لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۴۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

پدر یک قرباني فاجعه استاديوم آزادي: «فرزندم بر اثر ضرب و شتم به سرو صورت کشته شد»


(rm) صدا | [ 3:48 mins ]
مسئولان جمهوري اسلامي تا کنون علت مرگ دست کم 6 تن و جراحت 40 تن از تماشاگران مسابقه فوتبال ایران و ژاپن در استادیوم آزادی را ازدحام بيش از اندازه جمعيت عنوان کردند، اما شاهدان عینی گفتند بسته بودن برخی از مجاری ورود و خروج تماشاگران، به این حادثه غم انگیز منجر شد. پدر یکی از کشته شدگان حادثه که جسد قربانی را تحویل گرفت، به راديو فردا مي گويد: پس از جستجوی بسیار برای فرزند، سرانجام او را در سردخانه پیدا کرد در حالیکه جز یک شورت و تی شرت پاره چیزی بر تن نداشت. وی می افزاید پلیس و مسئولان بیمارستان توضیحی در باره عریانی جسد فرزند او نداشتند. وی می افزاید اثری از لگدشدن زیر دست و پا در اندام فرزند او که از گردن به پائین کاملا سالم بود، دیده نمی شد. وی می افزاید: آثاری شبیه ضربات باطوم روی سرو صورت فرزندش مشاهده می شود. ابراهیم سلیمانی، روزنامه نگار در ایران، با پدر یکی از قربانیان حادثه روز جمعه مصاحبه کرده است. ابراهیم سلیمانی (روزنامه نگار، تهران): بسیاری از خانواده هائی که نزدیکان آنها برای تماشای دیدار تیم های ملی ایران و ژاپن، به استادیوم یکصدهزار نفری آزادی رفتند،ِ هرگز نمی دانستند چه سرنوشت تراژیکی در انتظار آنهاست. اما به فاصله کمتر از 24 ساعت رسانه های خبری از کشته شدن حداقل شش نفر و زخمی شدن حدود 40 نفر خبر دادند. مسئولان جمهوری اسلامی تاکنون علت کشته و زخمی شدن تماشاگران فوتبال را ازحام بیش از اندازه جمعیت عنوان کردند اما برخی منابع آگاه معتقدند بسته بودن راه های ورود و خروج تماشاگران به ویژه در طبقه دوم که به صورت رایگان در اختیار علاقمندان تیم ملی قرار گرفته بود، منجر به خلق این حادثه غم انگیز شد. بنا بر اعلام سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی، اسامی کشته شدگان این حادثه عبارتند از هادی ربیعی، رحیم شفاعت، امید خوشخو، رحیم سید هاشمی، مجتبی ابراهیم زاده و بهروز فدوبی. اولیای دم یکی از کشته شدگان حادثه استادیوم آزادی، از شب حادثه و فردای آن می گوید. پدر یک قربانی استادیوم آزادی، تهران بچه ام ساعت هشت صبح اومد گفت می خوام برم ورزشگاه، برای فوتبال. رفت شب تا ساعت 12 منتظر شدیم نیامد. یک شد نیامد. دو شد نیامد. ساعت 12 از منزل پدر خانمش زنگ زدند، چون اینها دو نفر بودند. خودش با برادرخانمش رفته بود. گفتند برادر خانمش برگشته. ولی از او ول شده یک مدت و خبری از او ندارد. ما از آنجا نگران شدیم و به همه بیمارستانها من سر زدم. بیمارستان بقیه الله بود و بیمارستان شریعتی بودو بیمارستان شماره دو بود و بیمارستان امام خمینی بود و بیمارستان میلاد بود و بعد از آن رفتیم سراغ کلانتری ها از بیمارستان ها که خاطر جمع شدیم رفتیم سراغ کلانتری ها و از هر کلانتری که پرسیدیم آنها اظهار بی اطلاعی کردند. تو راه برگشتن به دامادم گفتم برویم یک نفر جنازه را ببینم حداقل خیالم راحت شود. بعد که رفتم دیدم بچه ام در سردخانه است، آنهم با چه وضعی؟ با یک شورت و یک تی شرت پاره. از بیمارستان سئوال کردیم گفت با همین وضع این را آوردند اینجا. از نیروی انتظامی یک بار توضیح خواستیم، گفتند هیچی به تن اش نبود. ما از مسئولین فقط همین تقاضا را داریم که بگویند این چه جوری با همین وضع اومده بیرون؟ یعنی لباس تنش نبوده وقتی آمده آنجا؟ ابراهیم سلیمانی: از این ولی دم پرسیدم وقتی جسد را تحویل گرفت در چه وضعیتی قرار داشت؟ پدر متوفی: از گردن به پائین سالم، کوچکترین آثاری از لگد شدگی نبود. فقط قسمت اینجاش، حالت ضربه خوردگی داشت. گوش ها خونریزی می کرد. یک ور قسمت صورتش هم کبودی داشت. این ضربه به سرش خورده. چون کسی که زیر پا می ماند، آیا هیچ کجای بدنش آثار کوفتگی پیدا نمی کند؟ فقط قسمت صورتش کبود می شود؟ دیده بودند که این بچه را با باطوم زدند و انداختندش آنجا. ابراهیم سلیمانی: بنا به گفته این ولی دم، اکنون به دستور قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از آنها خواسته شده تا شکایت خود را در این زمینه مطرح کردند. وی در این باره می گوید: پدر متوفی: در نظر دارم من پیگیری کنم تا آنجائی که ببینم بچه من برای چی آنجا اینجوری شده؟ جرمش چی بوده؟ جرمش این بوده که ورزشدوست بوده؟
XS
SM
MD
LG