لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۱۵ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

کارنامه ادبی منوچهر آتشی شاعر معاصر از دید جواد مجابی و نگار اسکندرفر


(rm) صدا | [ 10:19 mins ]
منوچهر آتشی شاعر معاصر در پی عمل جراحی در تهران در گذشت. در پی بستری شدن منوچهر آتشی روز یکشنبه نگار اسکندرفر همکار آتشی در نشریه توقیف شده کارنامه در باره شاعر در مصاحبه با رادیو فردا ضمن اشاره به اشتیاق او برای کار با مجله توقیف شده کارنامه و امید اینکه روزی از این مجله رفع توقیف شود، و از انرژی او برای کار سخن گفت و اظهار امیدواری کرد که آتشی هرچه زودتر بهبود یابد و بازگردد. جواد مجابی، شاعر و از دوستان آتشی ازجایگاه وی در شعر معاصر به رادیو فردا می گوید: آتشی یکی از چند تن شاعر بزرگ نیمایی است که هم تاثیر فراوانی روی ادبیات نو ایران گذاشته هم اینکه خودش به قله های رفیع و دست نیافتنی تخیل و تعمق امروزی رسیده. شعرهای آتشی شعرهای نامنتظر بود حتی برای شاعران. من معتقدم آتشی با شعر معاصر ایران چنان گره خورده که همواره با شعر پیشتاز ایران قرین خواهد بود امیر آرمین (رادیو فردا): منوچهر آتشی شاعر معاصر در پی عمل جراحی در تهران در گذشت. در چند روز گذشته یک رشته حوادث دست به دست هم داد و منوچهر آتشی را چهره خبر ساز جهان ادب و کتاب و شعر ساخت. ابتدا در همایش چهره های ماندگار از آتشی به عنوان چهره ماندگار ستایش شد و سپس شخصی به نام شکراله عطارزاده عضو مجلس شورای اسلامی که احتمالا سطری هم از شعر آتشی را نخوانده است در حمله ای به شاعر از رئیس صدا و سیمای دولتی انتقاد کرد که چرا از کسی که به گفته او سوابق ادبی و سیاسی مناسبی ندارد تقدیر کرده است. بعد هم جماعتی از شاعران و نویسندگان به این عضو مجلس حمله کردند که چرا به شاعر ارجمند معاصر اهانت روا داشته است. سرانجام هم سروکار منوچهر آتشی به ییمارستان و آی سی یو و سی سی یو کشید و پزشکان بیمارستان سینا وی را مورد عمل جراحی قرار دادند که عمل موفقیت آمیز نبود و صدای شاعر در آستانه 74 سالگی خاموش شد. در پی بستری شدن منوچهر آتشی روز یکشنبه نگار اسکندرفر همکار آتشی در نشریه توقیف شده کارنامه در باره شاعر در مصاحبه با رادیو فردا گفت: نگار اسکندرفر (مدیر مسئول مجله توقیف شده کارنامه): منوچهر آتشی از بوشهر که به تهران آمد که در تهران زندگی کند، همزمان با بیماری مرحوم گلشیری بود که من ازش دعوت کردم بیاید در کارنامه در بخش شعر همکاری کند و ایشان هم پذیرفت. درنتیجه چندسالی ما با هم کار کردیم و من از این همکاری در پی سالها لذت بردم و خواهم برد. روزهای یکشنبه و سه شنبه منوچهر آتشی می آمد سرکار. ما آن روزها مجبور بودیم که ساعت 6 و نیم صبح دفتر کارنامه را باز کنیم برای اینکه ایشان اول وقت می آمد و قبل از اینکه ما برسیم حتی چایی هم دم کرده بود وشعرهایش را گفته بود، بقیه از راه می رسیدند. متاسفانه یکشنبه گذشته اولین یکشنبه ای بود که آتشی نیامد و من درجریان بیماری اش بودم. من امیدوارم که خوب بشود و برگردد. چون بعد از توقیف کارنامه روزهای یکشنبه اش را تعطیل نکرد. دلبستگی اش اینقدر زیاد بود که به امید اینکه کارنامه از توقیف درخواهد آمد همچنان یکشنبه ها را می آمد. ولی خاطره ای که می خواهم بگویم سال گذشته بعد از مراسم جایزه شعر، نازنین نظام شهیدی چند ساعت بعد فوت کرد. در آن جمعی که نازنین فوت کرد تصادفا آقای آتشی نبود چون بدلیل خستگی رفتند خانه استراحت کنند. فردای آن روز من تمام مدت می گفتم که من چطوری به آقای آتشی بگویم که شوکه نشود، ناراحت نشود، چون دوسال بود که نازنین در جمع دوستانی که برای شعر کارنامه کمک می کردند با ما همکاری می کرد و با منوچهر آشنا بود و شاگرد و استادی هم احتمالا... من همینجور مانده بودم که چطور این خبر را بدهم. فردا صبح که آقای آتشی آمد سرکار اول شروع کردم که می دانید نازنین حالش بهم خورده و بیمارستان است. چند دقیقه ای که گذشت گفتم ولی آقای آتشی متاسفانه نازنین فوت کرد. آتشی خیلی خونسرد رفت توی اتاقش. من همینطور نگاه کردم که چرا چیزی نگفت. پنج دقیقه بعد خودش آمد توی اتاق من. گفت فکر کردی آدم بدی هستم؟ گفتم نه ولی تعجب کردم چون با خودم فکر کرده بودم که چطوری مساله را به شما بگویم. اشاره کرد به مرگ پسر جوانش که داستانش را می دانستم. گفت من بعد از مرگ پسرم مرگ را بعنوان یک واقعیت قبول کردم که هست. ا.آ: جواد مجابی ازجایگاه منوچهر آتشی در شعر معاصر می گوید: جواد مجابی: متاسفانه امروز خبر شدیم که شاعر بزرگ ایران از دست رفته. کلمه بزرگ که می گویم بی دلیل نیست. واقعا آتشی یکی از چند تن شاعر بزرگ نیمایی است که هم تاثیر فراوانی روی ادبیات نو ایران گذاشته هم اینکه خودش به قله های رفیع و دست نیافتنی تخیل و تعمق امروزی رسیده. آتشی چندروزی بود که به 74 سالگی پا نهاده بود. و در طول 50 سال کار ادبی به تدریج راهی را پیموده بود که شاید بشود در این فرصت کوتاه بطور خلاصه گفت: یک دوره شعر جنوبی است که بیشتر یک حالت ایلیاتی و کوچگردی و ضد شهری دارد. که با شعر «عبدوی جط» مشخص می شود. یک دوره ای دارد که شعر شهری درش رسوخ می کند و به مسائل ملی و شهری توجه می کند و مضمون شعرهایش بیشتر زندگی شهری است. غزلهای آن دوره اش فوق العاده خوب است و شعرهای درخشانی هم دارد. اوج آتشی از سال 60 به بعد است که به گمان من به یک نوع شعر فضایی و یا کهکشانی دست یافته. شعری که در آن کهکشانی از خیالپردازی ، تاملات انسانی و تجربه های عجیب در زبان و در خیال برایش میسر شده. شعرهای آتشی شعرهای نامنتظر بود حتی برای شاعران. من معتقدم آتشی با شعر معاصر ایران چنان گره خورده که همواره با شعر پیشتاز ایران قرین خواهد بود.
XS
SM
MD
LG