لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۲۱ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مهدي خانبابا تهرانی: انتخاب احمدی نژاد نتیجه عزم راسخ سپاه پاسداران، ولی فقیه، مدرسه حقانی و مصباح یزدی بود


(rm) صدا | [ 5:39 mins ]
مهدي خانبابا تهراني، فعال سياسي در آلمان در واكنش به انتخابات رياست جمهوري اسلامي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: آنچه كه در چشم انداز اين انتخابات ديده مي شد، عزم راسخ سپاه پاسداران در ميت ولي فقيه و مدرسه حقاني و بسياري از روحانيون ايران من جمله آقاي مصباح يزدي و ديگران بود كه مصمم بودند به هر قيمتي كه شده اين سكو را هم اشغال كنند. آقاي خانبابا تهراني مي گويد: تنها راه باقيمانده اين است كه نيروهايي كه به اصلاحات هنوز پايبند هستند، طي يك اجماع و برنامه جبهه گسترده دموكراسي و حقوق بشر، مسائل را در يك وحدت بزرگ ملي ببينند. مريم احمدي (راديو فردا): اكبر هاشمي رفسنجاني نامزد شكست خورده دور دوم انتخابات رياست جمهوري اسلامي، گفت بنا ندارد درباره انتخابات به داوراني شكايت ببرد كه نشان دادند نمي خواهند يا نمي توانند كاري بكنند. آقاي رفسنجاني سه هدف خود براي شركت در انتخابات را بالا بردن ميزان مشاركت مردم به خواست رهبري، بالا بردن آراي رئيس جمهوري منتخب و انسجام ملي اعلام كرد و گفت: به دو هدف نخست خود دست يافت. آقاي رفسنجاني رقيب را به صرف ميلياردها تومان از بيت المال به منظور تخريب او و بستگانش متهم كرد و گفت: رقيب با امكانات نظام به شيوه سازماندهي شده و نامشروع در انتخابات مداخله كرد. مهدي خان بابا تهراني، فعال سياسي در آلمان در مصاحبه با راديو فردا در مورد دو نامزد انتخاباتي مي گويد: مهدي خانبابا تهراني: آنچه كه در چشم انداز اين انتخابات ديده مي شد، عزم راسخ سپاه پاسداران در ميت ولي فقيه و مدرسه حقاني و بسياري از روحانيون ايران من جمله آقاي مصباح يزدي و ديگران بود كه مصمم بودند به هر قيمتي كه شده اين سكو را هم اشغال كنند، يعني تريبون قوه مجريه را. به اين جهت من فكر مي كنم آنها هم سازمان يافته تر بودند، هم كلامشان روشنتر بود. آقاي احمدي نژاد و اصولا نيروهاي محافظه كار آن بخشي از جامعه را مخاطب قرار داده بودند كه كم درآمدترين نيروهاي جامعه هستند و بخش هاي زياديشان به بينوايي كشيده شده اند. چه حاشينه نشينان، چه كارتن خوابها يا جوانان بيكار و نيروهاي بزرگي هم در شهرستان ها كه عقايد مذهبي داشتند، به خوبي بسيج كرده بودند. آقاي رفسنجاني به نظر من كانديد بسيار مقبولي نبود در مقابل احمدي نژاد و درواقع نخنما شده بود و به معنايي فرسوده شده بود. چرا كه در انتخابات مجلس ششم ديديم كه شكست خود و حتي نتوانست نفر سي ام تهران شود و بعد هم بسياري از گذشته هاي دور را به پاي آقاي هاشمي رفسنجاني مي نويسند. واقعيت هم اين است كه آقاي هاشمي رفسنجاني كه مدت 26 سال در كنار آقاي خميني و سپس يكي از ابرقدرت ترين افراد و شخصيت هاي جمهوري اسلامي بوده، تمام شكست ها، ترورها و اختلاس هاي بزرگ مالي دوران گذشته به پاي هاشمي رفسنجاني و اصولا تيمش نوشته مي شود. به اين جهت هاشمي چهره بسيار مناسبي نبود با اين كه در زمينه هاي مختلف شكست خورده و بال و پر شكسته ‌آمده بود براي اين دوره از انتخابات و آنچه هم كه عريان شد، مشخص شد كه رهبر هم اصولا با حضور ايشان موافق نبوده، عليرغم تمام شگردهايي كه به كار برد تا بگويد من و آقاي خامنه اي 50 سال است با هم دوستي داريم، ولي مشخص شد رهبر عزم و اراده اش بر اين بوده كه يكي از همان فرزندان سپاه پاسداران را به بالا بكشد كه اين هم قرعه به نام آقاي احمدي نژاد افتاد. با وجود تلاش هايي كه در دور دوم از جانب بسياري از افرادي كه مخالف آقاي هاشمي رفسنجاني بودند، ولي از ترس صداي چكمه يا به قول برخي صداي پاي فاشيسم رفتند به دنبال آقاي رفسنجاني. هرچه هست، اين اتفاق افتاده، ولي من فكر مي كنم مصالح جامعه ايران از يك طرف كه اين تقسيم بندي نيروهاي خود جمهوري اسلامي است، فراكسيون هاي مختلف و صف بندي ها، از طرف ديگر مسائل لاينحلي كه جامعه ايران دارد، نه به دست آقاي هاشمي رفسنجاني قابل حل بود و نه به دست آقاي احمدي نژاد، چرا كه هر دوي اين ها عاري از برنامه هايي هستند كه با واقعيت ها و ضرورت هاي جامعه ايران خوانايي داشته باشد، من جمله من فكر مي كنم مساله مناسبات ايران و آمريكا اصولا با انتخاب آقاي احمدي نژاد در يك دور تشنج بي سابقه خواهد افتاد. چرا كه آقاي احمدي نژاد و تيمش و سپاه پاسداران جرات نخواهند كرد به سمت برقراري مناسبات بروند. با پرچم انقلابي سال هاي 57 كه هنوز در دست دارند و مبارزات ضد آمريكايي كه پشت سر دارند. و از طرف ديگر از ترس نيروهاي ديگر كه اصولا با چهره افراطي و تند و راديكال آمدند، من فكر مي كنم به سوي حل اين مشكل نمي توانند بروند و نيروهاي ديگر هم عملا خنثي عمل خواهند كرد. به اين جهت اجماعي موجود نخواهد بود در سياستگذاري ايران. براي حل مساله مناسبات ايران و آمريكا و گشايش بازار براي ورود سرمايه به ايران و يا اصولا حتي امنيت كافي در كنار آزادي ها. هر دوي اينها به خطر افتاده. من فكر مي كنم دورنماي ايران نشان از يك كشمكش دارد، يا به زباني جنگ خاكريز آخر است كه بين نيروهاي افراطي ايران و نيروهاي ميانه از يك طرف و 50 ميليون نيرويي كه راي نداده در اين بازي و نيرويي است كه به نظر مي آيد طرفدار دموكراسي هستند. آنچه كه راه حل است براي آينده ايران، به باور من تنها راهش اين است كه آن نيروهايي كه به اصلاحات هنوز پايبند هستند، عليرغم آنكه اصلاحات دولتيشان شكست خورده و آن نيروهايي كه معتقدند كه ولايت فقيه اصولا يك مانعي است براي رشد توسعه ايران، بيايند و طي يك اجماع و برنامه جبهه گسترده دموكراسي و حقوق بشر، مسائل را در يك وحدت بزرگ ملي ببينند و از طريق ايجاد چنين جبهه اي يا نهادي بروند به سمت بسيج عمومي مردم براي آزادي و استقلال مردم سالاري در ايران و رعايت حقوق بشر. و از طريق گذار مسالمت آميز و خواست همه پرسي در كشور و برقراري يك مجلس موسسان و تديون قانون اساسي نوين به اين نقطه تاريك تاريخ ايران كه اصولا مسائل لاينحل مانده، نقطه پايان بگذارند.
XS
SM
MD
LG