لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۴۷ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

تنشهای جدید در جمهوری اسلامی نمایانگر شکافهای عمیقر درون حاکمیت است: مهرداد مشایخی


(rm) صدا | [ 5:17 mins ]
در رابطه با بالاگرفتن بحث بر سر دو شغله بودن برخی افراد کابینه محمود احمدی نژاد، دکتر مهرداد مشایخی استاد دانشگاه در واشنگتن در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید در ورای این اختلاف نظرها نمایانگر شکافهای عمیتقر درون حاکمیت است، نشان می‌دهد که این نظام قادر نخواهد بود در حساسترین شرایط سیاسی ایران، چه از جنبه داخلی و چه از جنبه جهانی بتواند به طور یکپارچه تصمیم بگیرد. آقای مشایخی می‌گوید: ظاهرا احمدی نژاد از طرف حتی رهبر مورد اعتماد کامل نیست به همین دلیل آیت‌الله خامنه‌ای قبل از این که یک بحران بسیار سخت و شکاف غیرقابل پر کردنی بوجود بیاید، آقای رفسنجانی و مجمع تشخیص مصلحت را در جایی قرار می‌دهد که بتواند بر کار دولت احمدی نژاد نظارت داشته باشد. بحث بر سر دوشغله بودن برخی افراد دولت محمود احمدی نژاد بالا گرفته است. روز گذشته (شنبه) روزنامه کیهان نوشت دولت باید هرچه زودتر به شبهه این حضور همزمان که غیرقانونی است، پایان دهد. روزنامه آفتاب یزد هم در شماره روز دوشنبه نامه آقای موحدی کرمانی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران را منعکس کرده که در آن آمده: اشتعال همزمان در پست مشاورت رئیس جمهوری و بسیج موجب اختلال در هر دو وظیفه است. دکتر مهرداد مشایخی استاد دانشگاه در واشنگتن در مصاحبه با مریم احمدی از رادیو فردا این اختلاف نظرها را نمایانگر شکافهای عمیقتر در درون حاکمیت و آغاز جناح‌بندیهای جدید می‌داند. مهرداد مشایخی: این اختلافهای اخیر و درگیریهای اخیر که درگرفته در مورد شغل تعدد و امتیازاتی که نخبگان سیاسی امروز دارند و مساله قانون را پیش کشیده، طبعا مسائل به ورای این اختلافات جزئی می‌رود و بیان یک نوع روندی به طرف شکافهای جدید است. باید توجه داشته باشیم که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و و جناحی که در آن پیروز شد، با یک هدف اساسی وارد صحنه سیاسی شد و برنامه‌ریزی دراز مدتی در این رابطه داشت که بخواهد به یکی از مشکلات سیاسی درون نظام که ایجاد جناج بندیهای بسیار شدید اصلاح طلب در مقابل محافظه کار بود، پایان دهد و ظواهر انتخابات و تمامی فوت وفنهایی که به کار گرفتند که این امر را محقق کند، نشان داد که مصر هستند که این جناح بندی را یکپارچه بکنند. ولی می‌بینید که کمتر از سه ماه، بعد از این که کابینه آقای احمدی نژاد اعلام شد، دولت وارد فعالیتهای روزانه‌اش شد، می‌بینیم که به کرات و نمونه‌های زیادی وجود دارد که این یکپارچه شدن باز هم یک رویا بوده و همان طور که بسیاری از تحلیلگران سیاسی حدس می‌زدند این یکپارچگی ممکن نشده و همین اختلافی که امروز به اصطلاح بین آبادگران در برابر این که می‌خواستند افراد را در دو پست به صورت همزمان داشته باشند، می‌آید و از موضع قانون حرکت می‌کند و می‌گوید که قانون به هر حال به طور صریح اشاره می‌کند که کارهایی از این دست نباید در اختیار یک فرد باشد. زیرا اینها هر کدام کارهایی هستند که احتیاج به 40 یا 50 ساعت کار در هفته دارند و این مقدور نیست. بنابراین اینجا مساله قانون را به رخ آنها می‌کشاند. می دانیم که قانون در جمهوری اسلامی هیچوقت جایگاه معینی نداردو فقط حربه‌ای در دست جناحی است بر علیه جناح دیگر در زمانی که به اصطلاح ایجاب بکند. بنابراین همانجور که می‌شد حدس زد، امروز در میان بخش محافظه کار شکافهای جدیدی رو به رشد است. نمونه جدیدش همین مقابله ایست که با آقای قالیباف صورت گرفته و می‌دانیم که دولت او را در جلسات هیات دولت دعوت نمی‌کند، بر خلاف عرف رایجی که در این زمینه موجود است. و به همین دلیل این شکافها هست که شاید ما بتوانیم توضیح بدهیم بر تصمیم آقای خامنه ای در چندی قبل که تصمیم گرفته شد بسیاری از اختیارات را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع بکند و او را بر فراز تصمیم گیریها و کارهای دولت قرار دهد و این معنیش این است که ظاهرا احمدی نژاد از طرف حتی رهبر مورد اعتماد کامل نیست و در این مدت دیده که موضعگیریهای آنها می‌تواند به مجموعه نظام آسیب جدی بزند و به همین دلیل قبل از این که یک بحران بسیار بسیار سخت و شکاف غیرقابل پر کردنی بوجود بیاید، می‌خواهد آقای رفسنجانی را در جایی قرار دهد که بتوانند نظارت داشته باشند بر آنها. مساله آقای قالیباف هم همینطور است. قالیباف به هر حال نه جزو اصلاح طلبان بود و نه جزو تیم احمدی نژاد و می‌بینیم که الان باز یک شکافی بین او به عنوان شهردار تهران و تیم او در برابر کابینه دولت ایجاد شده و اینها همه بیانگر این است که این نظام قادر نخواهد بود درست در حساسترین شرایط سیاسی ایران، چه از جنبه داخلی و چه از جنبه جهانی بخصوص، بتواند به طور یکپارچه تصمیم بگیرد. بنابراین در یک نظر بخواهم این بحث را خاتمه بدهم باید بگویم که بحران آفرینی مداوم که من بارها از آن به عنوان یکی از خصلتهای اساسی نظام سیاسی ایران یاد کردم، هر بار می‌رود که بر بحرانی فائق بیاید و در عین حال خودش زمینه ساز بحران جدیدی می‌شود.
XS
SM
MD
LG