کشيدن بالاترين مقامات دولتي جمهوري اسلامي بود. صادق زيباکلام مي گويد نيروهاي اطلاعاتي به ياري قدرتي که دارند، بدون مشورت با سران حکومت، خود خودسرانه عمل کرده اند. مهدي خلجي (راديو فردا): پس از استقرار جمهوري اسلامي رهبران حکومت ادعا کردند ايران به ام القراي جهان اسلام بدل شده است، به پايتخت سياسي همه کشورهاي اسلامي که رهبر آن ولي امر مسلمين جهان و وظيفه او فرماندهي مسلمانان است. آنها دشمن اصلي را حکومت هاي موجود در جهان اسلام مي دانستند که به نظرشان مشروعيت ديني نداشتند و دست نشانده قدرت هاي بزرگ بودند. از اين رو غرب نيز که استکبار جهاني خوانده مي شد نيز آماج بسيج سياسي مسلمانان شمرده شد که بايد سلطه آن از ميان برود. فريبا مودت (راديو فردا): بدين روي بود که به گفته عليرضا نوري زاده، روزنامه نگار، حکومت روحانيان در ايران طي بيش از دو دهه گذشته در پي برقراري ارتباط با گروه هاي سياسي معترض و مسلح در جهان اسلام بوده است. عليرضا نوري زاده: در طول 25 سال گذشته جمهوري اسلامي به تناوب از بسياري از گروه هاي برانداز و مخالف دولت هاي حاکم بر جهان اسلام و عرب حمايت کرده و بعضي از اين حمايت ها همچنان ادامه دارد. براي نمونه جمهوري اسلامي که سازماني را به نام سازمان اسلامي آزادي بخش جزيره العرب را حمايت مستقيم مي کرده و حتي رهبران آن فردي به نام آقاي حسن الصفار تحت حمايت مستقيم دفتر رهبري بوده و افرادش توسط سپاه تعليم مي ديدند، اينها زماني که خود رهبران اين گروه ها در پي آشتي ملي که ملک فهد اعلام کرد، در زمان اشغال کويت توسط صدام حسين، اينها به کشورشان بازگشتند و در نتيجه حتي اگر جمهوري اسلامي مي خواست به اينها کمک کند، اينها ديگر پشت به جمهوري اسلامي کردند و آشتي کرده بودند با حکومتشان. گروه هايي از مخالفان مصري دولت فعلي مصر در ايران دوره هاي آموزشي ديدند، ولي بعدا ايران را رها کردند، برخي به کشورشان بازگشتند، برخي به افغانستان رفتند که براي نمونه مي تواند به آقاي دکتر ايمن الظواهري اشاره کنيم که ايشان از جهادي هاي مصر بود، در سودان زماني که جمهوري اسلامي در سودگان يک پادگاني را اداره مي کردو افراد سپاه در آنجا بودند، با آقاي ذوالقدر جانشين فرمانده سپاه آشنا شد و از همان طريق بسياري از اعضاي وابسته به ايشان به ايران رفت و آمد داشتند که بعضا تازگي ها توسط دولت ايران به مصر تسليم شدند يا از ايران اخراج شدند. ف . م: در نيمه نخست دهه نود ميلادي که منطقه بالکان در آتش جنگ هاي داخلي مي سوخت، جمهوري اسلامي نيروهاي نظامي خود را به آنجا گسيل کرد تا از مسلمانان بوسني و هرزه گوين در برابر صرب ها پشتيباني کند. اين حمايت نظامي آنگونه که روزنامه نگاري چون نيما راشدان مي گويد، همراه بود با الگوبرداري از ساختار امنيتي اطلاعاتي جمهوري اسلامي و همکاري با مسلمانان براي تاسيس دستگاه اطلاعاتي بوسني. نيما راشدان: يک موردي است که در جايي در بوسني و هرزه گوين رخ مي دهد. جمهوري اسلامي قبل از قرارداد ديتون، حضور ايالات متحده آمريکا و ناتو در بوسني گروه هايي را به بوسني گسيل داشته بود، هم نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به رهبري آقاي محمدرضا شمس نقدي يا همين آقاي سردار نقدي و معاونت آقاي حسين الله کرم که اينها در جايي نزديک به سارايوو به نام بيسکو فعاليت عملياتي داشتند و گروه ديگري آمده بودند از وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران، کمپي را داير کرده بودند و گروهي از بنيادگرايان نزديک به حزب اقدام دموکراتيک آقاي عزت بگوويچ را براي تشکيل وزارت اطلاعات يا سازمان اطلاعات کشور بوسني که بعدا شکل گرفت تربيت مي کردند. ناتو به يک پايگاه حمله کرد و يک عده آدم را دستگير کرد که گروهي از آنان افسرهاي اطلاعاتي ايران بودند. جالبترين نکته اين داستان کشف يک سري اسنادي است در موارد درسي، مواد درسي که توسط اعضاي وزارت اطلاعات ايران، با افراد تازه استخدام يا داوطلب استخدام در سازمان امنيت بوسني آموزش داده مي شده است، يکي ترور مخالفان بوده است و يکي نحوه هاي خفه کردن خبرنگاران. يعني در وزارت اطلاعات ايران به اعضاي امنيتي يک کشور خارجي چگونگي ارعاب، شکار، ربايش، تهديد خانواده و تهديد منابع مالي و زندگي شخصي خبرنگاران آموزش داده مي شود. م . خ.: از سوي ديگر شماري از کارشناسان مي گويند جمهوري اسلامي از بسياري افراد و گروه هاي خارجي کمک گرفت تا مخالفان سياسي خود را بيرون مرزهاي ايران بکشد. همين کارشناسان باور دارند برنامه کشتار برون مرزي مخالفان سياسي در چارچوب برنامه مدون و نظام مند بوده است. حتي روزنامه نگاراني مانند اکبر گنجي تصريح کردند که عاملات قتل ها حکم مهدور الدم بودن قربانيان خود را از مقامات روحاني نظام در دست داشتند. ف.م.: در اين ميان شاپور بختيار، واپسين نخست وزير دوران پادشاهي محمدرضا پهلوي و يکي از سرشناس ترين مخالفان حکومت مذهبي در ايران بود که در خانه خود در پاريس به دست ماموران امنيتي جمهوري اسلامي هدف ضربه هاي پياپي کارد قرارگرفت. پيش و پس از او دهها مخالف جمهوري اسلامي در اروپا، ترکيه و کشورهاي ديگر به کام مرگ فرو رفتند که درباره برخي از آنها در کشورهاي اروپايي پرونده هاي قضايي نيز تشکيل شد. صادق زيباکلام، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران مي گويد: در جمهوري اسلامي سياست واحدي براي کشتار مخالفان سياسي وجود نداشته است. صادق زيباکلام: در يک مقطع در سال هاي نخست انقلاب بيشتر اهداف مخالفين سياسي در خارج از کشور براي جمهوري اسلامي کساني بودند که طرفدار رژيم شاه و سلطنت طلب بودند، علت اين که اينها مورد حمله قرار مي گرفتند دو دوليل بود. بخشي جنبه مجازات داشت، حالا اينها کساني بودند که در زمان شاه جزو عوامل امنيتي ونظامي بودند و در کشتار و سرکوب مردم مستقيما نقش داشتند. بخشي ديگري در مورد کساني بودند که خيلي فعال بودند عليه جمهوري اسلامي ايران و سوداي براندازي رژيم جمهوري اسلامي را داشتند و سعي مي کردند با عناصري در داخل و خارج از کشور سازماندهي داشته باشند و مخالفان بالقوه بودند و مخالفين بالفعل شده بودند. يک گروه سومي را هم شايد بشود ذکر کرد که اين گروه بيشتر کساني بودند که به مذهب توهين مي کردند، مقدسات ديني را به استهزا مي گرفتند، حالا يا در برنامه هاي راديو تلويزيوني يا در مطالبي که مي نوشتند جنبه سياسي کمتر بود. م . خ : شايد واپسين عمليات برون مرزي وزارت اطلاعات آنگونه که روزنامه نگاراني مانند اکبر گنجي در مطبوعات سال هاي اخير تهران نوشتند، به گلوله بستن چند از رهبران کرد مخالف جمهوري اسلامي در شامگاه 26 شهريور سال 1371 در رستوران ميکونوس در برلين بود. مهدي ابراهيم زاده يکي از نه نفري که در رستوران ميکونوس هدف قرار گرفت، ولي جان سالم به در برد، درباره پيگيري قضايي اين پرونده در آلمان به راديو فردا چنين مي گويد: مهدي ابراهيم زاده: در اين تاريخي که نام برديد، 17 سپتامبر 92 اين رستوران با حمله کوماندوي ترور جمهوري اسلامي به خون کشيده شد و با قتل چهار نفر از فعالين و مسئولين اوپوزيسيون و ما طي پنج سال دادرسي و تشکيل دادگاه هاي متعدد براي بررسي اين ترور و شهود مختلفي که به دادگاه آمدند و بازجويي هاي مختلفي که شد و تحقيقات مختلفي که شد، نتيجه اش به محاکمه کشيدن بالاترين مقامات دولتي جمهوري اسلامي بود. در آوريل 1997 براي اولين بار يک دادگاه اروپايي حکمي را صادر مي کند که در آن مقامات جمهوري اسلامي که در آن علي خامنه اي و هاشمي رفسنجاني و علي ولايتي و علي فلاحيان به عنوان کسي که مجري يک تصميم جمعي براي حذف مکانيکي مخالفانشان و در اين رابطه براي دستور قتل سران حزب دموکرات کردستان. در اين حکم به وضوع نه تنها ترور ميکونوس بلکه ترورهاي قبلي که در پاريس و وين اتفاق افتاده بود، در وين دکتر قاسملو و در پاريس دکتر شاپور بختيار به آن اشاره مي شود. ف.م.: جمهوري اسلامي ايران پس از صدور حکم دادگاه برلين در اين باره اتهام دخالت اين حکومت را در قتل مخالفان سياسي نادرست دانست و به دولت آلمان رسما اعتراض کرد. دو کشور سفراي خود را فراخواندند. صادق زيباکلام مي گويد مقامارت ارشد ايران از اين قتل ها خبري نداشته اند، بلکه نيروهاي اطلاعاتي به ياري قدرتي که دارند، خود خودسرانه عمل کرده اند. صادق زيباکلام: اين جريانات با قدرتي که به دست مي آورند مي توانند في الواقع مرتکب چنين اعمالي شوند و اينطور نيست که اينها بيايند استعلام بکنند از رئيس جمهور يا فرضا از رهبر که بگويند ما فکر کنيم فلاني امنيت کشور را به خاطر انداخته و آيا مجاز هستيم اين فرد را از بين ببريم و ايشان هم در پاسخ نامه شان بنويسند که از بين بردن ايشان بلامانع است. اينطور اتفاق نمي افتاد. م.خ.: با اين حال بسياري از ناظران در برابر فرضيه خودسر بودن عوامل قتل ها همواره پرسيده اند چرا مقامات ارشد جمهوري اسلامي در برابر اين نيروهاي خودسر موضعي آشکار و صريح نگرفته اند يا در هيچ يک از موارد ماموران امنيتي خودسر را محاکمه و محکوم نکرده اند.
XS
SM
MD
LG