لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۴۶ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

آثار شعرای پیشتاز در شماره جدید مجله اینترنتی شعر: مصاحبه با پرهام شهرجردی


(rm) صدا | [ 6:15 mins ]
در شماره جدید نشریه اینترنتی مجله شعر که به کوشش پرهام شهرجردی، یک شاعر و منتقد ادبی مقیم پاریس و با همکاری جمعی کثیر از شعرا و نویسندگان در داخل و خارج از کشور، منتشر می‌شود، نمونه‌هائی از کار شاعرانی انتشار یافته است که کمتر امکان انتشار کارهای خود را در نشریات ادبی داخل کشور پیدا می‌کنند. امکانات سمعی و بصری اینترنت به مجله شعر امکان داده است که شعر برخی از شعرا، از جمله رضا براهنی را با صدای خود آنها منتشر کند. بهنام ناطقی (رادیوفردا، پاریس): مجله شعر که دسترسی به آن از طریق آدرس اینترنتی انگلیسی www.poetrymag.org میسر می‌شود، ادامه کوشش ادبی است که منتقد و شاعر جوان پرهام شهرجردی در تهران در نشریه کارنامه زیر نظر هوشنگ گلشیری آغاز کرد. مجله شعر، پوئتری مگ دات اورگ، در چند سالی که از عمر آن می‌گذرد، سروسامان گسترده‌تری یافته است و از جمله برخی از شعرای جوانی را گرد هم می‌آورد که مجله کارنامه در دوران انتشار خود در ایران آثارشان را منتشر می‌کرد. در شماره جدید این مجله پوئتری مگ دات اورگ، فصل بزرگی به انتشار 24 شعر از شاعر غربت‌نشین علی عبدالرضائی اختصاص یافته است، بعضی با صدای خود او. علی عبدالرضائی (صدای شاعر برگرفته از مجله شعر): بطری را که بالا می برید به یادم بیاورید خون من است که می خورید جان ِ من است که می درید نامی به عنوان این و آن از من چرا می برید؟ شروَری در ایران نمی پاید کافری به یونان نمی آید کفر ِ من دین ِ من است پاشنه ی آشیل ِمن، زن است کسی نمی داند. ب.ن: آقای پرهام دستجردی، سردبیر و ناشر مجله شعر در باره کارهای آقای علی عبدالرضائی، که یکی از پاهای ثابت نشریه اوست، در مصاحبه‌ای در پاریس با رادیوفردا می‌گوید: پرهام شهرجردی(سردبیر مجله شعر، پاریس): علی عبدالرضائی یکی از بنیانگذاران جریان شعری‌ای است که در ایران به نام شعر دهه‌ی هفتاد شناخته شده. توی شعرش تکنیک‌های جدید را وارد کرده است. مثلا برخوردی که با زبان کرد، برخوردی که با کلمات کرد. او آمد یک نقش تازه‌ای به بعضی فعل‌ها داد، به بعضی از حرفهای اضافه داد. مثلا بعضی‌ وقت‌ها می‌آید از یک سری کلمات، مثلا کلمه «از» می‌آید از کلمه از توی جمله جوری استفاده می‌کند که این از با آن «از» که ما در گرامر خوانده‌ایم کاملا متفاوت است. با آن جمله‌های تازه می‌سازد که در آن جمله‌ها این «از» یک نقش متفاوت دارد و دیگر حرف اضافه نیست بلکه می‌تواند بعضی‌وقت‌ها فاعل جمله باشد. این حالا یک مثال است. کارهای دیگری هم کرده. مثلا در تصاویری که در شعرش ایجاد کرده، یک سری کارهائی کرده که ما قبل از او در شعر نداشتیم. کتابی چاپ کرده به نام کتاب «شینما» که در آن در واقع کل جامعه معاصر ما را به صورت یک فیلم نشان داده، چند زبانه. یعنی در آن کتاب ما هم زبان شاعرانه داریم و هم زبان محاوره داریم و هم زبان عامیانه داریم و تمام این زبان‌ها را آمده با هم تلفیق کرده. علی عبدالرضائی (بخشی از شعر دستم بگرفت و پا به پا برد دق کرد): «فقط برای کسی این روزها دلواپسی می کنم که دیگر بود دیگر نیست «زاک خوجیری؟ پول دانی؟ سرما نخوری یه دَفه خوب گانی؟ همین که خواستم جفتی صدا کنم جشنی به پا کنم، پیر شد مادر - زودترین جای صدایم بود که وقتی از آن دور شدم، دیر شد مادر... مادر!؟ احمق، شاعری ست که سعی می کند این را بنویسد.» ب.ن: بخشی از شعری بود از علی عبدالرضائی به نام «دستم بگرفت و پا به پا برد، دق کرد» با صدای شاعر، برگرفته از سایت اینترنتی مجله شعر، آقای پرهام شهرجردی، سردبیر مجله شعر در باره کار علی عبدالرضائی می‌افزاید: پرهام شهرجردی: تو هر کتابش یک سری پیشنهادهای تازه داشته. توی کتاب جامعه، برگرفته از خطبه‌های نماز جمعه، که توی آن در واقع تاریخ معاصر ما را از زبان‌های مختلف از زبان یک ارمنی در ایران، از زبان کسی که توی جبهه بوده، از زبان آدمهای سوسول ایرانی، از زبان آدمهای عامی ایرانی، از تمام این زبان‌ها آمده استفاده کرده یک چیزی به نام جنگ جنگ تا پیروزی ابداع کرده که همان جنگ جنگ تا پیروزی‌ای هست که در خطبه‌‌های نماز جمعه همیشه زمان جنگ مردم شعار می‌دادند. ب.ن.: صدای پرهام شهرجردی را می‌شنویم، سردبیر مجله اینترنتی شعر، پوئتری مگ دات اورگ www.poetrymag.org در مصاحبه‌ای با رادیوفردا، در باره محتوای شماره جدید مجله شعر، که در آن علاوه بر کارهائی از عبدالرضائی، مجموعه‌ای از اشعار منتقد وشاعر معاصر رضا براهنی منتشر شده است، چندین نقد ادبی گنجانده شده است، از جمله در باره اشعار حمید شریف‌نیا، و پیوندهائی هست به کارهای برگزیده شعرای معاصر، به اضافه برگزیده‌ای از شعرهای جدید شاعران همکار با مجله شعر. آقای پرهام شهرجردی بعضی از آنها سریعا برای رادیوفردا مرور می‌کند. پرهام شهرجردی: کسانی که در این شماره هستند، یکی مهرداد فلاح هست، که یکی از بنیانگذاران شعر دهه هفتاد است. زیبا کرباسی، که از شاعران بسیار مهم زن ما است که در انگلیس زندگی می‌کند و کارهائی که از نظر صدائی در شعرش کرده به نظر من فوق‌العاده مهم است. علی باباچاهی است، که او هم از جمله کسانی است که با اینکه سن و سالی از او گذشته ولی خوب، آمده و خودش را وفق داده با جوانتر ها. دیگر، ابوالفضل پاشا است، که او هم یکی از کسانی است که در دهه 1370 سهم مهمی در به وجود آوردن شعر دهه 1370 داشته. ابوالفضل پاشا، خودش خواست که یک مکتب تازه در شعر به وجود بیاورد به نام شعر حرکت، که می‌خواست یک دینامیسم خاص در شعرها به وجود بیاورد و حتی چیزی شبیه به مانیفست هم به صورت کتاب چاپ کرد. دیگر، از جوان‌تر ها کسانی که در همین مجله شعر کارهاشان به تازگی چاپ شده، می‌شود به آرش قربانی اشاره کرد که او هم از جوان‌هائی است که من استعداد فوق‌العاده زیادی در او می‌بینم به خاطر اینکه برخوردی که با کلمه در شعرهاش کرده، یک کلمه تازه را به وجود آورده که همانطور نوشته می‌شود ولی یک معنای دیگر دارد. از کسان دیگر، علیرضا مه‌ولاتی است که او از شاعران جوان است که تازگی شعرهاش دارد در مجله شعر چاپ می‌شود. زیبا کرباسی (برگرفته از مجله شعر): هرچه از این مُردگی می کَنم به زندگی قد نمی دهد انتظار ب.ن.: صدای شاعر مقیم لندن زیبا کرباسی بود از مجله شعر www.poetrymag.org در اجرای بخشی از یک قطعه شعر به نام کلاژ 11. زیبا کرباسی (از مجله شعر): هرچه از این مُردگی می کنم، به زندگی قد نمی دهد انتظار. هرچه از این دِیر می دَرَم، دیوار، دیر می شود - سَرَم نیست هرچه از این دریا می بلعم، شور ِ شور می شوم پاهایم می دود - از من دورتر می شوم کم داشته‌ام - همیشه کم داشته‌ام بگذار مرا تلف شده‌ام مرگ - مرگ‌ام نوش تنها بر سینه‌ی گورم سینه کنید - تنها سینه‌ی او را کم داشته‌ام.
XS
SM
MD
LG