لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۰۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

اسلام، دموکراسی و حقوق بشر از دید دو روشنفکر مسلمان


(rm) صدا | [ 4:11 mins ]
بر پايه گزارش سازمان عفو بين الملل، هيچ يک از کشورهای عربی و تقريباً هيچ يک از کشورهای اسلامی در فهرست کشورهايی قرار ندارند که آزادی مطبوعات و حقوق بشر را رعايت می کنند. همچنين کارشناسان و ناظران بين المللی می گويند ساختار سياسی در هيچ يک از کشورهای اسلامی، دموکراتيک نيست. هم چنين، خشونتِ سازمان يافته اسلامی تارهای خود را در سراسر جهان تنيده است. اين واقعيتها پرسش بنيادیِ چند دهه گذشته را دوباره از نو پيش کشيده است: آيا اسلام با دموکراسی، ارزشهايی چون حقوق بشر و سرانجام خشونت ستيزی، سازگار است يا نه. آيا بنيادگرايی در ذات اسلام است يا عارضه ای است گذارا و محصول شرايط امروز؟ مهدی خلجی با بررسی دو کتاب از دو روشنفکر نامدار مسلمان که به تازگی در فرانسه منتشر شده، دو ديدگاه اصلی در اين باره را طرح می کند. مهدی خلجی (رادیو فردا): اسلام به ذات خود ندارد عيبی، هر عيب که هست از مسلمانی ماست. اين ديدگاه بسياری از انديشمندانِ مسلمان در پاسخ به همه ناهنجاری ها و ناگواری های موجود در جهان اسلام است. اکنون، البته بحرانِ جهانِ اسلام از مرز کشورهای اسلامی فرارفته است. مسلمانان بحرانِ سياسی، اقتصادی و فرهنگی خود را به جهان صادر کرده اند. حتی اگر حساب اسلام را هم جدا کنيم، کمتر کسی در اين ترديد دارد که بنيادگرايان مسلمان تهديدی بنيادی برای امنيت و ثبات و صلحِ جهان اند. اما آيا اسلام به ذات خود عيبی ندارد و رفتار امروزه مسلمانان يکسره برآمده از ميل و خواست و رنج و کژانديشی خود آنهاست؟ آيا تاريخ امروز اسلام با تاريخ صدر اسلام هيچ پيوندی ندارد؟ خود بنيادگرايان اين را نفی می کنند. طرح بنيادگرايی، بازگشت به اسلام اصيل و ناب پيامبر است. آنها آيه های قتال و کشتار در قرآن را بخش جدانشدنی دين اسلام می دانند و رافت و رحمت با مخالفان خود را از نشانه های نفاق و حتی شرک می پندارند. در عوض شمار بسياری از پژوهشگرانِ سکولار اسلامی هم با آنها همرای اند. حمادی الرِديسی، استاد دانشگاه تونس در کتاب استثنای اسلامی که انتشارات Seuil به تازگی آن را در پاريس چاپ کرده، همين تحليل را گسترش می دهد. وی باور دارد چيزی به نام اسلامِ سکولار يا سکولاريسم اسلامی معنايی ندارد و آيين اسلام در سرشت خود با جدايی دين از دولت و ارزش های سياسی و حقوقی جامعه ليبرال و مدرن ناسازگار است. الرديسی می انديشد امروزه همه اديان عرفی شده اند جز اسلام. از نگاه او پيکره برآماسيده شريعت و فقه در اسلام، نقشی نيرومند عليه عقل انتقادی بازی می کند و زوال عقل فلسفی در سده هفتم هجری، اسلام را تا امروز يتيمِ عقل کرده است. بر پايه نظر اين انديشمند تونسی بنيادگرايی ويژگی دوران معاصر نيست و مدينه النبی به همان اندازه شاهد خشونت مسلمانان بوده است که دنيای امروز. در برابر ديدگاه کسانی مانند الرديسی، پژوهشگرانی هستند که به تاريخمندی اسلام باور دارند و از اين چشم انداز می گويند نبايد ذاتی برای اسلام در نظر گرفت و اسلام هر دوره تاريخی و منطقه جغرافيايی را در چارچوبِ جدايی بايد بررسی کرد. عزيز العظمه، فيلسوف پرآوازه و اکنون استاد دانشگاهِ بوداپست، يکی از اين شمار است. وی در کتاب تازه خود با عنوان تاريک انديشیِ پست مدرن و مساله اسلامی، که ناشر آن Acte du sud است به تفصيل شرح داده که بنيادگرايی در سرشت خود پديده ای است مانند فاشيسم و به همان اندازه فراورده دوران مدرن و برآمده از ايدئولوژی توده گرای غيرعقلانی. وی به شدت مسثتنی بودن پديده اسلام را رد می کند و با نظريه ادوارد سعيد درباره مخالفت با شرقشناسی درمی پيچد و می نويسد تافته جدابافته نشان دادن اسلام، از هر منظری که باشد، امکانات علمی شناخت آن را می کاهد و بلکه ناممکن می کند.
XS
SM
MD
LG