لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۰۸ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

دو تن دیگر از گروگان های آمریکایی، احمدی نژاد را بعنوان سر بازجوی خود شناسایی کردند


(rm) صدا | [ 12:18 mins ]
در ادامه پخش برنامه هایی از شبکه ماهواره ای NITV در لس آنجلس در رابطه با حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی در واقعه گروگان گیری سال 1979 در محل سفارت آمریکا در تهران، دو تن دیگر از گروگان های آمریکایی، احمدی نژاد را بعنوان سر بازجوی خود شناسایی کردند. آقای دان شررمدعی است احمدی نژاد بدون هیچ تردیدی نه تنها یکی از گروگان گیرهای سفارت آمریکا در تهران بوده است بلکه در اغلب جلسات بازجویی از او شخصا حضور داشته است. کلنل دیو رودر گفت: او دقیقا و بدون شک همان کسی است که بیش از 15 بار مرا بازجویی کرد و من هرگز نمی توانم فردی را که قصد ربودن فرزند افلیج مرا داشته و با بدترین تجربه های زندگی من پیوند خورده است را فراموش کنم. فیروزه خطیبی (رادیو فردا): پس از یک گفتگوی دو ساعته با کلنل چاک اسکات عضو عالیرتبه سفارت کبرای آمریکا در تهران پس از انقلاب و کوین هرمنینگ عضو تفنگداران نیروی دریایی آمریکا و تاکید آنها بر شناسایی مثبت محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی بعنوان سرکرده بازجوها در دوران 444 روز اسارت آنها این هفته پانل سه نفره دکتر اشراقی برنامه ساز شبکه تلویزیونی NITV و دو مهمان او خانم رکسانا گنجیو آقای سعید گوهری از فعالین سیاسی ساکن لس آنجلس باری دیگر با دوتن از افرادی که در چهارم نوامبر سال 1979 با هجوم دانشجویان خط امام بداخل سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته شدند گفتگویی انجام دادند. اولین مصاحبه شونده در این گفتگو آقای دان شررمدعی است که برخلاف ادعای اداره اطلاعات آمریکا CIA برخی از دانشجویان خط امام و چند تن از گروگان ها آقای احمدی نژاد بدون هیچ تردیدی نه تنها یکی از گروگان گیرهای سفارت آمریکا در تهران بوده است بلکه در اغلب جلسات بازجویی از او شخصا حضور داشته است. آقای دان شرر هشت ماه پیش از جریان گروگانگیری با ماموریت ویژه ای از سوی نیروی دریایی آمریکا به ایران آمد تا وضعیت هواپیماهای جنگی اف 14 موجود در ایران را که توسط محمد رضا شاه پهلوی از آمریکا خریداری شده بود با دولت جدید مورد بررسی قرار دهد. بنا برگفته آقای شرر روزهای پیش از واقعه گروگانگیری در تهران روزهای پر تشنجی بودند. او افرادی را که به سفارت آمریکا هجوم آوردند مردمی خشن - عامی و بیسواد دانست که به نظر او «کورکورانه بدنبال مشتی رهبر مذهبی و ملا به راه افتاده بودند». باهجوم دانشجویان خط امام به داخل سفارت کارمندان از جمله آقای دان شرر طبق تعلیمات امنیتی به طبقه دوم ساختمان سفارت رفتند و در اطاق های محفوظی در طبقه فوقانی ضمن مخفی شدن با رادیو های مخصوص با واشنگتن تماس گرفتند. با انفجار اتفاقی گاز اشک آور توسط یکی از سربازان گارد تفنگداران مقامات واشنگتن به کارمندان سفارت دستور می دهد تا فورا خود را تسلیم کنند. آقای شرر پس از دستگیری در حالیکه اسلحه ای بر پیشانی او قرار داده شده بود به همراه گروگان های دیگر در طول دوران اسارت در زندان های مختلف تهران و شهرستان در شرایط ناراحت کننده ای زندانی بود. آقای دان شرر که چند هفته پیش ضمن خواندن روزنامه ایندیاناپلیس پس از گزینش آقای احمدی نژاد بعنوان رییس جمهوری او را از روی عکس های چاپ شده در این روزنامه شناسایی کرد در ادامه سخنان خود گفت: (صدای دان شرر): یکبار من وکلنل اسکات در زندان اوین در راهروی باریک آنجا قدم می زدیم. روز سوم همین مرد احمدی نژاد به سلول ما آمد و به فارسی چیزهایی گفت که چاک اسکات که به زبان فارسی تسلط کامل دارد آن را برای من ترجمه کرد. احمدی نژاد در مورد ما دو نفر به گاردی که به ما اجازه قدم زدن در راهروی زندان را داده بود اینگونه هشدار داد که : «اینها سگ ها و خوک های کثیفی هستند که در داخل این سلول می مانند تا وقت اعدام آنها فرا برسد» ف.خ:آقای شرر در اینجا خطاب به مصاحبه کنندگان گفت که : برای من مهم نیست که اداره اطلاعات آمریکا CIA در مورد نقش احمدی نژاد در واقعه گروگانگیری چه گفته است. واقعیت اینست که در آن دوران من شخصا آنجا بوده ام و آنها نبوده اند . برای من درک این موضوع بسیار مشکل است که CIA از روی چه اصولی به یافته های کنونی رسیده است ؟ آقای شرر در پاسخ به این سوال که رویهمرفته در طول دوران اسارت چند بار احمدی نژاد را دیده است اینگونه پاسخ داد: (صدای دان شرر):من خوب بخاطر دارم که او یکبار به همراه خبرنگاران خارجی و چند بار هم به همراه آیت اللهی که ما او را «قاضی-میرغضب» می خواندیم یا همان آیت الله خلخالی به سلول ما آمد. ف.خ:آقای دان شرر در پاسخ به این سوال که آیا آقای احمدی نژاد او را شخصا مورد بازجویی قرار داده است چنین گفت: (صدای دان شرر):ما در طول مدت اسارت خود بارها و بارها در جلسات مختلف مورد بازجویی قرار گرفتیم . با در نظر گرفتن این موضوع که ما جمعا 52 گروگان بودیم و در اغلب مواقع چشم های ما بسته بود مشکل میتوان به این سوال پاسخ داد. ف.خ: آقای شرر سپس در پاسخ به این سوال که او بعنوان یک گروگان آمریکایی درباره ورود آقای احمدی نژاد به نیویورک برای شرکت در جلسات ویژه سازمان ملل چه فکر میکند پاسخ داد: (صدای دان شرر):بنظر من محمود احمدی نژاد یک فرد خشن و تندروی مذهبی است و یک آدمکش است که بنظر من دراغلب وقایع مرگبار سالهای گذشته از جمله واقعه تروریستی بیروت دست داشته است. او بدون شک یکی از محافظین زندان اوین بوده است و شاید حتی افرادی را اعدام هم کرده است. به زبان ساده او مرد پلیدی است اما سازمان ملل متحد یک موسسه بین المللی است که با حمایت دولت آمریکا در این کشور به کار مشغول است و ورود احمدی نژاد به نیویورک به جهان نشان می دهد که ما کشوری هستیم که به قوانین بین المللی احترام می گذاریم و نه مانند ایران که به یک سفارت کبرای خارجی هجوم می آورد و کارمندان آن را به گروگان می گیرد. ف.خ:در بخش دوم مصاحبه تلویزیونی NITV با گروگان های سال 1979 سفارت آمریکا در تهران پانل سوال کننده با کلنل دیو رودر افسر نیروی هوایی وابسته به سفارت آمریکا در آنزمان به گفتگو پرداختند. کلنل رودر فقط هشت روز در تهران بود و در روزی که واقعه گروگانگیری اتفاق افتاد او در حال معامله با یک ایرانی برای انجام یک کار ساختمانی در محوطه سفارت بود. کلنل رودر وقایع آن روزرا اینچنین بیاد می آورد: ( صدای کلنل دیو رودر): ناگهان صداهای بلندی از ازدحام جمعیت کثیری در خارج از سفارت بگوشمان رسید در عرض چند دقیقه کوتاه این افراد درهای سفارت را شکستند و ما را محاصره کردند. چیزی که برای من در آن لحظات عجیب بود این بود که چرا ایرانی ها جلوی هجوم این به اصطلاح دانشجویان را به سفارت ما نگرفتند. چرا دولت ایران از محل سفارت ما هیچگونه حفاظتی نکرد؟ اعضای گارد تفنگداران حاضر در سفارت تحت هیچگونه شرایطی اجازه نداشتند تیراندازی کنند که بنظر من این یک تصمیم عاقلانه بود. اما وقتی یکی از افراد گارد و یک کارمند سفارت قصد میانجگری داشتند همانجا روی پله های سفارت دستگیر و تهدید به مرگ شدند. من آنروز پس از دستگیری هنگامی که با دست های بسته و چشم بند از میان موج دانشجویان عصبانی و پرخاشگر به سوی منزل معاون سفارت هدایت میشدم در محوطه حیاط جلوی سفارت توانستم بخوبی حس کنم که آنها مشغول سوزاندن پرچم آمریکا هستند. ف.خ:کلنل دیو رودر در اینجا پس از توصیف تجربیات روزهای اول دستگیری از اولین جلسه بازجویی خود اینگونه صحبت کرد: ( صدای کلنل دیو رودر): روز چهارم یا پنجم بود که نیمه های شب بسراغم آمدند و مرا کشان کشان به زیر زمین بردند و در آنجا دست و پایم را به یک صندلی بستند. در این جلسه بازجویی سوالاتی را مطرح می کرد و زنی این سوالات را ترجمه می کرد. من یک مقام نظامی بودم و رفتار آنها مرا بشدت عصبانی کرده بود بنابراین مصمم بودم تا حرفی نزنم. این بازجویی های بی نتیجه تا چند روز دیگر به همان روال ادامه یافت روز بازجویی هفتم یا هشتم با من به شیوه دیگری رفتار کردند. مرا در همان زیرزمین این بار بر روی مبل راحتی نشاندند و وقتی دستها و چشم بندم را باز کردند متوجه شدم که در مقابل من و آنسوی میز پذیرایی کوچکی که روی آن میوه و شیرینی و چای چیده شده بود مردی که امروز رییس جمهور ایران است نشسته است. اینجا من برای اولین بار با محمود احمدی نژاد روبرو شدم. آنها از طریق یک مترجم به من فهماندند که اگر به سوالات آنها پاسخ ندهم پسر 14 ساله مرا که به فلج اطفال مبتلا بود در ویرجینا خواهند ربود . آنها آدرس خانه مرا می دانستند، از شماره اتوبوس مخصوصی که پسرم را به مدرسه می برد اطلاع داشتند، حتی از ساعت رفت و آمد او نیز آگاه بودند. در واقع یک نفر تمام جزییات زندگی و خانواده مرا در ویرجینیا در اختیار آنها گذاشته بود. آنها تهدید کردند که پس از ربودن پسر افلیجم قطعاتی از بدن بریده شده او را برای همسرم ارسال خواهند کرد و در اینجا بود که من احساس کردم بایستی با آنها راه بیایم. ف.خ:کلنل در اینجا در ادامه سخنان خود گفت: ( صدای کلنل دیو رودر):احمدی نژاد هیچوقت مستقیما با من صحبت نکرد. با من تماس چشمی هم برقرار نکرد اما بنظر می رسید که در جمع آنها او دستور دهنده و همه کاره بود. من جمعا 44 بار بازجویی شدم و محمود احمدی نژاد رییس جمهور کنونی ایران در بیش از یک سوم آنها بطور مستقیم یا غیرمستقیم بعنوان بازجو یا سرکرده بازجویان شرکت داشت. ف.خ:کلنل در پاسخ سوال کنندگان به این پرسش که چگونه پس از گذشتن سالها توانسته آقای احمدی نژاد را شناسایی کند چنین گفت: ( صدای کلنل دیو رودر): من این شناسایی را از روی عکس انجام نداده ام. احمدی نژاد بنا برعادت با حرکت پلک زدن های مداوم چشم های خود را به هم می زند. من وقتی او را در یک برنامه خبری تلویزیونی دیدم نگفتم او بنظرم آشنا می آید بلکه گفتم او دقیقا و بدون شک همان کسی است که بیش از 15 بار مرا بازجویی کرده است. من هرگز نمی توانم فردی را که قصد ربودن فرزند افلیج مرا داشته و با بدترین تجربه های زندگی من پیوند خورده است را فراموش کنم.
XS
SM
MD
LG