لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۳۴ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

در قلمرو ادب


(rm) صدا | [ 11:34 mins ]
مصاحبه با مهستي شاهرخي نويسنده رمان «شالي به درازاي جاده ابريشم»، معرفي كتاب پرخواننده «خانه کاغذی» به قلم کارلوس ماریا دومینگوئز و گذري كوتاه به عالم طنز در زبان فارسي، قسمت هاي برنامه اين هفته «در قلمرو ادب» را تشكيل مي دهند. امير آرمين (راديو فردا): در برنامه اين هفته «در قلمرو ادب» ابتدا مصاحبه اي داريم با مهستی شاهرخی نویسنده رمان خوب «شالی به درازای جاده ابریشم». سپس معرفی یک کتاب پر خواننده درآمریکا و گذری کوتاه به عالم طنز در زبان فارسی. ابتدا چند خبر از جهان کتاب و ادب لیلی صدر (راديو فردا): بازخوانی شعر منوچهر آتشی شاعر درگذشته معاصر، روز دو شنبه، برنامه کانون ادبی فرهنگسرا ی هنر است. شاعران و روزنامه نگاران، شعر آتشی را نقد وبررسی می کنند. علی هوشمند شاعر جنوب هم از ایجاد جایزه شعر منوچهر آتشی خبر داد. این جایزه هر سال به شاعری اعطا می شود. هارولد پینتر نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسی و برنده جایزه ادبی نوبل امسال به سبب بیماری در بیمارستانی درلندن بستری شد. هارولد پینتر به همین دلیل نتوانست در مراسم اهدای جایزه نوبل حضور پیدا کند. منصور رستگار فسائی استاد ادبیات دانشگاه شیراز می گوید دانشگاههای ایران از سرعت تحول ادبی جهانی بازمانده اند. چون تنها به داشته های گذشته اکتفا کرده و به خواب عمیقی فرو رفته اند. این امر سبب شده ایران از تحول ادبی جهان معاصر یکسره دور بماند. ا. آ: «شالي به درازاي جاده ابريشم» از رمانهای خوب و مطرح سال جاری بود. راوی داستان که یک زن ایرانی است، در اروپا و به تصادف با یک جوان آمریکای لاتینی آشنا می شود و به او دل می بندد. اما طولی نمی کشد که مرد او را رها می کند و به سفر می رود سفری که انگار برگشتی ندارد. داستان، ماجرای تلخی هائی است که زن بر اثر این عشق سترون با انها دست به گریبان می شود. مصاحبه اي دارم با مهستی شاهرخی نویسنده رمان شالی به درازای جاده ابریشم واز او می پرسم آیا داستان، روایت ناتوانی زن در کل یا زن ایرانی به طور اخص است؟ مهستي شاهرخي: من به ناتواني زن فكر نكردم. من چون زن هستم، طبيعتا از زبان زن نوشتم و برايم راحت تر است و انتخابي نكردم كه حتما ناتواني زن را نشان دهم. اصولا انسان هايي كه نيروي كمتري دارند، ضعيفتر هستند. يك عده برتر هستند، يك عده فرودست هستند و اين جدال هميشه ادامه دارد. حالا گاهي به صورت جدال زن و مرد درمي آيد، گاهي به صورت جدال قويتر و ضعيفتر. خيلي ها، مخصوصا سياستمداران مثل ناپلوئون گفتند خواستن توانستن است، در حالي كه اين حرف قدرتمندان است كه خواستان برايشان توانستن است. تاريخ ملت ها، خواستن ها و نتوانستن ها است. ما مدام مي خواهيم و موفق نمي شويم. چيزهايي از اين قبيل بود كه در ذهن من آمده و به اين شكل درآمده. ا . آ: خانه کاغذی کتابی به قلم کارلوس ماریا دومینگوئز نویسنده نامدار آمریکای لاتین مقیم اوروگوئه که توسط نیک کیس تور به انگلیسی برگردانده شده از کتابهای پر خواننده هفته های اخیر بوده است. مریم احمدی (راديو فردا): خانه کاغذی یک کتاب کوچک 100 صفحه ای است. اما به مصداق شعر مشهور نظامی که می گوید: کم گوی و گزیده گوی چون در - تازاندک تو جهان شود پر ،‌ از ان اثر هاست که خواننده پس از تمام کردن آن و بستن کتاب به فکر فرو می رود. آفریده تخیلی است رویا گونه و بسیار دور از دسترس. زمانی یکی از نویسندگان قرن بیستم گفته بود کتاب، مرا خواهد کشت و آغاز کتاب خانه کاغذی هم همین را به خواننده القا می کند. نویسنده در خانه کاغذی شرح می دهد که چگونه کتاب می تواند بر زندگی کسی که شوق گردآوری آنرا دارد سیطره پیدا می کند. راوی در همان نخستین صفحه کتاب آغاز می کند به شرح مخاطره های کتاب. بلوما لنون استاد برجسته ادبیات آمریکا در کمبریج و شاگرد جوزف کنراد رمان نویس بزرگ، کتاب شعر امیلی دیکنسون را از یک کتابخانه در لندن می خرد و از کتابخانه بیرون می آید در حین خواندن آن و همین که می خواهد از خیابان عبور کند اتومبیلی با او برخورد می کند و در دم جان می دهد. نویسنده با ذکر این مورد می گوید ملاحظه کنید کتاب چقدر می تواند زندگی آدمهارا تغییر دهد. چقدر می تواند خطرناک باشد. و این مثالهای مالیخولیائی ادامه می یابد. استاد سالخورده ای با افتادن 5 جلد دانشنامه بریتانیکا بر سرش بشدت زخمی می شود و سگی در کشور شیلی که کتاب برادران کارامازف اثر نویسنده نامدار روس فئودور داستایوسکی را می بلعد از سوء هاضمه جان می دهد. نویسنده سپس وارد جهان جستارها می شود. در پی درگذشت خانم لنون، معشوق پیشین و جانشین او رمانی از جوزف کنراد را در یافت می کند که در سیمان پوشیده شده به شکل آجر ساختمان. فرستنده شخصی است به نام کارلوس که کتاب را به لنون تقدیم کرده است. راوی که کنجکاو شده به دنبال نام به آرژانتین و سپس به اوروگوئه می رود و درآنجا در می یابد کارلوس براوئر که از مدتها پیش ناپدیدشده بود و کسی از او خبر نداشت از کتابها به عنوان آجر استفاده کرده و برای خود خانه ای ساخته است همه از کتاب. و البته این بار هم کتاب بدیمن است خانه آتش می گیرد و همه کتابها می سوزد و کارلوس آواره می شود. اینکه چگونه و چرا کارلوس به آنجا رفته و چنان خانه ای را بنا کرده است، موضوع داستان خانه کاغذی است. داستانی سراسر راز و رمز، کمدی اجتماعی، و بررسی همه گونه های کتاب- شیدائی. منتقدان، خانه کاغذی را ادای دین نویسنده به خورخه بورخس شاعر بزرگ آمریکای لاتین قلمداد کرده اند. آیا خانه کاغذی اشاره ای نمادین به محصور ماندن اهل کتاب، خواننده و نویسنده هردو، در جهان کاغذین و تنهائی شان است؟ و یا تمجیدی از کاخی که بورخس با شعر رفیع خود بنا نهاده؟ پس چرا خانه ویران می شود و بنای شعر بر خلاف آنچه که استاد توس می گوید کاخی بلنداز نظم که از بادو باران گزند نمی بیند بنا نمی شود؟ ا . آ: پزشکان جان بخشند اما گاه که از روی سهو و سهل انگاری بیمارشان می میرد، موضوع انتقادها و طنزها قرار می گیرند تا آنجا که به گفته شاعر اجل به خاطر حرص خوردن از دست رقیبی که بیش از او آدم می کشد با اعتراض در نامه ای به خدا از شغل قبض روح کردن استعفا می دهد. لعلی تبریزی: ملک الموت رفت پیش خدا گفت سبحان ربی الاعلا یک طبیبی ست در فلان کوچه من یکی قبض و او کند صدتا یا بفرما که جان او گیرم یا مرا خدمت دیگر فرما
XS
SM
MD
LG