لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۵۵ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

موفقیت کتاب «ول کن بابا، هرچه دلت می خواد بگو!» در سوئد: مصاحبه با مرجانه بختیاری


(rm) صدا | [ 4:01 mins ]
مرجانه بختیاری مهاجر ایرانی در سوئد کتابی نوشته است درباره وضعیت مهاجران ایرانی در سوئد با عنوان «ول کن بابا، هرچه دلت می خواد بگو!» نام کتاب از آنجا آمده که سوئدی ها دنبال نام مناسبی برای مهاجران می گشتند. مرجانه در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: اول ما را خارجی نامیدند، سپس شدیم مهاجر، بعد گفتند ایرانی سوئدی، زمانی هم شدیم نسل دومی ها، بعد هم نوسوئدی ها. وی می گوید نسل من برخلاف پدر و مادر من که دیر وارد جامعه سوئد شده اند، می توانیم تعریف کنیم که چه دیدی داریم و برای کسانی که به ادبیات علاقه دارند جذاب است. در سوئد خیلی ها هستند که می خواهند کمک کنند و بعضی وقتها این کمک به مرحله افراطی می رسد و آدم احساس تحقیر شدن می کند. مرجانه می گوید دراین کتاب از زاویه کمدی به مسائل اجتماعی سوئد نگاه کرده. قرار است از روی اثر مرجانه فیلمی نیز ساخته شود. مرجانه بختیاری مهاجر ایرانی در سوئد کتابی نوشته است درباره مهاجران ایرانی در این کشور. الهه روانشاد همکار رادیو فردا در سوئد گفتگویی دارد با نویسنده کتاب «ول کن بابا هر چی می خواد بگو!» الهه روانشاد(رادیو فردا): نام کتاب مرجانه بختیاری از آنجا آمده که سوئدیها سالهاست در پی نامی برازنده برای مهاجرین هستند. مرجانه در گفتگو با رادیو فردا می گوید: اول ما را خارجی نامیدند، سپس شدیم مهاحر، بعد گفتند مثلا ایرانی – سوئدی، زمانی شدیم نسل دومیها و بعد هم نوسوئدیها و خلاصه برای هر کدام دال بر مفید و گویا نبودن یا برخورنده بودن، یا هر چیزی که اسمش را می گذارید، یافته و مرتب نام ما را تغییر دادند. او می گوید که به این مساله زیاد فکر کرده و می افزاید این در واقع به موضوع و تم اصلی کتاب بدل شده. برای مرجانه تسلسل کمدی در داستانهای کوتاه این کتاب بیشتر از رعایت ادبیات نوشتاری مهم بوده و از هر آنچه که در مطبوعات دیده و شنیده در ساختار شخصیتهای کتاب سود برده است. در مورد این که چرا این کتاب سوئد را مفتون و مجذوب خود ساخته، مرجانه فرضیه ای دارد. مرجانه بختیاری: راستش به نظر من خیلی افراط شده. خودم هیچوقت فکر نمی کردم که در عمرم به برنامه های مختلف سراسری رادیو تلویزیون سوئد بتوان نه بگویم، بتوانم بگویم که یا نمی رسم شرکت کنم یا نمی کشم شرکت کنم. من فکر می کنم دلیلش این باشد که راجع به کسانی که از کشورهای مختلف آمدند، مدتها صحبت از این بوده که بدانند به آنها چه بگویند، چطور به آنها کمک کنند؟ چطور این افراد وارد جامعه سوئدی بشوند. خب کسانی که در نسل من هستند، خودشان دارند به ذهنی می رسند که دیگه لازم نیست کسی به آنها کمک کند، ما به سنی رسیده ایم که خودمان می توانیم تعریف کنیم و این برای بخشهایی از جامعه سوئد که به فرهنگ و ادبیات علاقه دارند خیلی دلنشین شده و این قدر علاقه دارند درک کنند خارجیها را، من احساس می کنم خیلیها هستند که فکر نمی کنند من که اینجا بزرگ شدم خارجی نیستم. این نیاز هست که خارجیها را درک کنند و متوجه شوند، یک چنین کتابی را خیلی بزرگتر از آنچه هست می کنند، چون فکر می کنند این الان توضیح می دهد برای ما که چرا جامعه سوئد این طوری است و چرا اینقدر فاصله است بین خارجیها و سوئدیها. به خاطر این که تلفظ کردن اسم من برایشان سخت است، فکر می کنند که من چقدر خارجی هستم و چقدر توی این کشور سخت بزرگ شدم. خیلیها هستند در سوئد که فوق العاده مهربانند، دوست دارند کمک کنند و دوست دارند درک کنند و در مواقعی آن قدر در این خوبیها افراط می شود که طرف مقابل خودشان را به عنوان شخص بزرگسال یا شخصی که در حد خودشان می تواند باشد و فکر کند، نمی بینند. به طوری که بعضی مواقع آدمها را تحقیر می کنند با این لطف و محبتی که دارند. و یک ذره این افراد مسخره شده اند در این کتاب. ا.ر: «ول کن بابا، هر چی می خواد بگو!» نشان از یادها و خاطره های 18 سال زندگی دخترکی در کشوری دارد که هر کدام از آنها پاره ای از وجود دیگری گشته اند و کتاب نیز آن را به روانترین نثر ممکن به تصویر می کشد. تصویری که به زودی قرار است بر پرده سینما نقش بندد.
XS
SM
MD
LG