لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۲۹ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

مفسر نیویورک تایمز: ابهام در برخورد با مهاجمان در فیلم «جنگ دنیاها» و ارتباط آن با فیلم بعدی اسپیلبرگ درباره انگیزه تروریستهای فلسطینی


(rm) صدا | [ 6:00 mins ]
فيلم جنگ دنياها از استيون اسپيلبرگ، با شرکت ستاره هاليوود تام کروز، که از هفته گذشته بر پرده سينماهاي آمريکا و جهان به نمايش در آمد، در آمريکا و دنيا، پرفروش‌ترين فيلم روز است. در اين فيلم، مهاجمان مريخي کتاب افسانه علمي اچ. جي. ولز، نويسنده بريتانيائي، تمثيلي از تروريست‌هاي حمله 11 سپتامبر به آمريکا هستند، اما چنانکه ادوارد راتستاين Edward Rothstein در نيويورک تايمز مي‌نويسد، موضع ابهام‌آميز و نامطئن کارگردان نسبت به واکنش آمريکائيان به حمله مريخي‌ها در فيلم، نشان دهنده موضع او در فيلم بعدي‌اش است که در آن به علل وانگيزه‌هاي عمليات تروريستي فلسطيني‌ها عليه اسرائيلي‌ها پرداخته است. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): در داستان «جنگ دنياها» از نويسنده قرن نوزده بريتانيا، H.G.Wells مهاجمان مريخي، که با سلاح‌هاي آتش‌بار و گازهاي سمي، به نابود کردن ابناء بشر و مکيدن خون آنها مي‌پردازند، تمثيلي از اروپائيان، و به خصوص بريتانيائي‌هاي مستعمره‌چي هستند که نسل‌هائي از اقوام کشورهاي دور دست را که فروتر از خود مي‌پنداشتند، از زير تيغ گذراندند. منتقد نيويورک تايمز، آقاي ادوارد راتستاين Rothstein در مقاله‌‌اي به بهانه فيلم جديد استيون اسپيلبرگ براساس جنگ دنياها از اچ. جي. ولز مي‌نويسد ولز در کتاب خود که در سال 1898 در اوج قدرت امپراطوري استعمارگر بريتانيا نوشته شد، ما را از قضاوت کردن در باره جنايات مريخي‌هاي افسانه‌اي خود برحذر مي‌دارد، زيرا در واقع، شرارتي که در اين مريخي‌ها ديده مي‌شود، بعضا واکنشي از شرارت استعمارگراني است که با اعتقاد به برتري نژادي جوامع فرودست را قلع و قمع کردند. با اين حال، تمرکز رمان ولز نه بر شرارت مريخي‌ها و تمايلات استعماري آنها، بلکه بر آسيب‌پذيري انسان و ساختار شکننده نظم وثبات در جوامع انساني است. ولز روشنفکراني که به جاي مبارزه با مريخي‌ها، با اشاره به گناهان انسان و استدلال‌هاي نظائر آن، در مقام توجيه تهاجم خونين آنها بر مي‌آيند، را محکوم مي‌کند و مي‌نويسد انسان‌ها ممکن است آسيب‌پذير و ضعيف باشند و تمدن انساني ممکن است معايب خود را داشته باشد اما اين دليل نمي‌شود که جان انسان و جوامع بشري در جنگ دنياها، سزاوار دفاع نباشد. نويسنده نيويورک تايمز، مي‌نويسد پرواي ولز استعمار بود، اما پرواي اسپيلبرگ در فيلم جنگ دنياها، حملات تروريستي 11 سپتامبر است. اسپيلبرگ اخيرا در مصاحبه‌اي گفت اين فيلم در باره فرار آمريکائيان از حملات مرگباري است که نه عامل آن را مي‌شناسند نه علت آن را مي‌دانند. خيلي از تصاوير فيلم هم يادآور 11 سپتامبر است، مثلا تابلو‌هاي اعلانات مردمي با عکس قربانيان در گوشه وکنار شهر، يا تکه‌هاي لباس کشته‌شدگان که از آسمان فرو مي‌ريزد يا منظره ساختمان‌هاي فروريخته که دود از آنها بلند مي‌شود. اما از نظر ادوارد راتستاين، اسپيلبرگ نمي‌خواهد تمثيل حملات تروريستي و واکنش آمريکا به اين حملات را بيشتر از اين در فيلم خود توسعه دهد و ابهامي که در فيلم وجود دارد و فرار اسپيلبرگ به درام رواني در باره پدري نامسئول که در اثر اين حملات به پدري فداکار تبديل مي‌شود، هم ناشي از عدم اطمينان او از راه‌حل مقابله با مهاجمان تروريست است. در صحنه‌هاي مشخصي از فيلم شخصيت تام کروز مي‌کوشد از تيراندازي سربازان به مريخي‌ها جلوگيري کند و انگار در اين حرکت، پيامي از سوي کارگردان نهفته است، که بعضا، از نظر منتقد نيويورک تايمز، ممکن است مربوط به فيلمي باشد که اسپيلبرگ در باره تروريست‌هاي فلسطيني در دست تهيه دارد. فيلم بعدي اسپيلبرگ، با روايت قتل ورزشکاران اسرائيلي بدست تروريست‌هاي فلسطيني در جريان المپيک 1972 شروع مي‌شود. اسپيلبرگ گفته است که ظلم و بي‌عدالتي که مهاجمان فلسطيني متحمل شده‌اند، بايد درک شود و تاکتيک قربانيان مهاجمان فلسطيني (يعني اسرائيلي‌ها) در برابر تهاجم آنها بايد زير سئوال برود. فيلم او از محنت فلسطيني‌ها مي‌گويد و از تلاش پليس مخفي اسرائيل براي گرفتن انتقام از مهاجمان، که به گفته اسپيلبرگ، باعث ايجاد ترديدهاي آزاردهنده‌اي مي‌شود، که از نظر او براي درک بن‌بست کنوني در خاورميانه به ما کمک مي‌کند. راتستاين مي‌نويسد شايد اين بينش از تروريست‌هاي هدفمند و مدافعان مردد، روشنگر ابهام و ناراحتي باشد که اسپيلبرگ نسبت به مقاومت در برابر مهاجمان مريخي در فيلم «جنگ دنياها» نشان مي‌دهد. از اين نظر، رمان اچ. جي. ولز بسيار صريح‌تر است. زيرا هرچند شباهت‌هائي بين قربانيان و مهاجمان مي‌بيند، اما هرگز هدف اصلي که حفظ جان انسان و تمدن انساني است را از ياد نمي‌برد. در کتاب ولز، حملات مريخي‌ها، انسانيت را از اطمينان متين و آرام نسبت به آينده محروم می کند اطمینانی که از نظر ولز، موثرترين منبع فساد و انحطاط است.
XS
SM
MD
LG