لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۴۰ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

برنامه آمورشي در باره تاريخ آمريکا (بخش دهم): سهم میراث آفریقایی تبارها در فرهنگ آمریکا


(rm) صدا | [ 4:02 mins ]
ماه فوريه، ماه بزرگداشت ميراث آمريکايی هايی است که تبار در خاک آفريقا دارند. سياهپوستان آمريکايی در همه عرصه های زندگی اجتماعی آنقدر خدمات به آمريکا و مردم خود کرده اند که شرح آن در هزار کتاب هم نمی گنجد. اما هدف از ارج گذاشتن به آنها در اين ماه، صرفاً برگزاری مراسمی برای ايراد نطق و ادای احترام ظاهری نيست. هرچند که مبارزات مردمی برای حقوق بيشتر هنوز در جامعه آمريکا تمام نشده است، اما درس های مبارزات جنبش مدنی آمريکا برای همه مردم جهان، خاصه آنانی که هنوز اسير دست استبداد، بی قانونی و بی حقوقی هستند، نکات آموزنده بسيار دارد. سهراب آذرنوش در شماره دهم در جستجوی آمريکا ، برنامه ويژه ماه فوريه، اين سخن را ادامه می دهد. سهراب آذرنوش (رادیو فردا): قطره قطره جمع گردد، وانگهی دريا شود. چنين است بزرگ ترين درس جنبش آزادی های مدنی ايالات متحده آمريکا. معنای اين گفتار اين است که در طول چندين نسل، هزاران انسان کوچک و بزرگ هر يک ضربه ای به پيکر ظلم و بی قانونی زدند تا سرانجام همه اين قطرات تبديل به رودخانه و رودخانه تبديل به دريايی شد که هيچ حاکم مستبد و زورمدار گستاخی تاب مقاومت در برابر امواج آن را نياورد. اگر حافظه جمعی تنها نام تعداد معدودی از مبارزين و آژاديخواهان را در يک جنبش معين به ياد می آورد، اين صرفاً از کم ظرفيت بودن حافظه ما است، وگرنه گذشته از رهبران اسم و رسم دار، بايد به سراغ آن ده ها و صدها انسانی رفت که برنامه های يک جنبش را در عمل پيش می برند. بايد جزئيات کار و رفتار آنها را مطالعه کرد. در اين باقيمانده ماه فوريه بر آن هستيم که يادی از چند تن از فعالين و انديشمندان جنبش مدنی آمريکا بکنيم تا برسيم به معرفی آنانی که شناخته شده تر هستند و ببينيم چرا چنين است. رزا پارکز، يک زن سياهپوست معمولی بود که عصر اول دسامبر 1955 پس از يک روز کار با اتوبوس به خانه باز می گشت. وقتی که سفيد پوستی به دليل نبودن جا از او خواست که بلند شود و صندلی را به او واگذار کند. خانم پارکز که خسته بود حاضر به اين کار نشد. زمانی که راننده نيز بنا به عرف جدايی نژادی و قوانين محلی از رزا پارکز خواست که صندلی را به فرد سفيد پوست بدهد. او همچنان از اين کار سرباز زد. کار به دخالت پليس شهر مونتگمری کشيد و خانم پارکز دستگير شد. سياهپوستان ايالت بالاما و شهرهای ديگر جنوب در همبستگی با رزا پارکز، شرکت اتوبوسرانی را تحريم کردند. جنبشی خودجوش به راه افتاد تا ضمن افشای اين بی عدالتی، از نظر اقتصادی نيز شرکت اتوبوسرانی را که متکی به پول مسافرين فقير و زحمتکش سياهپوست بود به ورشکستگی بکشند. دکتر مارتين لوتر کينگ که در همين زمان و در همان شهر مونتگمری کشيش کليسا بود، با ديگر رهبران سياهپوست و سفيدپوست های مترقی، اعتصاب و تحريم عليه شرکت اتوبوسرانی را سازمان دادند و عملاً آن را در آستانه نابودی اقتصادی قرار دادند. کمتر از يک سال بعد، در 13 نوامبر 1956 ديوان عالی آمريکا که داور نهايی اختلافات است، حکم دادگاه فدرال را تائيد کرد و گفت که جدايی نژادی در اتوبوس ها غيرقانونی است. به تدريج که رهبران جنبش مدنی جامعه را قانع ساختند که حرف آنها درست و حرف نژادپرستان باطل است، دستگاه قضايی هم همگام با کل جامعه پيشرفت اخلاقی کرد و سمت گيری قوانين را به سوی منافع سياهپوستان و ديگر اقليت های آسيب پذير برگرداند. کمی قبل از صدور حکم ياد شده نيز دادگاه عالی حکم کرده بود که جدايی نژادی در مدارس بايد برچيده شود. در برنامه های بعدی در مورد ديگر شرکت کنندگان در جنبش مدنی آمريکا صحبت خواهم کرد.
XS
SM
MD
LG