لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۲۱ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

سیمین بهبهانی: «ببین که با بندیان، برادران زمان، چه کرده اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟»


(rm) صدا | [ 3:31 mins ]
در حالیکه تجمع فعالان سیاسی، دانشجویان و خانواده های زندانیان سیاسی، اعدام شدگان و قربانیان قتل های سیاسی برای چهارمین روز در همبستگی با وکیل در بند دکتر ناصر زرافشان به تجمع پرداختند، خانم سیمین بهبهانی، شاعر برجسته معاصر، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید جمعیت مادران بود، جمعیت های دیگر بود، NGO ها بود، نمایندگانشان آمده بودند، و از کانون نویسندگان هم دوستان آمده بودند به حمایت از دکتر زرافشان و سایر زندانیان سیاسی. وی قطعه شعری را که دراین تجمع خواند، به طور کامل بازخوانی می کند: ببین که با بندیان، برادران زمان، چه کرده اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟ مینا بهارمست (رادیوفردا): در چهار روز گذشته مقابل زندان اوین در تهران محل تجمع خ0انواده های زندان سیاسی، خانواده اعدام شدگان سالهای 60 و 70، خانواده های قربانیان قتل های سیاسی پائیز 77 و شماری از اهل قلم و دانشجویانی بوده است که در همبستگی با زندانیان سیاسی گردآمدند. این تجمع امروز هم ادامه دارد. سیمین بهبهانی، شاعر برجسته وعضو فعال کانون نویسندگان، در مصاحبه با رادیو فردا از چگونگی این تجمع در روزهای گذشته می گوید. سیمین بهبهانی (عضو هیات مدیره کانون نویسندگان ایران، تهران): در جلوی زندان اوین محشری بود از کسانی که به حمایت از زندانیان سیاسی خصوصا آقای دکتر ناصر زرافشان جمع شده بودند. جمعیت مادران بود، جمعیت های دیگر بود، NGO ها بود، نمایندگانشان آمده بودند، و از کانون نویسندگان هم دوستان آمده بودند به حمایت از دکتر زرافشان و سایر زندانیان سیاسی و از من خواستند که شعری بخوانم و من قسمتی از این شعر را خواندم و الان تمام شعر را می خوانم. این شعر را در تابستان سال 1381 تابستانی که بسیاری زندانیان سیاسی داشتیم و بسیاری از دانشجویان هم هنوز در زندان بودند و آقای گنجی هم در زندان بود و آقای دکتر ناصر زرافشان را هم جلب کرده بودند و به زندان برده بودند. چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم / تو رخت زندان تنت و من تماشا کنم؟ تو رخت زندان تنت و من بمانم خموش. قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم. اگر چه تلخ است حق، نمی توانم نهفت / زبان از آن بایدم که آشکارا کنم. زبان سرخ مرا غم سر سبز نیست / به پای حق می روم، ز سر چه پروا کنم. ببین دل تنگ من، خدای خوبم بگو / که با کدامین دعا دست بالا کنم؟ ز نور، یک آی بد که با گل روشنی، به شام زندانیان دریچه ای وا کنم. گروه دور از خدا مدار جهل اند و ظلم / خدای من، کافرم اگر مدارا کنم هزار یوسف ببین به بند اینان اسیر / نه موجب لعنتی است که بر زلیخا کنم نه وارث تهمتی که گرگ را بسته اند / بگو که از این گناه چرا مبرا کنم؟ ببین که با بندیان، برادران زمان / چه کرده اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟ به حکم دیوان بلخ، چه نارواها رواست / نقیض احکامشان بیار، امضا کنم مینا بهارمست: سیمین بهبهانی، شاعر برجسته معاصر، درتجمع مقابل زندان اوین در اعتراض به عدم آزادی دکتر ناصر زرافشان.
XS
SM
MD
LG