لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۲۴ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه راديوفردا با نويسنده رمان جنجالي «سنج و صنوبر»


(rm) صدا | [ 4:31 mins ]
رمان «سنج و صنوبر»، نوشته مهناز کريمي، بين شماري از خوانندگان، محافل و رسانه هاي ادبي، جنجال کم سابقه اي به راه انداخته است. بسياري از منتقدان، اين کتاب را شاهکاري تازه در ادبيات ايران شمرده اند. اين کتاب ماجرايي زني ايراني است که بيست و اندي سال پيش در پي سيل بزرگي از روستايي نزديک کاشان به آمريکا مي رود. وي پس از گذشت يک ربع قرن از عمر جمهوري اسلامي، هنگامي که براي يافتن عشق دوران نوجواني به ايران باز مي گردد، نه زادگاه خود را آنگونه مي بيند که به ياد داشته و سال ها با فکر و خاطره اش در آنسوي جهان مي زيسته، و نه معشوق را. اين کتاب در يک نگاه قصه کهن عشق است و در نگاه ديگر، پرداختي به چگونگي انحطاط يک تاريخ و تصويري هنرمندانه است از يک سرزمين ويران شده، يا در حال زوال. خانم کريمي در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که در يک جو پر توطئه و گرفتار تزوير تاريخي، واقعيت بين افراد مختلف پخش است، به همين دليل براي داشتن تصويري کامل، داستان اين کتاب از رواي ها و شاهدان متعددي نقل شده است. وي مي افزايد که براي نوشتن اين رمان حدود 10 سال وقت صرف کرده است. فرین عاصمی (رادیو فردا): رمان سنج و صنوبر بین شمار زیادی از خوانندگان، محافل و رسانه های ادبی جنجال کم سابقه ای به راه انداخته است. بسیاری از منتقدان این کتاب را شاهکاری تازه در ادبیات ایران شمرده اند. مهناز کریمی، نویسنده این کتاب 54 ساله است، متولد کاشان، عاشق ایران گردی، مادر چهار فرزند و عکاس، که طراحی فضای سبز را شغل خود می داند و نوشتن را همه زندگي خود. ماه منیر رحیمی (رادیو فردا): رمان سنج و صنوبر، ماجرای زنی ایرانی است که بیست و اندی سال پیش در پی سیل بزرگی از بلخاست، روستایی نزدیک کاشان به آمریکا می رود. شخصیت اول داستان پس از گذشت حدود یک ربع قرن از عمر جمهوری اسلامی هنگامی که برای یافتن عشق دوران نوجوانی به ایران بازمی گردد، نه زادگاهش را آنگونه می یابد که به یاد داشته و سالها با فکر و خاطره اش در آنسوی جهان می زیسته، و نه معشوقش را. آفاق، حدود 50 ساله، که گویا از نوادگان نرجس خاتون، صیغه یک شبه ناصرالدین شاه قاجار است، به سبب وصیت نامه عم غزی از مطلوبش دور می افتد و باکره می ماند، اما این شاهزاده خانم ایرانی با یک پسرک دورگه آمریکایی حس همخونی می یابد، چه جان سیاه و سپید، یا به تعبیر نویسنده مثل برف و شیره پس از یک عمل جراحی به آفاق خون داده است. «سنج و صنوبر» در یک نگاه قصه کهن عشق است و در نگاهی دیگر پرداختی به چگونگی انحطاط یک تاریخ و تصویری هنرمندانه از یک سرزمین ویران شده یا در حال زوال. «شنیده ام شما ایراینها هرکدام در بک یارد Back Yard (حیاط پشت) خانه تان یک چاه نفت دارید، توی دلم ادامه دادم تزویر راز ماندگاریمان است». «سنج و صنوبر» به گفته برخی کارشناسان هم آن دسته از منتقدان را راضی نگاه می دارد که ادبیات را با انگیزه های سیاسی، عقیدتی و اخلاقی و یا به اصطلاح متعهد می پسندند و هم آنها را خرسند می کند که هنر را برای هنر می خواهند. مهناز کریمی حتی بوها را رنگ می زند و رنگها را طعم و مزه می دهد. ماجراها اما فقط از زبان یک راوی حکایت نمی شود، بلکه پی در پی، دست به دست به راویان گوناگون سپرده می شوند و ادامه می یابند. با نثری، گرچه متناسب با زبان راویهای مختلف از زبان پختگی و تسلط در زمینه روایت، منسجم و محکم. در مصاحبه ای که با مهناز کریمی، نویسننده سنج و صنوبر داشتم، از او پرسیدم چگونه به این زبان دست یافته است؟ مهناز کریمی (نویسننده «سنج و صنوبر»): در یک جو پرتوطئه و گرفتار تزویر تاریخی، واقعیت بین افراد مختلف پشخ و پار است. به همین دلیل برای داشتن یک تصویر کامل من مجبور بودم که به راویها و شاهدهای متعددی پناه ببرم. حالا چطور شد که زبان این راویها را توانستم در بیاورم، شاید به دلیل این است که یکی از لذتهای بزرگ زندگی من شنیدن دیگران است و این شنیدن باعث شده که من زبانهای مختلف را بتوانم در کارم از آن استفاده کنم. البته برای نوشتن این رمان زمانی حدود 10 سال وقت صرف کردم. مشغله ام این بود که یک کار خوبی را تدوین کنم و تهیه کنم و هیچ عجله ای برای چاپ کردن نداشتم، در نتیجه تجربیاتی که در زندگیم به دست آوردم در خدمت این رمان قرار گرفت. م . م . ر.: چه شد که ساختار کتاب را رمان انتخا کردید با توجه به اینکه پر از ماجراهای گوناگون است و شاید می شد آن را به صورت مجموعه داستان کوتاه نوشت. یعنی در زمانی که کوتاهی مطلب و صریح خوان بودن آن یک ارزش شمرده می شود، چرا شما یک رمان را به بلندی 400 صفحه انتخاب کردید؟ مهناز کریمی: من با شما موافق هستم. حقیقت این است که سنج و صنوبر می توانست چندین و چند رمان باشد، اما من آمدم با تلخیص و مجموع کردن اینها یعنی سعی کردم که زیاده گویی نکنم، سعی کردم ماجرا را در اختصار کامل بیان کنم. ولی فکر می کردم فقط با این شکل است که من می توانم به خواننده ام بگویم پیشانی نوشت آدمها حداقل در ایران چیزی نیست که در آسمان نوشته بشود که در خود زمین و توسط اطرافیان ما نوشته می شود و من با بیان یک ماجرا در یک کتاب نمی توانستم این را بگویم، مجبور بودم ماجراهای مختلف را کنار هم بگذارم تا خواننده به این حقیقت برسد. م . م . ر.: آیا این رمان را می شود به نوعی اتوبیوگرافی یا بیوگرافی کسی دانست؟ مهناز کریمی: اگر بخواهم که خیلی صادقانه به شما جواب بدهم، باید بگویم که این رمان تخیلی است بر مبنای واقعیت روابط، سنن و آداب حاکم در جامعه در برهه های مختلف زمانی، یعنی اتفاقی که برای نرگس خاتون می افتد، زمان ناصرالدین شاه از تخیل من سرچشمه گرفته ولی وقتی من می شنوم حرمسرایی وجود داشته که به هر زن احتمالا یک بار بیشتر نوبت نمی رسیده، در نتیجه امثال نرگس خاتون در آن حرمسرا می توانستند خیلی زیاد باشند، بنابراین به اعتباری تخیل است و به اعتباری جدا از واقعیت نیست.
XS
SM
MD
LG