لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۳۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

بررسی تاثیر تلویزیون و بازی های کامپیوتری و موسیقی پاپ در هوشمندتر کردن نسل جوان در کتاب «همه چیزهای بد برای شما خوب هستند»


(rm) صدا | [ 4:56 mins ]
درحالیکه کارشناسان آموزشی درباره اهمیت مشق و تمرین شبانه دانش آموزان و زیانهای تماشای بیش از اندازه تلویزیون و رواج روزافزون بازیهای کامپیوتری به والدین هشدار می دهند، متفکر آمریکاییاستیون جانسن در کتاب تازه خود با نام گیرای همه چیزهای بد برای شما خوب است: Everything Bad Is Good For You استدلال می کند که برنامه های تلویزیونی و بازیهای کامپیوتری به بالارفتن هوش و توانایی های مغزی کمک می کند. در حاليکه کارشناسان آموزشي در باره اهميت مشق و تمرين شبانه دانش‌آموزان و ضررهاي تماشاي بيش‌ از حد تلويزيون و رواج روز افزون بازي‌هاي کامپيوتري به والدين هشدار مي‌دهند، يک متفکر آمريکائي در کتاب تازه خود استدلال مي‌کند که برنامه‌هاي تلويزيوني و بازي هاي کامپيوتري به بالارفتن هوش و توانائي‌هاي مغزي کمک مي‌کند. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): نويسنده و متفکر جوان آقاي Steven Johnson در اثر جديد خود با نام گيراي «همه چيزهاي بد براي شما خوب است» Everything Bad Is Good For You به فوايد سرگرمي‌هائي مثل تماشاي تلويزيون، گوش دادن به موسيقي راک و هيپ‌هاپ و بازي کردن با بازي‌هاي کامپيوتري می‌پردازد که به نظر او از علل افزايش تدريجي و مداوم ضريب هوش يا IQ دانش‌آموزان آمريکائي در دهه‌های گذشته است. حدود 20 سال پيش، فيلسوف سياسي James Flynn براي اولين بار نشان داد که مردم از دهه 1920 به اين طرف که تست هوشي به طور مستمر انجام مي‌شود هر ده سال حدود سه درصد باهوش‌تر شده‌اند، به اين ترتيب يک آمريکائي که در دهه 1920 در ده درصد هوشمندترين قرار مي‌گرفت، حالا در ثلث کم هوش ترين قرار مي‌گيرد، و اين رشد ضريب هوش یا IQ، عليرغم دگرگوني در وضع اقتصادي و خوراک و نظائر آن، به طور مستمر ادامه يافت. آقاي استيون جانسن، که در اواخر دهه 1990 با به راه انداختن وب‌سايتي فرهنگي – هنري به نام Feed در محافل پيشتاز اينترنت آن زمان گل کرد، و صاحب چند تاليف در باره علوم و تکنولوژي است، اين رشد ضريب هوشي را ناشي از فرهنگ عامه يا pop culture از جمله برنامه هاي تلويزيوني، موسيقي راک و هیپ هاپ و بازي‌هاي کامپيوتري مي داند، يعني همان چيزهائي که کارشناسان آموزشي آنها را عامل خنگ کردن نسل‌ها توصيف مي‌کنند. برعکس متفکران پست مادرنيست post modernist که مي‌خواستند پديده‌هاي فرهنگ عامه مثل فيلم‌هاي جنگ ستارگان يا موسيقي مايکل جکسن را از ديدگاه فمينسيتي يا انتقاد اجتماعي تجزيه و تحليل کنند، آقاي استيون جانسن سعي مي‌کند بفهمد و بفهماند که تماشاي سريال‌هاي ظاهرا بي‌مغز چه تاثيري بر مغز انسان مي‌گذارد. وي در مقايسه با 30 سال پيش، تلويزيون و موسيقي پاپ بسيار هوشمندتر و پيچيده‌تر و به اصطلاح او، سخت تر شده‌اند. در یک ترانه چهاردقیقه هیپ‌هاپ به قدری لایه‌های صوتی و واژه روی هم سوار شده‌اند که جذب آنها برای جوان سی سال پیش ساعتها وقت می‌برد. در يک سريال محبوب تلويزيوني سي سال پيش، مثل استارسکي اند هاچ، مثلا، تماشاگر يک خط داستاني را دنبال مي‌کرد يا صحنه‌هاي کشدار سريال دالاس براي تماشاگر امروز غيرقابل تحمل است. اين در حالي است که سريال‌هاي امروزي، مثلا سريال گنگستري سوپرانو يا سريال sit-com ساينفلد، چندين خط داستاني را همزمان پي مي‌گيرند و ديالوگ به قدري سريع و پر از اشاره‌هاي گوناگون به مقوله‌هاي روز يا عناصري از فرهنگ عامه است که دنبال کردن آن براي تماشاگر سي سال پيش غيرممکن است. برنامه‌هاي ديگر تلويزيون مثل رقابت‌هاي سريال Survivor مثل مسابقه‌هاي ورزشي، زمينه‌هائي براي بحث‌هاي بعدي بين تماشاگران فراهم مي‌کنند که رفتار چهره‌هاي تلويزيوني در جريان رقابت را بررسي مي‌‌کنند. آقاي جانسن بحث مشابهي در باره بازي‌هاي کامپيوتري ارائه مي‌دهد. وي مي‌نويسد بازي‌هاي کامپيوتري امروزه به طرز خارق‌العاده‌اي پيچيده شده‌اند و برخلاف بازي‌هاي سي‌سال پيش مثل pac man فقط در باره هماهنگ کردن حرکات ساده و مهارت فيزيکي نيستند، بلکه بازيکن را با مجموعه‌اي از معماهاي درهم بافته روبرو مي‌سازند که براي حل آنها به انواع توانائي‌هاي مغزي نياز است. کتابي که در باره همه اشاره‌ها و سرنخ‌ها در بازي کامپيوتري موفق Grand Theft Auto نوشته شده، 53 هزار کلمه است. آقاي جانسن در کتاب خواندني خود «همه چيزهاي بد براي شما خوب هستند» مي‌نويسد هرکس که از بازي‌هاي کامپيوتري به عنوان عامل خنگ کننده نسل جوان سخن مي‌راند معلوم است که تا به حال خود را با اين بازي‌ها مشغول نکرده است. از نظر او در خلال هر بازي، بازيکنان ناچار هستند سلسله مراتبي منظم از ماموريت‌هاي معين را براي خود تنظيم کنند و مرحله به مرحله به پايان برسانند. به عبارت ديگر، از نظر نويسنده کتاب همه چيزهاي بد براي شما خوب هستند، بازي‌هاي کامپيوتري به انسان ياد مي‌دهند در جهان دنبال نظم و ساختار و معني بگردد و با تصميم‌هاي خود در به وجود آوردن ساختارهاي منظم سهيم شود.
XS
SM
MD
LG