لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۳۵ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

مجله: اروپا و حقوق بشر در ایران، اعتراض سندیکای کارگران شرکت واحد، مسئولیت های دوگانه برخی از منصوبان احمدی نژاد، سفر خواننده کرد به کردستان عراق


(rm) صدا | [ 26:39 mins ]
در مجله حقوق بشر و دموکراسی امشب پس از پخش خبرهایی درباره حقوق بشر عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس کنفدراسیون جامعه های دفاع از حقوق بشر، درباره ادامه مذاکرات با جمهوری اسلامی و تاکید اروپا برمسائل مربوط به نقض حقوق بشر در ایران با رادیو فردا گفتگو می کند. سپس منصور اصانلو، از اعضای هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی در مورد دعوت این سندیکا از رانندگان جهت شرکت در حرکتی اعتراضی، در روز دوشنبه 25 مهرماه با رادیو فردا به مصاحبه می پردازد و پس از آن دکتر اکبر مهدی، و کاظم علمداری اساتید دانشگاههای اوهایو و کالیفرنیا به بررسی مقایسه ای میان دولت مدرن با دولت احمدی نژاد می پردازند. درپایان مجله امشب با روژان خواننده زن کرد ایرانی که برای اجرای برنامه به کردستان عراق سفر کرده، مصاحبه خواهیم داشت. دمکراسی و حقوق بشر در هفته ای که گذشت روبرت مئنار دبیر اول سازمان گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای به وزرای امور خارجه کشورهای اروپائی خواستار اقدام آنها به منظور آزادی اکبر گنجی شد. درنامه، قرار دادن اکبر گنجی در سلول انفرادی و محرومیت از حق ملاقات با وکیل و خانواده که حتی در قوانین ایران به آنها اشاره شده، نقض آشکار حقوق بشر و اجرانشدن قولهای داده شده به اکبر گنجی و خانواده اش اقدامی شرم آور توصیف شده است. ندادن مرخصی به شماری از زندانیان سیاسی سبب اعتراض آنان شده است. بنا به گزارشها، دادگاه انقلاب دادن مرخصی به شماری از زندانیان سیاسی را به گزارش وزارت اطلاعات در باره آنان منوط کرده است. مهردادحیدرپور، بهنام وفاسرشت، مهران کوثری، بینا داراب زند و پیمان پیران از جمله زندانیانی هستندکه به آنها مرخصی داده نشده است. به گزارش کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی مصطفی جوکارکه در وضعیت بلا تکلیفی، 9 ماه است در زندان به سر می برد در زندان اوین دچار حمله قلبی شد. محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه پیام مردم کردستان به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به یک سال زندان و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.امتیاز هفته نامه پیام مردم هم لغو گردید. فاروق سامانی و هژار مامندی، دوفعال مدنی کرد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان به 10 ماه زندان محکوم شدند. حامد ایرانشاهی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک، به شکایت شورای نگهبان و به اتهام نشر اکاذیب و توهین وافترا محاکمه می شود. اروپا و نقض حقوق بشر در ایران، مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی مریم احمدی (رادیو فردا): هفته گذشته وزیر امور اروپائی بریتانیا در پارلمان اروپا با اشاره به صدور حکم اعدام برای نوجوانان زیر 18 سال، اعدام افرادی از اقلیت های قومی، پیگرد روزنامه نگاران، مدافعان حقوق بشر و وبلاگ نویسها، از ایران بخاطر نقض حقوق بشر انتقاد کرد و خواست ایران به پشت میز مذاکره با اروپا، در باره حقوق بشر، برگردد. مذاکرات حقوق بشر اتحادیه اروپا با ایران از سال گذشته متوقف شده است. عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس کنفدراسیون جامعه های دفاع از حقوق بشر ، گرچه مذاکره را امری مثبت و مفید می داند، می‌گوید به‌رغم مذاکرات قبلی، وضعیت حقوق بشر در ایران بدتر شده است. بنابراین باید روشن شود که ضمانت اجرای ماحصل گفتگوها چه خواهد بود. عبدالکریم لاهیجی: ما همواره گفته‌ایم که باید مشخص شود نتیجه آن گفتگوها و پیشنهاداتی که نمایندگان اتحادیه اروپا به جمهوری اسلامی دادند، آیا مورد رعایت قرار گرفته یا نگرفته. در شرایطی که جمهوری اسلامی و ایران، عضو کنوانسیون مربوط به حقوق کودک است، ولی طی ماههای گذشته 4 طفل کمتر از 18 سال در ایران اعدام شده اند. وضعیت زندانیان سیاسی و در راس آنها اکبر گنجی، و عبدالفتاح سلطانی، و نیز اقلیت های قومی و تمام مسائلی که در این نامه عنوان شده، علیرغم وجود این گفتگو بین جمهوری اسلامی واتحادیه اروپا، وضعیت حقوق بشر بدتر شده. بنابراین من الان نمی‌دانم که آقای الکساندر با چه دور نمائی و با چه برنامه‌ای همچنان جمهوری اسلامی را دعوت به پای میز مذاکره می کند. آیا در نشست های آینده باز هم نمایندگان جامعه مدنی بین المللی و جامعه مدنی ایران، سازمانهای مدافع حقوق بشر به این گفتگوها راه خواهند داشت یا نه. مذاکره بسیار کار درستی است. ما همواره از آن استقبال کرده‌ایم ولی به شرط اینکه اولا این گفتگوها از یک حداقل شفافیت برخوردار باشد. دوم اینکه نتیجه این گفتگوها و ضمانت اجرای این گفتگوها مشخص شود. می‌دانید پیشنهاد کانادا، طرح قطعنامه‌ای در باره وضعیت حقوق بشر به مجمع عمومی سازمان ملل طی هفته‌های آینده تسلیم می‌شود و این امیدواری را من دارم که مثل سال گذشته، در مجمع عمومی با اکثریت بیشتری امسال تصویب شود. من فکر می کنم موضع گیری اخیر پارلمان اروپا و اتحادیه اروپا از این نظر است که آنها هم می خواهند در کنار مجمع عمومی سازمان ملل، فشار بیشتری به جمهوری اسلامی بیاورند. هم در ارتباط با حقوق بشر وهم در باره رفع بحران انرژی هسته ای. حرکت اعتراضی کارگران شرکت واحد: مصاحبه با رئیس سندیکا م.ا: به دعوت سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، رانندگان شرکت واحد در تهران از روز دوشنبه، 25 مهر، در اعتراض به بی‌توجهی مقامات به خواستهای آنان، از جمله داشتن کمک راننده، از گرفتن بلیط از مسافران خود داری می‌کنند. رانندگان شرکت واحد درپی عدم رسیدگی به خواسته های خود نظیر دریافت حداقل دستمزد، رفع تبعیض، رسمی شدن کارگران پس از سه ماه کار قراردادی، بازگشت به کار شماری از رانندگان اخراجی که بعضا به دلیل فعالیت های کارگری اخراج شده بودند، و اجرای کامل پیمان های دستجمعی، روز 16 شهریور ماه گذشته، به عنوان حرکتی اعتراضی و برای رساندن صدای خود به گوش مسئولان، با چراغ های روشن حرکت کردند . بدنبال این حرکت، چند تن از فعالان کارگری بازداشت شده اما روز بعد به قید کفالت آزاد شده اند. منصور اصانلو، از اعضای هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی بی‌توجهی به مطالبات کارگری را نتیجه عدم تشکل کارگران و نداشتن نمایندگان واقعی می داند. به گفته منصور اصانلو، با گذشت 27 سال از انقلابی که کارگران ، بویژه کارگران صنعت نفت، نقشی اساسی در آن داشتند، به دلیل عدم فعالیت سندیکائی، کارگران به خواستهای خود نرسیده‌اند. منصور اصانلو در باره نقش سندیکا در آگاه کردن کارگران و پیگیری مطالباتشان و همینطور درباره علت مخالفتها با تشکل های کارگری می گوید: منصور اصانلو: حضور سندیکا وفعالیت آموزشی آن که قانون کار را آموزش می دهد، قانون اساسی را آموزش می دهد، حقوق بین‌الملل را آموزش می دهد، اعلامیه جهانی حقوق بشر را توضیح می دهد، مقاوله نامه‌های بین‌المللی را توضیح می دهد، حقوق کارگری بین‌المللی را توضیح می‌دهد و این آموزشها باعث می‌شود سطح آگاهی کارگران بالا برود و برخورد کارگران با موضوع کار دیگر فرق خواهد کرد موقعی که آگاهی حقوقی و طیقاتی داشته باشند. در نتیجه جلو بسیاری از اجحافها و بی قانونیها گرفته خواهد شد. این است که تشکیل سندیکا را کسانی که بی زحمت دارند سوء استفاده می کنند و از منابع میلیونی بهره‌مند می‌شوند ، سد خواهند کرد. احساس خطر می‌کنند و سعی می‌کنند که در نطفه خفه‌اش کنند تا تبدیل به یک تشکیلات سراسری کارگری در ایران نشود. خانواده‌های کارگران، کارگران، کسانی که تحت پوشش بیمه های تامین اجتماعی هستند و کلا حقوق‌بگیران، پرستارها، معلمها، استادهای دانشگاهها، هنرمندان، تا زمانی که از نیروی کار خودشان استفاده می‌کنند نه از نیروی کار دیگری و ابزار تولید وابزار کارشان مال خودشان نیست، بلکه حقوق می گیرند، اگر اینها را هم جزو طبقه کارگر حساب کنیم، یا حتی کارمندانی را که کار فکری می‌کنند یا با کامپیوتر کار می کنند ولی حقوق می‌گیرند، همه اینها را بواسطه حقوق‌بگیریشان این طور وسیع در نظر بگیریم، می بینیم بیش از 85 در صد مردم ایران با خانواده‌هاشان می‌شوند طبقه کارگر. پس اینها حق خواهند داشت لااقل 150 تا 200 نماینده مجلس از این مردم باشند، از کسانی که حقوق بگیرند، از کارگران و خانواده‌شان. و حتی در دولت بایستی نماینده واقعی و راستین کارگران به عنوان وزیر در بسیاری از پست‌ها حضور پیدا کنند. ولی چون تشکل‌های سراسری کارگری نبوده تا حالا نشده. حتی اگر به‌تدریج این تشکل‌های کارگری صنفی شکل بگیرد، فدراسیون‌های کارگری که مستقل و آزاد است، تشکیل شود، به نفع کشور هم خواهد بود. چرا؟ چون سندیکاها مستقل هستند، با حق عضویتی که اعضا می پردازند، اداره می شوند و بنابراین بودجه‌ای برای کارفرما نمی‌تراشند. به‌جایش، چون نماینده راستین هستند، عیب وایراد های واقعی را می‌توانند با کارفرما در میان بگذارند و در یک تعامل واقعی، بشود جلوی ایراد‌ها را گرفت و دستمزد‌ها و هزینه‌ها را مقایسه کرد و یک دستمزد واقعی برای کارگران، معلمان و پرستاران گذاشت. در نتیجه دیگر بیعدالتی اقتصادی – اجتماعی کم تر خواهد شد. وجود سندیکا ها و فدراسیونهای کارگری یک توازن و تعادل اجتماعی بوجود خواهد آورد. چیزی که الان شبیه به آن، مثلا در اروپا به شکلهای مختلف در اروپای شمالی یک جور و در اروپای جنوبی یک جور هست. یک توازن اجتماعی در اروپا بوجود آمده که به نظر من یکی از دلایل اصلی آن وجود سندیکاها و اتحادیه‌های نیرومند کارگری است. م. ا: گفتنی است که کارگران شرکت ایران خودرو از فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد دایر بر عدم دریافت بلیط از مسافران از روز دوشنبه حمایت کرده اند. اعضای دو شغله کابینه احمدی نژاد، از دید دو استاد دانشگاه در آمریکاا م. ا: دبیر هیات دولت و عضو شورای شهر تهران مسعود زریبافان در واکنش به کسانی که از دو شغله بودن بعضی مقامات ایران می گیرند، گفت آنها که تاب دیدن فتوحات ما را ندارند، می‌خواهند با تیغ قانون سر دولت ما را ببرند. اما ما تدبیری اندیشیده‌ایم که نه تنگه شورای شهر را رها کنیم و نه معاونت و معاضدت دولت محترم را از دست دهیم. دبیر هیات دولت افزود، اساسا شغل و پست در قاموس ما بی‌معناست و همه مسئولیتها در شورای شهر و دولت به اندازه یک تار موی آقای دکتر، که منظور محمود احمدی نژاد است، اعتبار و ارزش ندارد. آقای زریبافان گفت حتی در صورت لزوم ما از قوه قضائیه و شورای نگهبان مسئول قرض می کنیم تا کسی نتواند شایعه قحط‌الرجالی را بر زبان آورد. اما آیا در کشوری که اصل تفکیک قوا را پذیرفته، اینکه دولت، یعنی قوه مجریه از قوه قضائیه مسئول قرض کند، به معنای قحط‌الرجال بودن نیست و اگر هست پس چگونه بود که آقای احمدی نژاد، ناتوان از تشکیل یک کابینه حداکثر 50 نفری، از کابینه 70 میلیونی حرف می‌زد. سوای اینها، آیا استفاده از واژگانی چون حسود، تنگه شورای شهر و مقایسه پست و مسئولیتهای دولتی با یک تار مو، از سوی کسی که دبیری هیات دولت را بر عهده دارد، با پیچیدگیهای دولت مدرن همخوانی دارد؟ این مساله را با دکتر اکبر مهدی، استاد دانشگاه در اوهایو در میان گذاشتیم. اکبر مهدی: این نمایانگر واقعیت پیچیده قدرت در ایران هست. رهبری و دفتر رهبری با حمایت و پشتیبانی که از به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد کردند، قاعدتا تصور این را داشتند که قدرت یکسره می شود. ولی به نظر می‌رسد که امروز رهبران جناح راست وشخصیتهای مختلف و نیروگاهها و پایگاههائی مختلفی که در درون جناح راست هستند، خودشان سر تقسیم قدرت و تقسیم مقام‌هائی که بدست آورده اند، اختلاف نظرهای شدید دارند و بعضی از این مراکز، بخصوص گروه جدیدی که سر کار آمده، گروه آقای احمدی نژاد، قواعد بازی را به سبک خودش می‌خواهد پیاده کند و حاضر نیست که بعضی از قواعد گذشته را رعایت کند . برای همین هم هست که دوباره داریم می‌بینیم که از طرف رهبری تقسیم قدرت انجام می شود. مجمع تشخیص مصلحت یک قدرت جدیدی بهش داده می‌شود. آقای قالیباف به شهرداری تهران فرستاده می شود، علیرغم انتظارات دولت آقای احمدی نژاد و نیز از طرف دیگر می‌بینیم که دولت احمدی نژاد، اعتماد کافی به بخشهای دیگر جامعه و قدرت ندارد وبرای همین وقتی که احساس می‌کند نیروئی هم لازم دارد یا باید از شورای نگهبان قرض کند یا افراد خودش را در چند حوزه بگذارد. این معنی‌اش این است که به هیچ وجه حاضر نیست قدرت را سهیم باشد با بخشها یا جناحهای دیگر جامعه و این مساله به صورت خیلی وسیعی در هر حال اختلاف قدرت را به جلوی صحنه آورده و بسا که موقعیت قانونی خود جمهوری اسلامی را هم در موضع بسیار ناپسند و نامطلوبی قرار دهد. م. ا: اختلاف بر سر قدرت یا آوردن افرادی خودی یک مساله است، نحوه توجیه این کار مساله دیگری و آنچه که جلب توجه می‌کند استفاده از کلمات و واژگانی است که در واقع با مسئولیتهای کسانی که اظهار نظر می‌کنند یا سعی می‌کنند این کارها را توجیه کنند، به هیچ وجه همخوانی ندارد؟ اکبر مهدی: دقیقا. ببینید متاسفانه یکی از وقایع دیگری که پس از این انتخابات رخ داده این است که شما با یک دولتی مواجه هستید که حتی معتقد است آنچه که در جمهوری اسلامی در 26 سال گذشته طی شده، اسلامی کافی نبوده و باید امروز ما به حکومت اسلامی برسیم و وظیفه خودش می داند که حکومت اسلامی را بر قرار کند. تمام قواعد و ضوابط اجتماعی را که جمهوری اسلامی خودش تاسیس کرده و مردم را نسبت به آنها اجتماعی کرده و عادت داده و یا به آنها تحمیل کرده ، بعضی از اینها را عملا دارند زیر پا می گذارند و می‌خواهند شرایط را برگردانند به شرایطی بسیار گذشته. دیدگاهی بسیار ساده‌ لوحانه نسبت به مسائل داشتن، مسائل را بر اساس آنچه که در دهه اول بر اساس آرزوها و تمنیات خودشان، از آنجا که قواعد و شرایط و قانونمندی وجود نداشت، طرح کردند، امروز هم فکر می‌کنند به همان سبک می توانند ادامه بدهند. به همین علت است که شما می بینید پاسخ به سوالهای بسیار مهمی که در رابطه با تحرکات و تحریکات اجرائی این دولت انجام شده، عملا چیزی بیشتر از انشا و سفسطه نیست. این جملاتی را هم که اخیرا شنیدید چیزی در همان حد است. وقتی خود ریاست جمهوری با یک انشا در سطح سازمان ملل ظاهر می‌شود انتظاری نمی‌توانید داشته باشید که وزیرشان یا یک مسئول در یکی از ادارات پاسخهائی این چنین ساده لوحانه و حتی با قواعد و قوانین موجود جمهوری اسلامی هم موهوم، ندهد. م. ا: دکتر کاظم علمداری، استاد دانشگاه در کالیفرنیا معتقد است در ورای جملات ساده انگارانه برخی مسئولان ، باید رقابتهای جناحی را دید که خبر از مشکلات بزرگتر جمهوری اسلامی می دهد. کاظم علمداری: اینکه الان آقای مسعود زریبافان اعلام می‌کند که از قوه قضائیه و شورای نگهبان نیرو قرض می‌کنند برای پر کردن پست و مقام های درون دولت، در واقع ادغام کردن یک نهاد با نهاد دیگر است که قانونا بی‌معناست و یک برخورد ظاهرا سنتی و غیر مدرن است وعملا مشکلات جمهوری اسلامی یا دولت جدید را حل نخواهد کرد، بلکه مشکلات جدیدی برایش تولید خواهد کرد. و به نظر من این روش فراقانونی یا سنتی، در عین حال ریشه‌هائی هم در تنشهای بوجود آمده در درون حاکمیت دارد. به نظر می‌آید ترمی که آقای زریبافان استفاده می‌کند، قرض کردن نیرو یا افراد از قوه قضائیه یا شورای نگهبان به معنای دیگر این است که این صف بندیها خط وخطوطش کجا دارد ترسیم می‌شود. و به نظر من نباید صرفا به ظاهر این کلمات اکتفا کرد. باید ضمن اینکه خود این مسائل بسیار مهم است که چگونه و چرا با این کلمات بیان می شود، در عین حال باید به این هم نگاه کرد که مشکلات از کجا ناشی می شود و چرا اینگونه نیروهای اصلی قدرت در برابر یکدیگر جبهه‌گیری کرده‌اند و جبهه‌گیری می‌کنند. من فکر می‌کنم کلمه حتی حسادت را که آقای زریبافان از آن استفاده کرده، که جناح مقابل حسادت می‌کند نسبت به دولت جدید یا افرادی که در این دولت سهیم هستند، هم بسیار پر معناست و در عین حالی که باز، نشان دهنده برخورد کودکانه‌ایست که یکی از عناصر مهم دولتی بر زبان می‌آورد، نشان می‌دهد که این حس که اینها آن را حسادت می‌نامند، از رقابت دولت و احتمالا آقای رفسنجانی و گروههای همسو با ایشان ناشی می‌شود. مصاحبه با خانم روژان خواننده کرد ایرانی در مورد سفرش به کردستان عراق م. ا: همه پرسی قانون اساسی عراق با مشارکت بالای 60 درصدی و در محیطی به نسبت آرام برگزار شد و نتیجه آن تا چند روز آینده معلوم می‌شود. اما پاسخ به این سوال که آیا اجرای قانون اساسی به خشونتها پایان خواهد داد یا نه، به زمان بیشتری نیاز دارد. و شاید روند برقراری آرامش هم در همه بخشهای عراق سرعت یکسانی نداشته باشد، کما اینکه از همان آغاز جنگ درعراق، و شروع حمله‌های شورشیان در پی سرنگونی رژیم صدام حسین، کردستان عراق به نسبت آرامتر بود. چندی پیش، مسعود بارزانی، رئیس جمهوری منطقه خود مختار کردستان عراق ، روژان خواننده کرد ایرانی و گروه او را برای اجرای یک کنسرت در شهر اربیل دعوت کرد . در گفتگو با روژان پرسیدم در حالیکه خبر ها حاکی از رویدادهای خشونت‌آمیز هر روزه درعراق است، این دعوت چگونه انجام و پذیرفته شد. روژان : درواقع آن اخبارمتاسفانه ناراحت کننده‌ای که شما می‌شنوید مربوط است به شهر بغداد ویک مقدارهم گاه به کرکوک کشیده می‌شود. ولی در شهرهای دیگر کردستان اون فضا وجود ندارد. یک مقدار مردم ریلاکستر و آرام ترهستد و این دعوتها در واقع از سال پیش توسط وزارت فرهنگ وهنر کردستان، که جشنواره‌های موسیقی برپا می‌کنند، صورت گرفته و من تنها اولین کسی نبودم که دعوت شدم. گروههای دیگرهم ازایران دعوت شده‌اند.آقایان کامکار، آقایان عندلیبی و خود گروه شمس که من افتخار همکاریشان را دارم پائیز گذشته در جشنواره موسیقی شرکت کرده بودند منتها اگر بررسی بفرمائید، به عنوان تنها زن خواننده کرد من دعوت شدم و در شهر هوللر کنسرت داشتم. م. ا: خانم روژان، فضارا چطور دیدید؟ بخصوص در رابطه با زنان. چون کردستان جو متفاوتی دارد با جاهای دیگر عراق. روحیه مردم و واکنشهای مردم در فضائی که در آن زندگی می کننذ آیا به هیچ طریقی شمارو تحت تاثیر قرار داد؟ روژان: .صد در صد.هرکسی رو که اونجا باشه تحت تاثیر قرار میده. نه تنها من که کرد زبان هستم. فضا را دموکراسی دیدم و بسیار مفتخرم به وضعیت خانمها اونجا. در عرصه‌های مختلف و مسائل اجتماعی شرکت دارند. مشغول فعالیت هستند. به پلیس، به ارتش و به تمام جاهائی که یک خانم باید حضور داشته باشه کشیده شده‌اند. فضائی به وجود آمده مثل رقص مان که یک در میان است یک زن و یک مرد دست هم را می گیریم و می رقصیم. فضای کار اجتماعی هم دارد اونجا به این شکل در می‌آید که خانمها هم دقیقا در همه عرصه های مختلف حضور فعال داشته باشند. م. ا: خانم روژان، مسائل تبعیض آمیز علیه زنان گاه به عنوان مسائل فرهنگی اشاره می شود. شما فکر می‌کنیداین مسائل فرهنگی اصولا آنجا کمتر وجود دارد یا دولت نقش هدایت و رهبری داشته و کمک کرده به پروسه رفع تبعیض؟ روژان : .اساسا نگاه جامعه کرد از خیلی سالهای پیش باید صورت بگیرد. فرهنگ کردها فرهنگ خاصی است.درسته که ما هم دچار تعصب و یک سری مسائل در جامعه‌مان هستیم ولی همیشه جامعه کردها یک مقداراز نظر حضور زنان آزادتر و بازتر بوده، بخصوص الان که در آنجا از طرف دولت هم برنامه‌ها و پشتیبانی ها وجود داره طبیعتا خانمها راحت تر می توانند قدم بردارند. م.ا: خانم روژان، صرفنظر از خانمها، کل مردم کرد وضعیت کنونی را مرهون چه عمل یا رویدادی می‌دانند؟ روژان: به گمان من مرهون مبارزه خود اونها.برای اینکه رژیم صدام رژیم وحشتبار دیکتاتوری بود. می‌دونید که شاید یکی از قومهائی که واقعا مورد ستم مضاعف بود و رنج می بردند کردها بودند داستان حلبچه را می‌دانید. و بسیاری چیزای دیگه که پس از رفتن صدام مشخص شد.اینها الان از زیر بار این استبداد بیرون اومدن. و چون قدمت مبارزاتی شون هم زیادهست اون وضعیت و تجربیاتی که به دست آورده ن، و تاریخی که داشتند، استفاده می‌کنند و سعی می‌کنند در وضعیت عراق بتوانند یک مقدار خودشان را حفظ کنند. م.ا: در کنسرتی که در کردستان اجرا کردید کدامیک از ترانه‌های شما بیشتر مورد توجه قرار گرفت؟ روژان: طبیعتا آهنگ کردستان خیلی مورد توجه قرار گرفت بعد هم نگاه اوناست به هنر زن. فوق‌العاده وضعیت جالبی بود پذیرائی‌شان، نگاهشان به ما. تایمی رو که با اونا گذراندیم و احترامی که برای هنرمند قائل هستند. بسیار لحظه‌های فوق‌العاده‌ای بود لحظاتی که من در آنجا گذراندم. م. ا: پس ماهم گوشه‌ای از ترانه را برای شنوندگان پخش می کنیم.
XS
SM
MD
LG