لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۰۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

«ایران، تنشهای داخلی، برنامه هسته‌ای و چالشهای سیاست خارجی»: نشست سالانه انجمن مطالعات خاورمیانه در واشنگتن


(rm) صدا | [ 12:29 mins ]
سی و نهمین نشست سالانه انجمن مطالعات خاورمیانه از 19 تا 22 نوامبر در واشنگتن برگزار شد. سخنرانی های متعددی در رابطه با ایران در این انجمن سالانه انجام شد. از جمله یکی از جلسات دوشنبه با عنوان «ایران، تنشهای داخلی، برنامه هسته‌ای و چالشهای سیاست خارجی». در این جلسه هادی سمتی از مرکز وودرو ویلسون، درباره نو محافظه کاران در ایران سخنرانی کرد و اين كه هنوز برای صحبت کردن از دولت احمدی نژاد و ارزیابی آن زود است، ولی گفت ویژگی آن این است که از کهنه سربازان جنگ یا کسانی تشکیل می شود که با نهادهایی که به شکلی با جنگ یا انقلاب ارتباط دارند، سر و کار داشته‌اند. در این جلسه ري تكيه کارشناس روابط خارجی، جفری کمپ از مرکز پژوهشی نیکسون و فرد هالیدی استاد روابط بین‌الملل از مدرسه علوم اقتصادی لندن نیز سخنرانی کردند سی و نهمین نشست سالانه انجمن مطالعات خاورمیانه از 19 تا 22 نوامبر در واشنگتن برگزار شد. سخنرانیهای متعددی در رابطه با ایران در این انجمن سالانه انجام شد. از جمله یکی از جلسات دوشنبه با عنوان «ایران، تنشهای داخلی، برنامه هسته‌ای و چالشهای سیاست خارجی» مریم احمدی (رادیو فردا): در این جلسه هادی سمتی از مرکز وودرو ویلسون، ري تكيه کارشناس روابط خارجی، جفری کمپ از مرکز پژوهشی نیکسون و فرد هالیدی استاد روابط بین‌الملل از مدرسه علوم اقتصادی لندن سخنرانی کردند. عنوان سخنرانی هادی سمتی از مرکز وودرو ویلسون، نو محافظه کاران در ایران بود که با این قید شروع شد که هنوز برای صحبت کردن از دولت احمدی نژاد و ارزیابی آن زود است. اما ویژگی آن این است که از کهنه سربازان جنگ یا کسانی تشکیل می شود که با نهادهایی که به شکلی با جنگ یا انقلاب ارتباط دارند، سر و کار داشته‌اند. آقای سمتی گفت: اعضای دولت احمدی نژاد کسانی هستند که بعد از جنگ به حاشیه رانده شدند و 16 سال از حوزه های قدرت و نفوذ محروم بودند، در حالی که خود را نیروهای واقعی انقلاب می دانند. آقای سمتی گفت انتقاد دولت احمدی نژاد و حامیان او از وضع موجود و آنچه که در 16 سال گذشته روی داده، در واقع برمی گردد به سالهایی که اکبر هاشمی رفسنجانی، تکنوکراتها را جایگزین آنها کرد و در هر حال اکنون با دولتی روبرو هستیم متشکل از یک گروه ناشناخته و بی تجربه که پس از آن که در شهرداری تهران مستقر شدند، توانستند انسجام بیشتری پیدا کنند و به رغم برخی تخلفهای انتخاباتی یک بدنه منسجم از حامیان خود را دارند. آنچه که این گروه دنبال خواهد کرد، احترام به ولی فقیه، تکیه بر مشارکت سیاسی، ادامه سیاستهای مستبدانه داخلی و پیشبرد نوعی ناسیونالیسم مذهبی است. آقای سمتی سخنان خود را چنین جمع بندی کرد که اکنون در ایران ما با یک جامعه سیاسی دچار تفرقه روبرو هستیم. سخنران بعدی ري تكيه از شورای روابط خارجی بود که درباره چگونگی برخورد با چالشهای ریاست جمهوری احمدی نژاد صحبت کرد. وی گفت نه ایران و نه آمریکا هیچیک علاقمند به عادی سازی روابط نیستند. هر دو طرف مکرر گفته اند هر گونه تغییر در سیاستشان نسبت به طرف مقابل بستگی دارد به رفتار طرف دیگر و این چیزی است که در ربع قرن گذشته مرتب شنیده‌ایم. حمله های 11 سپتامبر، گفتگوی سیاست خارجی آمریکا را تغییر داد. مساله حمله پیشگیرانه را وارد نگرش آمریکا نسبت به مسائل امنیتی خود کرد. دکترین سیاست خارجی آمریکا در واقع هم حمله پیشگیرانه را به عنوان ابزاری برای مقابله با گسترش سلاحهای هسته‌ای پذیرفت و هم تغییر رژیمها را به عنوان راهی برای خلع سلاح. ري تكيه گفت: در چارچوب این دکترین ایران یا عراق فقط به خاطر بلند پروازیهای هسته ای یک خطر محسوب نمی شوند، بلکه به خاطر سرکوب مردم خود هم تهدید به شمار می روند. این قبیل رژیمها را نه می شود در محاصره قرار داد، نه با آنها معامله کرد و نه آنها را عقب راند. بنابراین تیم جدید در دولت آمریکا، نه فقط در رابطه با دو کشور ایران و عراق، بلکه برای تمامی خاورمیانه بزرگ سیاست جدیدی انتخاب کرد. در چارچوب دکترین جدید، تغییر رژیم ضرورتا به معنای استفاده از نیروی نظامی نیست. بلکه شعار دموکراسی و حمایت از خواستهای دموکراتیک مردم بخشی از این سیاست را تشکیل می دهد. وی گفت در ایران هم البته طی این سالها نگرش نسبت به آمریکا تغییر کرده. برای رهبران قدیمیتر، کسانی که به اصطلاح از پایه های انقلاب بودند، بازیگر اصلی در ملودرام ایران آمریکا بود. منشاء همه مشکلات و تاحدی هم راه حلی برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی. نسل جدیدتر اما تجربه خود را از جنگ عراق گرفته. انزوای ایران، نداشتن مناسبات با آمریکا و سوء ظن نسبت به جامعه بین المللی است که ایدئولوژی آنها را تشکیل می دهد. نسل جدید فکر می کند اگر به ریشه های انقلاب بازگردد، شاید همه مشکلات حل شود. در نگرش بین المللی نسل جدید رهبران در ایران هم تغییری اساسی روی داده، گرایش به شرق. به نظر آنها جهانی شدن در آمریکا و رابطه با غرب تجلی پیدا نمی کند، بلکه می توان با بازیگران بین المللی دیگر در ارتباط بود. وی چنین نتیجه گیری کرد که نسل جدید رهبران ایران منفعل تر است و در آینده قابل پیش بینی دو کشور ایران و آمریکا مناسبات عادی برقرار نخواهند کرد. اما سخنران بعدی جفری کمپ از مرکز پژوهشهای نیکسون به خطرات ناشی از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای، گزینه های موجود برای جلوگیری از این خطرات و چشم انداز موفقیت در این زمینه صحبت کرد. در مورد خطر هسته ای همیشه چهار سناریو مطرح می شود که به ترتیب اهمیت از کمترین ضریب احتمال به بیشترین، بدین قرارند: دسترسی ایران به سلاح اتمی خطری علیه موجودیت همسایگانش بویژه اسرائیل و برخی کشورهای عربی است و در عین حال خطر نظامی مستقیمی برای نیروهای آمریکایی در منطقه است. دومین سطح خطر این است که یک ایران مجهز به تواناییهای هسته ای امکانات تسلیحاتیش را در اختیار گروههای تروریستی نظیر حزب الله، جهاد اسلامی یا حتی گروههای ستیزه جوی عراق یا حتی عربستان سعودی قرار دهد. سومین سطح خطر، خطر به اصطلاح هژمونیک است بدین معنی که ایران مجهز به سلاحهای هسته ای می تواند از این چتر به عنوان اعمال نفوذ سیاسی در منطقه استفاده کند. و اما چهارمین و جدی ترین و واقع بینانه ترین خطر این است که اگر ایران به شکلی به سلاحهای هسته ای دست پیدا کند، این مساله بر منطقه از جهت گسترش سلاحهای هسته ای تاثیر بسیار مهمی دارد. عربستان سعودی، ترکیه و مصر هم راه مشابهی را درپیش می گیرند که چنین روندی به نوبه خود به معنای پایان پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای و در نتیجه پیامدهای جهانی است. اولین سناریو بعید است به این دلیل که حمله اتمی ایران به هر کشوری بی پاسخ نخواهد ماند. تصور این که ایران بخواهد با بمب اتمی به کشوری حمله کند، به نظر من خیالی واهی است. ایرانیها هر چه باشند دست به خودکشی که نمی زنند. خطر دوم دادن سلاحهای هسته ای به گروههایی که حاضر به اقدامهای انتحاری هستند، شاید با رئیس جمهوری جدید و تیم او بیشتر شده باشد. اما هنوز هم بعید است. سومین سطح خطر یا بحث هژمونی موضوعی است که جای نگرانی دارد. در بسیاری از کشورهای عرب منطقه، از هم اکنون نگرانیهایی بوجود آمده است. سطح چهارم، که جدی ترین خطر را مطرح می کند، بی تردید کشورهایی مصر عربستان و مصر بی کار نخواهند نشست و اجازه نخواهند داد ایران در مسیر حرکت به سوی قدرت هسته ای شدن با هیچ چالشی روبرو نشود و طبعا آمریکا هم با ایران به شکلی که با پاکستان و کره شمالی برخورد کرده، برخورد نخواهد کرد. از سوی دیگر دسترسی ایران به سلاحهای هسته ای به معنای پایان یک دوره سی ساله منع گسترش سلاحهای هسته است. و اما گزینه های پیش رو: سالها اتحادیه اروپا بر این باور بود که سیاست هویج بهترین راه تشویق دولت ایران به دست کشیدن از برنامه هسته ای و چرخه کامل سوخت هسته ای بوده است. سیاست گفتگوها در راستای چهار موضوع برنامه هسته ای، عدم مداخله در روند صلح خاورمیانه، حمایت نکردن از تروریسم و رعایت حقوق بشر را در بر می گرفت. اما اینها شکست خورد. برخورد دوم سیاست چوب بود، نظیر تحریمهای اقتصادی آمریکا، تحریمهای احتمالی سازمان ملل متحد در صورت ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنیت، تحریمهای اتحادیه اروپا و چهارمین گزینه نیروی نظامی. در پی سقوط صدام حسین طرفداران این گزینه بیشتر شده بودند که به هر حال در ایران هم تاثیر داشت. از نظر این که محتمل بودن این گزینه در توافقهای ایران با کشورهای اروپایی بسیار مهم بود. اما نه در آن موقع چنین گزینه‌ای به طور جدی مطرح شد و نه اکنون. عملیات نظامی هم به خودی خود از نظر امکانات فیزیکی مشکل است و هم می تواند پیامدهای منفی داشته باشد، بویژه در عراق. در مجموع ایالات متحده در تشویق روسیه و هند به برخورد جدی تر با مساله هسته ای ایران موفق بوده. با این حال احتمال ارجاع پرونده به شورای امنیت هنوز کم است و به این زودیها نمی توان در انتظار تحریمهای سازمان ملل متحد بود. در دولت بوش یک تغییر عمده در سیاستگذاری نسب به ایران صورت گرفته. در واقع از طریق حمایت از پیشنهادهای اتحادیه اروپا و روسیه امتیازهای بیشتری به ایران داده شده است. در مقابل حالا آمریکاییها می توانند بگویند ما هر کاری می توانستیم بکنیم، کردیم. حالا شما چه می خواهید بکنید. مثلا اتحادیه اروپا چه موقع می خواهد تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال کند. شاید تحریمهای اروپا ایران را از ادامه برنامه هسته ای باز نمی داشت، اما طبعا حرکتش را کند می کرد. فرد هالیدی استاد روابط بین الملل از مدرسه علوم اقتصادی لندن که آخرین سخنران جلسه بود، در ابتدای سخنان خود گفت بیش از دیگر سخنرانان نگران است هم به این دلیل که ایالات متحده زیر نفوذ لابیها چه ایرانی و چه خارجی، شناخت مناسبی نسبت به ایران ندارد و هم به دلیل ساده انگاری، دگماتیسم و ناآگاهی دولت احمدی نژآد که نماینده بخشی از جامعه ایران است که شکل کلاسیکی از ناسیونالیسم مذهبی را متجلی می کند. فرد هالیدی گفت: سیاست خارجی ایران دارای اشتباهات تکراری است. و بر اساس همان اشتباهات پیش می رود. از جمله اشتباهات، فرد هالیدی به اشغال سفارت آمریکا، مساله افغانستان و ادامه جنگ با عراق اشاره کرد. در حالی که سالها پیش از پایان جنگ فرصت خوبی برای پایان دادن به جنگ وجود داشت. به گفته فرد هالیدی ایران بر این باور بود که می تواند با استفاده از اختلافات آمریکا با مثلا اروپا، روسیه و چین مشکلات خود را حل کند. فرد هالیدی به اهمیت تاریخ و تاثیر آن به نگرشهای سیاسی یک کشور تاکید کرد و در رابطه با ایران به اشغال این کشور در جریان دو جنگ جهانی، ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی اشاره کرد. از وجود نوعی ناسیونالیسم کلاسیک و مذهبی صحبت کرد و به این مساله پرداخت که چرا یک کشور می خواهد بمب اتمی داشته باشد و افزود اگر ایران بخواهد بمب اتمی داشته باشد، مهمترین دلیلش استفاده از این سلاح برای بالا بردن قدرت چانه زنی و معامله است، نه استفاده نظامی از آن. دلیل دوم می تواند به اصطلاح پرستیژ داشتن بمب باشد و دست آخر این که ایران در منطقه ای بحرانی قرار دارد. از افغانستان تا لبنان، در شمال جمهوریهای سابق شوروی و در جنوب عربستان سعودی. هیچیک را نمی توان کشورهای باثبات دانست. فرد هالیدی چنین نتیجه گرفت که ایران در منطقه یک قدرت عمده است. و رویارویی با ایران مشکلی را حل نمی کند. در لبنان، در سوریه، در افغانستان، و در عراق مشکلات بدون مشارکت ایران حل نخواهد شد. آقای هالیدی افزود: اما فکر نمی کنم این کار آسانی باشد. فکر نمی کنم احمدی نژاد موقعیت را درک می کند. فکر نمی کنم می داند که ایران دوستی ندارد.
XS
SM
MD
LG