لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۰۸ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

قتل سران حزب دمکرات کردستان در رستوران میکونوس برلین توسط عناصر جمهوری اسلامی. بخش نهم: «عملیات فریاد بزرگ علوی»


(rm) صدا | [ 10:55 mins ]
در بخش نهم از سلسله برنامه های مستند درباره ترور میکونوس به نقطه عطف دادگاه و حضور ابوالقاسم مصباحی از بنیانگذاران اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی که با عنوان شاهد C در دادگاه معرفی شد، می پردازیم. سعید امامی و یکی از معاونان فلاحیان به او خبر می دهند که کمیته ویژه فرمان قتل او را صادر کرده. وی سپس پس از ارتباط با بنی صدر بعنوان شاهد در دادگاه حاضر می شود. علی سجادی (رادیو فردا): نقطه عطف بزرگ در تحقیقات دادگاه بررسی جنایت میکونوس حضور ابوالقاسم مصباحی بود. مصباحی از بنیانگذاران اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی است که به گفته خودش در دادگاه در سال 1988 در ملاقات با میتران رئیس جمهوری فرانسه، دوما وزیر امور خارجه این کشور و رانلد ریگن رئیس جمهوری آمریکا به ایشان می گوید که برای آزادی گروگانهای لبنان باید با ایران مذاکره کند و سپس با جیمی کارتر رئیس جمهوری پیشین آمریکا نیز ملاقات می کند و پیامی کتبی از سوی او برای آیت الله خمینی و حجت الاسلام رفسنجانی به تهران می برد. وی هنگام ورود به تهران و تسلیم پیام یاد شده به موسوی نامی که مسئول پروتکل فرودگاه مهرآباد بود توسط اعضای واواک به اتهام خیانت در خانه اش بازداشت می شود. اظهارات او در دادگاه را از زبان پرویز دستمالچی می شنویم. پرویز دستمالچی: خودش می گوید من اصلا در خواب هم تصور نمی کردم کسی جرات کند مرا دستگیر کند. مدت سه ماه زندان بوده، اذیتش کردند شکنجه اش کردند. واقعیت اینست که به او شک کرده بودند که برای دستگاه خارجی کار می کند و این شک گویا برطرف نشده بود. چون بعد از آزادی اش نمی گذارند به مقام و موقعیت سابق برگردد. بلکه از طرف وزارت اطلاعات و امنیت ماموریت پیدا می کند چند شرکت پوششی باز کند. ع.س: علاوه بر فعالیتهای به اصطلاح اقتصادی آقای مصباحی تماس های خود را با رهبران جمهوری اسلامی مانند عادلی و نوربخش و حسن روحانی حفظ می کند و بارها به جلسات شورای امنیت ملی دعوت می شود و در آنها شرکت می کند و در دانشگاه تهران به تدریس می پردازد. مصباحی در دادگاه گفت مجبور شد بخشی از دفاتر اقتصادی خود و سهام شرکت هایش را به وزارت اطلاعات و امنیت واگذار کند. پاسپورت او نیز ضبط شد و او هنگامی که برای گرفتن پاسپورت تازه به اداره گذرنامه مراجعه می کند از دوستی می شنود که حکم جلبش صادر شده. او همچنین متوجه گزارشی می شود توسط همسرش علیه او به مقامات داده شده و در می یابد که همسرش بدون اطلاع او برای دستگاه امنیت جمهوری اسلامی کار می کند. سعید امامی و یکی از معاونان فلاحیان به او خبر می دهند که کمیته ویژه فرمان قتل او را صادر کرده و قرار است «کامیونی» شود. پرویز دستمالچی: «کامیونی» کردن اینست که صحنه سازی تصاددف ماشین درست کنند و او را بکشند. ایشان از آنجا که می دانست زنش هم برای دستگاه کار می کند بدون خبر دادن فرار می کند پاکستان و با سفارت آلمان و فرانسه تماس می گیرد و از آنها ویزا می خواهد. سفارتخانه ها به او ویزا نمی دهند و می دانستند که اگر پناهندگی به او بدهند با جمهوری اسلامی در می افتند. ع.س: پس از دوماه دوندگی با ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی تماس می گیرد و رابطه او با بنی صدر به زمانی بر می گردد که از سوی آیت الله خمینی با او در پاریس دیدار کرده بود. پرویز دستمالچی: در دادگاه گفت که دوبار از سوی آیت الله خمینی ماموریت داشت که برود پیش بنی صدر و به او بگوید که ا مام می گوید ما اشتباه کردیم شما برگردید ایران. ع.س: آقای بنی صدر پیامی برای آیت الله خمینی می فرستد. پیامرسانی های آقای مصباحی سبب شد که مصباحی بتواند بعد از فرار از ایران با بنی صدر تماس بگیرد و بنی صدر دریافت که وی اطلاعات ذیقیمتی درباره ترورهای خارج از کشور و بویژه میکونوس دارد و بالاخره با تلاش بنی صدر ارتباط میان دادستان دادگاه میکونوس و ابوالقاسم مصباحی بعنوان شاهد سی برقرار می شود. پرویز دستمالچی: یک سری اطلاعات ایشان در اختیار بنی صدر می گذارد و همه با مصباحی وارد تماس می شوند. دادستانی آلمان هم تماس می گیرد. مصباحی ابتدا رد می کند ولی بعدا با تماس هایی که بوجود می آید می پذیرد که بیاید دادگاه و شهادت بدهد. ع.س: شهادت مصباحی که از او بعنوان شاهد C نام برده می شد پشت درهای بسته بود بدون حضور تماشاگر یا شاکیان خصوصی. اجازه فیلمبرداری و عکاسی نیز داده نشد و او پشت به دادگاه نشسته بود که کسی چهره او را نبیند. اما پس از دو روز شهادت مجله اشپیگل گزارش مفصلی از اظهارات او در دادگاه منتشر کرد. با چاپ اظهارات شاهد سی دولت جمهوری اسلامی هویت او را درمی یابد و اعلام می کند که شاهد سی کسی جز مصباحی نیست و پرونده ای درباره مصباحی در اختیار دادستان می گذارد و او را به انواع خلافکاری ها متهم می کند تا از ارزش گزارش و شهادت او بکاهد. حمید نوذری: دادستان گفت یک مشت کاغذ بدون امضا فرستادند بعنوان مدرک. این عمل باعث شد که سنگ روی پای خودشان افتاد و تحقیقات نشان داد که مصباحی از 1981 در کارهای امنیتی بوده. در چه ترورهایی دست داشته. دیدند تمام ادعاهای مصباحی در پرونده های امنیتی اروپایی ها ثبت است و جای شبهه برایشان نماند. ع.س: پس از تثبیت هویت مصباحی و روشن شدن درستی اظهارات او یکی از اولین نکاتی که توسط او روشن شد نام رمز عملیات بود: پلیس در تحقیقات خود متوجه شده بود که پیش از انجام عملیات ترور در میکونوس سفارت جمهوری اسلامی در آلمان رمزی درباره این عملیات با دولت ایران رد و بدل کرده و از ترور رهبران کرد در رستوران میکونوس با عنوان فرشاد بزرگ علوی یاد کرده است. درمیان ایرانیان این پرسش مطرح شد که چرا نام عملیات فرشاد بزرگ علوی است آیا جمهوری اسلامی به اصطلاح خصد تخریب آقا بزرگ علوی نویسنده نامدار مقیم آلمان را دارد و اگر چنین است چرا فرشاد زیرا نام این نویسنده آقا بزرگ علوی بود نه فرشاد. پرویز دستمالچی: بعدا که آقای مصباحی فرار کرد آمد توضیح داد گفت این فرشاد بزرگ علوی نیست بلکه «فریاد بزرگ علوی» است و ایشان رمز را می شناخت و در تهران کسی بهش گفته بود. فریاد که فریاد است و بزرگ علوی یعنی بزرگ شیعیان آیت الله خامنه ای.
XS
SM
MD
LG