لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۰۶ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

همسر اکبر گنجی می گوید شوهرش در زندان اوين تامين جاني ندارد


(rm) صدا | [ 3:14 mins ]
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی بعد از دیدار عصر روز سه شنبه با وی، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید گنجی در اثر اعتصاب غذا بسیار ضعیف شده است و نمی توانست به راحتی صحبت کند. وی می گوید فردی از دفتر سعید مرتضوی دادستان تهران شب جمعه گذشته قصد داشت شحصی را قاچاقچی را داخل سلول آقای گنجی بفرستد که در اثر مقاومت گنجی، وی را به سلول روبرویی می فرستند و در دو سلول را باز می گذارند و این امر باعث احساس ناامنی آقای گنجی و مسئول زندان می شود. خانم شفیعی ضمن آن که خواستار رسیدگی به این مساله از سوی رئیس قوه قضائیه می شود، می گوید: به شدت اعلام خطر می کنم، ایشان تامین جانی ندارد و تامین امنیت ایشان به عهده قوه قضائیه است. مينا بهارمست (راديو فردا): معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی می گوید دیروز با آقای گنجی ملاقات داشت و حال همسرش به دلیل اعتصاب غذا خوب نیست. اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی خواهان مرخصی استعلاجی برای مداوای بیماری آسم و سایر بیماریهای خود است. معصومه شفیعی: دیروز سه شنبه، 31 خرداد به اتفاق آقای مولایی پیش آقای مرتضوی رفتم. آنجا رفتیم تا از ایشان نامه برای ملاقات آقای گنجی بگیریم. خلاصه با کلی بحث و صحبت نامه گرفتیم و به ملاقات رفتیم. آقای گنجی را دیدیم، ایشان بسیار ضعیف، لاغر و نحیف شده بود. قبل از اعتصاب غذای اولش ایشان 77 کیلوگرم وزن داشت، دیروز که من ایشان را دیدم به من گفت 60 کیلوگرم وزن دارم. خیلی راحت نمی توانست صحبت کند، همه اش مکث می کرد، انرژی نداشت و واقعا صحنه ناراحت کننده ای بود ولی روحیه اش همچنان عالی بود. از کمر درد و پادرد خیلی شکایت داشت و می گفت دکتر زندان آمده و دیده و گفته که حتما باید بروی و عکسبرداری کنی ببینیم چیه. چون قبلا کمر درد داشت و الان پیشرفت کرده، چون داروهایش هم قطع شده حالش خیلی بد است. یک ماجرایی هم گفت ایشان از جمعه شب. جریان این جوری بوده که ساعت 12 و 20 دقیقه جمعه شب یک نفر را می آورند آنجا، یک قاچاقچی که 15 سال حبس داشته، به نام احمد نجاریان و اصرار داشتند که ایشان حتما باید برود در سلول آقای گنجی. آقای گنجی مقاومت می کند و می گوید اینجا سلول انفرادی است و این همه سلول خالی هست ببریدش آنجا. ولی می گویند نه، ایشان حتما باید بیاید اینجا. آقای گنجی می گفتند آن شخصی که این آقا را آورده بود، من قبلا در دفتر آقای مرتضوی دیدم ولی اسمش را یادم نمی آید. هم آقای گنجی زیر بار نمی رود و هم مسئول بند 240، افسر نگهبان زیر بار نرفت که این کار را انجام بدهد. در نتیجه مجبور می شوند بیایند سلول روبروی آقای گنجی را خالی می کنند و این شخص را، این قاچاقچی به نام احمد نجاریان را در آن می گذارند. ولی تاکید می کنند هم در سلول قاچاقچی باید باز باشد و هم در سلول آقای گنجی. آقای گنجی مقاومت می کند، آنها می گویند نه، باید باز باشد. کلید در را بر می دارند که آقای گنجی نتواند در را قفل بکند. خلاصه تا صبح، آقای گنجی می گوید من بیدار بودم افسر نگهبان هم بیدار بود مبادا اتفاقی بیفتد. خلاصه صبح هم با داد و بیداد آن شخص را از آنجا بردند. به شدت نگرانم، به شدت اعلام خطر می کنم. ایشان تامین جانی ندارد. من از آقای شاهرودی خواهش می کنم به این مساله رسیدگی کنند. تامین امنیت ایشان به عهده قوه قضائیه است. م . ب: از نظر قانونی و حقوقی هیچ اقدامی صورت می گیرد که ایشان دوباره مرخصی بگیرند؟ معصومه شفیعی: آقای مولایی در پی این امر هست. منتها آقایان می گویند، آقای مرتضوی می گوید که ایشان باید اعتصابش را بشکند. آقای گنجی هم می گوید من خواسته های برحقی دارم که تا رسیدن به آن خواسته های برحقم در اعتصاب غذا می مانم. و اعتصاب غذایم را بیرون از زندان می شکنم. این آقایان بارها به من کلک زده اند، بارها خلف وعده کرده اند. آقای گنجی خواسته های بحقی دارد و می گوید کل زندان من غیرقانونی است و باید به وضعیت من رسیدگی شود و بیشتر از این من نمی توانم ادامه دهم.
XS
SM
MD
LG