لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۲۸ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه با خانم سیمین بهبهانی: «این انتخابات نتیجه ای نخواهد داشت و خود من هم ابدا رای نخواهم داد»


(rm) صدا | [ 4:26 mins ]
خانم سیمین بهبهانی شاعر بزرگ معاصر که اینروزها در گردهمایی ها حضوری فعال دارد و در دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری شرکت در انتخابات را توصیه می کرد در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: من در دو دوره به آقای خاتمی رای دادم. این دو دوره برای من تجربه شد که اصلاحات به درد نمی خورد. وی می گوید نظرم این هست که این انتخابات نتیجه ای نخواهد داشت و خود من هم ابدا رای نخواهم داد. خانم بهبهانی سپس یکی از شعرهای خود را می خواند. سیمین بهبهانی شاعر بزرگ معاصر که اینروزها در مجامع فرهنگی و گردهمایی های اجتماعی حضوری فعال دارد و در دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری شرکت در انتخابات را توصیه می کرد درمورد این دوره از انتخابات به پرسش های رادیو فردا پاسخ می دهد. بهمن باستانی (رادیو فردا): خانم بهبهانی چهار سال پیش که محمد خاتمی برای دور دوم انتخاب شد با شما گفتگویی داشتیم درباره این انتخابات که شما شرکت در آن را توصیه می کردید و توضیحتان این بود که شرکت در انتخابات و رای دادن به خاتمی یعنی رای منفی به اقتدارگرایی و نامزد اقتدار گرایان. درباره این انتخابات چه می گویید؟ باز درباره نامزد اصلاح طلبان همان نظر را دارید؟ سیمین بهبهانی: من در دو دوره به آقای خاتمی رای دادم. این دو دوره برای من تجربه شد که اصلاح به درد نمی خورد یعنی هیچ اقدامی بجز اینکه قانون اساسی ما را تصویب کند ثمربخش نیست. من نمی گویم که پشیمانم. ولی می گویم که این دوبار رای دادن به آقای خاتمی موجب شد که من این تجربه را بدست بیاورم که با وجود قانونی که مزاحم قوانین دیگر هست و در راس آنها قرار دارد، نمی توان کاری کرد. باید اول این قانون اصلاح شود و بعد رای گیری شود و همینطور که من راجع به انتخابات چند روز دیگر نظرم این هست که این انتخابات بکلی بکلی بکلی از سوی هرکس و هرجا که باشد بی ثمر خواهد بود و نتیجه ای نخواهد داشت و خود من هم ابدا رای نخواهم داد. (خانم بهبهانی شعر خود را می خواند): در این کشاکش خودکامان نجات از که طلب دارم/ به حیرتم که از این خامان زمام را به که بسپارم/ یکی به کار دغلبازی یکی بسان براندازی/ بسود کار وطن باری کدام را به حساب آرم/ به شام سفره بیاندازم طعام خون جگر سازم/ فرارسند زره سرخوش معاندان جگرخوارم/ به شب که خواب فرازآید هراس و دلهره باز آید/ هزار شکلک ابلیسی برآید از در و دیوارم/ یکی دو دست به خون شسته مدد به جهل و جنون جسته/ دوشاخه می کندم مشتان میان دیده بیدارم/ یکی به قهقهه می خندد صداش طنطنه می بندد/ که از تو سایه امضا را به هر طریق طلبکارم/ فریب و فتنه خروشان را بر این معامله پوشان را/ زمن تصور بیعت چیست کزین مبایعه بیزارم/ فریب خورده به اول بار سزاش نیست ز کس آزار/ مباد آنکه کسی بیند فریب خورده به تکرارم/ اگرچه مصلحت آئینم ولی صلاح نمی بینم/ که فسه از سر نادانی بر این مصالحه بگذارم.
XS
SM
MD
LG