لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۴۰ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بررسی روزنامه های صبح پنجشنبه ایران


(rm) صدا | [ 3:42 mins ]
همشهري درباره اعدام محمد بسيجه معروف به بيجه که روز چهارشنبه در پاکدشت تهران انجام شد مي نويسد: جسد جنايتكارترين مرد سال 83 داخل آمبولانس به پزشكي قانوني پاكدشت انتقال يافت و به اين ترتيب، جنجالي‌ترين پرونده سال در واپسين روزهاي سال بسته شد.روزنامه همبستگي با شرح ماجراي اعدام محمد بيجه می نویسد سعيد مرتضوي دادستان عمومي تهران از نزديک بر اجراي حکم اعدام محمد بيجه نظارت مي کرد. روزنامه جمهوري اسلامي مي‌نويسد: نوجوانان و جوانان حاضر در محل اعدام كه بيشتر در سنين 10 تا 25 سال بودند ضمن ابراز خوشحالي از اعدام بيجه نسبت به آنچه تبرئه «علي باغي» همدست و شريك جرم بيجه تعبير کردند، به شدت معترض بودند. علی سجادی (رادیوفردا): گزارشگر همشهري درباره اعدام محمد بسيجه معروف به بيجه که روز چهارشنبه در پاکدشت تهران انجام شد مي نويسد: ساعت 10 صبح بيجه از ساختمان دادگستري خارج شد. تعداد بيشماري از مقامات حفاظتي و نظامي از او مراقبت مي كردند. به محض ورود بيجه فريادهاي مردم بيشتر شد. او را به روي جرثقيل انتقال دادند. فلاش دوربين عكاسان رسانه ها، بيجه را كلافه كرده بود. اما او هيچ اعتراضي نمي‌كرد. پيراهن سفيد رنگش را درآوردند. شلوار يشمي رنگش را بالا كشيدند. او را كه ظاهر كاملاً آرامي داشت به ميله آهني كه روي جرثقيل بود، بستند. حكم پسر 22 ساله توسط مقامات قضايي خوانده شد. نفر اول آمد تازيانه بالا رفت. اولين ضربه، دومين ضربه...، قرار بود به او 100 ضربه تازيانه وارد شود. خانواده هاي قربانيان فرياد مي‌كشيدند. گريه مي‌كردند. مي خواستند خودشان ضربات تازيانه را به پيكر بيجه وارد كنند. اما مسئولان قضايي اين اجازه را به آنها ندادند. دستهايش را از پشت بستند. به او كمك كردند تا پايين بيايد. او را به طرف طناب دار مي بردند. او 17 قدم برداشت. مادر ميلاد تهامي(يكي از قربانيان) كه دقايقي قبل با گريه و زاري از جعفرزاده خواسته بود تا خودش طناب دار را به گردن پسر 22 ساله بيندازد جلو آمد. همين كه طناب انداخته شد. ناگهان پسر بچه 14 ساله اي كه برادر ميلاد تهامي بود به طرف بيجه حمله ور شد و با چاقو ضربه اي به كتف راست وي وارد كرد. مأموران او را بلافاصله دستگير كردند و چاقو را از وي گرفتند. جرثقيل روشن شد. طناب سبز رنگ اولين بوسه‌ها را به گردن عامل جنايت پاكدشت زد. فريادهاي الله اكبر فضا را پر كرده بود. پيكر بي جان محمد در آسمان مي چرخيد. مردم از هيجان مي‌خواستند به طرف پيكر حلق آويز شده بيجه بيايند. اما مأموران انتظامي اجازه ورود به داخل محوطه را نمي‌دادند. تعدادي از تماشاگران با پرتاب آجرو سنگ باعث ايجاد اخلال در برگزاري مراسم مي‌شدند. همين امر باعث شده بود تا درگيري‌هائي بين مردم و يگان ويژه انتظامي به وقوع بپيوندد. ساعت 10 و 30 دقيقه آمبولانس وارد شد و پيكر بيجه به پايين آورده شد. دكتر كاوه او را معاينه كرد و اعلام داشت: او مرده است. زيپ كاور سرمه اي رنگ كشيده شد و جسد جنايتكارترين مرد سال 83 داخل آمبولانس به پزشكي قانوني پاكدشت انتقال يافت و به اين ترتيب، جنجالي‌ترين پرونده سال در واپسين روزهاي سال بسته شد. روزنامه همبستگي نيز با شرح ماجراي اعدام محمد بيجه می نویسد سعيد مرتضوي دادستان عمومي تهران که خود به قتل زهرا کاظمي خبرنگار کانادايي ايراني تبار متهم شده است، در محل حضور داشته و از نزديک بر اجراي حکم اعدام محمد بيجه نظارت مي کرد. در عکسي که در روزنامه همبستگي از محمد بيچه بر بالاي دار چاپ شده، جاي خون آلود چاقوخوردگي بر پشت او نمايان است. روزنامه جمهوري اسلامي نيز مي‌نويسد: نوجوانان و جوانان حاضر در محل اعدام كه بيشتر در سنين 10 تا 25 سال بودند ضمن ابراز خوشحالي از اعدام بيجه نسبت به آنچه تبرئه «علي باغي» همدست و شريك جرم بيجه تعبير کردند، به شدت معترض بودند. جمهوري اسلامي مي نويسد محمد بيجه جنايتكار پاكدشتي با همكاري و همدستي علي باغي اين امكان را يافته بود كه در مدت حدود 18 ماه بيش از 20 كودك بي گناه پاكدشتي را با هولناك ترين وفجيع ترين شكل به قتل رسانده بود و فضايي از رعب و وحشت و ناامني در اين شهرستان ايجاد كرده بود.
XS
SM
MD
LG