لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۰۴ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي چگونگي شکل گيري و آرمان‌هاي انقلاب مشروطه در ايران، از ديد يک استاد دانشگاه


(rm) صدا | [ 6:25 mins ]
فردا چهارشنبه، سالگرد نود و هشتمين سال جنبش مشروطيت است. اين جنبش سرآغاز دوران جديد ايران قلمداد مي شود. آرمان اصلي بنيانگذاران مشروطيت تشکيل نظام قضايي عادلانه و حکومت قانون و آزادي بود. گرچه در قانون اساسي مشروطه آمده است که اساس مشروطيت تاخير بردار نيست، تاريخ يکصدساله ايران گواه وقفه هاي طولاني در راه استقرار حکومت قانون و آزادي بوده است. دکتر عباس ميلاني، استاد تاريخ و علوم سياسي دانشگاه استنفورد آمريکا، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که متاسفانه 100 سال بعد از انقلاب مشروطه، مي بينيم که اساسي ترين خواست هاي اين انقلاب که حکومت قانون، دوري از حکومت فردي، و جدايي دين از سياست بود، متحقق نشده است. گلناز اسفندياري (راديوفردا): فردا چهارشنبه، سالگرد نود و هشتمين سال جنبش مشروطيت است. اين جنبش سرآغاز دوران جديد ايران قلمداد مي شود. آرمان اصلي بنيانگذاران مشروطيت تشکيل نظام قضايي عادلانه و حکومت قانون و آزادي بود. گرچه در قانون اساسي مشروطه آمده است که اساس مشروطيت تاخير بردار نيست، تاريخ يکصدساله ايران گواه وقفه هاي طولاني در راه استقرار حکومت قانون و آزادي بوده است. در اين باره شهران طبري گفتگويي کرده است با عباس ميلاني استاد علوم سياسي دانشگاه استنفورد آمريکا. شهران طبري (راديو فردا، لندن): 98 سال پيش يعني قريب به يک قرن گذشته در 14 مرداد 1285 خورشيدي، برابر 1906 ميلادي، در ايران انقلابي رخ داد که در بين بسياري از کشورهاي جهان بي سابقه بود. در دوراني که اکثر کشورهاي منطقه آسيا و تمامي قاره آفريقا به صورت مستعمره کشورهاي اروپايي درآمده بودند، روشنفکران، تحصيل کردگان و اصناف ايراني در اتحاد با روحانيت پيشرو انقلاب مشروطه را به ثمر رساندند. مورخان و کارشناسان مسائل سياسي معتقدند اگر مباني و اهداف اين انقلاب از جمله اقتدا به قانون در عوض شرع، جدايي دين از سياست، عدالت اجتماعي و غيره در عمل پياده شده بود، ايران که زماني جزء کشورهاي تراز اول جهان بود، امروز باز هم مي توانست در رديف کشورهاي پيشرفته جهان به شمار آيد. دکتر عباس ميلاني (استاد تاريخ و علوم سياسي دانشگاه استنفورد آمريکا): انقلاب مشروطه با وحدتي از نيروهاي شهري و متوسط و طبقه تحصيل کرده براي ايجاد جامعه اي مبتني بر حکومت قانون و به دور از استبداد فردي در جامعه اي که در آن دين و سياست از هم جدا شدند، به گونه اي که در جهت همسويي و همزيستي با پروژه جهاني تجدد هست آغاز شد. متاسفانه 100 سال بعد مي گوييم که شايد اساسي ترين خواست اين انقلاب که همان حکومت قانون هست، دوري از حکومت فردي هست، همان جدايي دين از سياست هست، متحقق نشده و جامعه ايران بيش و کم همگون نيروهايي که صد سال پيش خواستار آن انقلاب بودند کماکان در تلاشند براي تحقق اين انقلاب و کماکان بخشي از اين نيروها در خارج مستقرند و برخي در داخل و تلاش مي کنند براي برانداختن حکومت فردي که در 100 سال پيش صرفا مبتني بر استبداد شخصي بود و امروزه بر استبداد شخصي مستظهر به ادعاي حمايت از وحي الهي. ش.ط.: کسروي مورخ به نام مشروطه که از هواران سرسخت مشروطه و جدايي دين از سياست بود، در کتاب خود با همين نام به نقش روحانيت در پيروزي انقلاب مشروطه اهميت ويژه اي مي دهد. بسياري معتقدند اين نقش روحانيت پيشرو در انقلاب مشروطه بود که در زمان انقلاب بهمن 57 در خاطره جمعي مردم ايران بيدار شد و آنها را به حمايت از روحانيت برانگيخت. غافل از اين که روحانيت ايران همواره يک واحد يکپارچه نبوده است. دکتر عباس ميلاني: شما اگر نگاه بکنيد به تاريخ مشروطيت، در همان زمان هم در واقع روحانيان به دو رگه تقسيم مي شدند. يک رگه اش همينهايي بودند که کسروي به آن اشاره مي کند. نائيني بود که رساله معروف «تنبيه المله» را نوشت و سعي کرد نشان بدهد که مشروطيت و اسلام با هم تبايني ندارند. يک رگه اي هم بود شيخ فضل الله نوري که حکومت مشروعه مي خواست. اين دو رگه بودن روحانيت که در آن زمان وجود داشت، تا به امروز هم ادامه پيدا کرده و يک خط مستقيمي مي شود از شيخ فضل الله نوري به آيت الله خميني کشيد و يک خط مستقيمي هم از نائيني به جريانات اصلاح طلبي که در سالهاي اخير وجود داشته. آقاي خاتمي شکل بي قدرت و بي تصميم فکري همان جرياناتي هستند که نائيني صد سال پيش متجلي اش بود. ش.ط.: باز هم کسروي، مورخ انقلاب مشروطه در ابتداي کتاب خود مي گويد: ايران که در گذشته از کشورهاي به نام آسيا و جهان بود، در زمان قاجار بسيار ناتوان گشت و علت آن بود که جهان ديگر شده بود ولي ايران به همان حال پيش بازماند و تکان خورد. دکتر ميلاني معتقد است پس از مشروطه و در زمان حکومت پهلوي ايران تکان لازم را خورده بود، اما در يک مورد نتوانست اهداف مشروطه را پياده کند. در حالي که بعد از انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با جهان، عقب گرد بزرگي کرد. عباس ميلاني: ايران در 100 سال اخير بدون شک تکان خورد. اما اين تکان را به نظر من بايستي اساسا در دوران پهلوي خورد ايران. به اين معنا که در دوران رضا شاه و در دوران محمد رضا شاه يک مقدار زيادي از زيربناي اقتصادي و زير بناي فرهنگي در ايران بوجود آمد. متاسفانه براي ايران نه رضا شاه و نه پسرش هيچکدام به دموکراسي باور نداشتند. و به همين خاطر با اين که گامهاي بسيار بسيار بزرگي در پيشبرد جامعه در رساندن جامعه به يک جامعه متجدد برداشتند، با اينحال حاصل آن اين شد که جامعه نتوانست توازن خود را حفظ بکند و خواستار انقلاب اسلامي شد. و جامعه امروز ايران شما ارقام اقتصادي را نگاه کنيد. درآمد سرانه ملي را نگاه بکنيد، سهم ايران در علم را نگاه بکنيد. هر کدام از اينها را نگاه بکنيد متاسفانه در 25 سال اخير يک گام بزرگي به عقب برداشته شده. در حالي که در آستانه انقلاب اگر اين استبدادي که پيش آمد، پيش نمي آمد و اگر انقلاب اسلامي به وعده هاي خودش که دموکراسي بود وفادار مي ماند. اگر اين دو ميليوني که الان در خارج مهاجر هستند در ايران مي ماندند، همه اينها حاضر بودند بمانند. انقلاب بود، و خشونت ها بود که اينها را بيرون کرد. جامعه ايران با آمدن يک دمکراسي واقعي به راستي مي توانست امروز يک يک جامعه قرن بيست و يکمي باشد. ايران بدون شک در زمره کشورهايي بود که آماده اين جهش بود، و انقلاب متاسفانه اين آمادگي را سقط کرد و اين جهش را از بين برد. انقلاب مشروطه دقيقا تلاشي بود براي اين که اين خيز را براي ايران ميسر بکند.
XS
SM
MD
LG