لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۲۸ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

پیامد سفر اروپايي رئيس جمهوري آمريکا بر برنامه هاي هسته ای جمهوری اسلامی، از ديد یک کارشناس دفاعی در لندن


(rm) صدا | [ 6:02 mins ]
الکس وطن خواه از سردبيران نشريه Jane's Defence در لندن با اشاره به تاثير سفر اروپايي رئیس جمهوری آمریکا بر برنامه هسته اي ايران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: آمريکا به موضع اروپا در مساله ايران نزديک شده و به نظر مي رسد ديپلماسي در نخستين مرحله قرار دارد. اما روي ديگر سکه آن است که وقتي آمريکا مي گويد همه گزينه ها باز است، منظورش لزوما اين نيست که به اروپا در روند گفتگوها کمک کند، بلکه گزينه نظامي را باز گذاشته است براي وقتي که اطلاعات کافي درباره تاسيسات هسته اي ايران به دست آورد و بعد دست به حمله نظامي بزند. وی می گوید من با اغلب کساني موافقم که پيش از آن که نگران ايران باشند، نگران پاکستان هستند. مساله برنامه هسته اي ايران همچنان در زمره جنجالي ترين خبرهاي جهان قرار دارد و جرج بوش رئيس جمهوري آمريکا در سفر اروپايي جاري از هر فرصتي استفاده کرد تا به جمهوري اسلامي ايران در زمينه دست برداشتن از برنامه هسته اي و تلاش براي ساختن بمب اتمي هشدار دهد. امير آرمين در گفتگو با الکس وطن خواه از سردبيران نشريه Jane's Defence در لندن از او درباره تاثير سفر اروپايي آقاي بوش بر برنامه هسته اي ايران مي پرسد. الکس وطن خواه: به نظر مي رسد رسانه هاي اروپايي به اين نکته اشاره دارند که آمريکا به موضع اروپا در مساله ايران نزديک شده، يعني اين که آمريکا نمي خواهد صحنه سياسي اروپا را ناآرام سازد، کاري که در مساله عراق کرد. همچنين به نظر مي رسد پيشنهاد جرج بوش اين است که ديپلماسي در نخستين مرحله اش قرار دارد و کارهاي زيادي مي توان انجام داد تا ايراني ها بر خلاف جهت استفاده نظامي از قابليت هسته اي حرکت کنند. اين يک روي سکه است، روي ديگر سکه آن است که جرج بوش مي گويد ديپلماسي به جاي خود، اما هيچ گزينه اي کنارگذاشته نشده است. به نظر من همه اروپايي ها دارند به اين اظهار نظر مي انديشند تا بدانند منظور آقاي بوش دقيقا چيست. آيا اين به آن معني است که آمريکا مي خواهد با باز گذاشتن گزينه نظامي به اروپا کمک کند و به ايران فشار وارد کند تا در گفتگو با اروپايي ها متوجه باشد اگر گفتگوها به شکست بيانجامند با گزينه اقدام نظامي آمريکا روبرو است؟ اما از سوي ديگر عده اي مي گويند: وقتي آمريکا مي گويد همه گزينه ها باز است، منظورش لزوما اين نيست که به اروپا در روند گفتگوها کمک کند، بلکه گزينه نظامي را باز گذاشته است براي وقتي که اطلاعات کافي درباره تاسيسات هسته اي ايران به دست آورد و بعد دست به حمله نظامي بزند. امير آرمين (راديو فردا): شما فکر مي کنيد در آن صورت اروپا با آمريکا همراه خواهد شد اگر آمريکا به عنوان آخرين گزينه به حمله نظامي دست بزند عليه ايران؟ الکس وطن خواه: احساس من که بيشتر برپايه اطلاعاتم در اروپا است، اين است که شمار فزاينده اي از سياستگذاران و تحليلگراني که مي گويند چرا ايران بزرگترين کشور خاورميانه نبايد قابليت هسته اي داشته باشد، حتي اگر بخواهد به سلاح هسته اي دست يابد، روز به روز بيشتر به حاشيه رانده مي شوند و به يک اقليت بسيار کوچک تبديل مي شوند. اغلب مردم به طور کلي فکر مي کنند اين رژيم خاص در ايران نبايد داراي قابليت هسته اي باشد. اگر رژيمي برپايه دموکراسي در ايران حاکم مي بود، به نظر من روند بحث کاملا فرق مي کرد، اما اين رژيم به خصوص طبيعت رژيم است که اغلب اروپاييان را هم مانند آمريکا نگران کرده است. ماهيت رژيم و لفاظي هاي انقلاب مابانه اش مورد نگراني است. اگر ايران واقعا از دموکراسي برخوردار بود، آهنگ بحث هم در کل نه تنها در اروپا، بلکه حتي در آمريکا نيز فرق مي کرد. اما آن صداهاي اقليت در اروپا مي گويند ايران نياز دارد براي مقابله با همسايگان از قابليت هسته اي برخوردار باشد. در شرق کشور پاکستان است که قابليت هسته اي دارد، اسرائيل هم با آنکه اعلام نکرده قدرت هسته اي خاورميانه است و ايران هم با توجه به موقعيتش ايجاب مي کند که دنبال قابليت هسته اي برود. اما ايران آشکارا قصد دستيابي به جنگ افزارهاي هسته اي را انکار مي کند. مي بينيد که تصوير چندان سرراست نيست. اگر اروپا به شواهد و مدارک قاطع و بي بروبرگردي دست يابد که نشان دهد ايران دارد به قابليت هسته اي نظامي دست مي يابد، سران اروپا به راحتي مي توانند به افکار عمومي رجوع کنند و بگوند ما بايد با آمريکا همصدا شويم. ا. آ: اگر رژيم ايران را با رژيم پاکستان مقايسه کنيم با توجه به اين که آن رژيم هم يک رژيم نظامي و متزلزل است و ممکن است يک زماني اين سلاح بيفتد به دست تندرويهاي مذهبي، آيا به نظر شما ايران در اين زمينه خطرناک تر است يا رژيم پاکستان؟ الکس وطن خواه: من با اغلب کساني موافقم که پيش از آن که نگران ايران باشند، نگران پاکستان هستند. در پاکستان رئيس جمهوري بر سر کار است که با کودتاي نظامي به قدرت رسيده و حالا با آمريکا متحد شده تا با تروريسم بجنگد که البته اين براي تحکيم موضع خودش در داخل کشور است. بنابراين نبايد نگراني هاي ثبات در پاکستان را دست کم گرفت. خاصه آن که تندروهاي پاکستان در مقايسه با تندروهاي ايران بيشتر مذهبي هستند، تندروهاي شيعه و سني اين کشور. اما در ايران برخلاف پاکستان صحبت تندروهاي بي شکل کوچه و خيابان نيست. البته در پاکستان هم معدودي تندرو در ارتش حضور دارند، اما امر نگران کننده در ايران آن است که عناصر تندروي مشخصي در دستگاه حکومتي حضور فعال دارند که بنا بر دلايلي و با توجه به مناسبات ايران و آمريکا مي خواهند در برنامه آمريکا در خاورميانه خرابکاري کنند و اين اخلال را لزوما با ادامه تکنولوژي هسته اي انجام نمي دهند، بلکه ممکن است هر نوع سلاح کشتار جمعي در دسترسشان را به گروه هاي تندرو بدهند. اين جاي ترس و نگراني دارد. اينها مردم کوچه و خيابان نيستند، پاسداران انقلاب و ساير عناصر در نيروهاي مسلح ايران هستند که تصميم گيري مي کنند. خاصه اين که معلوم نيست وزير اطلاعات بعدي ايران چه کسي باشد. اگر بخواهم مقايسه کنم بايد بگويم در اتحاد شوروي هم کساني بودند که قابليت هاي مخرب هسته اي را کنترل مي کردند، اما در اينجا قضيه فرق مي کند.
XS
SM
MD
LG